جنگ در تنگه هرمز: امروز بحران سوخت، فردا بحران غذا
سیاوش شهابی ـ وقتی درباره تنگه هرمز حرف میزنیم، اولین تصویری که به ذهن میآید نفتکشها، قیمت نفت، ناوهای جنگی و رویارویی ایران و آمریکاست. اما از همین آبراه، محمولهای کمتر دیدهشده هم عبور میکند؛ کود شیمیایی. محمولهای که شاید اثرش دیرتر آشکار شود، اما میتواند ماندگارترین پیامد اقتصادی جنگ را نه در قیمت بنزین، بلکه در امنیت غذایی جهان رقم بزند.

ناسیک، ماهاراشترا، هند: ۳۰ ژوئن ۲۰۲۱: کوددهی محصولات موز توسط گروهی از کشاورزان. منبع: shutterstock
وقتی درباره تنگه هرمز حرف میزنیم، تصویری که در ذهن شکل میگیرد نفتکش است. قیمت هر بشکه نفت، حق بیمه کشتی، ناوگان آمریکا و قایقهای تندروی سپاه. این تصویر غلط نیست، اما محمولهای را جا میاندازد که کمتر دیده میشود و اثرش دیرتر و طولانیتر است. از همان مسیر، کود شیمیایی و آمونیاک و گوگرد هم بیرون میرود، و همینها تعیین میکنند سال بعد در مزرعهها چقدر غذا تولید میشود. هرچه بیشتر دادههای پنج ماه گذشته را دنبال کردهام، بیشتر به این نتیجه رسیدهام که ماندگارترین اثر اقتصادی این جنگ بر زندگی مردم جهان، گرانی یا کمبود بنزین نیست، کود است.
کود اوره چیست و چرا اهمیت دارد
گیاه برای رشد به سه ماده اصلی نیتروژن، فسفر و پتاسیم نیاز دارد. نیتروژن آن چیزی است که ساقه و برگ را میسازد و مستقیمترین اثر را روی مقدار محصول دارد. مشکل اینجاست که هرچند حدود ۸۰ درصد هوای اطراف ما نیتروژن است، این نیتروژن به شکلی است که ریشه گیاه نمیتواند آن را جذب کند. دو اتم نیتروژن با پیوندی بسیار محکم به هم چسبیدهاند و باید این پیوند شکسته شود تا نیتروژن قابل جذب شود.
صنعت مدرن این کار را در کارخانه انجام میدهد. نیتروژن هوا را زیر فشار بسیار زیاد و حرارت بالا با هیدروژن ترکیب میکنند و آمونیاک به دست میآید. هیدروژن لازم برای این کار را از گاز طبیعی میگیرند و انرژی لازم برای فشار و حرارت را هم گاز تأمین میکند. یعنی گاز طبیعی همزمان هم سوخت این فرایند است و هم ماده اولیه آن. آمونیاک بعدا با دیاکسید کربن ترکیب میشود و کود اوره ساخته میشود.
اوره دانههای ریز و سفیدی است که در کیسههای پنجاه کیلویی فروخته میشود و حدود ۴۶ درصد وزنش نیتروژن خالص است. همین بالاترین درصد نیتروژن در میان کودهای رایج است و به همین دلیل اوره پرمصرفترین کود نیتروژنه جهان و ایران است. کشاورز آن را پای گندم، برنج، ذرت، جو و درختان باغ میریزد. اگر بخواهم ساده بگویم، اوره همان چیزی است که تفاوت میان یک هکتار گندم با برداشت بالا و همان هکتار با برداشت پایین را میسازد.
خانواده دوم کودها فسفاته است. برای ساختن آن باید فسفر را از سنگ فسفات جدا کرد و این کار با اسید سولفوریک انجام میشود. اسید سولفوریک هم از گوگرد ساخته میشود و بخش بزرگی از گوگرد صنعتی جهان، محصول جانبی پالایش نفتهای پرگوگرد است. یعنی زنجیره کود فسفاته هم به نفت و گاز وصل است، فقط با یک واسطه بیشتر. خانواده سوم، کود پتاسه است که از معادن استخراج میشود و ربط کمتری به این ماجرا دارد.
برآوردهای پژوهشی نشان میدهد حدود نیمی از جمعیت امروز جهان غذایش را مدیون همین نیتروژن صنعتی است. بدون کارخانه آمونیاک، زمینهای کشاورزی موجود توان تغذیه جمعیت کره زمین را ندارند. پس هر اختلال جدی در تولید و حمل کود، اختلالی در تولید غذاست، منتها با تأخیر یک تا دو فصل.
چرا خلیج فارس اینقدر در این زنجیره وزن دارد
تولید آمونیاک به گاز ارزان نیاز دارد و ارزانترین گاز جهان نیز در خلیج فارس است. کشورهای منطقه در دو دهه گذشته روی همین مزیت سرمایهگذاری کردند و کارخانههای عظیم کود ساختند. نتیجه این شد که بخش بزرگی از کود جهان از یک نقطه بیرون میآید و آن نقطه همین تنگه باریک هرمز است.
بر اساس بررسی مؤسسه بینالمللی پژوهش سیاست غذایی، کشورهای خلیج فارس در سه سال گذشته ۳۶ درصد صادرات جهانی اوره، ۲۶ درصد صادرات دیآمونیوم فسفات و ۱۳ درصد مونوآمونیوم فسفات را در اختیار داشتند و بزرگترین صادرکننده منطقهای آمونیاک هم بودهاند. نکتهای که در همین بررسی آمده و کمتر گفته میشود این است که بر اساس برآورد انجمن جهانی کود، ایران در واقع بزرگترین صادرکننده اوره در میان کشورهای خلیج فارس بوده است. گزارش اضافه میکند که حدود ۲۰ درصد فسفات جهان از عربستان میآید و ۴۰ تا ۴۵ درصد صادرات گوگرد جهان هم از همین منطقه است. مجتمع کود قطر به تنهایی حدود ۱۴ درصد تجارت جهانی اوره را در اختیار دارد.
تفاوت این بحران با بحران کود سال ۲۰۲۲ هم در همین جغرافیاست. وقتی جنگ اوکراین صادرات روسیه را مختل کرد، بخشی از کالا با تأخیر از مسیرهای دیگر به بازار برگشت. آمونیاک و اوره خلیج فارس چنین راه فراری ندارند. خط لوله و مسیر زمینی برای جابهجایی این حجم از محصولات وجود ندارد و ذخیره استراتژیک کود هم در سطح جهانی وجود ندارد. کارخانهها یا باید تولید را کم کنند یا انبارها را پر کنند، و اوره کالایی است که در گرما و رطوبت کیفیتش از بین میرود.
جنگ در ۹ اسفند شروع شد و تردد در تنگه هرمز از همان روزها عملا متوقف شد. در طی جنگ تأسیسات گاز مایع و کود راس لفان قطر هدف قرار گرفت. ایران تولید آمونیاک خود را متوقف کرد و قطر تولید اوره و آمونیاک و گوگرد را کنار گذاشت. کارخانه اوره قطر با ظرفیت سالانه ۵.۶ میلیون تن از مدار خارج شد. هند هم به دلیل کاهش واردات گاز مایع، تولید اوره و آمونیاک خود را کم کرد. راهاندازی دوباره یک کارخانه کود بعد از خاموشی پنج تا هشت هفته طول میکشد و اگر سازه آسیب دیده باشد، چند سال.
از پایان فوریه تا امروز حدود ۳.۹ میلیون تن صادرات کود متوقف شده که معادل ۳۰درصد صادرات سالانه کود کشورهای خلیج فارس است. تولید در بیشتر کارخانههای منطقه ادامه دارد، اما با ظرفیت پایینتر، صرفا برای اینکه انبارها سرریز نکند.
قیمتها چه مسیری را طی کردند
اینجا اعداد گویاترند. بر اساس دادههایی که سازمان تجارت جهانی منتشر کرده، قیمت هر تن اوره در بازار جهانی پیش از جنگ حدود ۴۰۰ دلار بود، در آوریل از ۸۵۰ دلار گذشت و در ژوئن، پس از تفاهم موقت و پس از آنکه چین ممنوعیت صادرات اورهاش را برداشت، به ۴۵۳ دلار برگشت. بانک جهانی در گزارش بازار کالای آوریل نوشت قیمت اوره در مارس با جهش ۵۳٬۷ درصدی نسبت به ماه پیش به ۷۲۵٬۶ دلار رسید که بالاترین رقم چهار سال گذشته بود، و پیشبینی کرد میانگین قیمت اوره در سال ۲۰۲۶ نزدیک به شصت درصد بالاتر از سال قبل باشد.
قیمت کود فسفاته هم بالا رفت، منتها با شیب ملایمتر، از حدود ۵۸۰ دلار به حدود ۷۷۰ دلار در هر تن. قیمت گوگرد در همین دوره تقریبا دو برابر شد و همین یکی از دلایل اصلی گران شدن فسفات است.
اثر این جهش در بازارهای محلی شدیدتر بود. در مصر قیمت اوره ظرف چند روز ۲۸ درصد بالا رفت و به ۶۲۵ دلار در هر تن رسید و بخشی از قراردادهای قبلی هم فسخ شد. در برزیل قیمت داخلی کود در دو هفته نخست جنگ بیش از ۳۵ درصد بالا رفت. در استرالیا قیمت داخلی اوره در آوریل به حدود هزار و چهارصد و پنجاه دلار استرالیا در هر تن رسید و بعد به زیر نهصد دلار برگشت.
همین برگشت، نکته مهمی را نشان میدهد. به گزارش اکوایران، پس از امضای تفاهم خرداد قیمت اوره در کمتر از دو ماه بیش از ۳۰درصد پایین آمد و قیمت غلات هم افت کرد. با از سرگیری حملات در تیرماه، مسیر دوباره برعکس شد. یعنی قیمت کود در جهان امروز تابع مستقیم وضعیت نظامی یک آبراه است و هر دور تشدید یا توقف جنگ، ظرف چند روز در دفتر هزینه کشاورز در کنیا و بنگلادش و برزیل ثبت میشود.
چرا اثر این ماجرا با تأخیر به سفره میرسد
پیتر الکساندر، پژوهشگر ارشد امنیت غذایی جهانی در دانشگاه ادینبرا، که روی نحوه انتشار شوکهای انرژی و کود در نظام غذایی کار کرده است، در توضیحی که در گزارش فورچون خواندم گفته حلقه مستقیم میان این جنگ و گرسنگی، کود است، هم به این دلیل که کود از گاز طبیعی ساخته میشود و هم به دلیل نحوه کار عرضه و تقاضا در بازار آن. کود کالایی است که در بازار جهانی قیمتگذاری میشود، پس کمبود عرضه در یک نقطه قیمت را همهجا بالا میبرد، حتی برای کشوری که هرگز یک کیسه کود از خلیج فارس نخریده است. کشاورز به این علامت قیمتی واکنش نشان میدهد. یا کمتر کود میریزد، یا سراغ محصولی میرود که نهاده کمتری میخواهد، یا بخشی از زمین را نمیکارد. این تصمیم امروز گرفته میشود و نتیجهاش یک فصل بعد در برداشت پیدا میشود.
ماکسیمو تورِرو، اقتصاددان ارشد سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد، در نشست خبری ششم فروردین در مقر سازمان ملل گفت این فقط یک شوک انرژی نیست و یک شوک سیستمی است که نظام غذایی جهان را در بر میگیرد. توضیح فنی او همان نکته کلیدی است که بالاتر هم اشاره کردم که واکنش عملکرد محصول به کود خطی نیست، پس کاهش نسبتا کوچک در مصرف کود میتواند افت به مراتب بزرگتری در محصول ایجاد کند، بهویژه در مناطقی که از قبل مصرف کودشان پایین بوده است. یعنی همان کشاورزی که کمترین توان خرید را دارد، بیشترین ضربه را در برداشت میخورد. تورِرو این وضع را شوک دوگانه هزینه نامید، چون کشاورز همزمان کود گرانتر و سوخت گرانتر میخرد، و سوخت گران در آبیاری و حمل هم اثر میگذارد.
در همان نشست، یک عدد دیگر هم گفته شد که نشان میدهد چرا کشتیها حتی وقتی حملهای در کار نیست هم حرکت نمیکنند. با گسترش محدوده پرخطر در اواسط اردیبهشت، حق بیمه جنگی کشتیها از ۰٬۲۵ درصد ارزش شناور به ۱۰ درصد رسید و دوره اعتبار پوشش بیمهای هم به هفت روز کاهش یافت. تورِرو هشدار داد حتی در صورت کاهش تنش، بازگشت شرایط عادی کشتیرانی ماهها طول میکشد.
سناریوی زمانی هم در همان نشست تشریح شد. اگر اختلال یک ماهه میماند، ذخایر جهانی غذا کافی بود و بازار ظرف حدود سه ماه آرام میگرفت. اما با اختلالی که سه ماه یا بیشتر ادامه پیدا کند، تصمیمهای کاشت سال ۲۰۲۶ و پس از آن تحت تأثیر قرار میگیرد و عملکرد محصولات کودبر مثل گندم، برنج و ذرت پایین میآید. جنگ تا امروز پنج ماه است که ادامه دارد.
قیمت کود بالا رفته اما قیمت گندم و برنج و ذرت به همان اندازه بالا نرفته، پس نسبت قیمت کود به قیمت محصول به زیان کشاورز تغییر کرده و کاشتن با کود کامل دیگر صرف نمیکند. زمانبندی هم مهم است. حتی اگر جنگ اواسط خرداد تمام میشد، بازار کود پیش از پایان ۲۰۲۶ به وضع عادی برنمیگشت، و در سناریوی بدبینانه بحران تا سال ۲۰۲۸ ادامه پیدا میکند. در سمت مصرفکننده هم بین سه تا شش ماه طول میکشد تا افزایش هزینه انرژی و حمل به قفسه فروشگاه برسد و بعد از رسیدن، دوازده تا هجده ماه باقی میماند.
این تأخیر در تقویم کشاورزی هر کشور شکل متفاوتی پیدا میکند و گاهی طولانیتر از آن است که به نظر میرسد. پایینتر به مورد مالاوی میرسم که فصل خرید کودش درست وقتی جنگ شروع شد رو به پایان بود، و به همین دلیل کشاورز مالاویایی هنوز ضربه اصلی این جنگ را نخورده است.
آفریقا، جایی که کمترین کود بیشترین اثر را دارد
اگر بخواهم یک جا را نشان بدهم که این زنجیره در آن به روشنترین شکل به زندگی مردم میرسد، قاره آفریقاست. دلیلش هم یک تناقض ساده است. آفریقا کمترین کود دنیا را مصرف میکند و دقیقا به همین دلیل آسیبپذیرترین است.
مصرف کود در آفریقای جنوب صحرا حدود ۱۷ تا ۲۲کیلوگرم در هکتار است، در حالی که میانگین جهانی بین ۱۳۵ تا ۱۴۶ کیلوگرم در هکتار نوسان دارد. حدود ۸۰ درصد کود مصرفی این قاره وارداتی است و نزدیک به ۷۰ درصد غذای منطقه را کشاورزان خردهپا تولید میکنند، یعنی کسانی که نه انبار دارند، نه قرارداد بلندمدت و نه دسترسی به اعتبار بانکی. وقتی مصرف کود از پیش در حداقل است، هر افزایش قیمتی مستقیم به کاهش مصرف تبدیل میشود، و همانطور که تورِرو توضیح داده، کاهش مصرف در چنین سطحی افت به مراتب بزرگتری در محصول ایجاد میکند.
سابقهاش هم موجود است. مصرف کود در آفریقا بعد از بحران سال ۲۰۲۲ حدود ۲۵ درصد افت کرد. اتحادیه آفریقا در سال ۲۰۲۴ هدفگذاری کرد که میانگین مصرف را از هجده به پنجاه کیلوگرم در هکتار برساند و حالا این جنگ دقیقا در جهت مخالف عمل میکند.
بر اساس بررسی سازمان خواربار و کشاورزی، ۵۷ درصد کود مالاوی، ۵۱ درصد کود اوگاندا، ۵۱ درصد کود آفریقای جنوبی، ۴۵ درصد کود ماداگاسکار و ۳۸ درصد کود کنیا از منطقه خلیج فارس تأمین میشود. سازمان تجارت جهانی هم بنین، بورکینافاسو، بوروندی، اتیوپی، ماداگاسکار، مالی، نیجر و کنیا را در فهرست آسیبپذیرترین اقتصادهای آفریقایی قرار داده است.
کنیا نمونه خوبی است، چون در آن هم میشود عدد کلان را دید و هم زندگی روزمره را. بر اساس دادههای کنفرانس تجارت و توسعه ملل متحد، حدود ۲۶درصد کود کنیا مستقیما از مسیر هرمز میآید. در گزارشی از کیسومو خواندم که قیمت هر کیسه پنجاه کیلویی کود در بازار آزاد در ژانویه حدود چهلوشش دلار بود و در مارس به حدود شصتودو دلار رسید. کشاورزی که در آن گزارش با او گفتوگو شده، برای بیستوپنج کیسه کود ناچار شده سراغ دو تأمینکننده در دو شهرستان برود و پانزده دلار هم بابت حمل بدهد. همزمان در ترانسنزویا صفهای طولانی مقابل انبارهای دولتی برای خرید کود یارانهای شکل گرفت. دولت کنیا پیش از جنگ قول داده بود امسال دوازده و نیم میلیون کیسه کود در هزار و چهارصد و پنجاه بخش توزیع کند و حالا باید همان تعهد را با قیمت جهانی جدید اجرا کند.
اتیوپی نمونهای در مقیاس بزرگتر است. این کشور بزرگترین واردکننده کود آفریقاست و در سال ۲۰۲۴ نزدیک به یک میلیون و ۹۷۰ هزار تن کود وارد کرده و دولت در یک فصل زراعی بیش از یک میلیارد دلار بابت آن پرداخته است. بیش از نود درصد کود نیتروژنه اتیوپی وارداتی است و منبع اصلی آن هم عربستان، امارات و ایران بوده است. کشاورزی حدود ۳۵ درصد تولید ناخالص داخلی این کشور و محل کار بیش از ۷۰ درصد جمعیت آن است. در اوایل اردیبهشت، مناقصهای برای هشتصد هزار تن کود انپیاس برگزار شد و قیمت نهایی به ۵۲۰ دلار در هر تن تحویل بندر جیبوتی رسید، یعنی ۱۴ درصد بالاتر از مناقصه بهمن ماه. سه فشار دیگر هم روی هم انباشته شده است. دولت اتیوپی در حال کاهش تدریجی یارانه کود است، درگیریهای داخلی در آمهارا و تیگرای و اوروميا مسیرهای توزیع را مختل کرده، و پروژه کارخانه بزرگ اوره در گوده که قرار است سالانه سه میلیون تن تولید کند سالها بعد به بهرهبرداری میرسد.

داستان متفاوت مالاوی
مالاوی بالاترین وابستگی منطقه به کود خلیج فارس را دارد و برای فهم اینکه این وابستگی در عمل چه معنایی دارد، پرسشهایم را برای چارلز مپاکا فرستادم، روزنامهنگار مالاویایی مستقر در بلانتایر که سالهاست روی کشاورزی و محیط زیست کار میکند. پاسخهای او تصویری از این بحران میدهد که در هیچکدام از گزارشهای آماری پیدا نمیشود.
نخستین نکته او درباره زمانبندی است. فصل زراعی مالاوی از اواخر پاییز تا اوایل بهار ادامه دارد و وقتی جنگ شروع شد، فصل خرید کود تقریبا تمام شده بود. یعنی ضربه اصلی این جنگ هنوز به کشاورز مالاویایی نرسیده و در فصل بعد میرسد. مپاکا میگوید بر اساس گفتوگوهایش با کشاورزان میتوان انتظار داشت مصرف کود کاهش پیدا کند، چون قیمت آن نزد فروشندگان محلی بهطور پیوسته بالا میرود و تا آغاز فصل بعد احتمالا بسیار بالاتر خواهد رفت. واردکنندگان خصوصی که حدود ۹۰ درصد کود مالاوی را تأمین میکنند هم گفتهاند قیمتها افزایش خواهد یافت.
سابقه این وضعیت هم موجود است. به گفته او، همهگیری کرونا و بعد جنگ روسیه و اوکراین واردات کود مالاوی را تحت تأثیر گذاشت و نتیجهاش این شد که بخشی از کشاورزان به دلیل ناتوانی در پرداخت قیمت جدید اصلا کود مصرف نکردند و بخشی دیگر مقدار مصرف را کم کردند. یعنی همان الگویی که تورِرو در سطح جهانی توضیح میدهد، در مالاوی دو بار پیش از این اجرا شده است.
درباره یارانه، مپاکا توضیح میدهد که دولت مالاوی بیش از ۶۰ درصد قیمت کود را برای کشاورزان خردهمالک یارانه میدهد، اما این برنامه در هر سال حداکثر حدود ۱٬۲ میلیون کشاورز را ثبتنام میکند، در حالی که شمار کشاورزان خردهمالک کشور بیش از چهار میلیون نفر است. یعنی بیش از سه میلیون کشاورز باید کود مورد نیازشان را از بازار آزاد بخرند. مشکل به همینجا ختم نمیشود، چون برنامه با اختلال توزیع هم روبهروست و حتی برخی از کشاورزانی که برای دریافت کود یارانهای ثبتنام شدهاند در نهایت کودی دریافت نمیکنند.
برنامه یارانه فصل بعد هنوز شروع نشده است. دولت در بهمن ماه هنگام ارائه لایحه بودجه اعلام کرد که برنامه امسال هم اجرا میشود، اما خرید کود و ثبتنام کشاورزان هنوز آغاز نشده، که به گفته مپاکا چیز غیرعادی نیست. پرسش واقعی این است که آیا بودجه ۶۵ میلیون دلاری دولت برای خرید و توزیع کود، با قیمتهای جدید همان مقدار کود را میخرد یا نه. اینجا همان جایی است که گرانی جهانی کود مستقیما به تعداد کشاورزانی تبدیل میشود که امسال کود میگیرند.
پرسیدم آیا کشاورزان میتوانند سراغ محصول دیگری بروند و پاسخ او این تصور را اصلاح کرد. در مالاوی امنیت غذایی به معنای در اختیار داشتن ذرت است. وقتی محصول ذرت از بین میرود یا کشت آن موفق نمیشود، کشاورز خردهمالک سیبزمینی شیرین یا کاساوا میکارد، نه برای اینکه خودش بخورد بلکه برای اینکه بفروشد و با پولش برای خانوادهاش ذرت بخرد. یعنی تغییر محصول اینجا راهحل نیست و خودش شکلی از عقبنشینی است که کشاورز را از تولیدکننده غذای خانوار به خریدار غذا در بازار تبدیل میکند.
یکی از سوالهایم از او پوشش این موضوع از سوی رسانههای خارجی بود. به گفته مپاکا آنچه به اندازه کافی روایت نمیشود این است که کشاورزان خردهمالک سال به سال چگونه زنده میمانند و میان کمبود کود و قیمت بالا و عوامل اقلیمی از یک سو، و ضرورت تأمین غذای یک سال خانواده از سوی دیگر، چطور تولیدشان را مدیریت میکنند. او اضافه میکند که برنامههای پرداخت نقدی و کمک غذایی وجود دارد، اما به همه نمیرسد و برای کسانی هم که دریافتش میکنند کافی نیست.
نکته آخر مپاکا درباره کشاورزی بومسازگار است، که در بحثهای بینالمللی معمولا به عنوان پاسخ این بحران معرفی میشود. به گفته مپاکا این شیوه هنوز در مقیاسی نیست که بتوان گفت سهم قابل توجهی در امنیت غذایی مالاوی دارد، و حتی برخی کشاورزان تأکید میکنند که کود همان کود است، چون کشاورزی بومسازگار را به اندازه کافی پربازده نمیدانند. این پاسخ برای من مهم بود، چون نشان میدهد راهحلی که از بیرون بدیهی به نظر میرسد، برای کسی که باید غذای یک سال خانوادهاش را از یک قطعه زمین دربیاورد، ریسکی است که توان پذیرشش را ندارد.
نکتهای که معمولا از قلم میافتد این است که صادرکنندگان آفریقایی هم ضربه میخورند. مراکش و مصر روی هم حدود ۷۰ درصد صادرات کود این قاره را در اختیار دارند و هر دو برای تولید کود فسفاته به گوگرد و آمونیاک وارداتی نیاز دارند که بخش بزرگش از خلیج فارس میآید. یعنی هم درآمد صادراتی تولیدکنندگان کم میشود و هم هزینه واردکنندگان بالا میرود. مورد غنا و نیجریه از این هم عجیبتر است. هر دو صادرکننده نفت خاماند و از گرانی نفت سود میبرند، اما هر دو فرآورده نفتی وارد میکنند و بیشتر کودشان هم وارداتی است، پس سود صادرات نفت دیر و غیرمستقیم به مردم میرسد و هزینه واردات زود و مستقیم.
دولتهای منطقه واکنش نشان دادهاند، اما در چارچوب توان مالیشان. تانزانیا حدود ۳۲ درصد قیمت اوره را یارانه میدهد، رواندا ۳۲درصد اوره و ۴۱ درصد کود انپیکا را، و موزامبیک در یک برنامه اضطراری حدود هشت هزار تن کود رایگان توزیع کرده است. کنیا و غنا هم بودجه یارانه نهاده را افزایش دادهاند.
شبکه سیستم هشدار زودهنگام قحطی توضیح داده که در آفریقای شرقی، فصل اصلی کاشت و کوددهی از ماه اردیبهشت تا مرداد است، یعنی همین حالا، و در آفریقای جنوبی پنجره خرید کود برای فصل بعد از مرداد تا آذر امسال باز میشود. یعنی تصمیمهایی که در همین هفتهها گرفته میشود، برداشت سال آینده را تعیین میکند.
چه چیزی از این محاسبه بیرون میآید
مؤسسه بینالمللی پژوهش سیاست غذایی مدلی برای بیست کشور در حال توسعه اجرا کرده است. فرض مدل این بوده که قیمت سوخت ۶۰ درصد و قیمت کود ۴۰درصد بالاتر بماند و تا پایان ۲۰۲۶ ادامه پیدا کند. نتیجه این است که تولید ناخالص داخلی بیشتر این کشورها کمتر از نیم درصد افت میکند، اما نرخ فقر یک تا دو واحد درصد بالا میرود، که در عدد مطلق یعنی حدود بیست میلیون و نهصد هزار نفر فقیر بیشتر و دو و نیم میلیون نفر دچار سوءتغذیه بیشتر.
فاصله میان این دو عدد، خودش تمام ماجراست. در گزارش اقتصاد کلان، این بحران کوچک به نظر میرسد و در سطح خانوار بزرگ است. خانوار شهری از راه گرانی غذا و حمل ضربه میخورد و خانوار روستایی از راه گرانی نهاده و کاهش سود مزرعه. همین مدل نشان میدهد که سوخت عامل اصلی افت تولید ناخالص داخلی است، اما کود عامل اصلی بدتر شدن امنیت غذایی، و اثر کود کندتر و ماندگارتر است.
یک عامل دیگر هم هست که ربطی به جنگ ندارد و میتواند همه این ارقام را بدتر کند. پیشبینیها از احتمال وقوع پدیده النینو در ماههای آینده خبر میدهد که شرایط کشاورزی را در چند منطقه کلیدی بدتر میکند. همزمانی یک شوک نهاده با یک شوک اقلیمی، دقیقا همان ترکیبی است که در سالهای گذشته قحطیهای منطقهای را ساخته است.
ایران در همین زنجیره کجا ایستاده است
ایران خودش تولیدکننده و صادرکننده اوره است و همانطور که گفتم، بر اساس برآورد انجمن جهانی کود بزرگترین صادرکننده اوره منطقه بوده است. یعنی بخشی از آنچه از تنگه هرمز بیرون نمیرود، محصول پتروشیمیهای خود ایران است. با این حال کشاورز ایرانی یکی از گرانترین سالهای خرید کود را پشت سر گذاشته است. شرکت خدمات حمایتی کشاورزی در اردیبهشت امسال نرخنامه تازهای منتشر کرد که بر اساس آن، به گزارش خبرگزاری صداوسیما، قیمت هر کیسه سوپر فسفات تریپل به بیش از هفت میلیون تومان و هر کیسه فسفات ساده به بیش از سه میلیون و سیصد هزار تومان رسید. علت اصلی این جهش، حذف تدریجی یارانه کود و انتقال مستقیم هزینه به کشاورز بوده است.
همزمان مسیر واردات هم بسته شد. رئیس انجمن واردکنندگان سم و کود ایران در گفتوگو با ایلنا گفت واردات کود عملا متوقف شده و جنگ، مشکل ثبت سفارش و تخصیص ارز و دشواری خرید از چین و هند عامل آن بوده است. تابناک هم گزارش کرد که بازار اوره در اختیار شبکهای انحصاری است و پاسخ معاون وزیر جهاد کشاورزی به فشار فصل کشت، اعلام یک نرخ علیالحساب بوده است. یعنی به جای برداشتن انحصار، قیمتی موقت اعلام شد تا خشم کشاورز در فصل کاشت آرام بگیرد.
در برابر همه اینها، وزیر جهاد کشاورزی غلامرضا نوری هجدهم اردیبهشت گفت در حوزه کود شیمیایی مشکلی وجود ندارد و کود امسال هم بهموقع و حدود هشت درصد بیشتر از سالهای گذشته در اختیار کشاورزان قرار گرفته است. فاصله میان این جمله و نرخنامهای که چند روز پیش از آن ابلاغ شده بود، همان الگوی همیشگی است.
یک حلقه بسته هم اینجا وجود دارد که کمتر به آن توجه میشود. بخش بزرگی از ذرت و کنجاله سویای مصرفی مرغداریهای ایران از برزیل میآید، و برزیل تقریبا تمام کود مصرفی خودش را وارد میکند و چهل درصد آن از هرمز عبور میکند. یعنی گران شدن کود در بازار جهانی، از مسیر مزرعه برزیلی، دوباره به قیمت مرغ و تخممرغ در تهران برمیگردد.
روی این آبراه امروز دو ادعا روبهروی هم ایستاده است. تهران نهادی حکومتی برای صدور مجوز، هماهنگی تردد و دریافت عوارض تشکیل داده و میگوید حق دارد مسیر عبور را تعیین کند. ترامپ آمریکا را نگهبان تنگه اعلام کرده و از همه محمولههای عبوری بیست درصد میخواهد، و چندی پیش گذشته گفت هر بار که کشتیای در هرمز هدف قرار بگیرد، یک پل یا نیروگاه در ایران هدف حمله خواهد شد. حملات هفتههای اخیر آمریکا هم روی پلها، تقاطعهای ریلی و خطوط برق هرمزگان و اطراف بندرعباس متمرکز بوده است. در هر دو ادعا، کشتی حامل اوره و گوگرد ابزار چانهزنی است و ارزشش به این است که نبودنش برای طرف مقابل هزینه بسازد.
کسانی که این هزینه را میسازند در هیچکدام از دو روایت جایی ندارند. با از سرگیری درگیریها، تردد در تنگه دوباره تقریبا متوقف شد و حدود شش هزار دریانورد روی صدها کشتی بلاتکلیف ماندند. اینها کارگران کشتیاند و بیشترشان از همان کشورهایی میآیند که قرار است چند ماه دیگر گرانی غذا را هم تحمل کنند. چند ملوان در این ماهها کشته یا مفقود شدهاند. کشاورز خردهپای کنیایی که برای بیستوپنج کیسه کود در دو شهرستان دنبال فروشنده میگردد، کشاورز مالاویایی که پاییز امسال باید تصمیم بگیرد با کود گرانتر چقدر ذرت بکارد، خانوار سومالیایی، کارگر ساکن بندرعباس و کشاورزی که تابستان را با قطعی برق چاه گذرانده، هیچکدام در تصمیم درباره باز یا بسته بودن این تنگه سهمی نداشتهاند و هیچ سازوکاری هم برای اعتراض به آن ندارند.



نظرها
نظری وجود ندارد.