ارتباط ناشناخته. ارتباط بدون سانسور. ارتباط برقرار نمی‌شود. سایت اصلی احتمالاً زیر سانسور است. ارتباط با سایت (های) موازی برقرار شد. ارتباط برقرار نمی‌شود. ارتباط اینترنت خود را امتحان کنید. احتمال دارد اینترنت به طور سراسری قطع شده باشد. ادامه مطلب

سفر قالیباف به عراق: فشار مالی، سلاح و دیپلماسی موازی بغداد

سفرهای پیاپی مقامات ارشد ایران از جمله محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس، و اسماعیل قاآنی، فرمانده سپاه قدس، به عراق در حالی انجام شده که بغداد با اولتیماتوم خلع سلاح گروه‌های هم‌پیمان ایران و فشار آمریکا بر پرداخت بدهی‌های نفتی مواجه است. مهرداد فرهمند، تحلیلگر مسائل خاورمیانه، در گفت‌وگو با زمانه تأکید می‌کند که شیعیان عراق پس از قرن‌ها به قدرت رسیده‌اند و هرگز حاضر نیستند این فرصت تاریخی را از دست دهند؛ ازاین‌رو با وجود هم‌پیمانی با ایران، استقلال مالی و هویتی خود را حفظ کرده و از ورود به ریسک‌های بزرگ مانند تقابل مستقیم با آمریکا پرهیز می‌کنند. به اعتقاد او، عراقی‌ها در تنظیم روابط با تهران و واشنگتن زیرکانه عمل کرده و با دیپلماسی دوگانه، دوره کنونی را به‌عنوان یک دوره گذار مدیریت می‌کنند.

ابتدا اسماعیل قاآنی، فرماندهٔ سپاه قدس بدون اعلام قبلی به بغداد رفت، سپس عبدالناصر همتی و چندی بعد هم محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس ایران، با یک هیئت پارلمانی و در چارچوب سفری رسمی، وارد پایتخت عراق شد. هدف اعلام‌شدهٔ سفر قالیباف، پاسخ به دعوت همتای عراقی‌اش، گفت‌وگو دربارهٔ گسترش روابط دو جانبه، و شرکت در مراسم چهلم آیت‌الله خامنه‌ای در کربلا بود؛ اما آنچه همه این سفرها را به هم پیوند می‌زد، موضوعی دیگر بود: اولتیماتوم ۳۰ سپتامبر دولت عراق به رهبری علی الزیدی، که بر اساس آن، گروه‌های هم‌پیمان ایران باید سلاح‌های خود را به دولت واگذار کنند. این ضرب‌الاجل هم‌زمان با خروج نظامیان آمریکایی و با فشار واشنگتن تعیین شده است. بدهی دولت عراق به ایران را هم نباید فراموش کرد. همتی به بغداد رفته بود تا حدود ده دلار از طلب ایران از عراق را پیگیری کند. این مبلغ شامل حدود هفت میلیارد دلار نزد بانک‌های عراقی و بیش از سه میلیارد دلار بابت صادرات گاز و برق به این کشور است.

این رفت‌وآمدها در شرایطی رخ می‌دهد که آمریکا دور تازه‌ای از محاصرهٔ اقتصادی را علیه ایران اعمال کرده است. درآمدهای نفتی عراق در حساب‌های فدرال رزرو آمریکا مسدود می‌شود و عملاً بدون تأیید واشنگتن، هیچ منابعی به ایران منتقل نمی‌شود. بغداد بدهکار تهران است، اما کلید پرداخت در دست آمریکاست.

در همین نقطه است که اهرم تنگهٔ هرمز معنا پیدا می‌کند. صادرات نفت عراق تقریباً نصف شده و رئیس مجلس عراق از قالیباف خواسته است مسیر ویژه‌ای برای نفتکش‌های این کشور باز شود. تهران عبور نفت از هرمز را به آزادسازی مطالبات خود گره زده است؛ این تنها اهرمی است که در این محاصره هنوز در اختیار دارد. شاید به همین دلیل هم بود که پس از دیدار رسمی قالیباف با الحلبوسی، رئیس مجلس عراق با انتشار نقشه‌ای با عنوان «خلیج عربی» پاسخی نمادین داد که نشان‌دهنده تأکید بغداد بر هویت عربی خود و استقلال نسبی در برابر نفوذ ایران است. قالیباف در سخنرانی کربلا به این اقدام با زبانی غیرمستقیم واکنش نشان داد و بر امتناع مشترک دو ملت از پذیرش روایت‌های بیگانه تأکید کرد. این حرکت پیچیدگی روابط دوجانبه و حساسیت‌های هویتی-سیاسی موجود را برجسته کرد. با آقای مهرداد فرهمند، تحلیلگر مسائل خاورمیانه چشم‌انداز روابط ایران و عراق را در پرتو این چالش‌ها به بحث گذاشتیم:

برای دیدن محتوای نقل شده از سایت دیگر، کوکی‌های آن سایت را بپذیرید

کوکی‌های سایت‌ دیگر برای دیدن محتوای آن سایت‌ حذف شود

سفرهای مالی و پیوند سلاح با مطالبات ایران

مهرداد فرهمند در آغاز گفت‌وگو با زمانه با اشاره به سفرهای همتی، قاآنی و قالیباف به عراق تأکید کرد که محور اصلی این سفرها مسائل مالی بوده است. او توضیح داد:

ایران مبالغ قابل‌توجهی از عراق طلبکار است؛ دولت عراق این مبالغ را به ایران پرداخت نمی‌کند، چون تحت فشار آمریکا قرار دارد. این فشار جدید نیست و از پیش وجود داشته. با وجود گذشت بیست‌وسه سال از تغییر حکومت در عراق، همچنان کل مسائل مالی این کشور در سیطره کامل دولت آمریکاست. ایران اکنون به شدت به پول نیاز دارد و ابتدا همتی را فرستاد تا برای دریافت این مطالبات تلاش کند، اما موفق نشد. پس از آن کار به جایی رسید که قاآنی و قالیباف در سطح بالاتری مذاکرات را ادامه دهند.

 فرهمند همچنین یادآوری کرد که موضوع مالی و پرونده سلاح گروه‌های شبه‌نظامی شیعه در عراق به هم پیوسته‌اند و هر دو بخشی از بسته نفوذ ایران در این کشور به شمار می‌روند:

 اما نوع رابطه میان ایران و گروه‌های شبه‌نظامی عراقی با نوع رابطه‌ای که ایران با حزب‌الله لبنان دارد متفاوت است. وابستگی این گروه‌ها به ایران، به‌ویژه از لحاظ مالی، خیلی کمتر است یا اساساً وجود ندارد. برخلاف گروه‌هایی مانند حزب‌الله یا برخی گروه‌های فلسطینی که نوعی وابستگی مالی به ایران دارند، گروه‌های عراقی خود صاحب ثروت و مکنت‌اند و وضع اقتصادی بسیار خوبی دارند. هر کدام دارای یک تیول اقتصادی در عراق هستند و همین موضوع باعث می‌شود از نوعی استقلال برخوردار باشند.

به گفته فرهمند همین استقلال مالی، آن‌ها را در جایگاهی قرار نمی‌دهد که بتوان به‌سادگی آن‌ها را نیروی نیابتی نامید:

 اساساً اصطلاح «نیروی نیابتی» برای کلیت این گروه‌های شبه‌نظامی چندان درست نیست، چون از آن‌ها سلب عاملیت و اصالت می‌کند. این گروه‌ها خود هر کدام هویت مستقلی دارند. گروه‌های عراقی بیش از آنکه خود را دنباله‌های جمهوری اسلامی بدانند، خود را متحد و همپیمان ایران می‌بینند و همین موضوع وضعیت را متفاوت می‌کند.

فرهمند تأکید کرد که راهبرد اصلی ایالات متحده قطع تمام بازوهای ایران در منطقه — اعم از سیاسی و اقتصادی — است و عراق در این میان اهمیت ویژه‌ای دارد، زیرا کشوری ثروتمند محسوب می‌شود و ایران به واسطه اکثریت شیعه در آنجا از نفوذ قابل‌توجهی برخوردار است. او سپس از نظر سیاسی و فرهنگی درباره اهمیت تشیع در عراق گفت:

عنصر مهمی که نباید فراموش کرد این است که شیعیان عراق پس از قرن‌ها توانستند با سقوط صدام حسین به ارکان قدرت دست پیدا کنند و یک فرصت تاریخی به دست آوردند. آن‌ها به هیچ وجه حاضر نیستند این فرصت را از دست بدهند. نمی‌خواهند به دورانی بازگردند که همیشه سنی‌ها حرف اول را می‌زدند و شیعیان نقش تعیین‌کننده‌ای در امور عراق نداشتند. این موضوع منحصر به دوران معاصر و دوران صدام حسین نیست. همیشه این‌طور بوده است؛ چه در دوران جمهوری عراق، چه در دوران پادشاهی، چه در دوران عثمانی و حتی پیش از آن. از زمان صفویه به این سو، شیعیان در این سرزمین به نیروهای فرودست تبدیل شده بودند و در ارکان قدرت به بازی گرفته نمی‌شدند؛ حتی در نظام و عدلیه و جاهای مختلف کار مهمی به آن‌ها داده نمی‌شد. حالا پس از قرن‌ها توانسته‌اند خود را بالا بکشند. این موقعیتی است که صرف‌نظر از اینکه در ایران چه حکومتی باشد یا چه سیاستی در پیش گرفته شود و صرف‌نظر از اینکه رابطه‌شان با ایران خوب باشد یا بد، آن را از دست نخواهند داد. این عنصر مهمی است که باید در تحلیل اوضاع عراق در نظر داشت.

فشار هرمز بر اقتصاد عراق و امتناع ایران از استثنا

مهرداد فرهمند در ادامه گفت‌وگو با زمانه توضیح داد که بسته شدن تنگه هرمز بیش از دیگر کشورهای حاشیه خلیج فارس بر اقتصاد عراق تأثیر گذاشته است، زیرا این کشور نه توان مالی امارات و قطر را دارد و نه راه‌های جایگزین کافی در اختیار دارد. او افزود:

اقتصاد عراق حدود ۹۰ درصد وابسته به نفت است و اکنون زیر فشار سنگینی قرار دارد. از طرف دیگر فشار آمریکا نیز این وضعیت را مضاعف می‌کند.

 فرهمند تأکید کرد که ایران نمی‌خواهد موضوع عبور از تنگه هرمز را به روابط دوجانبه با عراق فرو بکاهد و ترجیح می‌دهد از این موقعیت برای ایجاد فشار گسترده بر همه کشورهای منطقه استفاده کند تا تکلیف نهایی در چارچوب یک توافق کلی با آمریکا روشن شود:

قطعاً همه این کشورها از راه‌های مختلف به ایران نزدیک شده‌اند؛ قطر، امارات و عراق. هر کدام به دنبال امتیازاتی بوده‌اند تا بتوانند کشتی‌های خود را رد کنند. اما به نظر می‌رسد شیوه جدیدی که جمهوری اسلامی در پیش گرفته این است که چنین کاری نکند. یعنی حتی با وجود رابطه ویژه‌ای که با عراق دارد، این موضوع را به‌گونه‌ای پیش ببرد که عراق زیر فشار بماند. هرچند عراق آنچنان وزن و قدرت منطقه‌ای ندارد، اما مؤثر است و می‌تواند این فشار را به بقیه کشورها منتقل کند و راهبرد ایران را که حل مسئله تنگه هرمز از طریق ایجاد فشار است، پیش ببرد. در نتیجه به نظر نمی‌رسد تهران مایل باشد استثنایی برای نفتکش‌های عراقی قائل شود.

نماد بازی زیرکانه بغداد میان تهران و واشنگتن

مهرداد فرهمند انتشار نقشه با عنوان «خلیج عربی» توسط هیبت الحلبوسی، رئیس پارلمان عراق را اتفاقی جالب و نمادی از شیوه عملکرد زیرکانه سیاستمداران عراقی در تنظیم روابط میان بغداد و تهران از یک سو و بغداد و واشنگتن از سوی دیگر دانست. او یادآور شد که الحلبوسی با وجود انتشار این تصویر که حتی در شبکه‌های اجتماعی عرب‌ها نیز با استهزاء مواجه شد، از جمله چهره‌هایی است که در میان سیاستمداران عراقی، نزدیک به ایران به شمار می‌رود و با وجود سنی‌مذهب بودن، روابط مالی و حسنه‌ای با جمهوری اسلامی داشته است. فرهمند تأکید کرد که عراقی‌ها در تنظیم روابط خود زیرکانه‌تر از ایرانی‌ها عمل می‌کنند و می‌دانند که نه می‌توانند ایران را از دست بدهند و نه آمریکا را. به گفته او، به‌ویژه در شرایط فعلی که سیاست آمریکا در دست ترامپ با شیوه نامتعارف قرار دارد، عراقی‌ها نیز مانند بسیاری از سیاستمداران غربی سعی می‌کنند با مماشات این دوره را پشت سر بگذارند. فرهمند توضیح داد:

از یک سو سعی می‌کنند هم به آمریکا بله بگویند و هم به ایران. اگر از یک سو در ظاهر نشان می‌دهند که دارند منویات آمریکا را اجرا می‌کنند و در مقابل ایران می‌ایستند، از سوی دیگر همچنان روابط پنهانی با ایران دارند و با آن کار می‌کنند. این را در موضوع خلع سلاح هم می‌بینیم. با اینکه برخی گروه‌ها اعلام کرده‌اند که خلع سلاح می‌شوند، اما با گذشت مدت‌ها هیچ حرکتی انجام نداده‌اند. در مورد نوع رابطه‌شان با ایران هم همین‌طور است.

او این رویکرد را نوعی عمل «فوتوشاپی» توصیف کرد که در آن تصویری ساختگی از مقابله با ایران ارائه می‌شود، در حالی که کار معمول ادامه دارد و دوران کنونی را دوره‌ای گذار می‌دانند.

فرهمند در پایان خاطرنشان کرد که مسائل اقتصادی و ریشه‌های اقتصادی گروه‌های متحد با ایران در عراق حرف اول را می‌زند و عراقی‌ها برخلاف ایران از ورود به ریسک‌های بزرگی مانند تقابل مستقیم با آمریکا یا اسرائیل پرهیز می‌کنند تا آینده بلندمدت قدرت شیعیان را به خطر نیندازند؛ حتی این محاسبه را نیز دارند که اگر ایران تضعیف شود، بتوانند مرکزیت قدرت شیعه را به عراق منتقل کنند:

این موضوع نقش محوری دارد: تمسک به قدرت شیعیان عراقی و همچنین همپیمانان سنی‌شان (که آقای الحلبوسی یکی از آن‌هاست) و از سوی دیگر، چگونگی حفظ این وضعیت با زیرکی.

این مطلب را پسندیدید؟ کمک مالی شما به ما این امکان را خواهد داد که از این نوع مطالب بیشتر منتشر کنیم.

آیا مایل هستید ما را در تحقیق و نوشتن تعداد بیشتری از این‌گونه مطالب یاری کنید؟

.در حال حاضر امکان دریافت کمک مخاطبان ساکن ایران وجود ندارد

توضیح بیشتر در مورد اینکه چطور از ما حمایت کنید

نظر بدهید

در پرکردن فرم خطایی صورت گرفته

نظرها

نظری وجود ندارد.