زندگی قسطی: «چیز خوبی برای تعریف کردن وجود ندارد»
«الان بخر بعدا پرداخت کن» پدیده روز به روز فراگیرتر در ایران است. پدیدهای که میتواند در دورهای کوتاه مدت بسیاری را در تله بدهی گرفتار کن.

شاخص فلاکت که از جمع نرخ بیکاری و تورم به دست میآید در سه ماه نخست ۱۴۰۵ به ۹۱٬۱ درصد رسید؛ تقریبا دو برابر بهار ۱۴۰۴ که شاخص فلاکت ۴۶٬۳ درصد اعلام شده بود. البته که این رقم بر اساس گزارشهای مرکز آمار است که متهم است به کاهش تصنعی نماگرها.
این مرکز نرخ بیکاری بهار را ۹٬۱ درصد اعلام کرد و گفت در فاصله بهار ۱۴۰۴ تا بهار ۱۴۰۵ ۴۵۰ هزار نفر از شمار شاغلان کاسته شده است. دبیر کمیسیون بیمه و مالیات اتاق بازرگانی گفته است نرخ بیکاری واقعی پنج برابر نرخ رسمی است.
سطح عمومی قیمتها هم در خرداد ۱۴۰۵ به ۸۲ درصد رسید؛ در بهار سال قبلتر نرخ رسمی تورم ۳۹ درصد اعلام شده بود. البته بازهم به روایت ساکنان ایران تورم ملموس بزرگتر از رقمی است که اعلام شده است. نسیم یکی از ساکنان ایران است که چنین نظری دارد چرا که «فقط سیر کردن شکم یک نفر بیشتر از ۱۰ میلیون تومان خرج بر میدارد».
هزینه سبد معیشت در خرداد ۱۴۰۵ برای یک نفر هفت میلیون و ۸۴۰ هزار و ۵۵۵ تومان برآورد شده بود. بر همین اساس یک خانوار ۳ نفره در ماه تنها برای تامین غذا باید ۲۴ میلیون و ۳۰۵ هزار تومان هزینه میکرد. یعنی ۱۳۰ درصد مبلغی که در خرداد ۱۴۰۴ برای خوراک هزینه کرده بود و ۶٬۲ درصد بزرگتر از هزینه اردیبهشت همین سال.
تازهترین برآورد «اکو ایران» نشان میدهد در تیر ۱۴۰۵ هزینه سبد خوراکی یک فرد از هشت میلیون تومان هم عبور کرده است؛ دقیقتر هشت میلیون و ۲۰۲ هزار تومان. خانوار با بعد سه نفر هم در ماه باید حدود سی میلیون تومان برای مواد خوراکی هزینه میکرد: مبلغی بیشتر از حداقل دستمزد کارگران. این یعنی در فاصله یکسال هزینه معیشت ۱۲۹ درصد افزایش یافت.
نسیم که در یک شرکت صنعتی مهندس است و «نگران اجاره خانه نیست»، میگوید این رقم برای این است که «فقط سیر شکمی شوی». او هزینه سیری سلولی را که به معنای تامین پروتئینها است «حداقل پنج تا ۱۰ میلیون تومان» بیشتر از رقم اعلام شده میداند.
«اقتصاد نیوز» ۱۴ مرداد ۱۴۰۵ از بازگشت دفترچه اقساط به فروشگاه به عنوان «پدیدهای که زیاد دیده میشود» خبر داد و نوشت این پدیده «فقط محدود به سوپرمارکتها نیست.در برخی محلهها، فروشگاههای کوچک ، لوازم خانه، خدمات محلی و حتی برخی داروخانهها هم با مشتریانی روبهرو هستند که درخواست پرداخت مدتدار دارند».
سعید که قبل از حمله نظامی اسرائیل و آمریکا به ایران برای کار به ماهشهر رفته بود، حالا چند وقت است از سر بیکاری هر روز به مغازه پدرش میرود. او میگوید تقریبا هر روز «سه چهار نفری میآیند خرید و توان خرید نقدی یک لیتر روغن را هم ندارند».
او در چند هفتهای که هر روز چند ساعت در مغازه بود «خانوادههایی که حتی تنقلات کودکشان را هم قسطی میخرند»، دیده است. به گفته او، خرید مردم «خیلی کم شده» و این را از «حجم سفارشها و انقضا تاریخ مصرف خوراکیهایی که مدت زمان دارند» دیده است.
خود سعید تا قبل از اینکه بیکار شود، هر بار که از ماهشهر میآمد تقریبا هر شب با دوستانش به سفرخانه میرفت، «الان اما برای خریدن سیگار هم حساب کتاب میکنم».
او در آستانه ۴۰ سالگی است و همچنان با پدر و مادرش زندگی میکند؛ «خیلی سخت است در این سن خرجت را پدری بدهد که پیر شده و باید الان استراحت میکرد».
محمود اولاد، مدرس اقتصاد در ایران که رسانهها او را صاحبنظر بازار مسکن معرفی میکنند ۱۷ مرداد ۱۴۰۵ به «دنیای اقتصاد» گفت: «با فقیر شدن، کیفیت و کمیت خوراک و پوشاک» تغییر میکند. به گفته او؛ «اینکه مردم گوشت و مرغ را در سبد غذایی خود کم کردند، «بحران غذا» نیست بلکه بحران کاهش درآمد و فقر است.»
خرید اعتباری انتخاب نیست، اجبار است
افزایش خرید قسطی را با رصد سکوهای فروش آنلاین که به شهروندان امکان خرید قسطی مواد غذایی را میدهند هم میتوان دید. اسنپپی تا سقف ۵۰ میلیون تومان برای خریدهای روزانه اعتبار میدهد که باید در چهار قسط بازگردانده شود. دیجیکالا تا سقف ۲۰۰ میلیون تومان اعتبار برای خرید به مشتریان خود پرداخت میکند که دوره بازپرداخت آن ۱۲ ماه است، البته با سود. سود یک اعتبار ۲۰۰ میلیون تومانی یکساله از دیجیکالا حدود ۵۵ میلیون تومان است.
گزارش سالانه اسنپ برای سال ۱۴۰۴ شمار کاربران ثبتنام کرده اسنپپی را ۱۳ میلیون و ۵۰۰ هزار و کاربران فعال را سه میلیون و ۵۰۰ هزار تن اعلام کرد. یک گزارش در آیتی رسان که مرداد ۱۴۰۵ منتشر شد، میگوید: در طول جنگ ۳۹ روزه، خرید در دستهبندی پوشاک ۴۲ درصد، کالای دیجیتال ۵۴ درصد و زیبایی و سلامت ۴۴ درصد افت کرد. مهمتر از این، سفارشهای روزانه سرویس اعتبار ماهانه ۵۶ درصد و سرویس چهار قسطه ۵۴ درصد کاهش یافت.
معاون پژوهشی پژوهشکده پولی بانک مرکزی افزایش «الان بخر بعدا پرداخت کن» را تایید کرد اما گفت که هنوز «عمق زیادی ندارد». به گفته او پرداختهای اعتباری از طریق سکوها طی سالهای اخیر رشد قابل توجهی داشته است.
حسین سلطانخواه که خبرگزاری دانشجویان ایران او را کارشناس بازار کار معرفی کرد، «وضعیت اقتصادی ناپایدار و نرخ بالای تورم» را علت رشد خرید اعتباری دانست. او گفت: با توجه به اینکه نرخ تورم به بالای ۵۰ درصد رسیده است، حفظ ارزش پول برای بسیاری از خانوارها دشوار شده و قدرت خرید نقدی آنها به شدت کاهش یافته است.»
او شیوه کار سکوهای آنلاین را خالی کردن جیب مشتریان توصیف کرد:
این پلتفرم اینترنتی بدون چک و سفته به شما اعتبار میدهد، اما در عوض، فروشگاههایش جیبتان را با قیمتهای فضایی خالی میکند. این بازی باخت- باخت برای مشتری است. هم کالای معمولی را به قیمت کالای لوکس میخرد و هم بدهکار میشود.
این موضوع را یک شهروند ساکن تهران در گفتوگو با خبرگزاری کار ایران تایید کرد: «شاید شما بتوانید همان کالا را جای دیگری ارزانتر پیدا کنید، اما چون توان پرداخت یکجای آن را ندارید، مجبورید چشم روی قیمت بالاتر ببندید و فقط از فروشگاههای طرف قرارداد این پلتفرمها خرید کنید.»
یک خبرنگار در تهران هم به ایلنا گفت: «حدود ۴۰ درصد از دریافتیام برای اجارهخانه میرود و ۳۰ تا ۴۰ درصد دیگر صرف تسویه اقساط پلتفرمهایی مثل اسنپپی و دیجیپی میشود.»
او تورم مواد خوراکی را علت روی آوردن به این شیوه عنوان کرد و گفت که خریدش از این سرویسها «عمدتاً مواد غذایی اولیه و کرایه تاکسی در روزهای ضروری است. این استفاده مکرر، یک چرخۀ بدهی برایم ایجاد کرده؛ یعنی همیشه بخشی از حقوقِ هر ماهم صرف تسویه اقساطِ ماه قبل میشود و هیچوقت پولی برای روز مبادا یا بیماری پسانداز نمیشود.»
افتادن در تله بدهی
خرید اعتباری و تسویه بدهی به یکی از سکوها با دریافت اعتبار از یکی دیگر بسیاری از مشتریان این بنگاهها را در تله بدهی گرفتار کرده است. شایان یکی از کسانی است که در این تله گیر کرده است. ایلنا به نقل از او نوشت:
الان کار به جایی رسیده که پول غذایی که از رستوران و کافه میگیریم را هم قسطی میدهیم؛ این دیگر مرز جدیدی از بحران بود که در سال ۱۴۰۵ از آن عبور کردیم. من ماهانه بهطور میانگین ۴ تا ۵ میلیون و گاهی بالای ۱۰ میلیون تومان فقط برای قسطِ همین خریدهای روزمره پرداخت میکنم.
افتادن در تله بدهی پدیدهای است که کارشناسان اقتصادی و فعالان کارگری در باره آن هشدار میدهند. صادق سپندار، کارشناس اقتصاد ۱۵ مرداد ۱۴۰۵ به اقتصاد نیوز گفت: «مردم با تورم ۴۰ درصد و سود تا ۳۵ درصد اعتبار میگیرند و فراموش میکنند باید بازپرداخت کنند.». او گفت که بدون نظارت بحران دومینیووار زیبایی کل نظام بانکی را درگیر خواهد کرد.
شهرام عیدیزاده، پژوهشگر اقتصادی هم ۱۰ مرداد ۱۴۰۵ هشدار داد خریداران «اثرات منفی بازپرداخت اقساط بر بودجه آینده را نادیده میگیرند؛ در نتیجه فشار بدهی و اقساط ماهانه پس از خرید باقی میماند».
تصویر این جملات در تبلیغ فروش سنگ قبر قسطی که در نزدیکی گورستانها فراوان است، دیده میشود؛ یعنی بازماندگان بخشی از جامعه ایران هم در تله بدهی و فقر خواهند ماند. نسیم میگوید حکایت ما شبیه است به نکبت است و این روزها تعبیر وارونه جمله گوستن در رمان مرگ قسطی؛ «او میگفت میتوانی گاهی چیزهای خوشایند تعریف کنی. زندگی همهاش نکبت نیست. برای ما اما حالا دیگر هیچ چیز خوشایندی نیست که تعریف کنیم. ما تا مرگ قسطی زندگی میکنیم...»



نظرها
نظری وجود ندارد.