برنامه ویژه:
روایت ایستادگی جنوب ایران زیر آتش آمریکا: نفسهای سخت، اما امیدوارکننده
زهرا باقریشاد ـ حملات آمریکا بار دیگر جنوب ایران را به کانون جنگ تبدیل کرده است؛ جایی که غیرنظامیان، زیرساختها و زندگی روزمره هدف قرار گرفتهاند. با این همه، روایت جنوب تنها روایت ویرانی نیست؛ بلکه روایت مردمی است که در میان دود و آوار، با بازسازی، همبستگی و ادامه زندگی، امید را زنده نگه داشتهاند.

پلی که بندرعباس و کهورستان را به هم متصل میکند و در حمله هوایی آمریکا غیرقابل استفاده شده است، در استان هرمزگان ایران دیده میشود، جایی که مقامات ایرانی اعلام کردند ایالات متحده در ۱۰ روز گذشته، در ۱۹ ژوئیه ۲۰۲۶، به ۹۵ مکان در ۱۲ شهر حمله کرده است. عکس از امیرحسین خورگویی / منبع: Anadolu via AFP
جنگ آمریکا علیه ایران، اینبار نیز با حمله به جنوب کشور آغاز شد. درست مانند نهم اسفند ۱۴۰۴ که در نخستین روز حمله به ایران، آمریکا مدرسه شجره طیبه میناب را مورد هجوم قرار داد و ۱۶۸ کودک دبستانی را کشت. اما در جنگ چهلروزه، حملات خیلی زود به تهران و سایر شهرهای ایران رسید. اینبار اما جنوب همچنان مرکز اصلی حملات ارتش آمریکا است. هرمزگان، خوزستان، سیستان و بلوچستان و بوشهر؛ استانهای جنوبی ایران که همواره در همه جنگها کانون اصلی حملات بودهاند و برای همه ما نماد ایستادگی هستند. جنوبی که در روزهای جنگ ایران و عراق نیز مرکز آتش بود و خرمشهر را در ۳۱ آبان ۱۳۵۹ با تصرف نیروهای عراقی از دست داد. خرمشهری که ۵۷۸ روز در اشغال عراق بود و در سوم خرداد ۱۳۶۱، در عملیات بیتالمقدس آزاد شد. هنوز هم با وجود گذشت چهار دهه، میتوان صدای رنج، اسارت و آزادی جنوب را در سمفونی خرمشهرِ مجید انتظامی شنید.
اینبار نیز جنوب عزیز ایران به شکلی وحشیانه مورد حمله قرار گرفته است؛ از حمله آمریکا به آسایشگاه سربازان ارتش ایران گرفته تا حمله به نزدیکیهای بیمارستان مبتلایان به سرطان و حمله به پاسگاه محیطبانی که باعث کشته شدن اعضای خانواده یکی از محیطبانان زحمتکش شد. سنتکام بارها اعلام کرده که ارتش آمریکا در حال حمله به مراکز نظامی در ایران است، اما واقعیت چیز دیگری است. در این دور از حملات آمریکا به ایران، غیرنظامیان زیادی کشته شدند که روایت بسیاری از آنها هنوز به گوش ما نیز نرسیده است. از سربازانی که مظلومانه و در خواب کشته شدند، تا رانندگان تریلی که روی پل هدف حمله آمریکا قرار گرفتند؛ از دو برادر، دو کودک دارای اوتیسم که در راه خانه بودند و جان خود را در یکی از حملات آمریکا از دست دادند، تا میران، کودک یکسالهای که در آغوش مادرش بود، هنگامی که آمریکا به محله اللهاکبر بندرعباس حمله کرد. هر دو با شدت به زمین پرتاب شدند؛ مادر میران درجا شهید شد و میران اکنون در بیمارستان بستری است و بهشدت بیقرار مادر. پزشکان توانستند دست این کودک را از قطع عضو نجات دهند و حال عمومی او اکنون مساعد است؛ اما هیچ درمانی نمیتواند جای آغوش مادر را برای میران پر کند.
اما در اوج حملات آمریکا نیز جنوب از ساکنان مقاوم و شجاعش خالی نشد. مردم ایستادند، به زندگی ادامه دادند و به بازسازی مشغول شدند. حتی وقتی آمریکا زیرساختها و تأسیسات مهمی مانند آبشیرینکنها را مورد حمله قرار داد و ده هزار نفر از ساکنان چندین روستا از دسترسی به آب شیرین محروم شدند، با تلاش شبانهروزی افرادی که به بازسازی مشغول بودند، آبشیرینکن خیلی زود به مدار بازگشت. تونل جاده بندرعباس–سیرجان هم آن هم هر دو دهانه آن، تنها در ۲۴ ساعت دوباره بازگشایی شد.
گزارشهای مردمی متعددی در شبکههای اجتماعی منتشر شده است از کارکنان پتروشیمی که در میان دود، گرما و اضطراب شرایط جنگی به سر کار بازگشتند و با صورتهای آفتابسوخته و لباسهای روغنی مشغول کار شدند تا چرخ پتروشیمی دوباره به حرکت درآید. کارگران و مهندسانی که این روزها مسئولیت سختترین کار را با امید به دوباره ساختن بر عهده گرفتهاند. همچنین، در حملات آمریکا به پلها و تونلهایی در جنوب، راههای ارتباطی با سایر مناطق کشور برای مدتی مختل شد. اما هموطنان جنوبی حتی در یافتن راههایی برای برقراری دوباره ارتباطات جادهای نیز خلاقیت و مقاومتی مثالزدنی از خود نشان دادند. در برخی مناطق، مردم از بستر رودخانهای که خشک شده بود برای عبور و مرور خودروها استفاده کردند؛ صحنهای که هم تلخ بود و هم اثرگذار و تحسینبرانگیز. تلخ، برای یادآوری خشک شدن رودخانهها در برخی مناطق جنوبی، و اثرگذار، زیرا دیدیم مردم در برابر هجوم و حمله از پای ننشستند. در یکی از ویدئوهایی که یکی از هموطنان جنوبی در صفحه اینستاگرام خود منتشر کرده است، نشان میدهد که پس از آنکه آمریکا یکی از پلهای بندرعباس را هدف قرار داد، شهرداری با کمک مردم در بخش کمعمق رودخانه، با استفاده از لودر، یک مسیر خاکی برای عبور و مرور خودروها ایجاد کرد.
در همین حال، در برخی شهرهای ایران از جمله تبریز، اردبیل، قزوین و نوشهر، مردم هتلها، مهمانسراها و حتی خانههای خود را به روی هموطنان جنوبی گشودند و اعلام کردند که آماده میزبانی هستند. اما خروجیهای جنوب به سوی سایر مناطق کشور خلوت بود و هست. و به این ترتیب، جنوب ایران، مقاوم و استوار، به نفس کشیدن ادامه میدهد؛ نفسهایی سخت، اما امیدوارکننده.




نظرها
نظری وجود ندارد.