ارتباط ناشناخته. ارتباط بدون سانسور. ارتباط برقرار نمی‌شود. سایت اصلی احتمالاً زیر سانسور است. ارتباط با سایت (های) موازی برقرار شد. ارتباط برقرار نمی‌شود. ارتباط اینترنت خود را امتحان کنید. احتمال دارد اینترنت به طور سراسری قطع شده باشد. ادامه مطلب

پروژه موازی قدرت؛ مهندسی اپوزیسیون در سایه جانشینی

حسین نوش‌آذر ـ حسین رزاق، تحلیلگر مسائل راهبردی بر آن است که مهندسی اپوزیسیون، بزرگترین پروژه موازی با جانشینی مجتبی خامنه‌ای بود. به باور او، همزمان با پروژه بلندمدت انتقال قدرت به پسر خامنه‌ای که از سال‌ها پیش کلید خورده بود، دستگاه امنیتی جمهوری اسلامی با نفوذ در شبکه‌های مخالفان، ایجاد شکاف‌های قومی و سیاسی، و تخریب چهره‌های تأثیرگذار از طریق جنگ روایت‌ها، تلاش کرده است اپوزیسیونی بی‌خطر و فاقد توان سازماندهی واقعی بازتولید کند. با این حال، رزاق پیش‌بینی می‌کند که ظرف کمتر از یک سال آینده، مردم دوباره سازماندهی شده و به خیابان خواهند آمد؛ مشروط بر آنکه اپوزیسیون واقعی بتواند بر جریان‌های انحرافی غلبه کرده و به اجماعی ملی برای گذاری مسالمت‌آمیز دست یابد.

انتخاب سید مجتبی خامنه‌ای به رهبری جمهوری اسلامی در اسفند ۱۴۰۴، از همان ساعات نخست با موجی از تشکیک و واکنش‌های دوقطبی در داخل کشور روبه‌رو شد.

منتقدان و مخالفان داخلی این فرآیند را غیرشفاف و تحت فشار مستقیم سپاه پاسداران و نهادهای امنیتی می‌دانند و آن را نشانه‌ای آشکار از موروثی شدن قدرت و بازگشت به الگوی سلطنتی توصیف می‌کنند.

در تازه‌ترین واکنش‌ها ابوالفضل قدیانی، فعال سیاسی زندانی در اوین، در بیانیه‌ای از داخل زندان، انتخاب مجتبی خامنه‌ای به رهبری جمهوری اسلامی را «خیمه‌شب‌بازی رسوا و مضحک» خوانده، نشانه‌ای از «موروثی کردن قدرت و تبدیل حکومت به سلطنت خانوادگی». قدیانی با اشاره به اینکه اعضای مجلس خبرگان «در حال فرار و در مخفیگاه» این تصمیم را گرفته‌اند، تأکید کرده که چنین روندی «نه مشروع است و نه قانونی».

در مقابل، موافقان درون حاکمیت، به‌ویژه جریان‌های تندرو، بخشی از روحانیت محافظه‌کار و فرماندهان نظامی این انتخاب را به عنوان تداوم خط مقاومت، تضمین وحدت در میانه جنگ و جلوگیری از خلأ قدرت در حساس‌ترین لحظه تاریخ جلوه می‌دهند. آنان با بیانیه‌های متعدد بیعت، مجتبی خامنه‌ای را «متفکری جوان، اعلم و وفادار به آرمان‌های انقلاب» معرفی کرده و تأکید دارند که مجلس خبرگان در اجلاس فوق‌العاده و با رأی قاطع، تنها به وظایف شرعی و قانونی خود عمل کرده است.

این شکاف عمیق، میان حامیان ایدئولوژیک نظام از یک سو و بخش‌های ناراضی جامعه و حتی برخی نخبگان معترض درون حاکمیت از سوی دیگر، در بستر جنگی ویرانگر بیش از همیشه نمایان شده است.

در عرصه بین‌المللی نیز واکنش‌ها سخت قطبی بود: رسانه‌های غربی مانند نیویورک تایمز، گاردین، بی‌بی‌سی و رویترز این انتصاب را پیروزی تندروها و سپاه و پیامی چالش‌برانگیز به آمریکا و اسرائیل تفسیر کردند. دونالد ترامپ آن را «غیرقابل قبول» خواند و هشدار داد که «این رهبر دوام نخواهد آورد»؛ اسرائیل هم او را «هدف بعدی» نامید.

در سوی دیگر، روسیه، چین، عراق، عمان و حوثی‌های یمن با بیانیه‌های رسمی از این انتخاب استقبال کردند.

اما نکته‌ای برجسته در میان همه این هیاهو وجود دارد: مجتبی خامنه‌ای، رهبر جدید ایران در میانه جنگی تمام‌عیار، تا امروز حتی یک کلمه سخن نگفته است. او که از سال ۱۳۸۴ چهره‌ای پشت‌پرده بوده و نامش در مقاطع حساسی چون اعتراضات ۸۸ مطرح شد، همچنان در سکوت کامل به سر می‌برد. با حسین رزاق، تحلیلگر مسائل راهبردی، درباره آینده این چرخه خشونت، سرنوشت جنگ و چشم‌انداز ایران در شرایطی که ساختار قدرت بیش از همیشه به شبکه امنیتی _ نظامی گره خورده، گفت‌وگو کردم. می‌شنوید:

برای دیدن محتوای نقل شده از سایت دیگر، کوکی‌های آن سایت را بپذیرید

کوکی‌های سایت‌ دیگر برای دیدن محتوای آن سایت‌ حذف شود

آقای حسین رزاق با اشاره به بیانیه ابوالفضل قدیانی از زندان اوین، تأکید می‌کند که قدیانی به‌عنوان یکی از منتقدان سرسخت جمهوری اسلامی که از سال ۱۳۸۸ هیچ انتخاباتی را مشروع ندانسته، طبیعتاً این انتخاب را نیز نامشروع می‌خواند. از منظر او، مشروعیت‌زدایی از انتخاب پسر خامنه‌ای به‌عنوان رهبر سوم نه تنها به دلیل خواست مردمی است که بارها در خیابان‌ها فریاد زده‌اند، بلکه بر اساس قوانین خود جمهوری اسلامی نیز این فرآیند با ابهاماتی جدی مواجه است؛ از نحوه رأی‌گیری (مجازی، تلفنی یا حضوری) تا عدم شفافیت در بحث‌های خبرگان، همگی نشان از انتصابی از پیش تعیین‌شده دارد.

رزاق با اشاره به سابقه طولانی مجتبی خامنه‌ای در قدرت پشت‌پرده، تأکید می‌کند که رهبری او از امروز آغاز نشده است. از لیست آبادگران در شورای شهر دوم تهران گرفته تا مهندسی انتخابات ۸۴ و سرکوب ۸۸، همه به او نسبت داده می‌شود. او حتی پس از اختلافات کوتاه با پدرش در سال ۹۶، به سرعت به جایگاه بازگشت. به گفته رزاق، جانشینی مجتبی خامنه‌ای یک پروژه بلندمدت امنیتی بوده که از همان روزهای پس از انتخابات ۸۸ و شعار «مجتبی بمیری، رهبری رو نبینی» کلید خورد و طی آن تمام رقبای قدرتمند، از هاشمی رفسنجانی تا صادق لاریجانی، حسن روحانی و ابراهیم رئیسی یکی پس از دیگری کنار زده شدند تا مسیر برای او هموار شود.

او در ادامه به نقش مهندسی اپوزیسیون در این فرآیند اشاره می‌کند؛ الگویی که در نظام‌های اقتدارگرا مانند شوروی سابق، کره شمالی و عراق بعثی سابقه داشته است. جمهوری اسلامی با نفوذ در شبکه‌های مخالفان، ایجاد شکاف‌های قومی و سیاسی، و تخریب چهره‌های تأثیرگذار از طریق جنگ روایت‌ها و ابزارهای دیجیتال، تلاش کرده است اپوزیسیونی بی‌خطر و فاقد توان سازماندهی واقعی بازتولید کند. به گفته رزاق، نتیجه این سیاست، ظهور رهبرانی بوده که اگرچه در شبکه‌های اجتماعی محبوبیت دارند، اما فاقد سرمایه اجتماعی برای بسیج میدانی و ائتلاف‌سازی مؤثر هستند.

در پایان، رزاق با رد این پنداشت که جامعه مدنی به محاق خواهد رفت، تأکید می‌کند که برخلاف دهه ۶۰ که اکثریت با نظام بودند، امروز اکثریت مطلق مردم مخالف جمهوری اسلامی‌اند. او با اشاره به شبکه‌های همیاری خودجوش و حضور خودانگیخته مردم در مراسم‌های یادبود کشته‌شدگان، معتقد است جامعه مدنی اگرچه در سایه جنگ و حضور نیروهای حکومتی در خیابان‌ها به ظاهر خاموش است، اما ظرفیت بازسازی و بازگشت به صحنه را دارد.

رزاق پیش‌بینی می‌کند که ظرف کمتر از یک سال آینده، مردم دوباره سازماندهی شده و به خیابان خواهند آمد، مشروط بر آنکه اپوزیسیون واقعی بتواند بر جریان‌های انحرافی غلبه کرده و به اجماعی ملی برای گذاری مسالمت‌آمیز و دموکراتیک دست یابد.

فایل صوتی گفت‌وگو را می‌توانید از لینک زیر بشنوید:

بیشتر بخوانید:

این مطلب را پسندیدید؟ کمک مالی شما به ما این امکان را خواهد داد که از این نوع مطالب بیشتر منتشر کنیم.

آیا مایل هستید ما را در تحقیق و نوشتن تعداد بیشتری از این‌گونه مطالب یاری کنید؟

.در حال حاضر امکان دریافت کمک مخاطبان ساکن ایران وجود ندارد

توضیح بیشتر در مورد اینکه چطور از ما حمایت کنید

نظر بدهید

در پرکردن فرم خطایی صورت گرفته

نظرها

نظری وجود ندارد.