بهائیان چه میکنند؟ از «خدمت» تا جامعهسازی
آوات پوری ـ در محلهای در آلیکانته اسپانیا، کودکان خانوادههای مهاجر و جامعه روما در کلاسها و برنامههایی شرکت میکنند که بهائیان محلی در شکلگیری آنها نقش داشتهاند؛ اما برگزارکنندگان میگویند هدف نه کمک یکطرفه به «نیازمندان» است و نه دعوت آنها به یک آیین دینی. ثمره جهانگشا، دندانپزشک جوان ایرانیتبار که از کودکی در چنین فعالیتهایی حضور داشته، از «خدمت» بهعنوان رابطهای دوسویه سخن میگوید که در آن یادگیری، مشورت و تغییر قرار است برای همه طرفها اتفاق بیفتد. این گزارش از آلیکانته، از خلال تجربه او و دیگران، به الگویی میپردازد که بهائیان آن را «جامعهسازی» مینامند و میپرسد این ایده در مواجهه با نابرابری، محرومیت و تفاوتهای اجتماعی چگونه در عمل شکل میگیرد.

«ثمره جهانگشا»، دندانپزشک جوان اسپانیایی ایرانیتبار، عکس: آوات پوری
صبح زود یک روز تابستانی در «آلیکانته»، یکی از شهرهای ساحلی جنوب شرقی اسپانیا، گروهی از داوطلبان که بیشترشان زنان جوان هستند، مشغول آمادهکردن بازیها و فعالیتهای آموزشی برای کودکان هستند. هرچه خورشید بالاتر میآید، بچهها هم کمکم از راه میرسند. بسیاری از این بچهها از خانوادههای مهاجر مراکشی و الجزایری یا جامعهی «روما» هستند که در زبان فارسی به اشتباه «کولی» نامیده میشوند.
«ثمره جهانگشا»، دندانپزشک جوان اسپانیایی ایرانیتبار، یکی از این داوطلبان است. حضور او در چنین برنامههایی تازگی ندارد. خودش میگوید از کودکی در این فعالیتها شرکت میکرده و از نوجوانی نیز بهعنوان مربی کودکان به آنها پیوسته است.
ثمره، با وجود مسیر تحصیلی و کاری موفقی که طی کرده است، رشد فردی خود را جدا از رشد دیگران نمیداند. برداشتی که در میان بهائیان از آن با مفهوم «خدمت» به دیگری یاد میشود.
به گفتهی او، تلاش انسان برای ساختن زندگی بهتر، ناگزیر بر زندگی دیگران تاثیر میگذارد و مهم است که این اثرگذاری از طریق ارتباط آگاهانه با دیگران و شناخت متقابل شکل بگیرد.
در روایت ثمره، خدمت به معنای کمک یکطرفه به افراد نیازمند نیست. او آن را فرآیندی مبتنی بر ارتباط و مشورت میداند که در آن هیچیک از طرفین صرفا «دهنده» یا «گیرنده» نیستند.
او اضافه میکند: «اگر امروز کسی فکر کند من زندگی موفقی دارم، بخش زیادی از آن به خاطر ادراکات و احساساتی است که در ارتباط با دیگران و در همین مسیر خدمت به دست آوردهام.»
تجربهای که ثمره از آن سخن میگوید، بخشی از رویکردی گستردهتر در میان بهائیان است که از دهه ۹۰ میلادی بهتدریج شکل منسجمتری پیدا کرده است.
از آن زمان به بعد، توجه جامعهی بهائی بیشتر به ایجاد ارتباط با دیگر جوامع، شکلدهی گروههای کوچک، یادگیری جمعی و مشارکت در فرآیندهای توسعهی اجتماعی معطوف شد که در منابع بهائی به آن «جامعهسازی» (Community Building) میگویند.
«دیوید اِی. پالمر»، جامعهشناس و دینپژوه کانادایی، در مقالهی «از گروههای عبادی تا اجتماعسازی در گروههای کوچک» که ترجمهی فارسی آن در کتاب «آیین بهائی، جامعه و سیاست» به کوشش «عرفان ثابتی» منتشر شده، توضیح میدهد که چگونه بهائیان از اواخر دهه ۱۹۹۰، فرآیند جامعهسازی را که هدف از آن ایجاد ظرفیتهای پایدار در جوامع محلی است، با شدت و انسجامی بیش از پیش در دستور کار و برنامههای خود قرار دادند.
در این الگو گروههای کوچک به فضاهایی برای مطالعه، گفتوگو و فعالیت جمعی تبدیل شدند. از ویژگیهای مهم این گروهها این است که افراد با پیشینههای مختلف میتوانند در آنها شرکت کنند و منحصر به اعضای جامعه بهائی نیستند.

کلاسهای کودکان، برنامههای نوجوانان و گروههای مطالعاتی از مهمترین نمونههای این دست از فعالیتهاست که جوامع بهائی در کشورهای مختلف جهان دنبال میکنند.
به نوشته پالمر، این فعالیتها به تدریج مهارتها و ظرفیتهایی را در سطح فردی و جمعی پرورش میدهد که افراد برای ایفای نقشی فعالتر در ساختن زندگی اجتماعی پیرامون خود به آن نیاز دارند.
اگرچه پژوهش پالمر بر تجربه جوامع بهائی برای جامعهسازی در چین، هنگکنگ و تایوان متمرکز است، این تحول مختص و محدود به این مناطق نیست.
فعالیتهای بهائیان در آلیکانته نیز در ارتباط با جوامعی شکل گرفته که با موانع بیشتری برای دسترسی به آموزش و مشارکت اجتماعی روبهرو هستند.
ثمره میگوید جامعه روما و خانوادههای مهاجر مراکشی و الجزایری، از جمله گروههایی هستند که در سالهای گذشته در برنامههای مختلف بهائیان در این شهر حضوری پررنگ داشتهاند.
او از یک سنت در جامعهی روما حرف میزند که بر اساس آن دختران در سنین کم به ازدواج مردانی از همان جامعه درمیآیند و بدین ترتیب امکان پیشرفت و تحصیل از آنان عملا سلب میشود.
ثمره یکی از دوستان دوران کودکیاش به اسم «سارا» را بهخاطر میآورد که آشنایی خانوادهاش با فضای آموزشی فعالیتهای بهائیان، در تغییر نگاه آنان نسبت به آینده و سرنوشت دخترشان موثر بوده است، طوری که به او اجازه دادند مسیر تحصیلی و حرفهای خود را در پیش بگیرد.
او هنوز گاهی سارا را بهصورت تصادفی در فعالیتهای اجتماعی مشترک میبیند. دختری که زمانی در کلاسهای کودکان شرکت میکرد، حالا خود بهعنوان یک وکیلمدافع کارکشته برای حمایت حقوقی از زنان در جامعه روما تلاش میکند.
راهاندازی فضاهای تفریحی و آموزشی تابستانی برای کودکان که از آنها به «کامپوس» یاد میکنند، یکی از فعالیتهای مهم جامعهی بهائی آلیکانته در سالهای اخیر بوده است.
ثمره توضیح میدهد که ایده این کامپوسها از یک برنامهی از پیش تعیینشده شکل نگرفته، بلکه نتیجهی سالها ارتباط و مشورت با خانوادهها و جوامع محلی از جمله روماها و مهاجران مراکشی و الجزایری بوده است.
به گفتهی او، حتی سازماندهی این فعالیتها نیز به صورت مشارکتی انجام میشود و والدین کودکان به شکل دورهای مسئولیت برنامهریزی و اجرای بخشهای مختلف آن را بر عهده میگیرند.
تجربهی تشکیل کامپوسها در آلیکانته بهخوبی رویکرد جامعهی جهانی بهائی برای چارهاندیشی مشکلات محلی بر اساس گشودگی نسبت به دیگر جوامع، مشورت با آنها و نهایتا اقدام مشترک را توضیح میدهد.
آثار بهائی تاکید میکنند که مشورت و پایبندی به آنچه در این گفتمان «نظم اداری» جامعهی بهائی نامیده میشود، «صرفا با انگیزه افزایش کارآیی جامعهی بهائی در اداره امور خود صورت نمیگیرد، بلکه مشارکتی ضروری در تکامل الگوی یک نظم اجتماعی نوین است» که در آموزههای نخستین بهائی اکیدا به آن توصیه شده است.
«وثاق سنایی»، سخنگوی جامعهی جهانی بهائی، در پاسخ به پرسشم درباره این دیدگاه انتقادی که فعالیتهای اجتماعی بهائیان ممکن است با هدف تبلیغ آیین بهائی انجام شود، میگوید رویکرد کنونی جامعهی جهانی بهائی بر شفافیت، پرهیز از مخفیکاری و ارتباط آشکار با دیگر جوامع استوار است.
او اضافه میکند:
بهائیان معتقدند که حرکت به سوی نظم نوین اجتماعی، امری جهانی است و مختص به اعضای یک گروه، ملت یا دین مشخص نیست. بهائیان بهخوبی فهمیدهاند که بهتنهایی نمیتوانند قدمهای محکمی برای چنین آیندهای بردارند و به همین منظور در تلاش هستند این وظیفه را تا هر جا که ممکن است با دیگران به اشتراک بگذارند.
بهنظر میرسد که دعوت دیگران به آیین بهائی، دستکم در روایت بهائیان از این فعالیتها، هدف اصلی سازماندهی چنین رویدادهایی نیست. آنها در عین حال تاکید میکنند که اگر فردی بر اساس انتخاب شخصی خود بخواهد به این آیین بپیوندد، مانعی در برابر او وجود ندارد.
در روایت ثمره از زندگی و فعالیتهایش در میان مهاجران و روماهای محلهی «ویرخِن دِل رِمدیو» (Virgen del Remedio) نیز آنچه بیش از همه برجسته است نه دعوت دیگران به نیایش و آیین بهائی، بلکه شکلی از کنشگری اجتماعی است که او آن را «مشورت و خدمت به دیگران» مینامد.
او با وجود دشواری بیان تجربههای خود به زبان فارسی، که زبان سوم او بعد از اسپانیایی و انگلیسی است، بارها مهمترین هدف خود و جامعهاش از این فعالیتها را، شناخت دیگر جوامع پیرامونی و مهمتر از آن دریافت چشماندازهای تازه نسبت به جامعه خود از نگاه آنان عنوان میکند.




نظرها
نظری وجود ندارد.