ارتباط ناشناخته. ارتباط بدون سانسور. ارتباط برقرار نمی‌شود. سایت اصلی احتمالاً زیر سانسور است. ارتباط با سایت (های) موازی برقرار شد. ارتباط برقرار نمی‌شود. ارتباط اینترنت خود را امتحان کنید. احتمال دارد اینترنت به طور سراسری قطع شده باشد. ادامه مطلب

آرزواندیشی ظریف: صلح از موضع قدرت

علی افشاری، تحلیلگر سیاسی، در ارزیابی طرح اخیر محمدجواد ظریف برای پایان جنگ با آمریکا از طریق توافقی جامع و پیمان عدم تعارض دائمی، آن را فاقد پشتوانه اجماع در حاکمیت و غیرقابل‌اجرا در فضای کنونی می‌داند. به باور افشاری، ترور کمال خرازی در میانه مذاکرات صلح اسلام‌آباد و ادامه حملات به زیرساخت‌های ایران، نشان می‌دهد که طرف مقابل اراده‌ای برای صلح ندارد و در چنین شرایطی، «فقط مقاومت و ایستادگی» راهکار واقع‌بینانه است، نه ابتکارهایی که فرض را بر اعتماد متقابل می‌گذارند.

محمد جواد ظریف، وزیر خارجه سابق ایران در مقاله‌ای با عنوان «چگونه ایران باید جنگ را پایان دهد» (How Iran Should End the War) در نشریه فارن افرز می‌نویسد ایران هرچند جنگ را آغاز نکرده اما پس از بیش از یک ماه «به وضوح در حال پیروزی» است،او تأکید می‌کند که ادامه جنگ با وجود این موفقیت‌ها، تنها به نابودی بیشتر زیرساخت‌ها و تلفات غیرنظامیان می‌انجامد. او هشدار می‌دهد که خواست تداوم جنگ در ایران اگرچه از نظر روانی قانع‌کننده است، اما راهبردی نیست و در عوض ایران باید از موضع قدرت، اعلام پیروزی کرده و وارد مذاکره برای توافقی جامع شود که هم جنگ کنونی و هم درگیری‌های آینده را پایان دهد. این طرح تا چه حد بازتابی از یک اجماع در حاکمیت یا یک ابتکار فردی است؟ آیا این ایده توسط نهادهای نظامی و امنیتی ایران پذیرفته شود؟ آیا نسخه جدید ظریف می‌تواند از تکرار چرخه «بی‌اعتمادی و خیانت‌های متقابل» جلوگیری کند؟ پیشنهاد ظریف برای «صلح از موضع قدرت» زمانی معنا پیدا می‌کند که هر دو طرف به میز مذاکره باور داشته باشند ـ اما وقتی یکی از طرفین هماهنگ‌کننده مذاکرات را ترور می‌کند، این سوال به حق مطرح است که آیا اساساً «اراده متقابل»ای در کار است یا صرفاً یک بازی فریب و فشار نظامی؟

با علی افشاری، تحلیلگر سیاسی گفت‌وگو کرده‌ایم. می‌شنوید:

برای دیدن محتوای نقل شده از سایت دیگر، کوکی‌های آن سایت را بپذیرید

کوکی‌های سایت‌ دیگر برای دیدن محتوای آن سایت‌ حذف شود

بسته پیشنهادی ظریف

محمد جواد ظریف در مقاله‌اش در فارن افرز به خیانت‌های مکرر آمریکا از قرارداد ۲۰۱۵ (برجام) تا خروج ترامپ و سیاست «فشار حداکثری» اشاره می‌کند و می‌پذیرد که بخش بزرگی از مردم ایران هرگونه مذاکره را «بدعت» می‌دانند. با این حال، او استدلال می‌کند که جنگ کنونی حقیقتی را آشکار کرده است: آمریکا قادر به نابودی برنامه هسته‌ای و موشکی ایران نیست و از سوی دیگر، فناوری هسته‌ای خود ایران نیز نتوانسته از تجاوز جلوگیری کند. بنابراین بهترین راه، تبدیل این فاجعه به فرصتی برای پایان ۴۷ سال خصومت است.

ظریف یک بسته مشخص پیشنهاد می‌دهد: ایران متعهد شود هرگز به دنبال سلاح هسته‌ای نرود، تمام مواد غنی‌شده خود را به زیر ۳.۶۷ درصد کاهش دهد و پروتکل الحاقی را تصویب کند. در مقابل، آمریکا باید تمام تحریم‌های یک‌جانبه و قطعنامه‌های شورای امنیت علیه ایران را لغو کند، راه برای صادرات نفت ایران باز شود و حتی در بازسازی خسارت‌های جنگ مشارکت کند. همچنین پیشنهاد می‌کند کنسرسیومی از چین، روسیه و آمریکا برای غنی‌سازی سوخت در منطقه تشکیل شود و ایران و آمریکا پیمان عدم تعارض دائمی امضا کنند.

وزیر خارجه پیشین ایران می‌پذیرد که این توافق آسان نخواهد بود و نیاز به تضمین‌های خارجی (مثلاً از سوی چین و روسیه) دارد. اما تأکید می‌کند که جنگ درِ خانه صلح بادوام را گشوده است: ایرانی‌ها با ایستادگی در برابر دو قدرت هسته‌ای اعتمادبه‌نفس پیدا کرده‌اند و آمریکایی‌ها دریافته‌اند که نظام جمهوری اسلامی از بین‌رفتنی نیست. در پایان، ظریف می‌نویسد: «احساسات ممکن است بالا باشد و هر طرف از پیروزی‌های خود ببالد، اما تاریخ کسانی را به بهترین نحو به یاد می‌آورد که صلح می‌کنند.»

یک ابتکار شخصی، نمایانگر دیدگاه جناح میانه‌رو

افشاری تأکید می‌کند که پیشنهاد ظریف را به هیچ وجه نمی‌توان نشانه‌ای از اجماع در میان تمام جناح‌های حاکمیتی و «کسانی که الان تصمیم‌گیر اصلی هستند» دانست. به باور او، این طرح بیشتر «ابتکار شخصی ظریف» و نماینده دیدگاه «جناح میانه‌روی حکومت» است که اتفاقاً پس از این جنگ، موقعیت و نفوذش کمتر هم شده است. او صراحتاً می‌گوید:

بعید می‌دانم این پیشنهاد به این شکل توسط نیروهای نظامی و امنیتی و کسانی که الان فرماندهی جنگ را بر عهده دارند پذیرفته بشود.

چرا که این افراد چه در جایگاه سران قوا، چه نزدیکان به رهبری و چه فرماندهان سپاه، موضعی متفاوت با دولت پزشکیان (که در آن هم دست بالا را ندارند) دارند و اساساً مخالف آتش‌بس و طرفدار «جنگ جنگ تا پیروزی» هستند.

 پیشگیری از تکرار چرخه بی‌اعتمادی

افشاری با اشاره به تجربه ترور کمال خرازی در میانه مذاکرات صلح اسلام‌آباد، پیشنهاد ظریف برای «پیمان عدم تعارض دائمی» و همکاری اقتصادی با آمریکا را «غیرواقع‌بینانه و ایدئالیستی» می‌خواند و یادآوری می‌کند:

آمریکا دو بار در شرایطی که ایران مشغول مذاکره بوده به ایران حمله نظامی کرده، و این نمی‌تواند به یکباره و با راهکارهای تخیلی برطرف شود.

افشاری تأکید می‌کند که «این حالا حالا‌ها سایه‌اش خود را بر هر نوع ارتباط و تعاملی بین دولت‌های ایران و آمریکا سنگینی می‌کند» و برای غلبه بر این بی‌اعتمادی عمیق، نه خوش‌بینی صرف، بلکه «سازوکاری لازم است که فرضش بر اعتماد نباشد، بلکه فرضش بر این باشد که جلوی اقداماتی مثل متوقف شدن دیپلماسی و بعد حمله نظامی غافلگیرانه را بگیرد» ـ سازوکاری بازدارنده که در گذر زمان و در یک پروسه طولانی بتواند به اعتمادسازی منجر شود.

 افشاری با اشاره به ادامه حملات به زیرساخت‌های ایران، تصریح می‌کند که در فضای فعلی «جایی اصلاً برای مذاکره و دیپلماسی نیست، فقط فقط مقاومت و ایستادگی است» تا طرف مقابل (آمریکا و اسرائیل) بفهمد «با تهدیدات، قلدری و دیکته کردن نمی‌تواند نتیجه بگیرد».

 او در پایان تأکید می‌کند که اکنون دو طرف در شرایطی نیستند که با توقف جنگ به یکباره به توافقی پایدار برسند، و از این منظر رویکرد ظریف «آرزواندیشانه و غیرواقع‌بینانه» است.

گفت‌وگو را از طریق افزونه پخش‌کننده صدا هم می‌توانید بشنوید:

بیشتر بخوانید:

این مطلب را پسندیدید؟ کمک مالی شما به ما این امکان را خواهد داد که از این نوع مطالب بیشتر منتشر کنیم.

آیا مایل هستید ما را در تحقیق و نوشتن تعداد بیشتری از این‌گونه مطالب یاری کنید؟

.در حال حاضر امکان دریافت کمک مخاطبان ساکن ایران وجود ندارد

توضیح بیشتر در مورد اینکه چطور از ما حمایت کنید

نظر بدهید

در پرکردن فرم خطایی صورت گرفته

نظرها

نظری وجود ندارد.