طرح جدید حملات مشترک آمریکا و اسرائیل به زیرساختهای ایران
برنامهای برای حمله متمرکز به ایران تهیه کردهاند که ممکن است به زودی به اجرا درآید. میخواهند پالایشگاههای اصلی نفت، نیروگاههای برق و زیرساختهای توزیع انرژی ایران را ویران کنند. مقامات نظامی ایران هم اعلام کردهاند که تلافی خواهند کرد.

حمله آمریکا به چابهار ـ بامداد چهارشنبه ۲۴ تیر ۱۴۰۵ ـ عکس از وحید آنلاین
گزارشهای تازه منتشرشده از سوی رسانههای بینالمللی نشان میدهند که مقامات ارشد ایالات متحده و اسرائیل طرحهای عملیاتی جدیدی را برای انجام حملات هوایی مشترک علیه تأسیسات حیاتی انرژی در ایران تدوین کردهاند.
برنامه عملیاتی در جریان نشست کابینه دونالد ترامپ در استراحتگاه کمپ دیوید بررسی شده است. همزمان مشاوران کاخ سفید نسبت به تلاطم شدید در بازارهای جهانی انرژی هشدار دادهاند.
ورود از درگیری محدود به حمله متمرکز
تنشهای نظامی میان واشنگتن، اورشلیم و تهران طی ماههای اخیر به فاز بحرانی نوینی وارد شده است. پس از ناامنیهای متناوب در تنگه هرمز و تبادل ضربات موشکی و پهپادی میان ایران و نیروهای آمریکایی-اسرائیلی، ایالات متحده فشار نظامی و اقتصادی بر تهران را تشدید کرد.
ورود عملیات به مرحله جدید شامل مشارکت اسرائیل در حمله به زیرساختهای ایران است.
بر اساس گزارشهای خبری CBS News و Wall Street Journal، حملات متمرکز بر پالایشگاههای اصلی نفت، نیروگاههای برق و زیرساختهای توزیع انرژی ایران به منظور تضعیف توان اداری و پشتیبانی نظامی کشور محور طرح جدید را میسازند. مسئولان پنتاگون و کاخ سفید حتا گزینه قطع سراسری یا منطقهای برق در تهران را به عنوان ابزاری برای اعمال فشار حداکثری بررسی کردهاند.
پنتاگون اعلام کرده نیروهای آمریکایی در حالت آمادگی کامل قرار دارند، اما صدور دستور نهایی همچنان منوط به تصمیم دونالد ترامپ است.
واکنش ایران
در پی انتشار گزارشهایی مبنی بر احتمال حمله هوایی مشترک آمریکا و اسرائیل به تأسیسات حیاتی و شبکه برق کشور، مقامات امنیتی و نظامی ایران بر آمادگی کامل برای پاسخگویی تأکید ورزیدهاند. آنان گفتهاند که تلافی خواهند کرد، از جمله به زیرساختهای کشور اسرائیل آسیب خواهند رساند. آنان همچنین گفتهاند پاسخ ایران همچنین شامل هدف قرار دادن تأسیسات و پایگاههای انرژی متحدان آمریکا در سراسر منطقه خلیج فارس میشود.
خبرگزاری تسنیم، از قول یک «مقام ارشد امنیتی» نوشته است:
ادعاهای رسانههای آمریکایی در مورد حملات احتمالی امریکا و رژیم به زیرساختهای ایران را نوعی دیوانگی قلمداد می کنیم. چون ما برنامه گستردهای برای پاسخ اماده کردهایم که شامل زیرساختهای حیاتی رژیم صهیونی و زیرساختهای انرژی آمریکا در منطقه است و برای آن امادهایم. نیروهای مسلح ایران، چه در جنگ ۴۰ روزه و چه در تداوم آن در هفتههای اخیر نشان دادهاند که هم توان انجام چنین کاری را دارند و هم اراده آنرا.
چشمانداز اقتصادی و پیامدهای احتمالی
پیشبینی میشود که در صورت اجرای طرح جنگی تازه بحران تنگه هرمز تشدید شود و ابعاد تازهای یابد.
همچنین اگر درگیری به آسیب رسیدن به زیرساختهای انرژی در حوزه خلیج فارس منجر شود، تأثیر آن بر اقتصاد جهانی از سطح کنونی بسی فراتر خواهد رفت.
بر اساس تحلیلهای مالی Goldman Sachs و هشدار مدیران نفتی به کاخ سفید، اختلال شدید در تولید یا مسدود شدن احتمالی تنگه هرمز میتواند قیمت نفت برنت را از محدوده فعلی به بالای ۱۰۰ تا ۱۲۰ دلار در هر بشکه برساند.
برخی مشاوران ارشد ترامپ ابراز نگرانی کردهاند که جهش ناگهانی قیمت سوخت در آستانه بازگشایی بازارها، به بازارهای سهام آمریکا ضربه زده و موج تازه تورم جهانی ایجاد کند.
هدف قرار دادن شریانهای اقتصادی، نبرد را از سطح محدود نظامی به یک نبرد تمامعیار زیرساختی و فلجکننده برای زیست عمومی مبدل میسازد.




نظرها
فضل بهاروند
پیشنهادی از سوی یک شهروند ایرانی برای کاهش تنش و گشودن راه صلح؛ من نه سیاستمدارم، نه دیپلمات و نه صاحب قدرت. تنها یک شهروند ایرانی هستم که با نگرانی، فراز و فرود بیش از پنجاه سال تنش و بیاعتمادی میان ایران و ایالات متحده آمریکا را دنبال کردهام و آرزو دارم نسلهای آینده، میراثدار دشمنی و بحران نباشند. آنچه در ادامه میآید، صرفاً یک پیشنهاد و برداشت شخصی است؛ پیشنهادی که شاید بتواند به گفتوگو درباره راههای کاهش تنش و تقویت صلح کمک کند. به نظر من، ادامه تقابل، تحریم، تهدید و درگیریهای نیابتی، بیش از آنکه مشکلی را حل کند، بر رنج مردم، ناامنی منطقه و بیاعتمادی متقابل افزوده است. شاید اکنون زمان آن رسیده باشد که همه طرفها، با شجاعت سیاسی و نگاهی به آینده، مسیر دیگری را نیز بیازمایند. به باور من؛ ایران میتواند با گسترش همکاری و گفتوگوی سازنده با مصر، ترکیه، پاکستان و عربستان سعودی، زمینه شکلگیری یک چارچوب منطقهای برای کاهش تنش و تقویت امنیت را فراهم کند. همکاری میان کشورهای مهم منطقه میتواند این پیام را منتقل کند که ثبات خاورمیانه، پیش از هر چیز، باید با مشارکت کشورهای همین منطقه تأمین شود. همچنین، اگر همه بازیگران مؤثر، از جمله حوثیها، برای حفظ امنیت دریای سرخ، خلیج فارس و تنگه هرمز و آزادی کشتیرانی بینالمللی تلاش کنند، فضای بیاعتمادی تا حدی کاهش خواهد یافت و زمینه برای گفتوگوهای گستردهتر فراهم میشود. در کنار این اقدامات، شاید زمان آن باشد که ایران و ایالات متحده، بدون پیششرط و با احترام متقابل، آمادگی خود را برای آغاز مذاکرات مستقیم اعلام کنند. این گفتوگوها میتواند ابتدا در مرکزِ کشوری بیطرف مانند پاریس آغاز شود و در صورت پیشرفت، در واشنگتن و سپس در تهران ادامه یابد. انتخاب این مسیر، میتواند نشانهای از اراده مشترک برای عبور از گذشته و ساختن آیندهای متفاوت باشد. به اعتقاد من، هدف چنین مذاکراتی نباید صرفاً حل یک اختلاف خاص باشد، بلکه باید دستیابی به توافقی جامع برای کاهش تنش، افزایش اعتماد، رفع تدریجی موانع، "گسترش همکاریهای اقتصادی و تقویت امنیت منطقهای باشد"؛ توافقی که منافع ملتها را در مرکز توجه قرار دهد. من ادعا نمیکنم که این پیشنهاد کامل یا تنها راهحل ممکن است. اما باور دارم که گفتوگو، هرچند دشوار، از ادامه دشمنی کمهزینهتر و انسانیتر است. شاید زمان آن رسیده باشد که به جای پرسش از اینکه «چه کسی پیروز خواهد شد»، از خود بپرسیم «چه راهی میتواند صلحی پایدار و عزتمند برای همه ایجاد کند؟» این نوشته تنها صدای یک شهروند است؛ شهروندی که آرزو دارد فرزندان ایران، آمریکا و همه ملتهای منطقه، آیندهای آرامتر، امنتر و امیدوارکنندهتر از گذشته داشته باشند.