توقیف «آزاد»؛ خطوط قرمز رسانههای اینترنتی در ایران کجاست؟
رضا بیدرانی ـ دو روز پس از آنکه مهدی احمدی، مدیر و مجری برنامه اینترنتی «آزاد»، برای تفهیم اتهام به دادسرا رفت، این برنامه از انتشار هر گفتوگوی تازهای منع شد. دادستانی تهران «نشر اکاذیب» و فعالیت بدون مجوز را از دلایل این تصمیم اعلام کرده است. «آزاد» اما تنها برنامه سیاسی فعال در یوتیوب نیست. برنامههای دیگری با وجود نداشتن مجوز و عبور از برخی خطوط قرمز رسمی همچنان فعالیت میکنند. چرا برخورد حکومت با این رسانهها یکسان نیست؟

مهدی احمدی و مجید شاکری در برنامه آزاد
دادستانی تهران در ۲۷ مرداد ماه سال جاری با انتشار بیانیهای علیه برنامه اینترنتی «آزاد» از توقیف فعالیت این برنامه خبر داد. دو روز پیش از آن، مهدی احمدی، مدیر و مجری برنامه اینترنتی «آزاد» برای تفهیم اتهام در دادسرا حاضر شده بود. وی در۲۶ مرداد با انتشار پستی در حساب کاربری برنامه «آزاد» در اینستاگرام، اعلام کرد که این رسانه بنا بر اتهام نشر اکاذیب، با دستور مراجع قضایی تا اطلاع ثانوی از انتشار هر گفتوگویی منع شده است.
ممنوعیت فعالیت برنامه اینترنتی «آزاد» در حالی رقم خورد که روزنامه نیویورک تایمز در ۱۵ آگوست (۲۴ مرداد) با انتشار گزارشی به قلم یگانه تربتی، به بررسی عملکرد رسانه «آزاد» و سؤالهایی که حول آزادی «آزاد» در افکار عمومی ایرانیان وجود دارد، پرداخته بود. تیتر گزارش نیویورک تایمز چنین بود: «برنامه یوتیوبی ایرانی که سؤالاتی را مطرح میکند که کمتر کسی جرات پرسیدنشان را دارد».
با این حال یک روز بعد، فعالیت «آزاد» ممنوع شد و دادستانی تهران علاوه بر اتهام نشر اکاذیب، اتهام «رسانه بدون مجوز» را نیز به فهرست اتهامات مهدی احمدی اضافه کرد. از نظر دادستانی تهران، «برنامه اینترنتی "آزاد" با وجود فعالیت در قالب پلتفرم تلویزیون اینترنتی، فاقد مجوز رسمی از هیئت نظارت بر مطبوعات و معاونت رسانه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است.»
اگرچه دادستانی با استفاده از واژگانی مثل «توقیف» و «توقف فعالیت» رسانه «آزاد» مخالفت کرده و اقدام قضایی انجامشده را «صدور قرار نظارت قضایی مبنی بر منع فعالیت رسانهای تا زمان اخذ مجوز قانونی» دانسته است، ولی آنچه عملا رخ داده چیزی جز توقف فعالیت این برنامه اینترنتی نیست؛ بهویژه اینکه در بیانیه دادستانی تهران نیز عبارت «منع فعالیت رسانهای» به کار رفته است.
اینکه این منع «تا زمان اخذ مجوز قانونی» برقرار خواهد بود نیز ادعای درستی به نظر نمیرسد چراکه دادستانی تهران در بیانیهاش اعلام کرده که «رسانه «آزاد» در طول فعالیت خود مرتکب تخلفات رسانهای متعددی شده است.» بنابراین ممکن است منع فعالیت «آزاد» حتی پس از اخذ مجوز نیز ادامه داشته باشد و اصولا عبارت «منع فعالیت رسانهای تا زمان اخذ مجوز قانونی»، یادآور عبارت «توقیف موقت» مطبوعات در سال ۱۳۷۹ است؛ مطبوعاتی که اکثر آنها ۲۶ سال است در توقیف موقت به سر میبرند!
به هر حال توقف فعالیت برنامه «آزاد» به حکم دادستانی تهران در حالی صورت گرفت که برنامههای اینترنتی دیگری همانند برنامه «آزاد» در یوتیوب در دسترساند و با متر و معیارهای قوه قضاییه جمهوری اسلامی، اولا «فاقد مجوز» هستند، ثانیا میتوانند در معرض اتهام همیشگی قوه قضاییه، یعنی «نشر اکاذیب»، قرار بگیرند. علاوه بر این، نفس انتشار یک برنامه اینترنتی در یوتیوبی که از سوی «شورای عالی فضای مجازی» فیلتر شده، از نظر قوه قضاییه ایران اقدامی مجرمانه است.
برخی برنامههای اینترنتی که متعلق به سلطنتطلبان داخل ایران است، در یوتیوب عرضه میشوند و منطقا نمیتواند دارای مجوز باشد چراکه اساسا فعالیت پلتفرم یوتیوب در ایران غیرقانونی است. ولی به غیر از این شبهه بهاصطلاح قانونی، جهتگیری سیاسی چنین برنامههایی کاملا در دفاع از دوران حکومت پهلوی است. بنابراین سؤالی که بیاختیار به ذهن بینندگان این برنامه خطور میکند، این است که چطور جمهوری اسلامی – به اعتراف خودش – در دیماه ۱۴۰۴ بیش از سههزار ایرانی به دلیل اعتراض در خیابانها پس از فراخوان رضا پهلوی کشته شده است، با این برنامههای اینترنتی حامی سلطنت مشکلی ندارد؟
اگرچه چنین برنامههایی هم ممکن است دیر یا زود به سرنوشت برنامه «آزاد» دچار شوند، ولی در شرایطی که حکومت ایران از دیماه ۱۳۹۶ تا امروز نگران رشد حمایت از نظام سلطنتی و خاندان پهلوی در ایران است، معلوم نیست چرا جمهوری اسلامی در برابر برنامه «آزاد» کمتحملتر از برنامههایی است که سلطنتطلبی را رواج میدهند.
در پاسخ به این سؤال، یکی از اصلاحطلبان داخل ایران که نخواست نامش فاش شود، به رادیو زمانه گفت:
این ماجرا تا حدی پیچیده است. من سعی میکنم تا حدی که میفهمم توضیح بدهم. برخورد با رسانهها اساسا تابع قانون نیست. یک رسانه، کاری را انجام میدهد و هیچ کاری با او ندارند ولی یک رسانۀ دیگر اگر همان کار را انجام دهد، با او برخورد میکنند. حتی ممکن است یک رسانه یا یک نویسنده سخنان تندی را مطرح کند ولی کاری با او نداشته باشند. برداشت من این است که این نحوۀ برخورد یا عدم برخورد با رسانههای مستقل، دو علت مرتبط با هم دارد. نخست، قدرت اثرگذاری رسانه است. اگر حکومت ببیند یک رسانه تاثیرگذاری زیادی دارد، حتی اگر آن رسانه چیزهایی عادی نوشته یا گفته باشد که غیرقانونی هم نباشند، با او برخورد میکند. دربارۀ علت دوم باید بگویم رسانههای اثرگذار حتما با نوعی توافق پنهان اجازۀ فعالیت پیدا میکنند. حالا آن توافق پنهان به چه شکل است، بر حسب مورد، ماجرا متفاوت است. اگر این رسانهها به چنین توافقی تن ندهند، حکومت با آنها برخورد میکند. یعنی مانع ادامۀ فعالیتشان میشود. اطلاعات مربوط به این موضوع مفصل است و اینجا نمیخواهم به این موضوع بپردازم.
این تحلیلگر سیاسی اصلاحطلب وضعیت رسانههای غیرمستقل را متفاوت ارزیابی کرد و گفت که پاسخش درباره رسانههای عادی صدق میکند و افزود:
رسانههایی که مدیرانشان چهرۀ سیاسی نیستند و نفوذ سیاسی در ساختار ندارند، در مجموع تحت این دو الگوی مذکور فعالیت میکنند. ولی رسانههایی که مدیرانشان نفوذ و قدرت دارند، مشمول نکات فوق نمیشوند. آنها کار خودشان را انجام میدهند و گاهی هم دادگاهی میشوند و اگر به ملاحظات حکومت توجه کافی نکنند، نهایتا این رسانهها هم روزی توقیف میشوند.
به گفته یکی از چهره اصلاحطلب، که در این گفتوگو ترجیح داد گمنام باشد، اگرچه تاثیرگذاری بیشتر رسانه «آزاد» بر فضای سیاسی جامعه ایران، در قیاس با رسانههای حامی سلطنت، یکی از دلایل توقیف «آزاد» و ادامه فعالیت اینگونه رسانهها در ذیل حکمرانی جمهوری اسلامی است، ولی تحمل برنامههای اینترنتیای شبیه برنامه حامیان سلطنت دلیل سیاسی دیگری هم دارد. او به رادیو زمانه گفت:
باید بگویم حکومت خیلی بدش نمیآید مخالفان خودش را طرفداران شاه و رضاشاه بداند. یعنی این افراد را برجسته کند و دیگران را به حاشیه براند و به دیگران بگوید یا با ما هستید یا با طرفداران حکومت پهلوی. این البته بیشتر یک تحلیل است و خبر نیست ولی به نظرم تحلیلی است که با مختصات سیاسی ایران امروز جور درمیآید.
اما رضا علیجانی، فعال سیاسی مقیم پاریس، درباره رسانههای گفتوگومحوری مثل «آزاد» به رادیو زمانه گفت:
بسیاری از گفتوگوها و مناظرههایی که بهخصوص در داخل روی یوتیوب پخش میشود، حاوی مباحث مفید و مهمیاند. من خودم از آنها استفاده میکنم. در داخل کشور سانسور خیلی شدید است و اطلاعات ما از پشت صحنۀ تصمیمگیریها خیلی کم است و این مباحث، جدا از جمعبندیهایشان، گاهی اوقات پرده را بالا میزنند و اطلاعاتی از درون میدهند و از این طریق گرایشها و طرحهای مختلفی که وجود دارند روی صحنه میآید. همچنین نگاه کسانی را که در داخل کشور هستند و از منظری داخلی به مسائل ایران مینگرند، بر آفتاب میافکند و این برای ناظران سیاسی خارج کشور مفید است.
منتقدین برنامه «آزاد» تا قبل از توقیف این برنامه به هماهنگی مدیران آن با نهادهای اطلاعاتی و امنیتی حکومت ایران اشاره میکردند؛ ادعایی که مهدی احمدی، مدیر و مجری برنامه «آزاد» آن را رد میکرد. رضا علیجانی درباره محدودیتهای برنامههای اینترنتی مناظرهمحوری مثل «آزاد» و استفاده جمهوری اسلامی از این برنامهها میگوید در همه جای دنیا رسم است که اتاقهای فکر یا اتاقهایی که در آنها گفتوگو و مناظره صورت میگیرد، فعالیتشان آزاد باشد. این اتاقها ممکن است با نهادهای اطلاعاتی و امنیتی مرتبط باشند، ولی از حیث چرخۀ اطلاعات درونیشان آزاد هستند. او ادامه میدهد:
در ایران در هر دو جنبه محدودیت وجود دارد. اکثر این اتاقها و برنامههای یوتیوبی به هر حال باید کموبیش با حکومت هماهنگ باشند و خط سرخهایی را حتما باید رعایت بکنند. بعضی از این اتاقها هم که ممکن است مستقیما دستساختۀ خود حکومت باشند. ضمنا در این گفتوگوها هر موضوعی را نمیتوان از تمام زوایای ممکن مطرح کرد و بحث را با دقت هر چه تمامتر پیش برد. همچنین به بعضی افراد اجازه نمیدهند چنین اتاقها و برنامههایی داشته باشند. مثلا به آقای مهدی محمودیان و دوستانشان این اجازه را ندادند و کمدوام بودند.
به گفته رضا علیجانی جمهوری اسلامی هم از این اتاقها و مباحث مطرح شده در آنها استفادۀ خودش را میکند. یعنی اتاقهای فکر حکومت از تحلیلهای مطرح شده در این مناظرهها، برای جمعبندیها و تهیه گزارشهایشان برای مقامات بالا و ریز کردن مباحثی که جود دارد، استفاده میکنند. او در ادامه گفت:
این سنت هم از قبل وجود داشته که وزارت اطلاعات یا سازمان اطلاعات سپاه بعضی از فعالان سیاسی را معمولا اواخر سال احضار میکنند برای تبادل نظر و اخذ نظرات آنها برای استفاده در چارچوب مسائل امنیتیشان. این رویه در زندانها نیز تا حدی وجود دارد. یعنی بعضی از زندانیان سیاسی معروف یا صاحب نظر را به پای میز گفتوگو میکشانند و نظر آنها را در خصوص مسائل مختلف کشور جویا میشوند.
به باور علیجانی گاهی این اتاقها و این گفتوگوها، ضررشان برای حکومت بیشتر از فایدهاش است و یا حداقل پا روی نقاط حساس حکومت میگذارند. مثلا ممکن است همین پلتفرم «آزاد» از آقای آقاجری دعوت کند و ایشان هم که فردی شجاع و صریحاللهجه است و وارد موضوعاتی شود که برای حکومت خوشایند نباشد. این تحلیلگر مسائل سیاسی ایران در ادامه سخنانش افزود:
شنیدههایی هم وجود دارد که مسئول یک پلتفرم به علت ارتباطاتی که در داخل و خارج دارد، یکی از متحدین منتقدشدۀ ترامپ را وصل کرده به جریان اصلاحطلب و خواهان تعامل، و به همین دلیل حکومت روی او حساس و از دست او عصبانی شده است. من صحت و سقم این شنیده را نمیدانم ولی چنین چیزی در فضای سیاسی ایران شنیده میشود. حالا این تعطیلیها میتواند موقت یا دائمی باشد.
آقای علیجانی در پاسخ به پرسش رادیو زمانه درباره دلیل مسامحه حکومت ایران با برنامههای اینترنتی حامی سلطنت، که غالبا به مخالفان نامدار حکومت پهلوی حمله میکند و برای نمونه عنوان برنامههایش نیز عباراتی هتاکانه است نظیر «حرامزادهای به نام شاملو» یا «شیاد، مانند عبدالکریم سروش» است، گفت:
اتاقها و برنامههایی هستند که اساسا حکومت یا خودش آنها را ساخته یا اجازه میدهد برخی از این پلتفرمها به شکل شگفتانگیزی در داخل کشور به نفع آقای پهلوی و سلطنت فعالیت کنند. حکومت با این کار روشنفکران را به جان هم میاندازد. یعنی طرف میآید در دفاع از پهلوی به مصدق، شریعتی، آلاحمد، چپها، سروش و گروههای سیاسی مخالف شاه حتی لجنپراکنی و فحاشی میکند. چنین رویکردی، به غیر از ایجاد درگیری بین روشنفکران، مسائل جمهوری اسلامی را در حاشیه قرار میدهد.
علیجانی معتقد است که ایجاد چنین فضایی درواقع ایجاد جنگ زرگری است. به باور او این پلتفرمها یا مستقیم به نهادهای امنیتی وصلاند یا نهادهای امنیتی با اینها به تعاملاتی رسیدهاند.
رضا علیجانی همچنین درباره استفاده سیاسی جمهوری اسلامی از افرادی که در یوتیوب برنامههای سیاسی تند و تیز و تفرقهافکن تولید میکنند، به رادیو زمانه گفت:
افرادی هم در خارج کشور برنامه تولید میکنند ولی در تعامل با نهادهای امنیتی داخلی هستند و یا حتی با این نهادها تبادل مالی دارند. مثلا کسی در خارج کشور برنامهای چهار ساعته علیه یک فعال سیاسی تولید میکند و در برنامهاش از اطلاعاتی استفاده میکند که کسی جز نهادهای امنیتی چنان اطلاعاتی را ندارد. این خیلی شگفتانگیز است. یا افراد و جریانهایی که تفرقهافکنی میکنند.
او در پایان گفت:
ما بارها شنیدهایم که چنین افراد و جریانهایی گاهی از سوی نیروهای امنیتی اسرائیل ساپورت میشوند و گاهی از سوی نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی. این افراد، حتی در پوشش سلطنتطلب، میآیند و همه را به جان هم میاندازند.
به عقیده آقای رضا علیجانی حکومت در شکل اول از این برنامهها استفاده امنیتی و سیاسی میکند؛ به این معنا یک بحث را برای پوشاندن بحثهای مهمتری که افکار عمومی باید روی آنها متمرکز شود، برجسته و ترند میکند. در شکل دوم هم حکومت با استفاده از این پلتفرمها جریانهای مختلف را به جان هم میاندازد و از این تفرقه سوءاستفاده سیاسی میکند.




نظرها
نظری وجود ندارد.