انباشت زباله در شمال ایران و تهدیدی برای تالاب میانکالە
تانیا فروزنده ـ در فاصلهای کوتاه از تالاب بینالمللی میانکاله، دههها انباشت پسماند در بهشهر به بحرانی برای خاک، آب و سلامت ساکنان منطقه تبدیل شده است. روزانه بیش از ۱۵۰ تن زباله در این شهرستان تولید میشود و بخشی از آن به قرهتپه میرود؛ محلی که بنا بر گزارشها، از زیرساختهای استاندارد مهار و تصفیه شیرابه برخوردار نیست. پژوهشهای دانشگاهی نیز از غلظت بالای فلزات سنگین در خاک و شیرابه این محدوده خبر میدهند. در استانی که سالهاست با بحران مدیریت پسماند دستوپنجه نرم میکند، نزدیکی این آلودگی به میانکاله، یکی از ارزشمندترین زیستبومهای ایران، نگرانیها از گسترش یک بحران زیستمحیطی را افزایش داده است.

زباله در بهشهر ـ منبع: ایرنا
بەجای هوای خنک خزری بوی تعفن سنگینی شهر بهشهر را فراگرفتە است که از پوسیدگی دههها زباله در منطقهای به نام «قرهتپه» سرچشمه میگیرد. «در این چند روز کە ما در شهر بودیم، بوی بدی همەی شهر را احاطە کردە بود بە گونەای کە ما مجبور شدیم زودتر آنجا را ترک و برنامە سفرمان را تغییر دهیم.» این صحبتهای یکی از گردشگران بهشهر است.
آنچه این بوی تعفن را به یک هشدار جدی تبدیل میکند، فاصله خطرناک این انبوه زباله تا تالاب بینالمللی میانکاله است. این تالاب که نخستین تالاب ثبتشده در کنوانسیون رامسر است، بهعنوان یکی از غنیترین اکوسیستمهای غرب آسیا شناخته میشود و همه ساله میزبان بیش از ۵۰۰ هزار پرنده مهاجر از گونههای در حال انقراض است. با این حال، تالاب میانکاله در سالهای اخیر تلفات گستردهای را تجربه کرده است؛ به گزارش ایسنا، در سالهای ۱۳۹۸ و ۱۳۹۹ بیش از ۳۰ هزار پرنده مهاجر در این تالاب تلف شدند. اکنون این گنجینه ارزشمند، در فاصله تنها ۲ کیلومتری جنوبغربی این مرکز دفن زباله قرار دارد.
بحران مدیریت پسماند در بهشهر، قدمتی ۶۰ ساله دارد. به گزارش ایسنا، قریب به ۶۰ سال زباله و پسماند بهشهر در ورودی منطقه تفریحی گردشگری عباسآباد در محلی که به «آشغالتپه» معروف بود، دپو میشد. این مسئله نارضایتی و گلهمندی مردم را به دنبال داشتە است، بهگونهای که در کنار این مکان انباشت زباله، یک بیمارستان نیز احداث شده بود که وضعیت نامناسب منطقه، اعتراضات مدیریت، پرسنل و مراجعهکنندگان آن را نیز برانگیخته بود. در ژوئن ۲۰۲۴، این محل با دستور ویژه دادگستری مازندران ساماندهی شد.
شهرستان بهشهر با جمعیتی بالغ بر ۱۶۰ هزار نفر، روزانه بیش از ۱۵۰ تن زباله تولید میکند. با وجود احداث کارخانه کمپوست در سال ۱۳۷۳، این کارخانه به دلیل فرسودگی تجهیزات و ظرفیت محدود، تنها بخش کوچکی از زبالهها را پردازش میکند. به گزارش ایرنا، کارخانه کمپوست بهشهر در سال ۱۳۷۳ با ظرفیت طراحی ۲۰۰ تن در روز احداث شد، اما به دلیل فرسودگی تجهیزات، کمبود بودجه و نبود سیستم تفکیک در مبدأ، اکنون تنها حدود ۳۰ تا ۴۰ درصد از زبالههای دریافتی را به کمپوست تبدیل میکند و مابقی به صورت خام به قرهتپه منتقل میشود. در نتیجه، مابقی زبالهها به منطقه جدیدی به نام «قرهتپه» منتقل شدند. تصاویر منتشرشده در شبکههای اجتماعی نشان میدهد که کوه عظیمی از زبالهها در این منطقه رها شدهاند، بدون آن که کوچکترین ساژهای برای تصفیه شیرابه یا جلوگیری از نفوذ آلودگی به زمین دیده شود. همچنین مشخص نیست که اراضی قرهتپه با مجوز چه نهادی به این کار اختصاص یافته است.
پژوهشهای دانشگاهی ابعاد این فاجعه را بیشتر روشن میکنند. در مطالعهای که توسط حسینزاده و همکاران انجام و در نشریه «یافتههای نوین زمینشناسی کاربردی» منتشر شده، محققان ۱۲ نمونه خاک از محل دفن زباله و زمینهای کشاورزی اطراف آن را جمعآوری و با دستگاههای پیشرفته (ICP-OES و ICP-MS) آنالیز کردند.
نتایج این مطالعه بهشدت هشداردهنده است: میانگین غلظت فلزات سنگین از جمله کبالت، کادمیوم، روی، مس، آرسنیک و نیکل در تمامی نمونهها بالاتر از استانداردهای جهانی بوده است. نمونههای برداشتشده از خود محل لندفیل و دو نمونه مجاور آن، بالاترین میزان آلودگی را نشان است. همچنین آنالیز یک نمونه از شیرابه (مایع سمی حاصل از تجزیه زباله) نشان داد که این شیراپه سرشار از فلزات سنگین است.
مسئله اصلی این است که به دلیل نبود لاینرهای ضد نفوذ در این سایت، شیرابه به راحتی میتواند به سفرههای آب زیرزمینی نفوذ کند. مدیرکل حفاظت محیط زیست استان مازندران پیشتر نسبت به ورود شیرابههای تولیدی زباله به منابع آب زیرزمینی هشدار داده بود. در منطقهای با بارندگی سالانه بالا، این خطر بسیار جدیتر میشود و میتواند آلودگی را به کل اکوسیستم منطقه تسری دهد. بر اساس استانداردهای سازمان حفاظت محیط زیست، هر مرکز دفن زباله باید دارای سیستم جمعآوری شیرابه، استخراج گاز متان و لاینرهای ضد نفوذ باشد که در سایت قرهتپه کاملاً غایب است. کارشناسان معتقدند که با وجود سرمایهگذاریهای انجامشده، عدم نگهداری و بهروزرسانی این کارخانه، یکی از عوامل اصلی تداوم بحران است.
بە گزارش خبرگزاریها ساکنان مناطق مجاور قرهتپه از افزایش بیماریهای تنفسی، سردردهای مزمن و تحریکات چشمی در ماههای اخیر خبر دادهاند. پزشکان محلی هشدار دادهاند که استنشاق مداوم گازهای سمی منتشرشده از این زبالهها، به ویژه برای کودکان و سالمندان که آسیبپذیرترین گروههای جمعیتی هستند، خطرناک است.
همچنین نگرانیهایی درباره ورود فلزات سنگین به محصولات کشاورزی منطقه وجود دارد، زیرا زمینهای کشاورزی اطراف با استفاده از آبهای زیرزمینی که احتمالاً آلوده به شیرابه هستند، آبیاری میشوند. این موضوع میتواند زنجیره غذایی انسان را به طور مستقیم تهدید کند.
تهدید میانکاله
نزدیکی این محل دفن به تالاب میانکاله، یک زنگ خطر جدی است. پژوهشها نشان دادهاند که حداکثر غلظت فلزات سنگین مانند نیکل، آلومینیوم، سرب، آرسنیک و جیوه در آب تالاب میانکاله در سطح یک درصد و پارامتر کروم در سطح پنج درصد نسبت به مراحل مختلف پایش، معنیدار بوده است. همچنین مطالعهای دیگر نشان داده که حداکثر کادمیوم مشاهدهشده در نمونههای آب تالاب میانکاله، از حد مجاز تخلیه برای جلوگیری از تخریب و آلودگی غیرقابل جبران تالابها بیشتر بوده است.
علاوه بر این، تحقیقات نشان داده است که فاضلابهای شهری و کشاورزی، از مهم ترین منشأهای ورود فلزات سنگین به تالابها محسوب میشوند. ورود شیرابه و روانآبهای آلوده، میتواند این تالاب را در آستانه اوتریفیکاسیون (افزایش بیرویه مواد مغذی و در نتیجه مرگ آبزیان) قرار دهد. نابودی میانکاله نه تنها یک فاجعه ملی، بلکه ضایعهای جبرانناپذیر برای میراث طبیعی جهان خواهد بود.
معضل بهشهر، تنها نمونهای از یک بحران فراگیر در استانهای شمالی ایران است. زباله ضربەی عمیقی بر پیکر نحیف طبیعت شمال کشور است کە در دو دهه اخیر بحرانیتر شده است. عدم وجود استراتژی جامع مدیریت پسماند، کمبود تصفیهخانههای استاندارد، نفوذ شیرابه به آبهای زیرزمینی و سوزاندن زبالههای مخلوط، این مناطق را در معرض ریسک جدی زیستمحیطی قرار داده است. کارشناسان تأکید دارند که از زبالهها گازهای مختلف تخریبکننده محیط زیست متصاعد و شیرابه سمی تولید میشود که این مسله از عوامل خسارتبار است.
کارشناسان محیط زیست بر این باورند که راهحل اساسی، اجرای کامل طرح تفکیک از مبدأ، احداث یک لندفیل بهداشتی استاندارد در مکانی دور از تالاب و مناطق مسکونی، و تبدیل زبالههای آلی به انرژی از طریق سیستمهای بیوگاز است. همچنین ضروری است که سازمان حفاظت محیط زیست، نظارت مستمر بر کیفیت خاک و آب این منطقه را در دستور کار قرار دهد و نتایج آن را بهصورت شفاف به عموم گزارش کند. این راهکارها در گزارشهای سازمان ملل (UNDP) نیز برای مدیریت پسماند در مناطق ساحلی توصیه شده است.
با وجود هشدارهای مکرر فعالان محیط زیست و مطالعات علمی، هنوز مشخص نیست که اراضی قرهتپه با مجوز چه نهادی به این کار اختصاص یافته است. آنچه مشخص است این است که ادامه این روند، یک فاجعه زیستمحیطی جبرانناپذیر را برای منطقه به همراه خواهد داشت. پاکسازی کامل این سایت و جبران خسارتهای وارده، نیازمند برنامهای جامع و نظارتی مستمر است. اما تا آن زمان، بادهای شمالی همچنان بوی تعفن مرگ تالاب میانکاله را به مشام ساکنان بهشهر خواهند رساند.
منابع و مستندات علمی:
۱. Hosseinzade, F., Moomeni, A. A., & Bagheri, R. (۲۰۱۸). بررسی آلودگی فلزات سنگین در خاکهای اطراف لندفیل بهشهر (Assessment of heavy metals pollution in soils around Behshahr landfill). یافتههای نوین زمینشناسی کاربردی (New Findings in Applied Geology).
۲. شاهدی، ک.، شاهنظری، ع.، جعفری تلوکلایی، م.، و دوستی پاشاکلایی، س. (۱۳۹۹). پایش مکانی و دورهای فلزات سنگین در تالاب میانکاله. دومین کنفرانس ملی مدیریت آب و منابع آب.
۳. گزارشهای خبری ایرانوایر در مورد بوی تعفن در بهشهر (مرداد ۱۴۰۵).
۴. گزارشهای خبری ایسنا در مورد ساماندهی «آشغالتپه» (خرداد ۱۴۰۳) و تلفات پرندگان در میانکاله (۱۳۹۹).
۵. گزارشهای خبری ایرنا در مورد بحران پسماند در مازندران و مشکلات کارخانه کمپوست.
۶. مستندات علمی تالاب میانکاله: پایگاه اطلاعاتی کنوانسیون رامسر و یونسکو.
۷. گزارش مدیرکل حفاظت محیط زیست استان مازندران در مورد ورود شیرابه به آبهای زیرزمینی.
۸. گزارش سازمان ملل متحد (UNDP) در مورد مدیریت پسماند در مناطق ساحلی، ۲۰۲۶.



نظرها
نظری وجود ندارد.