از «کد ۱۱۰» تا «حفره امنیتی»؛ روایت عراقچی از پشتپرده جنگ
عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، در گفتوگویی که به تازگی منتشر شده، با افشای جزئیات بیسابقهای از ساعات آغازین جنگ ۴۰ روزه، از جمله برنامهریزی برای سناریوی کشته شدن رهبر جمهوری اسلامی (کد ۱۱۰) و وجود یک «حفره امنیتی» جدی که مهاجمان را از محل جلسات حساس آگاه کرده بود عملاً شکاف میان روایت رسمی «پیروزی راهبردی» و واقعیت میدانی ضعفهای اطلاعاتی و تأخیرهای پرهزینه در تصمیمگیری را برجسته کرده است. آیدین اخوان در تحلیل این مصاحبه، آن را اقدامی هدفمند در منازعه میان «میدان و دیپلماسی» دانسته و تأکید میکند که عراقچی با اشاره به نقش «جریان نفوذ» (جبهه پایداری) در جهتدهی به تصمیمها و جلوگیری از آتشبس، تلاش دارد کفه ترازوی تصمیمگیری را به نفع مذاکره و توقف جنگ سنگین کند.

گفتوگوی عراقچی با موگویی
عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، در گفتوگو با برنامه «ماجرای جنگ» به روایت جزئیاتی از ساعات پیش از آغاز جنگ ۴۰ روزه پرداخته و تأکید کرده که ایران برای سناریوهای مختلف، حتی کشته شدن رهبر جمهوری اسلامی (با کد ۱۱۰)، از پیش برنامهریزی کرده و تنها دو ساعت پس از نخستین حمله پاسخ نظامی داده است. با این حال، او به «غفلت» در حفاظت از مقامهای ارشد و وجود «حفره امنیتی» جدی اشاره میکند که مهاجمان را از زمان و محل جلسات حساس آگاه کرده بود؛ حفرهای که به گفته او احتمالاً هنوز بسته نشده و نه تنها به انتقال اطلاعات، بلکه به جهتدهی تصمیمها و فضای روانی نیز مرتبط است. عراقچی روایت میکند که علیرغم هشدارهای چند ساعتهی پیش از حمله، جلسات مهمی در نقاط محدود و قابل شناسایی برگزار شد و مجموعه بیت رهبری هدف قرار گرفت.
عراقچی با اشاره به هزینههای ادامه جنگ، مدعی شده که پذیرش آتشبس ده روز زودتر میتوانست از کشته شدن علی لاریجانی، اسماعیل خطیب و تخریب عسلویه و فولاد مبارکه جلوگیری کند؛ ادعایی که با گاهشمار واقعی رویدادها همخوانی ندارد. او از آمادگی راهبردی و «پیروزی راهبردی» ایران سخن میگوید، اما همزمان به اختلال در زنجیره فرماندهی، دشواری ارتباطات و تصمیمگیری در کمیتههای کوچکتر اشاره میکند و مسئولیت تأخیر در آتشبس را به طور مشخص به فرد یا نهاد خاصی نسبت نمیدهد. این مصاحبه شکاف میان روایت پیروزی و اعتراف به ضعفهای امنیتی و حفاظتی را برجسته میکند.
دوشنبه سیام تیر سخنگوی وزارت خارجه ایران گفته بود اصرار بر دوگانه «مذاکره یا جنگ» برای کشور مفید نیست کاری که سید عباس انجام میدهد با کاری که سید مجید انجام میدهد، یک هدف دارد. اگر انتظار دارند که دیپلماتها به خاطر ترس از فریبکار بودن دشمن صحنه را ترک کنند، حتماً چنین نخواهد شد. چرا مصاحبه با عراقچی در این شرایط منتشر میشود؟ با آقای آیدین اخوان، پژوهشگر اقتصاد سیاسی گفتوگو کردهایم.
تحلیل کندی ساختاری تصمیمگیری و نقش جریان نفوذ
آیدین اخوان در پاسخ به چرایی انتشار مصاحبه عراقچی در شرایط کنونی، به تجربه تاریخی اشاره کرد و گفت جمهوری اسلامی همواره دستگاه تصمیمگیری کند و کاهلی داشته است؛ بهطوری که در مقاطع حساس و تصمیمات بزرگ، معمولاً زمانی تصمیم گرفته یا حتی نگرفته که فرصتها از دست رفتهاند. او سپس با ارجاع به بخش مهمی از سخنان عراقچی در همین مصاحبه، بر اشاره وزیر خارجه به «جریان نفوذ» و نقش آن در تصمیمسازیها، جهتدهی به تصمیمها و فضای فکری تأکید کرد:
در بخش دیگری از همین مصاحبه عراقچی اشاره میکند به جریان نفوذ و در واقع مهمتر از آن اشاره میکند به نقش این جریان در تصمیمسازیها و جهتدهی به تصمیمها و فضای فکری. به نظر من باید به این نکته خیلی توجه بکنیم. در این مورد خاص اشاره میکند به جریانی که جلوی هرگونه مذاکره، جلوی هرگونه آتشبس و توقف جنگ ایستادهاند؛ جریان پایداری مشخصاً و شبکههایی که در ادامه آنها در جامعه وجود دارند در میان هواداران سنتی جمهوری اسلامی.
اخوان همچنین یادآور شد که با توجه به سطح دسترسی محدودی که عراقچی ادعا میکند، هنوز مشخص نیست مجتبی خامنهای در این تصمیمات نقشی داشته یا نه. به گفته اخوان، تمام تصمیمات در حلقهای کوچک از مسئولان گرفته شده و حتی در شورای عالی امنیت ملی نیز اشارهای مستقیم به نقش مجتبی خامنهای نشده است. سرانجام نیز اعلام شده که تصمیم آتشبس توسط شورای عالی امنیت ملی اتخاذ گردیده و در آن مقطع اکثریت قاطع شورا موافق بودهاند و شاید تنها یک نفر مخالف وجود داشته است. اخوان نتیجه گرفت که تأخیر در اتخاذ این تصمیم را میتوان در ادامه همان کندی همیشگی نظام تصمیمگیری جمهوری اسلامی تحلیل کرد.
توازن میدان و دیپلماسی در تصمیمگیریهای جنگ و آتشبس
آیدین اخوان درباره مکانیسم واقعی تصمیمگیری برای ادامه یا توقف جنگ، توضیح داد که دوگانه جنگ و مذاکره ابزار تازهای نیست و جمهوری اسلامی از دیرباز از مجموعه ابزارهایی شامل جنگ، مذاکره، تحریمها، فعالیتهای اطلاعاتی و ضد اطلاعاتی و نفوذ برای ایجاد توازن در عرصه بینالملل استفاده کرده است. او افزود که وزن این ابزارها در دورههای مختلف متفاوت بوده:
گاهی ابزار نظامی قویتر بوده و دست نظامیان بالاتر بوده و تصمیمات متمایل به خواست آنها گرفته شده، گاهی متمایل به خواست دستگاه دیپلماسی گرفته شده. چیزی که ظریف هم در گذشته در یک فایل صوتی که از او منتشر شد به «میدان و دیپلماسی» تعبیر میکرد و هماهنگی بین اینها به هر حال با وجود تنشهای مقطعی بین این دو وجود داشته و الان هم هست.
او تأکید کرد که در شرایط کنونی گروهی با بزرگنمایی بخش نظامی و قدرت سخت تلاش میکنند وزنه را به نفع ادامه جنگ سنگین کنند. در مقابل، عراقچی و دستگاه دیپلماسی در کنار بخش معقولتر و کمتر ایدئولوژیک سپاه و فرماندهان نظامی که بر اساس واقعیات میدانی تصمیم میگیرند، میکوشند جریان تندرو را تضعیف کرده و کفه ترازو را به سمت توازن مطلوب خود پایین بیاورند تا مذاکرات را به نتیجه دلخواه برسانند.
اخوان در ادامه با استناد به توضیحات عراقچی در مصاحبه یادآور شد:
طبیعتاً همانطور که عراقچی هم در توضیحاتش توضیح میدهد در آن مصاحبه، این که کجاها زده بشود، چطور مقاومت انجام بشود، کی و کجا متوقف بشود، اولویتها چه باشند، اینها در هماهنگی دو بخش دارد انجام میشود و طبیعی است که این دو با هم دیگر هماهنگ پیش بروند. همچنان که در تصمیمگیریهایی که ما شاهد بودیم و در دوران جنگ سیونه روزه و پس از آن در درگیریهای اخیر میبینیم که به نظر میآید دستگاه دیپلماسی و دستگاه نظامی کشور و حکومت جمهوری اسلامی دارند با هم هماهنگ پیش میروند.
اختلال موقت در زنجیره فرماندهی و آمادگی ساختاری نظام
آیدین اخوان درباره تشکیل کمیته ششنفره و تصویب آتشبس در جمع کوچکتر، تأکید کرد که روایت عراقچی را نباید صددرصد دقیق و کامل دانست. او یادآور شد:
من یادم میآید که در مصاحبهای که در مورد بعد از جنگ دوازدهروزه هم داشت و در مورد نظام تصمیمگیری در حضور خامنهای و در جلساتی که با سیدعلی خامنهای داشتند توضیح داد، یک تصویر بسیار ایدهآلی از جلسات و تصویر بسیار فضای دموکراتیکی را ترسیم میکرد که با توجه به شناختی که در طول سالهای زمامداری خامنهای به دست آمده، خیلی به نظر نمیرسد که تصویر واقعی باشد و در واقع به نظر میآید که همهچیز را زیباتر از چیزی که هست تصویر میکند. ولی به هر شکل سهمی از واقعیت در این هست قاعدتاً، مخصوصاً پس از آن ضربه شدید اولیه که در حقیقت فرماندهان اصلی و تصمیمگیران اصلی به نوعی حذف میشوند و کشته میشوند.
اخوان سپس توضیح داد که ساختار فرماندهی پس از جنگ دوازدهروزه بازنگری شد و جمهوری اسلامی به سمت ساختاری موزاییکی و غیرمتمرکز حرکت کرد که در آن هر بخش حتی در صورت قطع ارتباط با مرکز، میتواند بهطور مستقل به حیات خود ادامه دهد و سطح قابلتوجهی از استقلال در تصمیمگیری داشته باشد. به گفته اخوان، این تغییر ساختاری نشان میدهد نظام از پیش برای چنین سناریوهایی، دستکم در حوزه نظامی، آمادگی داشته است.
با این وجود، او معتقد است بخشهای سیاسی حکومت در این سطح از آمادگی نبودند؛ چنانکه از سخنان عراقچی برمیآید تا چند ماه هیأت دولت تشکیل نشد و کشور عملاً بدون دولت، با اتکا به فرماندهان نظامی متعدد و هسته مرکزی شورای عالی امنیت ملی اداره میشد. اخوان نتیجه گرفت که اگرچه زنجیره فرماندهی آسیب جدی دیده بود، اما تدابیر ازپیشاندیشیدهشده (حتی برای سناریوی هدف قرار گرفتن شخص رهبری) باعث شد بدنه نظام حفظ شود و در عمل توانستند از پس این وضعیت برآیند؛ امری که احتمالاً نتیجه همان بازآرایی ساختار فرماندهی پس از جنگ دوازدهروزه بوده است.
*این مصاحبه توسط حسین نوشآذر انجام شده و متن را هم او نوشته است.


نظرها
نظری وجود ندارد.