ارتباط ناشناخته. ارتباط بدون سانسور. ارتباط برقرار نمی‌شود. سایت اصلی احتمالاً زیر سانسور است. ارتباط با سایت (های) موازی برقرار شد. ارتباط برقرار نمی‌شود. ارتباط اینترنت خود را امتحان کنید. احتمال دارد اینترنت به طور سراسری قطع شده باشد. ادامه مطلب

از شکایت تا روایت؛ ملیکا پارسادوست و هزینه‌های شکستن سکوت

زهرا باقری‌شاد ـ ملیکا پارسادوست یک سال پیش تصمیم گرفت به جای سکوت، از مسیر قانون شکایت کند. امروز، پس از صدور حکمی که همچنان پرسش‌های بسیاری درباره عدالت در پرونده او باقی گذاشته، روایتش را با نام و چهره خود در شبکه‌های اجتماعی ادامه می‌دهد. آیا این گذار از دادخواهی قضایی به روایت‌گری عمومی، می‌تواند به شکستن سکوت زنان درباره آزار جنسی کمک کند؟ آزاده دواچی، فعال حقوق زنان، معتقد است شکستن سکوت، زنان را از جایگاه قربانی به کنشگرانی تبدیل می‌کند که می‌توانند راه را برای دادخواهی دیگران نیز هموار کنند.

یک سال پیش، ملیکا پارسادوست از پژمان جمشیدی به اتهام آزار جنسی شکایت کرد و پرونده‌ای بسیار جنجالی رقم زد. ملیکا به عنوان زن جوان، نه در شبکه‌های اجتماعی، بلکه با حمایت مادرش، به صورت قانونی در مراجع رسمی قانونی ایران شکایتش را ثبت کرد اما هیچ نامی از او در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی ذکر نشد. حتی روزنامه هم‌میهن در ایران گفت‌وگوهایی با این زن جوان و مادرش انجام داد اما اشاره‌ای به نام او نشد. در نهایت این پرونده چند روز پیش به نتیجه رسید؛ پژمان جمشیدی به جرم رابطه نامشروع به ۹۹ ضربه شلاق محکوم شد. اما حتی این حکم هم جای پرسش‌های بسیاری داشت. اگر جرم او بر اساس قوانین کیفری ایران رابطه نامشروع باشد، پس چرا فقط پژمان جمشیدی این حکم را گرفته است؟ مگر این‌که اثبات شده باشد این رابطه با تحت اجبار قرار دادن طرف دیگر صورت گرفته؛ یعنی ادعای زن جوان شاکی درست بوده است. به هر حال، هنوز در حکم دادگاه سخنی از آزار جنسی و تجاوز نشده است و در این شرایط، زن جوان ناگهان تصمیم گرفت در اینستاگرام درباره خودش بنویسد و با اسم واقعی‌اش این روایت را ادامه دهد. بله، ملیکا پارسا‌دوست، خبرنگار جوان ایرانی، این بار با اسم خودش و تصویر خودش درباره آنچه که با او در رابطه با پژمان جمشیدی گذشته، روایت می‌کند. در اینباره گفت‌وگویی داشتیم با آزاده دواچی، فعال حقوق زنان. بشنوید:

برای دیدن محتوای نقل شده از سایت دیگر، کوکی‌های آن سایت را بپذیرید

کوکی‌های سایت‌ دیگر برای دیدن محتوای آن سایت‌ حذف شود

زهراباقری‌شاد ـ ملیکا، زن جوان شاکی از تجاوز جنسی، به‌تازگی از حکم دادگاه علیه پژمان جمشیدی خبر داده که خب آنگونه که انتظار می‌رفت به نفع ملیکا هم نبوده با اینهمه گویای این است که پژمان جمشیدی مرتکب جرمی شده است. با اینهمه ملیکا پارسادوست براساس حرف‌های خودش که فایل‌هایی را در اینستاگرام منتشر کرده، گفته: «این راه را ادامه خواهم داد.» یعنی تلاشش را برای حق‌خواهی. سوال این است که چقدر این حرکت را در پیشبرد فعالیت زنان برای مبارزه با آزارهای جنسی مؤثر می‌دانید؟ و چقدر این حرکت، که خیلی هم برای زنان پرهزینه است، به نظرتان می‌تواند در گسترش فرهنگ پیگیری مطالبات زنان برای مبارزه با آزار جنسی مؤثر باشد؟ یعنی چقدر می‌تواند الگو باشد برای زنان، سایر زنان در ایران؟

آزاده دواچی ـ به نظر من، حرکتی که ملیکا کرد خیلی حائز اهمیت است. در واقع به دلایل مختلف، ولی شاید دو دلیل که بشود به آن اشاره کرد؛ یکی این است که قانون عموماً از قربانی‌های آزار جنسی دفاع نمی‌کند و برعکس، حق را به مردان می‌دهد. و برای همین، همیشه در جامعه ایرانی، در جامعه ایران، زن‌ها وقتی که قربانی آزار جنسی می‌شوند سکوت می‌کنند، چون نه قانون را دارند و نه حمایت مردمی. بنابراین، من فکر می‌کنم وقتی که یک زنی این مسئله را، به‌خصوص در فضای شبکه‌های اجتماعی مطرح می‌کند، خیلی می‌تواند تأثیرگذار باشد. و آن زن را در واقع از مرحله‌ای که حالا «من یک قربانی هستم» خارج کند و به یک کنشگر تبدیل کند. و به نظر من، شخصاً فکر می‌کنم که این مسئله خیلی، خیلی می‌تواند مهم باشد؛ به خاطر اینکه زنان دیگر هم از این یاد می‌گیرند و می‌فهمند که تنها نیستند.

ما همیشه در جنبش «زن، زندگی، آزادی» یک مسئله مهمی که داشتیم، حمایت زنان از یکدیگر بوده است. بنابراین، من فکر می‌کنم وقتی که یک زنی حرکت رو به جلو داشته باشد و بگوید که «شما تنها نیستید»، این می‌تواند تأثیر مثبت زیادی بر کنشگری زنان دیگر بگذارد. می‌تواند به یک الگوی مثبتی تبدیل شود و زنان دیگر را هم ترغیب کند که در واقع گام بردارند در این جهت، افشا کنند و نترسند. و این تبدیل می‌شود به یک کنشگری، در واقع همگن و جمعی. و این کنشگری است که در واقع همه با هم دست به دست هم می‌دهند و تأثیرگذارتر می‌شوند.

درست است که این مسئله برای زنان خیلی پرهزینه است و می‌تواند عواقب زیادی برایشان به دنبال داشته باشد، اما من فکر می‌کنم این جمعی بودنش تأثیر بسیار زیادی می‌تواند داشته باشد، حداقل بر نحوه واکنش‌های اجتماعی. یعنی وقتی تعداد زنان زیاد باشد، وقتی این را بازنمایی کنند، می‌تواند حرکتی رو به جلو برای زنان دیگر باشد و آن‌ها را از نقش صرف قربانی، در واقع صرفاً قربانی، خارج کند و به آن‌ها یک عاملیت در فضای اجتماعی ایران ببخشد.

این‌که ملیکا ابتدا با نام خودش در شبکه‌های اجتماعی فعالیت نداشت، درباره این ماجرا نمی‌نوشت، اما امروز این کار را کرده، می‌تواند به این برگردد که خب متأسفانه، همان‌طور که قابل پیش‌بینی بود، از طریق قانون حمایت لازم را دریافت نکرده.  می‌بینیم که شبکه‌های اجتماعی به عنوان یک فضای آلترناتیو دوباره به کمک این زن آمده‌اند؛ مثل جنبش «می‌تو» که خب بر بستر شبکه‌های اجتماعی شکل گرفتاما چالش‌ها و نکات منفی شبکه‌های اجتماعی را در این مسیر حق‌خواهی علیه آزار جنسی چطور ارزیابی می‌کنید؟

خب ببینید، یک مسئله‌ای که در مورد شبکه‌های مجازی مطرح می‌شود این است که عموماً شبکه‌های مجازی دو حالت دارند. یا با بازنمایی این آزارهای جنسی، تبدیل می‌شوند به دشمن زنان؛ یعنی می‌روند و در واقع سمت آن آزارگر را می‌گیرند، به‌خصوص اگر این آزارگر فرد شناخته‌شده‌ای باشد یا یک سلبریتی باشد.  عموماً پرداختن به آن‌ها در فضای مجازی، بدون این‌که یک تکنیک‌های خاصی را رعایت کنیم، بدون این‌که هدفمان این باشد که از زنان حمایت کنیم، نه این‌که آن‌ها را صرفاً به‌صورت قربانی بازنمایی کنیم، برعکس موجب واکنش منفی می‌شود.  یعنی به جای این‌که بتوانیم به آن‌ها کمک کنیم، بتوانیم همدردی کنیم، بتوانیم تغییری در روند آزارگری‌های جنسی به نفع زنان ایجاد کنیم و در واقع بتوانیم یک کنشگری را ایجاد کنیم، تبدیل می‌شود به یک سوژه.  یعنی طوری می‌شود که افراد به زنان به عنوان کسی که یک قربانی است نگاه می‌کنند. و این در نظر گرفتنِ قربانی بودن زنان باعث می‌شود که زنان، یا در مواردی که مثلاً فضای مجازی از آزارگر دفاع می‌کند، دلسرد شوند، دلزده شوند و نتوانند هیچ حرکت رو به جلویی داشته باشند؛ یا این‌که عموماً زنان را به صورت یک قربانی نشان می‌دهند؛ یعنی فقط این‌که آن‌ها قربانی شده‌اند و حالا بیاییم از آن‌ها دفاع کنیم، و اصلاً اجازه نمی‌دهد که زنان از آن حالت ابژه‌ای که در واقع جامعه از آن‌ها ساخته بیرون بیایند و بتوانند خودشان تبدیل به سوژه شوند.

در خیلی از موارد، شبکه‌های اجتماعی نقش منفی نسبت به این آزارگری‌های جنسی ایجاد می‌کنند در بعضی از موارد ما دیدیم که به دلایلی، تنش خیلی زیاد می‌شود، سوگیری‌ها خیلی زیاد می‌شود. زنان نمی‌توانند از حمایت لازم در خصوص آزارگری جنسی و کلاً آزارگری‌هایی که در واقع مثل جنبش «می‌تو» مطرح می‌شود، بهره ببرند و بتوانند به نفع خودشان از آن استفاده کنند. برای همین، خیلی وقت‌ها باید دقت کنیم که وقتی این مسئله را در فضای مجازی مطرح می‌کنیم، طوری نباشد که به زنان فقط آن ویژگیِ «قربانی بودن» را بدهد، بلکه آن ویژگی را بدهد که بتواند توانمندشان کند، بتواند آگاهی به آن‌ها بدهد؛ نه این‌که همه صرفاً با نگاهِ قربانی به آن‌ها نگاه کنند.

و متأسفانه، در خیلی از موارد، نقدی که به شبکه‌های اجتماعی و طرح این مسئله در شبکه‌های اجتماعی وارد است این است که زنان تنها در حد یک قربانی باقی می‌مانند و در واقع هیچ حرکت ساختاری انجام نمی‌شود و هیچ تغییری ایجاد نمی‌شود. تنها مسئله مطرح می‌شود و بعد آن موضوع در واقع رها می‌شود و هیچ تغییری ایجاد نمی‌شود. به نظر من، از این زاویه شبکه‌های مجازی خیلی مورد انتقاد هستند و باید واقعاً به آن‌ها یک نگرش ساختاری داده شود.

ملیکا از شکایت و طرح قانونی مسئله شروع کرد و در نهایت به روایت‌گری در شبکه‌های اجتماعی رسید؛ حتی نامش را هم علنی کرد. به نظر می‌رسد این یک بن‌بستی است که ملیکا در پروسه حق‌خواهی برای مقابله با آزار جنسی به آن خورده و حالا مجبور است از این راهِ دیگر استفاده کند؛ برای روایت این رنج و آسیبی که از این آزار دیده است.

بله، می‌دانیم که مشکلی که در ایران داریم این است که قانون ایران اصلاً در مورد این‌که مسئله آزار جنسی تعریف شده باشد، مشکل دارد؛ یعنی اصلاً تعریف نشده است. و حتی اگر زنی بیاید بگوید که به من تجاوز شده، حتی در آن مورد هم باید دو شاهد بیایند که آن را تأیید کنند. بنابراین، وقتی که در قانون اصلاً مسئله آزار جنسی تعریف نشده است، ما هیچ تغییری نمی‌توانیم در آن ساختار ایجاد کنیم.  نهایتاً برای بسیاری از زنان دو حالت اتفاق می‌افتد؛ یا اصلاً موضوع را مطرح نمی‌کنند، به خاطر این‌که قانون هیچ کاری نمی‌کند و در نهایت هم نمی‌توانند کاری از پیش ببرند.

خیلی از افراد هستند که در خانواده‌های مذهبی زندگی می‌کنند، در خانواده‌های سنتی. اصلاً توان این را ندارند که این موضوع را مطرح کنند و بعد هیچ کاری انجام نشود و در نهایت هم خودِ زن‌ها مقصر شناخته شوند. این هزینه برای آن‌ها خیلی بالاست و نمی‌توانند کاری بکنند. و ما خیلی وقت‌ها دیده‌ایم که به جای حمایت از زنان، به دلیل قانون، برعکس از مردان حمایت شده است؛ یعنی اصلاً هیچ تنبیهی صورت نگرفته و در عمل از آن‌ها حمایت هم شده است.

در نتیجه، تنها گزینه‌ای که زنان در حال حاضر می‌بینند، مراجعه به فضای مجازی و رسانه است. که آن هم، اگر بخواهند در داخل ایران در روزنامه‌ها منتشر کنند، عموماً با سانسور یا جلوگیری از انتشار مواجه می‌شوند.

ملیکا در نوشته اش در اینستاگرام خودش را «هیولا» نامیده، در واقع به آنهایی کنایه زده که به او در این پرونده اتهام اخاذی و ... می زدند. این کنایه فمینیستی گویای چه واقعیتی است؟              

خب در واقع این‌که خودش را «هیولا» می‌نامد، به دلیل واکنش‌هایی بود که بعد از طرح مسئله آزار جنسی پژمان جمشیدی مطرح شد. و من فکر می‌کنم که حرکت ملیکا یک حرکت فمینیستی بود، به خاطر این‌که حالا گذشته از تهمت‌هایی که به او نسبت دادند، به دلیل این‌که علیه یک سلبریتی، حالا یک آدمی که سابقاً فوتبالیست بوده و الان بازیگر است و خب از لحاظ آن جایگاه اجتماعی خیلی مشهور است، صحبت کرد. و این خیلی کار سختی برای این دختر بود و بنابراین با خیلی از تهمت‌ها مواجه شد. بنابراین من فکر می‌کنم وقتی کسی خودش را در این موضع قرار می‌دهد، یعنی نشان می‌دهد که «من آماده جنگم» و «من با وجود همه هجمه‌هایی که به من شده، آمده‌ام که از خودم و از حریم خودم دفاع کنم.

بنابراین من فکر می‌کنم که بله، واقعاً یک حرکت فمینیستی بود. این‌که بیاید خودش را نشان بدهد و از خودش حرف بزند و صرفاً آن فضای مجازی و آن هجمه‌هایی که به او داده شده را نپذیرد و جلویشان بایستد، به نظر من واقعاً می‌شود گفت که یک حرکت خیلی فمینیستی بود.  و واقعاً اگر همه زنان این توانایی را داشته باشند که پا را فراتر از آن کلیشه‌های تعریف‌شده اجتماعی، از آن تهمت‌هایی که به آن‌ها زده می‌شود، بگذارند و حرکت رو به جلو داشته باشند و خودشان در مورد خودشان حرف بزنند و آن روایت‌ها را بازنمایی کنند، فارغ از این‌که حالا ما هم از آن‌ها دفاع می‌کنیم، به نظر من خیلی پیشروتر است و خیلی می‌تواند الگویی باشد برای آدم‌هایی که بعداً با چنین اتفاقی روبه‌رو می‌شوند. و فکر می‌کنم ملیکا با حرکتش و با این حرفی که زد، به نوعی پاسخ آن هجمه‌ها را داد و در واقع نشان داد که می‌شود قوی بود و ایستاد و حرکت رو به جلو کرد، به‌خصوص برای زنان در جامعه امروز ایران که تجربه‌های سختی از آزار جنسی دارند و خیلی وقت‌ها مجبورند سکوت کنند.

از آزاده دواچی در زمانه بخوانید:

این مطلب را پسندیدید؟ کمک مالی شما به ما این امکان را خواهد داد که از این نوع مطالب بیشتر منتشر کنیم.

آیا مایل هستید ما را در تحقیق و نوشتن تعداد بیشتری از این‌گونه مطالب یاری کنید؟

.در حال حاضر امکان دریافت کمک مخاطبان ساکن ایران وجود ندارد

توضیح بیشتر در مورد اینکه چطور از ما حمایت کنید

نظر بدهید

در پرکردن فرم خطایی صورت گرفته

نظرها

نظری وجود ندارد.