آیا تنگه هرمز به آزمونی برای «تحملپذیری سیاسی» تبدیل شده است؟
حسین نوشآذر ـ علی افشاری، تحلیلگر و فعال سیاسی، بحران کنونی خلیج فارس را نه صرفاً یک درگیری نظامی، بلکه صحنهای برای «آزمون تحملپذیری سیاسی» دو طرف میداند. به باور او، جمهوری اسلامی تاکنون توانسته بدون فروپاشی سیاسی در برابر فشارها مقاومت کند، در حالی که دولت ترامپ به دلیل انتخابات میاندورهای و تأثیر بحران انرژی بر اقتصاد آمریکا، تحت فشار فزایندهای قرار دارد. افشاری محتملترین سناریوی پایان بحران را نه یک توافق رسمی، بلکه «ترکتخاصم عملی» شبیه جنگ دوازدهروزه میداند؛ پایانی که بیش از آنکه ناشی از مذاکره باشد، حاصل محاسبه هزینهها و ناتوانی طرفین در ادامه وضعیت موجود خواهد بود.

یکی از ناوهای جنگی ناوگان پنجم نیروی دریایی آمریکا در حال عبور از تنگه هرمز
با توجه به گزارشی که اخیراً در خبرگزاری رویترز منتشر شده، ما در آستانه یکی از بزرگترین بحرانهای انرژی در تاریخ معاصر قرار گرفتهایم؛ بحرانی که در آن ایران با بستن تنگه هرمز، عملاً جریان ۲۰ درصد از عرضه جهانی نفت و گاز طبیعی مایع را متوقف کرده و تولید کشورهای اوپک از جمله عربستان، عراق و امارات را بین ۲۰ تا ۷۰ درصد کاهش داده است.
ابعاد این بحران فراتر از یک قطع ساده صادرات است و به «فروپاشی اعتماد» در زنجیره تأمین انرژی دامن زده است. تحلیل رویترز به نقل از یک مشاور انرژی عراق مینویسد که این بحران، آسیبپذیری عمیق منطقه در حفاظت از سامانه انرژی خود را آشکار کرده و تعمیرات زیرساختها ماهها به طول خواهد انجامید. همزمان، بیمه محمولهها به دلیل ریسک بالا بسیار گران و دشوار شده و شرکتهای بزرگ نفتی برای بازگشت به خلیج فارس تردید جدی دارند. این وضعیت، حتی با وجود اقداماتی مانند آزادسازی ۴۰۰ میلیون بشکه نفت از ذخایر راهبردی توسط آژانس بینالمللی انرژی، بهعنوان یک راهحل کوتاهمدت ارزیابی میشود و نگرانی از تکرار شوکهای نفتی دهه ۱۹۷۰ را در اذهان زنده کرده است.
این بحران، خاورمیانه را در یک دوراهی سرنوشتساز قرار داده است: از یک سو، تداوم بیاعتمادی و ناامنی میتواند به «فرار سرمایه» از صنعت انرژی منطقه منجر شود، هزینه بیمه و استخراج را به شدت افزایش دهد و جایگاه سنتی خلیج فارس بهعنوان تأمینکننده اصلی انرژی جهان را برای همیشه تضعیف کند. از سوی دیگر، این شوک تاریخی ممکن است کشورهای منطقه را به سمت درکی جدید از ناامنی جمعی سوق دهد و آنها را وادار کند به جای رقابتهای ژئوپلیتیک، به دنبال معماری امنیتی فراگیری باشند که در آن ایران، کشورهای عربی و بازیگران فرامنطقهای بتوانند با تضمین امنیت تأسیسات و مسیرهای انرژی، از فروپاشی کامل اقتصاد منطقهای خود جلوگیری کنند.
اما در حال حاضر چه سناریوهایی برای پایان بحران وجود دارد و بازیگران بینالمللی چه نقشی را ایفا میکنند؟ با آقای علی افشاری، فعال سیاسی جمهوریخواه گفتوگو کردهایم. میشنوید:
آقای افشاری با اشاره به بحران کنونی خلیج فارس، سناریوهای پیش رو را به چند دسته تقسیم میکند. به باور او، ادامه جنگ فرسایشی فعلی محتملترین گزینه است، اما شکل پایان آن شباهت زیادی به «جنگ دوازدهروزه» خواهد داشت؛ یعنی یک «ترکتخاصم عملی» بدون امضای توافق رسمی.
او دلیل این پیشبینی را فشار فزاینده بر دولت آمریکا به دلیل انتخابات میاندورهای و تأثیر منفی بحران انرژی بر محبوبیت ترامپ میداند، در حالی که جمهوری اسلامی تاکنون علائمی از فروپاشی سیاسی نشان نداده است.
افشاری حمله احتمالی زمینی آمریکا برای تصرف جزایر ایران را سناریویی خطرناک اما کماحتمال توصیف میکند که ممکن است به جنگی شبیه ویتنام و شکست راهبردی واشنگتن بینجامد. او سناریوی جنگ شهری و ناآرامیهای داخلی با کمک نیروهای آموزشدیده را نیز محتمل نمیداند.
این تحلیلگر در پاسخ به پرسشی درباره نقش میانجیهای بینالمللی، چین، عمان و ترکیه را مؤثرترین گزینهها معرفی میکند. به گفته افشاری، کشورهای اروپایی مانند اسپانیا، بلژیک و سوئیس اگرچه پیشتر مخالفت خود را با جنگ اعلام کردهاند، اما وزن کافی برای میانجیگری ندارند.
چین به دلیل آنچه افشاری «عبور بدون محدودیت نفتکشهایش» از منطقه میخواند، انگیزه چندانی برای میانجیگری ندارد، اما عمان و ترکیه روابط مؤثری با هر دو طرف مناقشه دارند و میتوانند نقش فعالی ایفا کنند. با این حال، او تأکید میکند که جمهوری اسلامی در شرایط کنونی تمایلی به مذاکره رسمی نشان نمیدهد و تمرکز خود را بر افزایش هزینههای اقتصادی و سیاسی جنگ برای آمریکا گذاشته است.
افشاری در بخش دیگری از گفتوگو به اهرمهای فشار دو طرف اشاره میکند و میگوید جمهوری اسلامی تاکنون توانسته بدون فروپاشی سیاسی در برابر فشارها مقاومت کند، در حالی که دولت ترامپ به دلیل مشکلات داخلی و بینالمللی تحت فشار فزایندهای قرار دارد.
او تأکید میکند که جنگ فرسایشی فعلی بیش از آنکه به نفع میداننبرد باشد، به صحنهای برای «آزمون تحملپذیری سیاسی» دو طرف تبدیل شده است. به باور افشاری، هرگونه آتشبس احتمالی بیش از آنکه ناشی از مذاکرات رسمی باشد، حاصل محاسبه هزینهها و ناتوانی طرفین در ادامه وضعیت موجود خواهد بود، نه یک پیروزی مطلق برای هیچیک از بازیگران.
فایل صوتی گفتوگو را میتوانید از لینک زیر بشنوید:






نظرها
نظری وجود ندارد.