هرمز، خزر، دریای سیاه؛ چگونه جنگهای ایران و اوکراین به هم گره خوردهاند؟
از تنگه هرمز تا دریای خزر و بنادر دریای سیاه، جنگ ایران و جنگ اوکراین دیگر دو بحران جداگانه نیستند. پهپادهای ایرانی که در روسیه بازطراحی میشوند، اطلاعات و پشتیبانی فنی مسکو از تهران، رقابت بر سر ذخایر محدود موشکهای پاتریوت و حمله اوکراین به یک کشتی ایرانی در خزر، میدانهای نبرد را به یکدیگر وصل کردهاند. در این میان، عراق به گذرگاه نیروهای مسلح و آسیبپذیرترین حلقه بحران بدل شده و هرمز و بابالمندب نیز جنگ را به صادرات نفت و اقتصاد جهانی پیوند میزنند. حضور همزمان نتانیاهو و زلنسکی در واشنگتن، تصویر سیاسی همین درهمتنیدگی بود: دو رهبر برای ادامه دو جنگ متفاوت، بر سر توجه، تسلیحات و ظرفیت محدود یک حامی مشترک چانه میزدند.

سه پهپاد شاهد (۱۳۶ و ۱۳۱) در آسمان اوکراین. عکس از Shutterstuck
در آخرین هفته ژوئیه، فاصله میان جنگ اوکراین و جنگ ایران از همیشه کمتر شد. روسیه تنها در یک شب هفت موشک بالستیک و ۱۳۶ پهپاد به سوی اوکراین روانه کرد. همان هفته، حملات آمریکا به ایران پس از سیزده شب متوالی متوقف شد، حوثیهای یمن نفتکشها و تأسیسات نفتی عربستان را هدف گرفتند و ریاض اعلام کرد پهپادهایی که از خاک عراق برخاسته بودند، به سوی مراکز نفتی شرق عربستان پرواز کردهاند. در دریای خزر نیز حمله پهپادی اوکراین به یک کشتی ایرانی، یک ملوان را کشت و تهران و کییف را مستقیماً در برابر یکدیگر قرار داد.
این رویدادها را نمیتوان صرفاً مجموعهای از درگیریهای همزمان دانست. جنگها از راه تسلیحات، اطلاعات ماهوارهای، مسیرهای انتقال انرژی و ذخایر محدود موشکهای پدافندی به یکدیگر متصل شدهاند. تصمیمی که در واشنگتن درباره ارسال یک رهگیر پاتریوت گرفته میشود، هم بر امنیت کییف اثر دارد و هم بر دفاع از پایگاههای آمریکا و کشورهای خلیج فارس. پهپادی که نخست در ایران طراحی شد، اکنون در کارخانههای روسیه تغییر شکل داده است و بر فراز اوکراین پرواز میکند. فناوری مقابله با همان پهپادها نیز اوکراین به کشورهای حاشیه خلیج فارس پیشنهاد شده است.
برای فهم تحولات این هفته باید به ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ بازگشت؛ روزی که آمریکا و اسرائیل حملات گستردهای را به ایران آغاز کردند و علی خامنهای و شماری از مقامهای ارشد نظامی و سیاسی کشته شدند. ایران با حمله به اسرائیل و کشورهای میزبان نیروهای آمریکایی پاسخ داد و کنترل تنگه هرمز را به یکی از اهرمهای اصلی خود تبدیل کرد. از آن زمان چند توافق موقت و دوره کوتاه کاهش درگیری شکل گرفته، اما هیچکدام جنگ را پایان نداده است. دور تازه حملات آمریکا در ماه ژوئیه، پس از درگیری بر سر عبور کشتیها از هرمز، به سیزده شب بمباران پیوسته انجامید. از شب ۲۴ به ۲۵ ژوئیه این حملات متوقف شد، اما توقف حملات هنوز به منزله آتشبس نیست.
از «شاهد» تا پاتریوت؛ زنجیره تسلیحاتی مشترک
رابطه جنگ ایران و اوکراین پیش از درگیری مستقیم کنونی آغاز شده بود. روسیه از سالهای نخست تهاجم به اوکراین، پهپادهای دوربردی را به کار گرفت که بر پایه مدل ایرانی «شاهد» ساخته شدهاند. مسکو این خانواده پهپادی را با نام «گِران» بومیسازی کرد و اکنون هزاران فروند از گونههای مختلف آن را در هر ماه به سوی اوکراین روانه میکند. در ژوئیه ۲۰۲۶، شرکتهای دفاعی از ورود نمونههای جتموتور این پهپادها خبر دادند که سریعتر از مدلهای پیشین حرکت میکنند و رهگیری آنها دشوارتر است. شرکتهای اوکراینی و اروپایی نیز در پاسخ، تلاش کردهاند نسل تازهای از پهپادهای رهگیر ارزانتر و سریعتر را طراحی کنند و به کار گیرند.
این رابطه نظامی البته دیگر یکطرفه نیست. اوکراین طی چهار سال جنگ، تجربه گستردهای در شناسایی و انهدام پهپادهای شاهد به دست آورده و به کشورهای خاورمیانه پیشنهاد داده است فناوری و تجربه ضدپهپادی خود را در اختیار آنها بگذارد. برای کییف، ایران فقط طراح و سازنده اولیه یک سلاح روسی نیست؛ بخشی از زنجیرهای است که شهرهای اوکراین را هدف میگیرد. برای تهران نیز اوکراین دیگر کشوری دور در اروپای شرقی نیست. حمله ۲۵ ژوئیه به یک کشتی ایرانی در دریای خزر این برخورد را مستقیم کرد.
ایران گفت کشتی هدفگرفتهشده تجاری بوده و حمله یک ملوان را کشته و فرد دیگری را زخمی کرده است. ولودیمیر زلنسکی پیشتر اعلام کرده بود نیروهای اوکراینی یک کشتی جنگی روسیه و شناورهایی را هدف گرفتهاند که برای انتقال محمولههای نظامی مرتبط با ایران استفاده میشدند. پس از اعتراض رسمی تهران، آندری سیبیها، وزیر خارجه اوکراین، به عباس عراقچی گفت حمله به کشتی ایرانی عمدی نبوده است. در همان تماس، او از ایران خواست حمایت از جنگ روسیه را متوقف کند. عراقچی نیز گفت تهران خواهان تشدید تنش نیست، اما برای خسارت واردشده جبران میخواهد.
در سوی دیگر این رابطه، احتمال کمک روسیه به عملیات ایران قرار دارد. رویترز در ۲۲ ژوئیه گزارش داد که نهادهای اطلاعاتی آمریکا در حال بررسی نقش احتمالی روسیه در حملات ایران به تأسیسات سازمان سیا در عربستان و عراقاند. منابع آمریکایی هنوز به نتیجه قطعی درباره این حملات نرسیدهاند، اما مقامهای ایالات متحده تأیید کردهاند که روسیه در سطحی گستردهتر، اطلاعات هدفگیری و کمک فنی در اختیار ایران گذاشته است. زلنسکی نیز مدعی شد روسیه تصاویر ماهوارهای پایگاههای آمریکا و کشورهای خلیج فارس را به ایران منتقل کرده است. این ادعاها باید جدا از یکدیگر بررسی کرد: کمک فنی و اطلاعاتی روسیه گزارش و تأیید شده، اما مشارکت مستقیم مسکو در حمله به مراکز مشخص سیا هنوز موضوع تحقیق است.
پیوند دوم میان جنگها مربوط به کمبود تسلیحات پدافندی است. موشکهای PAC-3 سامانه پاتریوت هم برای رهگیری موشکهای بالستیک روسیه در اوکراین ضروریاند و هم برای حفاظت از پایگاههای آمریکا و کشورهای خلیج فارس در برابر حملات ایران استفاده میشوند. رویترز در آغاز جنگ ایران گزارش داده بود که ظرفیت تولید سالانه این رهگیرها حدود ۶۰۰ فروند است؛ رقمی که حتی پیش از جنگ نیز برای نیازهای آمریکا، متحدان خلیج فارس و اوکراین کافی نبود. هر موج حمله در خاورمیانه میتواند موشکی را مصرف کند که کییف برای دفاع از نیروگاه، بندر یا محلهای مسکونی به آن نیاز دارد.
به همین دلیل، دیدار ۲۸ ژوئیه ترامپ و زلنسکی فقط یک ملاقات دیپلماتیک نبود. دو طرف درباره صدور مجوز تولید رهگیرهای پاتریوت در اوکراین و از سرگیری مذاکرات با روسیه صحبت کردند. زلنسکی همزمان با شرکت لاکهید مارتین درباره تولید مشترک نظامی گفتوگو کرد. با این حال، پنتاگون اعلام کرده است اعطا ۴۰۰ میلیون دلار از کمکهای مصوب اوکراین را تا سال مالی ۲۰۲۹ به تعویق میاندازد. جنگ ایران توجه سیاسی، ظرفیت صنعتی و ذخایر تسلیحاتی آمریکا را میان جبههها تقسیم کرده و این در حالی است که از شدت حملات هوایی روسیه کاسته نشده است.
همزمانی سفر بنیامین نتانیاهو و زلنسکی به واشنگتن، پیوند دو فضای جنگی را در سطح سیاسی نیز آشکار کرد. هر دو برای شرکت در مراسم یادبود سناتور لیندسی گراهام به پایتخت آمریکا رفتند و جداگانه با ترامپ دیدار کردند. نتانیاهو، در نخستین ملاقات حضوریاش با ترامپ پس از آغاز جنگ ایران، پرونده ایران را در صدر گفتوگوها قرار داد؛ زلنسکی برای تولید رهگیرهای پاتریوت، تلاش مجدد برای میانجیگری با روسیه و حفظ پشتیبانی آمریکا چانه زد. حضور آن دو در یک روز در کاخ سفید نشان داد که مدیریت سیاسی و تسلیحاتی هر دو جنگ تا چه اندازه در واشنگتن در هم گره خورده است: نتانیاهو در پی ادامه فشار بر ایران بود و زلنسکی برای دسترسی بیشتر به منابع محدودی تلاش کرد که جنگ خاورمیانه نرخ مصرف آنها را افزایش داده است.
عراق و آبراهها؛ میدانهای میانی جنگ
عراق در این میانه نه متحد کامل ایران است و نه شریک مطمئن آمریکا. دولت بغداد میگوید نمیخواهد خاک کشور برای حمله به همسایگان استفاده شود، اما همه گروههای مسلح فعال در عراق زیر فرمان آن نیستند. عربستان در ۲۸ ژوئیه اعلام کرد برای دومین بار در کمتر از دو روز، چند پهپاد برخاسته از خاک عراق را که به سوی تأسیسات نفتی استان شرقی عربستان میرفتند، سرنگون کرده است. ریاض این حملات را به گروههای مورد حمایت ایران نسبت داد و هشدار داد حق پاسخ در زمان و مکان مناسب را برای خود محفوظ میداند. گروههای عراقی دخالت خود را رد کردهاند و نخستوزیر عراق دستور تحقیق داده است. بنابراین، مبدأ جغرافیایی اعلام شده، اما مسئولیت سازمانی حملات هنوز بهطور مستقل تأیید نشده است.
معنای سیاسی این حملات روشن است. اگر دولت عراق نتواند پرتاب پهپاد از خاک خود را مهار کند، عربستان ممکن است میان حاکمیت عراق و شبکههای مسلح تمایز قائل نشود. پاسخ نظامی ریاض میتواند عراق را وارد مرحلهای کند که بغداد سالها کوشیده از آن پرهیز کند: تبدیلشدن به میدان رویارویی مستقیم ایران، آمریکا و کشورهای عربی.
پیامد جنگ برای مردم عراق همین حالا نیز محسوس است. شرکت دانا گاز به دلیل تهدیدهای امنیتی و حملات پهپادی، تولید در میدان گازی خورمور در اقلیم کردستان را کاهش داده است. کاهش تولید، همراه با مشکلات توزیع و قیمتگذاری، در اربیل به کمبود شدید بنزین انجامید. در ۲۸ ژوئیه بیشتر جایگاههای خصوصی بنزین بسته بودند و مردم در گرمای بیش از ۴۵ درجه، گاه از شب قبل، برای سوخت صف کشیده بودند. دولت اقلیم از بغداد خواست سهمیه نفت خام مصرف داخلی را از روزانه ۵۰ هزار بشکه به حدود ۱۲۶ هزار و ۷۰۰ بشکه افزایش دهد. جنگی که در تهران، واشنگتن و ریاض مدیریت میشود، در اربیل به چند ساعت انتظار برای چهل لیتر بنزین ترجمه شده است.
اهمیت عراق فقط به خاک و گروههای مسلح محدود نیست. نفت جنوب عراق برای رسیدن به بازارهای آسیایی معمولاً باید از تنگه هرمز عبور کند. میان ۲۲ تا ۲۴ ژوئیه، در هر شبانهروز فقط سه کشتی از هرمز گذشتند. یکی از آنها نفتکش «نیو جاینت» بود که دو میلیون بشکه نفت بصره را به سوی چین حمل میکرد. پیش از جنگ، حدود یکپنجم نفت و گاز طبیعی مایع جهان از این آبراه میگذشت. کاهش عبور کشتیها به این معناست که نزاع بر سر حاکمیت هرمز، مستقیماً درآمد عراق، صادرات کشورهای خلیج فارس و بهای انرژی در جهان را تحت تأثیر قرار میدهد.
عمان با حمایت کشورهای خلیج فارس پیشنهاد کرده ایران در برابر خدمات ایمنی و هدایت دریایی، هزینهای داوطلبانه از کشتیها دریافت کند. تهران این طرح را کافی ندانسته و خواسته است بخش بزرگتری از مسیر رفتوبرگشت کشتیها به آبهای تحت کنترل ایران منتقل شود. اختلاف بر سر هرمز دیگر حاشیه پرونده هستهای نیست. برای جمهوری اسلامی، کنترل آبراه به ابزاری برای بازدارندگی، کسب درآمد و وادارکردن آمریکا به پذیرش نقش منطقهای ایران تبدیل شده است. آمریکا و کشورهای عربی مایل به پذیرش این تفسیر و تغییر نیستند و هرمز را آبراهی بینالمللی میدانند.
همزمان، حوثیها با حمله به دو نفتکش عربستان و سپس تأسیسات نفتی جیزان و ینبع، مسیر جایگزین صادرات عربستان در دریای سرخ را ناامن کردند. عربستان برای دورزدن هرمز، بخشی از نفت خود را با خط لوله به ساحل دریای سرخ منتقل میکرد. تهدید بابالمندب این راه فرار را نیز در معرض خطر قرار داده است. قیمت نفت برنت در ۲۳ ژوئیه از صد دلار عبور کرد و پس از توقف حملات آمریکا به ایران دوباره کاهش یافت. این نوسان نشان میدهد بازار نه به توافق پایدار، بلکه به فاصله میان دو موج حمله واکنش نشان میدهد.
جنگ اوکراین در سایه تقسیم توجه آمریکا
اوکراین، این هفته شاید بزرگترین تغییر در فرماندهی نظامی از زمان آغاز جنگ بود. زلنسکی ژنرال اولکساندر سیرسکی را کنار گذاشت و میخایلو دراپاتی ۴۳ ساله را به فرماندهی کل ارتش منصوب کرد. این تصمیم پس از برکناری میخایلو فدوروف، وزیر دفاع اصلاحطلب، و اعتراضهای خیابانی در حمایت از او گرفته شد. سیرسکی هنگام کنارهگیری گفت اوکراین در سال جاری ۷۰۰ کیلومتر مربع از خاک خود را بازپس گرفته است؛ ادعایی که در گزارش رویترز به نقل از او آمده و مستقلاً تأیید نشده است. تغییر فرماندهی نشاندهنده فشار برای جوانترکردن ساختار ارتش، گسترش فناوریهای رزمی و کاهش تلفات ناشی از فرماندهی متمرکز است.
در میدان، جنگ بیش از آنکه با یک پیشروی بزرگ تعریف شود، با حملات متقابل به شهرها، بنادر و انرژی تداوم دارد . روسیه در شب ۲۵ به ۲۶ ژوئیه هفت موشک بالستیک و ۱۳۶ پهپاد به سوی اوکراین فرستاد. حملات آن روز در چند شهر دستکم شش کشته برجای گذاشت. در چرنیهیف، برخورد یک پهپاد به فروشگاه دو نفر، از جمله کودکی ۹ ساله، را کشت و ۲۵ نفر را زخمی کرد. روسیه همچنین اعلام کرد سه بندر اوکراین و زیرساختهای بارگیری و ذخیره سوخت را هدف گرفته است. اوکراین در مقابل، به پالایشگاه تیومن در سیبری غربی حمله کرد و عملیات پهپادی خود علیه صنعت نفت و کشتیرانی روسیه را شدت بخشید.
در سطح دیپلماتیک، آمریکا و اوکراین درباره امکان توقف حملات هوایی دو طرف گفتوگو کردهاند، اما کرملین میگوید پیشنهاد مشخصی دریافت نکرده است. همزمان، توجه و تجهیزات آمریکا میان اروپا و خاورمیانه تقسیم شدهاند. این وضعیت لزوماً به معنای معامله مستقیم میان دو جنگ نیست، اما یک محدودیت مادی ایجاد میکند: موشک، هواپیمای سوخترسان، سامانه راداری، بودجه و ظرفیت سیاسی بینهایت نیستند.
گرهخوردن جنگها به این معنا نیست که تهران و مسکو در همه زمینهها هدفی واحد دارند یا اوکراین به بخشی از جنگ آمریکا با ایران تبدیل شده است. معنای دقیقتر آن این است که هر میدان، هزینه و امکان میدان دیگر را تغییر میدهد. روسیه از فناوری پهپادی ایرانی استفاده میکند و بنا بر گزارشها به ایران اطلاعات و پشتیبانی فنی میدهد. اوکراین کشتیهای مرتبط با انتقال محموله میان ایران و روسیه را هدف میگیرد و تجربه ضدپهپادی خود را به رقبای ایران عرضه میکند. آمریکا نیز باید ذخایر پدافندی محدود خود را میان دو جبهه تقسیم کند.
به همین دلیل، توقفهای چندروزه حملات به ایران الزاماً به معنای پایان جنگ نیست و گفتوگو درباره آتشبس هوایی در اوکراین نیز هنوز فاصله زیادی تا صلح دارد. شاخص واقعی، نه لحن آرامتر مقامها، بلکه بازشدن پایدار هرمز، توقف حملات نیروهای همپیمان ایران، کاهش حملات روسیه به شهرهای اوکراین و شکلگیری توافقهایی است که پس از نخستین حادثه نظامی دود نشوند و به هوا نروند. هیچیک از این شروط تا امروز تحقق نیافتهاند.





نظرها
نظری وجود ندارد.