گمانهزنی در مورد برنامه آمریکا برای تشدید فشار بر اقتصاد ایران
از محاصره دریایی تا انزوای کامل مالی. ممکن است با آوردن فشار بر همسایگان ایران به صورت غیر مستقیم به محاصره زمینی ایران هم رو آورند. در این مورد که این فشار تحریمی کیفیت تازهای ایجاد میکند و آمریکا را به هدفهایش میرساند، شک وجود دارد.

طرح از شاتراستاک
دولت ایالات متحده مرحلهٔ جدیدی از کارزار فشار همهجانبه علیه ایران را آغاز کرده است. در شرایطی که کاخ سفید تلاش میکند به جای درگیریهای نظامی مستقیم و پرهزینه، بر فلج کردن شریانهای حیاتی درآمدی تهران تمرکز کند، مقامات ارشد اقتصادی واشنگتن از بستهای موسوم به «انزوای اقتصادی بیسابقه» پرده برداشتهاند.
اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، اعلام کرده است واشنگتن تدابیری را به اجرا میگذارد که «در تاریخ انزوای اقتصادی یک کشور بیسابقه بوده است» و همراه با محاصره دریایی، حکم یک «ضربشست دوگانه» (One-Two Punch) را برای قطع کامل دسترسی تهران به منابع مالی ایفا خواهد کرد.
هدف: حداکثری کردن «فشار حداکثری»
سیاست تحریمی آمریکا علیه ایران پس از خروج یکجانبه واشنگتن از برجام در سال ۲۰۱۸ با راهبرد «فشار حداکثری» وارد مرحله تازه شد. اگرچه این سیاست صادرات رسمی نفت ایران را به شدت کاهش داد، اما شبکهٔ دورزدن تحریمها با استفاده از آنچه «ناوگان سایه» (Shadow Fleet) خوانده میشود و جذب مشتری در پالایشگاههایی در شرق آسیا، توانستند جریان فروش نفت ایران را مجدداً احیا کنند.
با آغاز دوره جدید ریاستجمهوری ترامپ و صدور فرمانهای اجرایی امنیت ملی، واشنگتن به این جمعبندی رسید که ابزارهای تحریمی مرسوم از طریق صدور بیانیه و پیگیری بوروکراتیک آنها، کارایی محدودی دارند و نیازمند مکملهای بازدارنده در دریا و شبکههای مالی بینالمللی هستند. بر همین اساس، پنتاگون و فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام) اجرای کنترلهای سفتوسخت و مسدودسازی تردد دریایی نفتکشهای ایرانی و تحت پرچم خارجی را در دستور کار قرار دادند.
خبرگزاری «ایرنا» در گزارشی در مورد برنامههای جدید دولت آمریکا برای تشدید فشار اقتصادی بر ایران به سابقه امر اشاره کرده و نوشته است:
این سابقه، اکنون اهمیت بیشتری دارد چرا که ترامپ در حالی به تحریم بازگشته که شخص او در ماههای گذشته استدلال کرده بود فشار اقتصادی چند دههای شکست خورده و به همین دلیل باید از ابزار نظامی استفاده شود. به بیان دیگر، بازگشت دوباره به تحریم پس از استفاده گسترده از نیروی نظامی، نشانه آن است که واشنگتن هنوز راهی برای تبدیل فشار به نتیجه سیاسی مطلوب خود پیدا نکرده است.
راهی که اکنون واشنگتن میخواهد پیش بگیرد، حداکثر کردن «فشار حداکثری» است. بر اساس دادههای افشاشده و ارزیابیهای نهادهای مالی بینالمللی، راهبرد جدید واشنگتن بر ۶ محور زیر متمرکز است:
۱. محاصره دریایی و انهدام ناوگان سایه
نیروی دریایی ایالات متحده با اتکا به سازوکارهای امنیتی و تحریمهای دریایی، کنترل شدیدتری را بر بنادر اصلی بارگیری نفت ایران (مانند جزیره خارگ) و گلوگاههای دریایی اعمال کنند. نفتکشهایی که ترانسپوندرهای خود را خاموش یا از پرچمهای مصلحتی (Flags of Convenience) استفاده میکنند، با خطر توقیف، تغییر مسیر اجباری یا لغو بیمه دریایی مواجه میشوند.
۲. فشار بر چین و سیستمهای پرداخت غیردلاری
چین به عنوان خریدار بیش از ۹۰ درصد نفت خام ایران، مرکز ثقل این منازعه است. واشنگتن که پیشتر پالایشگاههای کوچک خصوصی چین موسوم به «تیپاتها» (Teapots) را هدف گرفته بود، اکنون در حال ارزیابی گزینههای پرریسکتری است که دو محور اصلی آنها یکی مجازات مؤسسات بانکی چینی است که در مبادلات مبتنی بر یوان برای نفت ایران نقش دارند، و دیگر تحریم پایانههای بندری و پایانههای ذخیرهسازی نفت در بندرهای چین است.
۳. رهگیری کانالهای بازگشت ارز و شبکه صرافیها
تنها فروش نفت بدون بازگشت پول برای اقتصاد کارساز نیست. تا کنون بخش عمده منابع مالی نفتی ایران پس از فروش در قالب یوان، از طریق شبکههای «تراستی» و صرافیهای فعال در کشورهای همسایه (بهویژه امارات متحده عربی، ترکیه و عراق) به ایران بازگردانده میشده است. وزارت خزانهداری آمریکا (OFAC) تمرکز فزایندهای بر انهدام این شبکههای مالی خاکستری و تحریم صرافیهای تسهیلکننده پولشویی و تامین مالی گذاشته است.
۴. تحریمهای ثانویه به سبک الگوی کره شمالی
یکی دیگر از سناریوهای روی میز ترامپ، استفاده از مکانیسم تحریمهای فراگیر ثانویه است، به گونهای که هرگونه تعامل تجاری، بانکی یا زیرساختی با ایران توسط شرکتهای خارجی، به معنای قطع دسترسی کامل آن شرکتها به بازار و سیستم مالی آمریکا و اعمال تعرفههای تنبیهی سنگین باشد. این اقدام به منزلهای گونهای محاصره زمینی غیرمستقیم است.
۵. داراییهای خارج از کشور
ایالات متحده میتواند فراتر از مسدود کردن داراییهای دولت ایران عمل کند و سعی کند داراییهایی را که از قبل تحت صلاحیت قضایی ایالات متحده بودهاند، مصادره کند و از گامی که دولت بوش پس از حمله به عراق در سال ۲۰۰۳ برداشت، الهام بگیرد. با این حال، مجموعه داراییهای دولتی ایران که در دسترس ایالات متحده است محدود است و مصادره آنها از نظر قانونی و دیپلماتیک پیچیدهتر از مسدود کردن ساده آنهاست. بخش عمدهای از ثروت خارجی ایران در کشورهای ثالث نگهداری میشود و واشنگتن برای مصادره آن به همکاری دولتهای خارجی نیاز دارد.
۶. تشدید فشار اقتصادی بر مردم ایران و آشفتهسازی
آنچه در تحلیلهای رسانههای بیناللملی کمتر مورد اشاره مستقیم قرار میگیرد، آوردن فشار بر مردم ایران و از این طریق آشفته کردن فضای داخل کشور است. اتاقهای فکری در واشنگتن وجود دارد که در پیوند با اسرائیل طرح تشدید فشار بر مردم ایران را پی میگیرند. ممکن است بر مبنای همین نقشه به تقویت اپوزیسیون دستساز هم رو آورند. به گزارش فاکس نیوز مایک پمپئو، وزیر امور خارجه سابق، روز شنبه(۱۵ اوت) گفته است که «ایالات متحده باید به مسلح کردن نیروهای مخالف در داخل ایران کمک کند و ممکن است برای تضمین پیروزی استراتژیک بر تهران، نیاز به انجام عملیات نظامی بیشتری داشته باشد.» فاکس نیوز همچنین از قول این مدیر سابق سیا نوشته است: «ایالات متحده و اسرائیل میتوانند با هم همکاری کنند تا سازمانهای مناسب را شناسایی کنند، ابزارهای مناسب، مهمات مناسب و قابلیتهای ارتباطی مناسب را فراهم کنند.»
شانس موفقیت
تحلیلگران بازارهای انرژی و روابط بینالملل معتقدند اگرچه این راهبرد در کوتاهمدت فشارهای سنگینی بر منابع ارزی ایران وارد میکند، اما با چالشهای ساختاری جدی روبروست:
حذف کامل نفت ایران میتواند به افزایش قیمت جهانی انرژی منجر شود. اما از سوی دیگر بالاتر رفتن قیمت جهانی نفت به دلیل محاصره شدیدتر ایران میتواند به نفع ایران باشد، چون میتواند از نفت اندکی که به هر صورت میفروشد، درآمد بیشتری کسب کند.
یک بُردار فشار حداکثری تازه بر ایران، معطوف به چین خواهد آمد. هدفگیری بانکهای بزرگ چین ممکن است روابط تجاری واشنگتن-پکن را به بحران بکشاند. از سوی دیگر مقاومت چین در برابر پذیرش تحریمها میتواند به ایجاد کانالهای مالی غیرقابلردیابی دامن بزند.
در نهایت تجربه نشان داده که اثربخشی تحریمها معمولاً پس از گذر زمان و ایجاد روشهای تهاتری جدید کاهش مییابد. اقتصاد ایران به سمت مدلهای پیچیدهتر تهاتر کالا و داراییهای دیجیتال سوق پیدا میکند.
به گفته کریس کندی، تحلیلگر اقتصادی بلومبرگ، شانس موفقیت برنامه تشدید فشار بر اقتصاد ایران منوط به این است که ترامپ «تصمیم بگیرد که رسیدگی به تهدید ایران را بر همه مسائل دیگر، به ویژه چین، اولویت دهد». به گفته او بعید است که هر گونه اقدامی که واشنگتن انجام میدهد، «محاسبات ایران را به طور قابل توجهی تغییر دهد.»




نظرها
نظری وجود ندارد.