ارتباط ناشناخته. ارتباط بدون سانسور. ارتباط برقرار نمی‌شود. سایت اصلی احتمالاً زیر سانسور است. ارتباط با سایت (های) موازی برقرار شد. ارتباط برقرار نمی‌شود. ارتباط اینترنت خود را امتحان کنید. احتمال دارد اینترنت به طور سراسری قطع شده باشد. ادامه مطلب

«مصیبت مشترک» تهران و واشنگتن؛ صلح به شرط تسلیم

علی رسولی ـ سعدی درست می‌گوید که «قدر عافیت کسی داند که به مصیبتی گرفتار آید» اما مشکل اینجا است که تجربه «مصیبت مشترک جنگ»، این بار دو تعریف متفاوت از «عافیت» برای تهران و واشنگتن ساخته است.

دونالد ترامپ روز شنبه چهارم مهر  (۲۶ سپتامبر) پاسخ خود به تازه‌ترین پیشنهاد ایران را در چهار کلمه خلاصه کرد: «پیشنهادشان را رد کردم.»

طرح تهران قرار بود ظرف هفت روز به بازشدن تنگه هرمز، توقف بخشی از جنگ منطقه‌ای و ازسرگیری مذاکرات هسته‌ای منجر شود. بااین‌حال، تنها یک روز پس از اعلام مخالفت ترامپ، مقام‌های ایرانی و آمریکایی گفتند تماس‌های غیرمستقیم هنوز ادامه دارد و دستیابی به راه‌حل دیپلماتیک منتفی نیست.

حالا با یک تناقض روبه‌رو هستیم. اگر واشنگتن پیشنهاد ایران را رد کرده، درباره چه چیزی مذاکره می‌کند؟ پاسخ کوتاه طرف آمریکایی این است که ترامپ با اصل گفت‌وگو مخالفت نکرده، بلکه آنچه نپذیرفته، فرمول و ترتیب اجرای تعهداتی است که تهران پیشنهاد کرده. طرف ایرانی اما روایت دیگری دارد. روایت خوش‌بینانه‌اش آن است که آمریکا زیاده‌خواهی می‌کند ولی جرات آغاز جنگ جدید ندارد. بدبینانه‌اش هم این است که اساسا واشنگتن مشغول سر دواندن ما است تا ساعت صفر حمله فرا برسد.

میانه این دو روایت را اگر ملاک قرار دهیم چیزی شبیه به این می‌شود که دو طرف هنوز خواهان توافق‌اند، اما هرکدام توافقی می‌خواهد که طرف مقابل در موقعیت شکست و بازنده تعریف شود.

طرح هفت‌روزه ایران چه بود؟

عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران، پیشنهاد تازه را در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل و از طریق میانجی‌های قطری به نمایندگان آمریکا منتقل کرد. استیو ویتکاف و جرد کوشنر از طرف آمریکا در گفت‌وگوهای غیرمستقیم حضور داشتند و مقام‌های قطری پیام‌ها را میان دو هیئت جابه‌جا کردند.

براساس گزارش آسوشیتدپرس، چارچوب اصلی پیشنهاد ایران این بود که آمریکا محاصره دریایی را بردارد، برای فروش نفت معافیت تحریمی صادر کند و آتش‌بسی منطقه‌ای را بپذیرد که لبنان را هم شامل شود. در مقابل، تهران طی چهار یا پنج روز اقدامات مقدماتی را انجام می‌داد، در روز ششم تنگه هرمز را باز می‌کرد و روز هفتم مذاکرات درباره توافق نهایی و برنامه هسته‌ای آغاز می‌شد.

پیشنهاد از نظر ساختار به تفاهم خردادماه شباهت داشت، اما جدول زمانی آن بسیار فشرده‌تر بود. توافق قبلی یک دوره ۶۰ روزه برای بازکردن هرمز، کاهش تحریم‌ها و حل اختلاف‌های هسته‌ای تعیین کرده بود. آن تفاهم خیلی زود فروپاشید و آمریکا و ایران یکدیگر را به نقض آن متهم کردند.

عراقچی در نیویورک از هیچ کوششی برای پذیرفتنی شدن این پیشنهاد فروگذار نکرد. او گفت اگر آمریکا جدیت داشته باشد، همه مقدمات برای بازکردن تنگه فراهم است. به گفته او، پس از اجرای طرح، مذاکرات گسترده‌تر می‌توانست درباره موضوعاتی انجام شود که دو طرف بر سر گنجاندن آنها توافق کنند. این همان موضوع هسته‌ای است که در طرح پیشنهادی ایران جدول زمانی پیدا نکرده است.

داستان تهران اما به این سادگی نیست. اینکه الان بر سر موضوع هسته‌ای مذاکره کنیم یا نه یک بخش کوچک از داستانی بزرگ است. چیزی که از آن سخنی به میان نمی‌آید این است که در منطق منازعه کنونی، ایران حداقلی‌ترین خواسته‌اش داشتن همه اجزای برنامه هسته‌ای از اکتشاف تا ساخت تجهیزات و غنی‌سازی و حفظ زنجیره در داخل خاک ایران است. خواسته طرف آمریکایی اما خداحافظی ایران با این زنجیره است.

به همین دلیل وقتی عراقچی در نیویورک «موضوعات دشوار» را حواله به آینده می‌داد، یک مقام ارشد ایرانی  به رویترز گفت تهران درباره حق غنی‌سازی یا انتقال ذخایر اورانیوم غنی‌شده انعطاف نشان نخواهد داد.

یکی از شکاف‌های اصلی همین است. ایران بازکردن تنگه هرمز را مقدمه مذاکره هسته‌ای (در سطح دستاوردهای برجام و نه کمتر از آن) می‌داند. آمریکا خواهان تسلیم زنجیره هسته‌ای پیش از ختم غائله است.

اما این تنها گره کار نیست.

چرا ترامپ پیشنهاد را رد کرد؟

نخستین اختلاف بر سر ترتیب اجرا است. در طرح ایران، آمریکا باید در ابتدا محاصره را معلق کند و معافیت فروش نفت صادر کند. ایران چند روز بعد تنگه هرمز را باز می‌کند و تازه در روز هفتم مذاکرات هسته‌ای آغاز می‌شود. از نگاه واشنگتن، این ترتیب و جدول زمانی به تهران اجازه می‌دهد نفت بفروشد و فشار اقتصادی را کاهش دهد، بدون آنکه پیشاپیش امتیازی به درد بخور درباره غنی‌سازی یا ذخایر اورانیوم داده باشد.

اکسیوس گزارش داده است که ایران می‌خواهد مذاکرات بر موضوع تنگه هرمز و محاصره دریایی متمرکز بماند، در حالی که دولت ترامپ توافق بر سر محدودیت‌های هسته‌ای را ضروری می‌داند. نمایندگان آمریکا در گفت‌وگوهای نیویورک همچنین گفته‌اند ایران مالک یا حاکم تنگه نیست که بتواند برای عبور کشتی‌ها شرط تعیین کند. به زعم طرف آمریکایی، بخشی از آبراه در محدوده سرزمینی عمان قرار دارد و هرمز یک مسیر بین‌المللی کشتیرانی است.

دومین مشکل، بی‌اعتمادی ناشی از شکست توافق قبلی است. واشنگتن می‌گوید ایران پس از تفاهم خرداد حملات به کشتی‌ها را از سر گرفت. تهران می‌گوید اقداماتش پس از حملات آمریکا به بندرعباس و تاسیسات راداری انجام شد و واشنگتن از سازوکار حل اختلاف خارج شد.

در عمل، هر دو طرف از تجربه قبلی به یک نتیجه مشابه اما معکوس رسیده‌اند. آمریکا می‌گوید نباید پیش از راستی‌آزمایی امتیاز داد. ایران می‌گوید بدون دریافت امتیاز واقعی نباید آخرین ابزار فشار را کنار گذاشت.

می‌توان وضعیت را با یک حکایت معروف سعدی در گلستان بهتر توصیف کرد. غلامی که هرگز دریا و خطر غرق‌شدن را تجربه نکرده بود، در کشتی آرام نمی‌گرفت و عیش پادشاه را «منغص» می‌کرد. او را لحظه‌ای به دریا انداختند و پیش از آنکه کارش تمام شود او را از آب گرفتند. حاصل کار، تسلیم غلام بود و دانستن «قدر و قیمت امنیت و عافیت».

تجربه «جنگ پرهزینه و بی‌نتیجه ۳۸ روزه» برای تهران و واشنگتن کم‌وبیش چنین اثری داشته، با این تفاوت که هرکدام «کشتی امن» را چیزی متفاوت از دیگری می‌بیند. آمریکا امنیت را در گرفتن تعهد و امکان راستی‌آزمایی پیش از کاهش فشار جست‌وجو می‌کند و ایران در حفظ اهرم‌هایش تا زمانی که امتیازی واقعی و ملموس دریافت کند.

سعدی درست می‌گوید که «قدر عافیت کسی داند که به مصیبتی گرفتار آید» اما مشکل اینجا است که تجربه «مصیبت مشترک جنگ»، این بار دو تعریف متفاوت از «عافیت» برای تهران و واشنگتن ساخته است.

سومین مانع، گنجاندن لبنان در این مناقشه پیچیده است. آمریکا می‌تواند درباره عملیات نیروهای خودش تصمیم بگیرد، اما کنترل کامل حملات اسرائیل در لبنان در اختیارش نیست. نه اینکه برایش ناممکن باشد که تل‌آویو را مهار کند ولی هزینه مهار صد درصدی اسرائیل آن هم برای توافق موقتی که چشم‌انداز رسیدن به توافق بزرگ‌اش هم چنگی به دل نمی‌زند، زیاد است.

اگر آتش‌بس میان ایران و آمریکا به رفتار اسرائیل و حزب‌الله وابسته باشد، یک حمله در جنوب لبنان ممکن است کل توافق را فرو بریزد. روشن نیست جنگ تازه عربستان و حوثی‌ها در یمن هم در پیشنهاد ایران قرار می‌گیرد یا نه. این ابهام برای ریاض اهمیت ویژه دارد چرا که حوثی‌ها علاوه بر حمله به عربستان، مسیر باب‌المندب را هم در اختیار دارند.

چهارمین عامل، محاسبه ترامپ از وضعیت ایران است. او هنگام رد پیشنهاد گفت ایرانی‌ها به دلیل شکست‌هایشان خواهان توافق فوری‌اند. محاصره دریایی صادرات نفت ایران را به‌شدت کاهش داده و اقتصاد کشور را زیر فشار گذاشته است. ترامپ احتمالا تصور می‌کند اگر بیشتر صبر کند، می‌تواند امتیازهای بزرگ‌تری بگیرد.

واشنگتن‌پست گزارش داده که ترامپ پیشنهاد ایران را بسیار شبیه بازگشت به وضع پیش از جنگ می‌بیند. یعنی رفع فشار اقتصادی در برابر بازشدن تنگه، بدون حل فوری پرونده هسته‌ای. ترامپ از این جهت هر آن چیزی که بهانه برای مسخره شدنش در رسانه‌های آمریکایی بشود را کابوسی می‌پندارد که نمی‌خواهد به سراغش بیاید.

پس چرا مذاکره متوقف نشده است؟

رد یک پیشنهاد در مذاکره لزوما به معنای رد فرایند نیست. یک مقام آمریکایی گفته مذاکرات غیرمستقیم دو طرف، «مثبت و سازنده» بوده است. عراقچی هم می‌گوید میانجی‌ها هنوز پاسخ رسمی و نهایی آمریکا را به ایران منتقل نکرده‌اند و تهران پس از دریافت آن تصمیم می‌گیرد. تفاوت میان اظهارنظر علنی ترامپ و پاسخ رسمی از کانال میانجی‌ها فضای لازم برای ادامه چانه‌زنی را باقی می‌گذارد.

هر دو طرف برای زنده نگه‌داشتن دیپلماسی دلایل مشخصی دارند. آمریکا با وجود اسکورت نفتکش‌ها هنوز نتوانسته عبور از تنگه هرمز را به سطح عادی بازگرداند. مقام‌های آمریکایی مدعی‌اند طی ۷۲ ساعت حدود ۶۰ میلیون بشکه نفت تحت حفاظت آمریکا از تنگه هرمز عبور کرده، اما حتی گزارش‌های آمریکایی هم می‌گویند حجم تردد همچنان پایین‌تر از پیش از جنگ است.

افزایش قیمت سوخت هم به مسئله‌ای داخلی برای ترامپ تبدیل شده است. براساس گزارش واشنگتن‌پست، متوسط قیمت بنزین آمریکا روز شنبه به ۴.۴۹ دلار در هر گالن رسید. هنگام آغاز جنگ در ۹ اسفند (۲۸ فوریه) یهای بنزین، ۲.۹۸ دلار بود. قیمت گازوئیل هم به ۶.۴۸ دلار رسیده است. انتخابات میان‌دوره‌ای سوم نوامبر نزدیک است و هزینه سوخت مستقیما وارد محاسبات رای‌دهندگان می‌شود.

ایران هم به خروج از بن‌بست نیاز دارد. توقف صادرات نفت، محدودشدن تجارت خارجی و هزینه بازسازی زیرساخت‌ها را نمی‌توان برای زمانی نامحدود تحمل کرد. در عین حال، تهران نمی‌خواهد بازکردن تنگه هرمز به‌عنوان تسلیم بی‌قیدوشرط معرفی شود. ادامه مذاکره به ایران امکان می‌دهد هم برای رفع محاصره تلاش کند و هم روایت «مقاومت همراه با دیپلماسی» را حفظ کند.

مذاکرات برای مدیریت «مسئولیت شکست» هم اهمیت دارند. مقام‌های ایرانی می‌خواهند نشان دهند تهران پیشنهاد عملی ارائه کرده و واشنگتن آن را رد کرده است. دولت ترامپ هم می‌خواهد ایران را طرفی معرفی کند که حاضر نیست درباره برنامه هسته‌ای امتیاز واقعی بدهد. اگر جنگ دوباره شدت بگیرد، هر طرف می‌خواهد افکار عمومی و متحدانش دیگری را مسئول شکست دیپلماسی بدانند.

توافق مرضی‌الطرفین ممکن است؟

فاصله دو طرف زیاد است، اما اجزای یک تفاهم محدود دست‌کم روی کاغذ چیزی شبیه به این می‌تواند باشد. آمریکا می‌تواند به‌جای برداشتن کامل محاصره، اجازه صادرات مقدار مشخصی محموله نفت را بدهد. ایران هم می‌تواند مسیرهای معینی را در تنگه هرمز باز کند، حملات به کشتی‌ها را روز به روز تعلیق کند و درباره ذخایر اورانیوم اقداماتی محدود انجام دهد.

اجرای تعهدات می‌تواند هم‌زمان و مرحله‌ای باشد. مثلا عبور نخستین گروه نفتکش‌ها در برابر صدور نخستین معافیت نفتی. توقف برگشت‌پذیر حملات به کشتی‌ها در برابر کاهش برگشت‌پذیر عملیات محاصره. و آغاز گفت‌وگوی هسته‌ای در برابر تعلیق محاصره دریایی. قطر یا عمان می‌توانند بر جدول اجرا نظارت کنند و کمیته‌ای برای رسیدگی سریع به تخلف‌ها تشکیل شود تا یک حادثه دریایی یا حمله در لبنان به فروپاشی فوری توافق منجر نشود.

چیزی که گفته شد حتما در سناریوهای مذاکراتی هر دو طرف وجود دارد و ابتکاری نیست که تا به حال به ذهن کسی خطور نکرده باشد. مانع اصلی کمبود ایده فنی نیست، بلکه نبود اعتماد و اختلاف بر سر «هدف نهایی» است.

ایران توافقی می‌خواهد که فشار اقتصادی و نظامی را در میان‌مدت و بلند‌مدت متوقف کند و حق غنی‌سازی‌اش را نگه دارد. ترامپ توافقی می‌خواهد که بتواند آن را پایان تهدید هسته‌ای ایران و پیروزی مطلق آمریکا معرفی کند.

فعلا رد طرح هفت‌روزه به این معنا نیست که دیپلماسی پایان یافته است. دیپلماسی تا ساعت صفر آغاز حمله جدید می‌تواند ادامه داشته باشد. تا زمانی که آمریکا نتواند ایران را به تسلیم وادارد یا ایران آمریکا را تسلیم کند، مذاکره در سایه جنگ ادامه خواهد داشت. اما مذاکره‌ای که خروجی مطلوب هر طرف، «تسلیم مطلق دیگری» است چه حاصلی می‌تواند داشته باشد؟

در همین زمینه:

این مطلب را پسندیدید؟ کمک مالی شما به ما این امکان را خواهد داد که از این نوع مطالب بیشتر منتشر کنیم.

آیا مایل هستید ما را در تحقیق و نوشتن تعداد بیشتری از این‌گونه مطالب یاری کنید؟

.در حال حاضر امکان دریافت کمک مخاطبان ساکن ایران وجود ندارد

توضیح بیشتر در مورد اینکه چطور از ما حمایت کنید

نظر بدهید

در پرکردن فرم خطایی صورت گرفته

نظرها

نظری وجود ندارد.