بعد از سوریه و لبنان، یمن هم از دست رفت؟
همزمان با گسترش تنشها در یمن، برخی چهرههای رسانهای نزدیک به سپاه پاسداران در شبکههای اجتماعی به رهبران جمهوری اسلامی هشدار میدهند که نگذارند تجربه لبنان و سوریه در یمن تکرار شود.

یکی از حامیان حوثیهای یمن، در جریان اعتراض به حملات آمریکا به ایران در صنعا ـ ۱۰ ژوئیه ۲۰۲۶ ـ عکس از خبرگزاری فرانسه
در میانه بنبست جنگ آمریکا و ایران، تنشها در یمن هم بالا گرفته است؛ کشوری که در کنار یکی از مهمترین گذرگاههای دریایی جهان قرار دارد و جنگ داخلی آن به رویارویی آخرالزمانی ایران و آمریکا پیوند خورده است.
همزمان با گسترش تنشها در یمن، برخی چهرههای رسانهای نزدیک به سپاه پاسداران در شبکههای اجتماعی به رهبران جمهوری اسلامی هشدار میدهند که نگذارند تجربه لبنان و سوریه در یمن تکرار شود.
استدلال آنان این است که تضعیف حزبالله و ضربات پیاپی به آن، راه حمله آمریکا و اسرائیل به ایران را باز کرد و تضعیف حوثیها هم حمله بعدی را اجتنابناپذیر خواهد کرد. این برداشت، البته بیشتر تحلیل سیاسی است و توالی رویدادها در شامات و حملات متعاقب آن به ایران الزاما مشابه آنچه در یمن در جریان است، نخواهد بود.
اما در یمن چه اتفاقی افتاده و آیا حوثیها واقعا در حال ازدستدادن موقعیت خود یا در آستانه نابودی هستند؟
دور تازه نبردهای گسترده از ۳ سپتامبر (۱۲ شهریور)، در غرب تعز و جنوب استان حدیده شدت گرفت. برای فهم جغرافیای این جنگ باید به ساحل غربی یمن نگاه کرد. حدیده، بندر مهم تحت کنترل حوثیها، کنار دریای سرخ قرار دارد. پایینتر از آن، بندر مخا در دست نیروهای مخالف حوثیهاست و باز هم در جنوب، بابالمندب دریای سرخ را به خلیج عدن متصل میکند.
شهر تعز داخل خشکی و شرق مخا است. بنا بر گزارشهای منتشرشده، حوثیها کوشیدند با پیشروی در این محدوده، مخا را محاصره کنند و به ارتفاعات نزدیک تنگه برسند. پس آغاز تنش و درگیری و معماری آن، حرکت حوثیها بهسوی ساحل و مواضع رقیب بود. حوثیها پیش از این حمله هم ساحل بلافصل بابالمندب را در اختیار نداشتند.
این پیشروی با ضدحمله نیروهای دولت بهرسمیتشناختهشده بینالمللی یمن (تحت حمایت سعودی) روبهرو شد. در ۵ سپتامبر (۱۴ شهریور)، نیروهای دولتی از بازپسگیری مواضع در شهرستان حیس، در جنوب استان حدیده، و حملات هوایی به مواضع حوثیها خبر دادند. تا امروز سهشنبه ۸ سپتامبر (۱۷ شهریور)، دامنه پیشرویهای اعلامشده به چهار استان رسیده است: تعز و حدیده در غرب، البیضا در بخش مرکزی و الجوف در شمالشرق صنعا. بااینحال، بخش مهمی از جزئیات این پیشرویها در رسانههای نزدیک به عربستان سعودی منتشر شده است و منابع مستقل اطلاعات چندانی در مورد پیشروی یا عقبنشینیها با جزئیات عملیاتی منتشر نکردهاند.

برای نمونه، برخی رسانهها از سقوط بندر حدیده سخن گفتهاند در حالی که دولت قانونی یمن که طرف مقابل نزاع است تنها پیشروی در استان حدیده را تایید کرده است. این موضوع مهمی است چرا که پیشروی در «استان حدیده» به معنای تصرف «شهر و بندر حدیده» نیست. حدیده یکی از مهمترین مناطق تحت کنترل حوثیها در کرانه دریای سرخ است و شاید به همین دلیل برخی در ایران زنگها را به صدا درآوردهاند که «بعد از لبنان و سوریه، یمن هم از دست رفت».
همزمان با گسترش نبردهای زمینی در یمن، حملات حوثیها به عربستان هم شدت گرفته است. در حقیقت حوثیها برای مقابله با مخالفانشان که دولت یمن است، اسپانسر آن دولت را هدف قرار دادهاند.
حملات حوثیها به مواضع سعودی البته پیش از این درگیریهای اخیر در یمن آغاز شده بود. به گزارش رویترز، حوثیها از تیر و مرداد ۱۴۰۵، پس از اعلام محاصره دریایی علیه عربستان، کشتیهای این کشور در دریای سرخ و اهدافی در خاک آن را هدف گرفتهاند.
بنابراین، حملات کنونی به سعودی به دو چیز ارتباط دارد و تنها واکنشی به وضع اخیر نیست: یکی جنگ با نیروهای مورد حمایت ریاض در داخل یمن و دومی فشار مستقیم بر عربستان از طریق حمله به اهداف اقتصادی و کشتیرانی به دلیل نقش ریاض در حملات آمریکا به ایران.
در تازهترین تحول، ترکی المالکی، سخنگوی ائتلاف به رهبری عربستان، روز سهشنبه ۱۷ شهریور، اعلام کرد حملات حوثیها به ابها، خمیسمشیط، جازان و نجران دستکم ۷۳ غیرنظامی، از جمله زنان و کودکان، را زخمی کرده است. این چهار شهر در جنوب و جنوبغرب عربستان قرار دارند. جازان نزدیک ساحل دریای سرخ است و نجران در مجاورت مرز یمن. المالکی گفت مراکز غیرنظامی و اقتصادی هدف قرار گرفتهاند و ائتلاف برای مقابله با حملات اقدام خواهد کرد. آمار زخمیها و توصیف اهداف، روایت ائتلاف است و طرف مقابل یا رسانههای مستقل آن را تایید نکردهاند.
آسوشیتدپرس، به نقل از مقامها، از آتشسوزی در چند تاسیسات نفتی و خدماتی در جنوب عربستان هم خبر داده است. بااینحال، گزارشهای در دسترس نام دقیق همه تاسیسات، میزان خسارت یا تعداد و نوع سلاحهای بهکاررفته در این موج را روشن نمیکنند.
در سوی مقابل، حوثیها روز دوشنبه ۱۶ شهریور، عربستان را به حمله به یک بازداشتگاه در استان الجوف در شمال یمن متهم کردند و گفتند هفت نفر، از جمله یک کودک، کشته شدهاند. این هم قابل تایید یا رد نیست. همان روز، فرستاده سازمان ملل درباره گسترش درگیریها و آسیب به غیرنظامیان هشدار داد. خطر اکنون آن است که نبرد بر سر مواضع داخل یمن، حملات فرامرزی و تهدید کشتیرانی یکدیگر را تشدید کنند و آرامش نسبی پس از آتشبس ۲۰۲۲ را بیش از پیش از میان ببرند.
اما یک موضوع مهم دیگر این است که تعبیر «حوثیها در حال از دست دادن بابالمندب هستند» هم دقیق نیست. آنچه فعلا گزارش شده، فشار بر مواضع حوثیها و ضدحمله دولت یمن با پشتیبانی سعودی برای دفع حمله حوثیها برای نزدیکشدن به این آبراه است. شواهد موجود برای اعلام فروپاشی جبهه حوثیها کافی نیست. هنوز باید دید نیروهای دولت میتوانند دستاوردهای اعلامشده را حفظ کنند و گسترش دهند یا خطوط نبرد دوباره تثبیت میشود.
نکته مهمتر این است که کنترل زمین و توان تهدید دریا هم الزاما یکی نیست. حوثیها تا امروز در لبه بابالمندب مستقر نبودهاند. اما همین گروه بدون استقرار در کنار خود تنگه هم توانستهاند کشتیها را هدف قرار دهند. حملات دو ماه اخیر به کشتیها در دریای سرخ و بابالمندب در حالی انجام میشود که حوثیها بر ساحل بابالمندب کنترلی ندارند. بنابراین، عقبنشینی زمینی کنونی هم الزاما توان حمله موشکی و پهپادی این گروه را از بین نمیبرد.
البته آن طرف ماجرا هم یک اغراق دیگر در جریان بوده و هست. افرادی در ایران تصور میکنند حمله به چند کشتی پیشنمایش بسته شدن تنگه بابالمندب بعد از «اذن رهبر ایران» است. این هم غلط است. داشتن توان حمله به چند کشتی، به معنای کنترل کامل یا امکان بستن پایدار تنگه بابالمندب نیست و اساسا حوثیها هنوز با قرار گرفتن در موقعیتی که بتوانند چنین کنند، فاصله دارند.
برای ایران، اهمیت جبهه حوثیها در امکان تحمیل هزینه به دشمنانش است. بابالمندب دروازه جنوبی مسیر دریای سرخ و کانال سوئز است و اختلال در آن میتواند زمان و هزینه تجارت را افزایش دهد. اداره اطلاعات انرژی آمریکا، عبور نفت و فرآوردههای نفتی از این تنگه را در سهماهه دوم ۲۰۲۶ حدود ۸٫۱ میلیون بشکه در روز برآورد کرده است. این رقم، وزن اقتصادی آبراه را روشن میکند. کاهش پایدار توان حوثیها برای تهدید این مسیر، یکی از اهرمهای فشار ایران را ضعیف خواهد کرد. اما با آنچه در روی زمین رخ داده نمیتوان نتیجه گرفت که این توان تضعیف شده است. به بیان دیگر، میزان این تضعیف را باید با توان باقیمانده حوثیها برای تداوم حملات دریایی سنجید، نه صرفا نقشه جبهه زمینی.



نظرها
نظری وجود ندارد.