پایان مهلت ۶۰ روزه تفاهم ایران و آمریکا؛ چه چیزی منقضی شد و بعد چه میشود؟
تفاهم اسلامآباد قرار بود پلی میان جنگ و توافقی جامع باشد، اما اختلاف بر سر اجرای تعهدات، از تنگه هرمز تا تحریمها و درگیریهای نظامی، این مسیر را خیلی زود مختل کرد. اکنون تهران و واشنگتن نهتنها به توافق نهایی نرسیدهاند، بلکه حتی درباره وضعیت تفاهم اولیه نیز روایت مشترکی ندارند. در این میان، پاکستان و قطر میکوشند پنجره دیپلماسی را باز نگه دارند؛ در حالی که نبود یک چارچوب جایگزین، خطر تشدید دوباره تنش را افزایش داده است.

یک مقام پاکستانی در حال خوشآمدگویی به معاون رئیسجمهور آمریکا، جیدی ونس، در جریان مذاکرات صلح آمریکا-ایران در اسلامآباد در تاریخ ۱۱ آوریل ۲۰۲۶ دیده میشود. معاون رئیسجمهور آمریکا، جیدی ونس، روز ۱۱ آوریل به اسلامآباد سفر کرد تا در مذاکراتی با ایران شرکت کند که نخستوزیر پاکستان — میزبان دو طرف درگیر — آن را «تلاش آخر و تعیینکننده» برای توقف دائمی هفتهها درگیری در خاورمیانه نامید. (عکس از ژاکلین مارتین / پول / خبرگزاری فرانسه)
تفاهمی که دو ماه پیش امیدها برای پایان جنگ ایران و آمریکا را افزایش داده بود، اکنون به یکی از مبهمترین مراحل خود رسیده است. امروز دوشنبه ۲۶ مرداد (۱۷ اوت)، دوره ۶۰ روزه درج شده در «تفاهمنامه اسلامآباد» به پایان میرسد. فعلا مذاکرات برای رسیدن به توافق نهایی در کما است، هر طرف دیگری را به نقض تفاهمنامه متهم میکند و درباره اصل موضوع «تمدید تفاهمنامه» هم تفاهمی وجود ندارد.
پاکستان و قطر، دو میانجی اصلی، همچنان برای بازگرداندن طرفین به مسیر دیپلماتیک تلاش میکنند ولی اینکه موفق میشوند یا نه از آن پرسشهایی است که هیچ کس پاسخش را در دست ندارد.
تفاهم اسلامآباد چه بود؟
پس از جنگی که با حملات آمریکا و اسرائیل به ایران در ۹ اسفند آغاز شد و به سرعت ابعاد منطقهای پیدا کرد، پاکستان و قطر تلاش گستردهای را برای میانجیگری میان تهران و واشنگتن آغاز کردند. مذاکرات سرانجام در ۲۲ خرداد به یک تفاهم ۱۴ مادهای منتهی شد که روسای جمهوری ایران و آمریکا ۵ روز بعد آن را امضا کردند.
این نخستین سند مذاکرهشدهای بود که پس از تاسیس جمهوری اسلامی به امضای روسای جمهوری دو کشور میرسید.
این سند فقط یک توافق برای توقف عملیات نظامی نبود. مجموعهای بسیار گسترده از مسائل امنیتی، هستهای و اقتصادی در آن گنجانده شده بود. توقف عملیات نظامی، وضعیت تنگه هرمز، رفع محاصره دریایی ایران، فروش نفت، داراییهای مسدودشده ایران، تحریمها، برنامه هستهای و حتی یک برنامه دستکم ۳۰۰ میلیارد دلاری برای بازسازی و توسعه اقتصادی ایران.
آنقدر وعدههای مندرج در تفاهم رنگارنگ بود و به طیف تقریبا وسیعی از ناسازگاریهای ۴ دههای ایران و آمریکا تسری مییافت که از همان ابتدا تحققاش را با تردید مواجه میکرد.
ماده سوم سند همان بندی است که اکنون اهمیت ویژهای پیدا کرده است. بر اساس آن، ایران و آمریکا متعهد شدند «حداکثر ظرف ۶۰ روز درباره توافق نهایی مذاکره کنند و به نتیجه برسند». این دوره تنها با «رضایت متقابل» دو طرف قابل تمدید بود.
بنابراین از نظر متن تفاهم، ۲۶ مرداد در درجه اول پایان مهلت دستیابی به توافق نهایی است. این نکتهای است که در بحثهای کنونی درباره «پایان آتشبس ۶۰ روزه» گاهی نادیده گرفته میشود.
قرار بود در این ۶۰ روز چه اتفاقی بیفتد؟
هدف این بود که تفاهم موقت فضای لازم برای مذاکره درباره مسائل دشوارتر را فراهم کند.
ایران متعهد شده بود برای عبور امن کشتیهای تجاری میان خلیج فارس و دریای عمان اقدام کند و درباره سازوکار آینده مدیریت و خدمات دریایی تنگه هرمز با عمان و دیگر کشورهای ساحلی گفتوگو کند.
در مقابل، آمریکا قرار بود رفع محاصره دریایی ایران را آغاز کند، برای صادرات نفت ایران معافیت صادر کند و امکان استفاده از داراییهای مسدودشده ایران را فراهم سازد.
در حوزه هستهای نیز ایران بار دیگر تعهد میکرد که به دنبال تولید یا دستیابی به سلاح هستهای نرود. سرنوشت ذخایر اورانیوم غنیشده و مسئله غنیسازی قرار بود در مذاکرات توافق نهایی تعیین شود. طبق سند، دستکم یکی از گزینهها کاهش سطح غنیسازی ذخایر موجود در داخل ایران و زیر نظارت آژانس بینالمللی انرژی اتمی بود.
همزمان، تهران باید وضعیت عملا تعلیقشده برنامه هستهای خود را حفظ میکرد و واشنگتن هم متعهد بود تا زمان توافق نهایی تحریم جدیدی وضع نکند یا نیروهای بیشتری به منطقه اعزام نکند.
رویترز در گزارش ۲۴ خردادش درباره پیشنویس تفاهم پیش از امضای سند گزارش کرده بود که مسائل هستهای، بازگشایی تنگه هرمز، معافیتهای نفتی و آزادسازی داراییهای ایران از عناصر اصلی بسته پیشنهادی بودهاند.
چرا به توافق نهایی نرسیدند؟
مشکل تقریبا بلافاصله پس از امضای تفاهم آغاز شد.
اگرچه سند از «پایان فوری و دائمی عملیات نظامی در تمام جبههها» سخن میگفت، اختلاف بر سر اجرای تعهدات خیلی زود بالا گرفت. ایران و آمریکا یکدیگر را به نقض تفاهم متهم کردند و درگیریهای نظامی دوباره از سر گرفته شد. ماجرا ابتدا از لبنان و تداوم حملات اسرائیل به مناطقی در این کشور آغاز شد. بنا بود حملات در همه جبههها از جمله لبنان متوقف شود که نشده بود. بعد که شدت حملات به لبنان کاهش یافت ماجرای تنگه هرمز بحرانی شد. عمان و آمریکا در تلاش برای بازگشایی یک مسیر جنوبی برای عبور کشتیها در آبهای سرزمینی عمان بودند که ایران این را دورزدن خودش و کوتاه شدن دستش از برگ فشار تنگه هرمز میدانست. حمله موشکی و پهپادی به کشتیها با همین استدلال از سرگرفته شد.
در واکنش، دونالد ترامپ روز ۲۷ تیر اعلام کرد که تفاهم «تمام شده است». تهران در مقابل واشنگتن را متهم کرد که تنها ۴۸ ساعت پس از حصول تفاهم آن را نقض کرده و چند روز بعد عملا از آن خارج شده است.
تنگه هرمز به یکی از مهمترین نقاط اختلاف تبدیل شد. تهران بازگشایی کامل این مسیر را به تغییر رفتار آمریکا و اجرای تعهدات واشنگتن، از جمله آزادسازی داراییهای مسدودشده ایران، مرتبط کرده است.
اهمیت این اختلاف تنها نظامی نیست. پیش از جنگ حدود یکپنجم نفت و گاز طبیعی مایع جهان از این مسیر عبور میکرد. در نتیجه وضعیت هرمز به صورت مستقیم با بازار جهانی انرژی و هزینه حملونقل دریایی ارتباط پیدا کرده است.
پیش از وقوع این تنشها و در فاصله کوتاه اعلام دستیابی به تفاهم تا شلیک اولین موشکها، مذاکرات بر سر توافق نهایی به صورت کجدار و مریز آغاز شده بود. آسوشیتدپرس گزارش کرده بود که ایران، آمریکا، پاکستان و قطر در سوئیس سرگرم مذاکره بودند و قرار بود بر سر توافق نهایی، از جمله پرونده هستهای، کار کنند. اما حتی آغاز این مذاکرات تحت تاثیر درگیریها و اختلافات مربوط به لبنان قرار گرفت و با تاخیر همراه شد.
آیا ایران و آمریکا مهلت را تمدید کردهاند؟
این یکی از مبهمترین بخشهای ماجرا است.
در روزهای گذشته، خبرگزاری آناتولی به نقل از منابع دولتی پاکستان گزارش داد که تهران و واشنگتن با تمدید دوره ۶۰ روزه موافقت کردهاند، هرچند مدت تمدید هنوز تعیین نشده است.
ایران این روایت را رد کرد.
یک مقام ارشد ایرانی روز ۲۳ مرداد به رویترز گفت هیچ مذاکرهای درباره تمدید آتشبس انجام نشده است. به گفته این مقام، موضوعی که از طریق میانجیها درباره آن گفتوگو میشود، بازگشت آمریکا به تفاهم اولیه و تعیین جدول زمانی برای اجرای تعهدات واشنگتن است و در این زمینه نیز پیشرفتی حاصل نشده است.
عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران، نیز موضع مشابهی گرفته است. عراقچی میگوید آنچه در تفاهم اسلامآباد آمده «پایان جنگ» بوده است، نه یک آتشبس ۶۰ روزه. از نگاه تهران، چون آمریکا تفاهم را نقض کرده و حملات ادامه یافته، اساسا «آتشبس ۶۰ روزهای» وجود ندارد که اکنون نیازمند تمدید باشد.
این تفاوت در تعبیر بسیار مهم است.
پس دقیقا چه چیزی ۲۶ مرداد تمام میشود؟
اگر صرفا متن تفاهم را مبنا قرار دهیم، پاسخ روشن است. مهلت ۶۰ روزه برای رسیدن به توافق نهایی به پایان میرسد.
ماده سوم تفاهم میگوید دو کشور باید حداکثر طی ۶۰ روز به توافق نهایی برسند و این دوره با رضایت متقابل قابل تمدید است. سند نمیگوید با رسیدن روز شصتم، به صورت خودکار جنگ دوباره آغاز میشود.
از سوی دیگر، برخی تعهدات سند مشخصا به همین دوره ۶۰ روزه متصل شدهاند. برای نمونه، ایران در ماده پنجم متعهد شده بود برای مدت «فقط ۶۰ روز» عبور امن و بدون دریافت هزینه از کشتیهای تجاری را تسهیل کند. برخی ترتیبات اقتصادی و مذاکرات هستهای نیز قرار بود در همین دوره به چارچوب دائمی تبدیل شوند.
به همین دلیل پایان مهلت بدون توافق نهایی یک خلاء سیاسی و حقوقی ایجاد میکند. به این معنا که ترتیبات موقت وجود دارند، اما سازوکار دائمی که قرار بود جایگزین آنها شود شکل نگرفته است.
آیا پایان مهلت به معنای بازگشت فوری جنگ است؟
نه لزوما.
هیچ بندی در تفاهم وجود ندارد که بگوید در پایان روز شصتم حمله نظامی به طور خودکار از سر گرفته میشود. از طرف دیگر، واقعیت میدانی از متن سند جلوتر رفته است. دو طرف از هفتهها قبل یکدیگر را به نقض توافق متهم کردهاند و بخشی از درگیریها هم از سر گرفته شده است.
بنابراین اهمیت روز ۲۶ مرداد بیش از آنکه در گرم شدن لوله تفنگها باشد، سیاسی و دیپلماتیک است.
تا صبح دوشنبه هیچ طرفی تمدید تفاهمنامه را اعلام نکرده و مذاکرات هم در تعلیق است. در عین حال پاکستان و قطر همچنان پیامهایی میان تهران و واشنگتن منتقل میکنند.
عراقچی هم تایید کرده که تبادل پیام از طریق این دو کشور ادامه دارد، اما با این تاکید که این تماسها به معنای آغاز مذاکرات نیست و ایران هنوز تصمیمی برای از سرگیری گفتوگو مستقیم یا رسمی با آمریکا نگرفته است.
از اینجا به بعد چه خواهد شد؟
پایان دوره ۶۰ روزه سه پرسش را برجسته میکند.
اول اینکه آیا پاکستان و قطر میتوانند بدون اعلام رسمی «تمدید تفاهم»، یک دوره زمانی غیررسمی دیگر برای باز ماندن پنجره دیپلماسی ایجاد کنند. دوم اینکه آیا آمریکا حاضر خواهد شد برای بازگرداندن ایران به مذاکرات، بخشی از تعهدات مورد مطالبه تهران را اجرا کند. و سوم، سرنوشت تنگه هرمز است.
تفاهم اسلامآباد قرار بود پلی میان جنگ و یک توافق جامع باشد. این پل تنها چند روز پس از افتتاح بمباران شد.
با این وجود پایان روز ۲۶ مرداد را نمیتوان به سادگی «پایان آتشبس ایران و آمریکا» نامید. تعبیر دقیقتر این است که مهلت تعیینشده در تفاهم اسلامآباد برای دستیابی به توافق نهایی، بدون حصول چنین توافقی و بدون اعلام مشترک تمدید آن، به پایان رسیده است.
پایان مهلت مذاکرات لزوما به معنای آغاز دوباره جنگ نیست، اما وقتی مذاکرات متوقف است، تعهدات محل اختلافاند و هیچ چارچوب جایگزینی هم اعلام نشده، خطر اصلی این است که فضای میان «تفاهم موقت» و «توافق نهایی» به فضایی پرتنشتر تبدیل شود که میتواند به یک دور جدید از حملات نظامی محدود یا گسترده منجر شود.




نظرها
نظری وجود ندارد.