کشورهای خلیج فارس در جستوجوی راهی برای خروج از بحران هستند
جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران برداشت کشورهای خلیج فارس از جایگاه و نقششان را زیر سؤال برده است. آنها اکنون بر مسیرهای جدید صادرات نفت و ائتلافهای منطقهای حساب میکنند.

از راست به چپ پرچمهای: عربستان سعودی، امارات متحده عربی، بحرین، عمان و کویت ـ تصویر از شاتراستاک
تا اندکی پیش از نخستین حملات آمریکا و اسرائیل به ایران، برخی کشورهای خلیج فارس هنوز تلاش میکردند میان طرفها توافقی ایجاد کنند و مانع وقوع جنگ شوند. آنها از پیش میدانستند که این رویارویی دامن خودشان را نیز خواهد گرفت. اما کشورهای حاشیه خلیج فارس انتظار نداشتند پیامدهای جنگ تا این اندازه شدید باشد.
شش ماه پس از آغاز جنگ، کارنامه کشورهای منطقه فاجعهبار است: پالایشگاههای عربستان سعودی هدف حمله قرار گرفتند، تصویری که امارات متحده عربی از یک دنیای باثبات و مرفه ارائه میکرد آسیب دید و تأسیسات فرآوری گاز در قطر نیز هدف قرار گرفتند. افزون بر این، ایران تنگه هرمز را که مهمترین مسیر تجاری منطقه است، مسدود کرد.
عبدالله العتیبی، استاد دانشگاه قطر، معتقد است کشورهای خلیج فارس در حال بازنگری در سیاستهای خود هستند. او به شبکه یک تلویزیون آلمان (ARD) میگوید: «کشورهای منطقه بهتدریج به یک واقعیت پی میبرند: مشکلات منطقه باید از طریق گفتوگو میان کشورهای خود منطقه حلوفصل شود، نه در جای دیگری. تصمیم یکجانبه آمریکا و اسرائیل برای آغاز جنگ، منطقه را به آشوب کشانده است؛ آن هم برخلاف خواست کشورهای خلیج فارس که برای جلوگیری از جنگ تلاش کرده بودند.»
کشورهای خلیج فارس با همان مشکل اروپا و ناتو روبهرو هستند
بهگزارش این شبکه تلویزیونی، معماری امنیتی کشورهای خلیج فارس برای دههها ساده بود: آمریکا بهعنوان مهمترین شریک در این کشورها حضور نظامی داشت، پایگاههای نظامی خود را حفظ میکرد و بازدارندگی لازم را تأمین میکرد. اما ایران دقیقاً از همین حضور آمریکا بهعنوان بهانهای استفاده کرد تا کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس را نیز وارد جنگ کند.
آندریاس کریگ، استاد کینگز کالج لندن، میگوید آمریکا دیگر نمیتواند و نمیخواهد مسئولیت امنیت منطقه را بر عهده بگیرد. او میگوید: «این فقط مشکل ترامپ نیست، بلکه بهطور کلی مشکلی مربوط به ایالات متحده است؛ آمریکا در حال عقبنشینی است. از بسیاری جهات، کشورهای خلیج فارس با همان مشکلی روبهرو هستند که ناتو و شرکای اروپایی نیز با آن مواجهاند: دیگر نمیتوان به آمریکا اتکا کرد و باید استقلال و توانایی بیشتری برای تأمین امنیت خود ایجاد کرد.»
تأمین امنیت بهدست خود کشورهای منطقه
با این حال، ایجاد یک معماری امنیتی جدید بهسادگی و یکشبه امکانپذیر نیست. چین و روسیه در جنگ از ایران حمایت میکنند و دستکم در شرایط کنونی نمیتوان آنها را شرکای قابل اتکایی برای کشورهای خلیج فارس دانست. اروپاییها نیز خود درگیر مقابله با پیامدهای احتمال عقبنشینی آمریکا از اروپا هستند. بنابراین بهنظر میرسد تنها گزینه باقیمانده این است که کشورهای منطقه خود مسئولیت امنیتشان را برعهده بگیرند.
عبدالله العتیبی از دانشگاه قطر میگوید: «در داخل منطقه تغییراتی در حال رخ دادن است. برای مثال، میبینیم که عربستان سعودی در حال تشکیل یک ائتلاف نظامی در دریای سرخ است. کشورها اکنون متحدان خود را در همسایگی مستقیمشان جستوجو میکنند. من میبینم که کشورهای منطقه سرانجام به سمت حل مشکلات منطقه به دست خودشان حرکت میکنند.»
بازسازی اعتماد
نشانه دیگری از این راهبرد جدید، امضای «پیمان مکه» میان عربستان سعودی، پاکستان و ترکیه است. این پیمان ائتلافی قرار است در صورت حمله به هر یک از سه کشور، حمایت دو کشور دیگر را تضمین کند؛ سازوکاری مشابه اصل دفاع جمعی در ناتو. با این حال، پیمانهای جدید منطقهای فعلاً قادر نیستند به جنگ جاری میان آمریکا و ایران پایان دهند. از این رو، اقتصاد کشورهای منطقه همچنان بهشدت تحت فشار است.
آندریاس کریگ از کینگز کالج میگوید: «هرچه این وضعیت طولانیتر شود، سرمایهگذاران بیشتری در سراسر جهان از منطقه روی برمیگردانند.» او میافزاید: «بنابراین، به سود همه کشورهای خلیج فارس است که اطمینان و اعتماد هرچه زودتر دوباره برقرار شود. برای این کار به یک توافق نیاز است.»
کاهش وابستگی
یکی از وظایف اصلی کشورهای خلیج فارس در آینده، کاهش وابستگی به تنگه هرمز خواهد بود. احداث خطوط لوله جدید برای صادرات نفت و گاز و ایجاد مسیرهای جدید واردات زمینی از طریق عمان، از جمله طرحهایی است که در دست بررسی است. اما به گفته پروفسور کریگ، «برای این کار باید زیرساختهای لازم ایجاد شود و این کار چند سال زمان خواهد برد.»
بهگفته او، مشکل اصلی در زمینه صادرات انرژی، تأمین حجم ثابت صادرات است. «پیش از جنگ، روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت از تنگه هرمز عبور میکرد. نمیتوان چنین حجمی را تنها با یک خط لوله جدید جبران کرد.» به اعتقاد او، اگر کشورهای منطقه بخواهند در برابر بحرانها مقاومتر شوند، باید همزمان مجموعهای از اقدامات مختلف را انجام دهند تا بتوانند چنین حجم عبوری را حفظ کنند.
بهنظر میرسد آن تصوری که کشورهای حاشیه خلیج فارس طی سالهای طولانی بر اساس آن زندگی میکردند ــ صادرات انرژی، انباشت ثروت و اتکا به حمایت آمریکا ــ دیگر به پایان رسیده است. اکنون باید از ذخایر مالی عظیم آنها برای ایجاد نظم جدیدی در منطقه خلیج فارس استفاده شود.




نظرها
نظری وجود ندارد.