بیستوهشتمین استعفا؛ پزشکیان و رهبری که «علیالاصول» ساکت است
مجتبی خامنهای، غایب است و سخنی از او برای ختم این مجادلات منتشر نمیشود. سکوت او برای آنهایی که مخالف پزشکیان و طرفدار جنگاند، تاکنون به عنوان تاییدی بر روایت خودشان است. برای طرفداران مذاکره، این سکوت بهعنوان ادامه مشی علی خامنهای در رهبری جدید تعبیر میشود؛ یعنی رهبری سر کار آمده که مانند پدرش زیر بار مسئولیت تصمیمهایش نمیرود. اما گروه سومی هم هستند که این سوال را مطرح میکنند که آیا «علیالاصول مجتبایی در کار هست؟»

مراسم تشییع علی خامنهای تیر ۱۴۰۵- وبسایت علی خامنهای
مجتبی خامنهای ساکت است و الان هزار سخنگو دارد. هر کسی در هر گوشهای از نظام از قول او سخنی میگوید. جدیدترینش صحبتهای محمدباقر خرازی، دبیرکل حزبالله ایران، در روز دوشنبه ۱۲ مرداد است. او در یک ویدیو خطاب به افرادی میگوید که پزشکیان تاکنون ۲۸ بار استعفا داده و آخرین باری که زمزمه استعفای پزشکیان مطرح شده، مجتبی خامنهای پیام داده اگر این بار استعفا دهد، با استعفایش موافقت میکنم.
در واکنش به این ویدیو، مهدی طباطبایی، معاون ارتباطات و اطلاعرسانی ریاستجمهوری، اعلام کرد خبر استعفای پزشکیان «واهی و کذب محض» است و «ائتلاف شوم خناسان دروغگو و اصحاب افراط و بیتدبیری، اتحاد مقدس و انسجام ملی را نشانه رفته است.»
فعلا کسی نمیداند که صحبتهای بیپروای خرازی تا چه حد پا در حقیقت دارد، ولی ماجرای استعفا یا حتی برکناری پزشکیان چیز جدیدی نیست. چند ماه پس از آنکه پزشکیان به ریاستجمهوری رسید و هنوز جنگ ۱۲ روزه هم آغاز نشده بود، خبری مبنی بر تهدید پزشکیان به استعفا در صورت موافقت نکردن علی خامنهای با مذاکره با آمریکا مطرح شد. به بیان دیگر، طیف نزدیکان علی خامنهای برای توجیه دلیل موافقت قائدی که آن زمان زنده بود و «شهید» به انتهای اوصافش اضافه نشده بود، این روایت را تکرار میکردند که پزشکیان با تهدید به استعفا «آقا را مجبور به پذیرش مذاکره با ترامپ» کرده است. در همان زمان، الیاس حضرتی، مسئول شورای اطلاعرسانی دولت، این روایتها را تکذیب کرد، ولی ماجرا آنقدر هم جدی نبود که موج خبری بزرگی ایجاد کند.
امروز اما ماجرا بهکل متفاوت است. علی خامنهای رخ در نقاب خاک کشیده و فرزندش به جای او بر صندلی رهبری نشسته است؛ فرزندی که به روایت محمدباقر خرازی، «تعارفات پدر» را ندارد و «جدی در صحنه وارد شده» و بنا دارد هم کار پزشکیان را یکسره کند، هم دبیری شورای عالی امنیت ملی را از محمدباقر ذوالقدر بگیرد و هم اختیار مذاکره با آمریکا را از عباس عراقچی، وزیر خارجه جمهوری اسلامی، سلب کرده است.
صبح سهشنبه ۱۳ مرداد، حسابهای کاربری نزدیک به دولت در شبکههای اجتماعی روایتی متفاوت از موضوع استعفا به دست دادند. ویدیویی که روز ۱۳ مرداد منتشر شد، حاوی بریدههایی از صحبتهای مسعود پزشکیان است که البته زمان و مکانش مشخص نیست. در این ویدیو، پزشکیان میگوید با نظامیها هیچ اختلافی ندارد و اگر هم او چیزی خلاف نظر مجتبی خامنهای بخواهد و تهدید به استعفا کند تا خواستهاش برآورده شود، نظامیها از او تبعیت نخواهند کرد:
ما با نیروهای نظامی کاملا هماهنگیم. یعنی آدمهایی که آنجا هستند، اگر من تهدید کنم، علیرغم میل رهبری طرف من میآیند؟
او خبر استعفایش را به این شیوه تکذیب میکند و میگوید که تا آخر ایستاده است.
پایگاه اطلاعرسانی دولت هم با بازنشر این ویدیوی کوتاه نوشت که پیام ویدیویی پزشکیان خطاب به «مردم ایران» بهزودی منتشر میشود.
دوگانه «جنگ یا مذاکره» در مرکز همه خبرهایی است که در چند ماه گذشته پیرامون استعفا یا برکناری پزشکیان مطرح شده است. در روزهای آغازین جنگ ۳۸ روزه و پس از آنکه پزشکیان در یک ویدیو از کشورهای عربی برای هدف قرار گرفته شدن خاکشان عذرخواهی کرد، صحبتهایی مبنی بر لزوم برکناری پزشکیان در محافل داخلی مطرح شد. پس از آنکه اعلام شد مجتبی خامنهای به عنوان رهبر جدید انتخاب شده، این موج فروکش کرد.
امضای تفاهمنامه اسلامآباد میان آمریکا و ایران با میانجیگری پاکستان، هیزم جدیدی برای این آتش فراهم کرد. مجتبی خامنهای که هنوز از نظرها غایب است، در یک پیام مکتوب پس از اعلام رسمی حصول این تفاهم نوشت که او «علیالاصول» نظر دیگری داشته، ولی چون شورای عالی امنیت ملی و دولت بر مفاد این تفاهمنامه تأکید داشتهاند، او به خواسته آنها تن داده است.
همین «علیالاصول نظر دیگری داشتم» تا امروز چماقی بر سر دولت پزشکیان، شورای عالی امنیت ملی و وزارت خارجه بوده است. طرفداران رهبر جدید به شیوه روایتسازی برای رهبر قدیم عمل میکنند. آنها موج گستردهای از اخبار و روایتها را در این چند ماه به نقل از مجتبای غایب مطرح کردهاند که در همه آنها مجتبی مظلومی است که تحت فشار چهرههای ترسو در دولت و شورای عالی امنیت ملی، مجبور به پذیرش مذاکره با «سگ زرد» شده است. این طیف از نیروهای جمهوری اسلامی «سگ زرد» را برای خطاب قرار دادن دونالد ترامپ به کار میبرند.
در روایت چهرههای نزدیک به دولت و حتی طیفهای میانهرو نظامیان در ایران، جریان تندروی پایداری سردمدار این «جعل روایتها» است. این گروه میگویند برنامه پایداری آن است که «ملت مبعوث» را «متفرق» کند. ملت مبعوث اصطلاحی است که از یکی از سخنرانیهای علی خامنهای وام گرفته شده و الان برای توصیف افراد حاضر در تظاهراتهای شبانه و تجمعات حکومتی به کار میرود.
هفته گذشته ویدیویی از میثم نیلی، مدیرمسئول رجانیوز و برادر داماد ابراهیم رئیسی، در جمع همین «ملت مبعوث» منتشر شد که در آن از جمعیت میخواست که «دست آقا» را پر کنند و «زمینه» را برای برکناری پزشکیان، که خواست قلبی «آقا مجتبی» است، فراهم کنند.
این اخبار و شایعات فعلا فضای داخلی قدرت در جمهوری اسلامی را با چالشی جدید مواجه کرده است. مجتبی خامنهای، کسی که هر روز روایتی از او دهان به دهان نقل میشود، غایب است و سخنی از او برای ختم این مجادلات منتشر نمیشود. سکوت او برای آنهایی که مخالف پزشکیان و طرفدار جنگاند، تاکنون به عنوان تاییدی بر روایت خودشان از سازشکار بودن پزشکیان و خیانتهایش ترجمه شده است. برای طرفداران مذاکره، این سکوت به عنوان ادامه مشی علی خامنهای در رهبری جدید تعبیر میشود؛ یعنی رهبری سر کار آمده که مانند پدرش زیر بار مسئولیت تصمیمهایش نمیرود و فضا را برای جاخالی دادن و مقصرنمایی دیگران در صورت بد شدن اوضاع باز میگذارد.
اما گروه سومی هم هستند که این سوال را مطرح میکنند که آیا «علیالاصول مجتبایی در کار هست؟»




نظرها
نظری وجود ندارد.