جنگ برای بقاء: کارفرمایان در وضعیت جنگی هم دستمزد کارگران را پرداخت نمیکنند
دولت در میان گفتاردرمانیهای بیهوده، همچنان بر سیاستهای فقرزا اصرار دارد و از جنگ به مثابه «فرصت» مناسبی برای موج دیگری از «شوک درمانی» بهره میبرد. جنگ و وضعیت امنیتی حاکم شاید کوتاه مدت دولت را از اعتراضهای گسترده علیه «شوک درمانی» در امان نگاه دارد اما پایههای جنبشهای پس از جنگ را مستحکم و شورش علیه فقیرسازی را میسر خواهد کرد.

کارگران راهآهن در ایران ـ عکس از خبرگزاری کار ایران (ایلنا)
آتشبس موقت میان ایران و ایالات متحده سریعتر از انتظار شکست. آمریکا در دور تازه حملات نظامی مناطق جنوبی و نفتخیز ایران را هدف قرار داده است. همچنین بنادر و اسکلهها نیز مقصد موشکها و بمبهای ایالات متحده آمریکا هستند و بیم آن میرود زنجیره تولید و حمل و نقل با اختلال جدی و طولانی مدت روبرو شود. در این شرایط کارگران بیشتری ممکن است بیکار شوند. بسیاری از کارگران هم در وضعیت جنگی برای دریافت دستمزد خود باید چند ماه معطل بمانند.
در همان روزهای نخست تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران در اسفند ۱۴۰۴ کارفرمایان از دولت خواستند در حداقل مزد تجدیدنظر کند و مجوز مزد توافقی را به کارفرمایان بدهد تا خط تولید متوقف نشود. این درخواست به صورت رسمی تصویب نشد اما گزارش رسانههای داخلی ایران بیانگر اجرای خودسرانه این درخواست از سوی صاحبان بنگاهها و پیمانکاران است.
۳۰ تیر ۱۴۰۵ خبرگزاری کار ایران به نقل از آیت اسدی، یکی از اعضای کارگری شورای عالی کار برخی از کارفرمایان را به «سوء استفاده» از شرایط جنگی متهم کرد. او از وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی خواست یک کمیته ویژه برای بررسی این موضوع تشکیل دهد.
اسدی در مقام رئیس کانون هماهنگی شوراهای اسلامی کار قزوین گفت: «برخی از کارفرمایان از فضای جنگ و بحران، به نفع خود و به ضرر کارگران سوءاستفاده مینمایند.». او تاخیر در پرداخت حق بیمه و دستمزد کارگران در بنگاهها را سوء استفاده از وضعیت جنگی خواند.
اسدی در حالی که بحران در برخی بنگاهها را واقعی دانست، شرکتهای دولتی را فاقد بحران توصیف کرد که «عموماً کمبود نقدینگی ندارند اما ضعف مدیریت، مناسبات ضد کارگری به وجود آورده است.»
۳۵۰ کارگر کارخانه «سرجین بافت زنجان» از جمله کارگرانی هستند که چند ماه است دستمزدشان پرداخت نمیشود. کارگران این واحد تولید پوشاک به رسانهها گفتند از آغاز سال ۱۴۰۵ دستمزد و حق بیمه آنها پرداخت نشده است و پیگریهای مکرر و مراجعه چندباره آنها به نهادهای دولتی تاکنون راهگشا نبوده است.
تیر ۱۴۰۴ همزمان با تجمع کارگران سرجین بافت مقابل استانداری زنجان، صدای زنجان گزارش کرد مالکان این شرکت پرداخت دستمزد کارگران را به دریافت تسهیلات بانکی مشروط کردهاند. همان زمان رسانهها میزان وام پرداخت شده به این شرکت را ۱۱۰ میلیارد تومان گزارش کردند.
کارگران خدمات شهری و پروژههای صنایع نفت و گاز هم چند ماه دستمزد معوقه دارند. در چابهار کارگران خدمات شهری سه ماه است بدون دریافت دستمزد کار میکنند. کارگران شرکت سپید پلاست در شهرستان چابهار هم طی سه ماه تنها ۱۰ میلیون تومان دریافت کردهاند
ایلنا ۲۴ تیر گزارش کرد در استانهای بوشهر و هرمزگان نیز معضلِ بیحقوقی و عدم امنیت شغلی کارگران برقرار است.
شرکت تأسیسات دریایی شعبه عسلویه یکی از دهها شرکتی است که دستمزد کارگران را با تاخیر پرداخت میکند. شرکت صدرا انرژی بوشهر هم در روزهای پایانی تیر به جای پرداخت ۵۰ درصد باقیمانده حقوق اردیبهشت، تنها ۱۰ میلیون تومان به حساب کارگران واریز کرد؛ در حالی که انتظار میرفت حقوق خرداد نیز در این مقطع پرداخت شود.
قراردادهای یک ماه و اخراج
هنوز هم آمار دقیقی از کارگرانی که جنگ موجب بیکاری آنها شد، اعلام نشده است؛ از دو میلیون تا ۹ میلیون که البته کسر بزرگی از این رقم را کارگران مشاغل خانگی یا «غیررسمی» تشکیل میدهند. در حالیکه وزارت کار وعده کرده بود تمام بیکارشدگان مشمول مستمری بیکاری شوند، شمار زیادی از کارگران قراردادی همچنان بدون حمایت رها شدهاند.
موج جدید حملات آمریکا روند بیکاریسازی را شدید و سریع کرده است. پیشتر رسانهها گزارش کرده بودند که کارفرمایان مدت زمان قرارداد کارگران را کاهش دادهاند تا آنجا که قراردادهای سی روزه بار دیگر رواج یافته است.
بهرام حسنینژاد، که ایلنا او را «فعال کارگری» معرفی کرد، «اخراج وسیع کارگران» را یکی از مهمترین مسائل دوره جنگ عنوان کرد. او گفت که کارفرمایان در این وضعیت «کسانی که در دورههای قبل از جنگ نماینده کارگران بودند و فعالیت صنفی میکردند» و «خیلی از این نیروهای کلیدی را اخراج کردند».
به گفته او دولت و کارفرمایان از این وضعیت برای نادیده گرفتن حقوق کارگران بهره بردند، و علاوه بر اخراج «مدت قراردادها را به حداقل زمان رساندند و امتیازاتی که در طول سالها گرفته شده بود را حذف کردند.»
حسینینژاد با بیان اینکه شرایط جنگی نباید بهانهای برای نقض حقوق کارگران باشد، گفت که کارگران «برای پس گرفتن همین حقوقِ از دست رفته، باید تلاش کنند».
زیستن در زیر خط بقاء
هجوم به کارگران در سطح کلان هم با قدرت و شتاب در جریان است. سیاستهای اقتصادی دولت با عنوان «یارانهزدایی» و «واقعی کردن قیمت» نرخ تورم مواد غذایی را در فصل نخست ۱۴۰۵ سه رقمی کرد.
در ادامه همین سیاست ممکن است نرخ بنزین هم افزایش یابد. افزایش نرخ بنزین به عنوان کالای معیار سطح عمومی قیمتها را افزایش خواهد داد؛ وضعیتی که به اذعان وزارت کشور از توان بیش از ۶۰ درصد جمعیت ایران خارج است.
پیش از افزایش نرخ بنزین برآورد نهادهای پژوهشی نشان میدهد هزینه معیشت ۷۰ میلیون تومان است؛ در برابر دستمزد ۲۴ میلیون تومانی. جمعیت زیر خط فقر حداقل ۵۰ درصد تخمین زده میشود. جنگ و بیکاری این رقم را افزایش داده است.
مازیار گیلانینژاد در پیوند با همین موضوع گفت:
الان اگر یک خانوادهای، حتی یک خانواده متوسط رو به پایین، یک وسیله خانهاش بسوزد، نمیتواند جایگزین کند. ماشین لباسشویی ۲۰۰ میلیون تومان است. کارگری که پول ندارد، کارگری که نزدیک ۲ ماه است بیکار شده، حتی پول خرید یک موتور کولر هم ندارد. در همین شرایط، دولت برای گرانی بیشتر مجوز صادر میکند. حتی قیمت نان در محلات کارگرنشین ۲ برابر شده. قبلاً کرج نان سنگک ۵۶۰۰ تومان بوده، حالا شده حدود ۱۲هزار تومان یعنی باید ۶۰هزار تومان بدهی فقط ۵ تا نان سنگک بخری. وقتی طرف نان خالی نداشته باشد، باید چه کند؟ آیا ناخواسته به سمت فساد و فحشا نمیرود؟ اصلاً یک خانواده ۷.۸ نفره که پول ندارد روزی چند نان سنگک بخرد، چطور تابآوری داشته باشد؟
دولت اما در میان گفتاردرمانیهای بیهوده، همچنان بر سیاستهای فقرزا اصرار دارد و از جنگ به مثابه «فرصت» مناسبی برای موج دیگری از «شوک درمانی» بهره میبرد. جنگ و وضعیت امنیتی حاکم شاید کوتاه مدت دولت را از اعتراضهای گسترده علیه «شوک درمانی» در امان نگاه دارد اما پایههای جنبشهای پس از جنگ را مستحکم و شورش علیه فقیرسازی را میسر خواهد کرد.



نظرها
نظری وجود ندارد.