ارتباط ناشناخته. ارتباط بدون سانسور. ارتباط برقرار نمی‌شود. سایت اصلی احتمالاً زیر سانسور است. ارتباط با سایت (های) موازی برقرار شد. ارتباط برقرار نمی‌شود. ارتباط اینترنت خود را امتحان کنید. احتمال دارد اینترنت به طور سراسری قطع شده باشد. ادامه مطلب

آزادی رسانه‌ای؛ قدرت در مرز همکاری و امتناع

رویارویی کاخ سفید با رسانه‌ها و امتناع چند شبکه بزرگ آمریکایی از پر کردن جای CNN، بار دیگر این پرسش را مطرح کرده است که قدرت سیاسی برای اعمال خود تا چه اندازه به همکاری دیگران وابسته است. روزبه ریاضی، پژوهشگر فلسفه سیاسی، در گفت‌وگو با رادیو زمانه با رجوع به اتیِن دو لابوئسی و هانا آرنت، میان اختیار رسمی و قدرتِ ناشی از کنش جمعی تمایز می‌گذارد. به اعتقاد او، امتناع زمانی مؤثر می‌شود که دیگران آن را خنثی نکنند؛ اما امکان مقاومت نیز به منابع مادی و سازمان‌یابی وابسته است. او همچنین تأکید می‌کند که قانون می‌تواند هم ابزاری برای مهار قدرت باشد و هم برای محدود کردن مقاومت جمعی.

رویارویی تازه دونالد ترامپ با رسانه‌های آمریکایی، این بار به بحرانی فراتر از اختلاف رئیس‌جمهوری با چند رسانه تبدیل شده است. کاخ سفید خبرنگاران CNN، شبکه MS NOW و پولیتیکو را از ورود به محوطه کاخ سفید منع کرد و دلیل آن را انتشار آنچه ترامپ «اخبار جعلی» می‌خواند، دانست. اما واکنش رسانه‌های دیگر معادله را تغییر داد: شبکه‌های ABC، CBS، NBC و فاکس‌نیوز حاضر نشدند جای CNN را در سازوکار پوشش تصویری مشترک بگیرند و این پوشش را متوقف کردند. سه رسانه محروم‌شده نیز به دادگاه فدرال شکایت بردند و سرانجام یک قاضی فدرال دستور بازگرداندن دسترسی آنها را صادر کرد.

اما پشت این مناقشه، پرسشی قدیمی درباره ماهیت قدرت قرار دارد: قدرت واقعاً از کجا می‌آید و چه چیزی آن را محدود می‌کند؟ اتیِن دو لابوئسی، نزدیک به پنج قرن پیش، در رساله «بندگی اختیاری» استدلال می‌کرد که هیچ فرمانروایی تنها با زور حکومت نمی‌کند؛ قدرت او به اطاعت و همکاری دیگران نیز وابسته است. هانا آرنت نیز قرن‌ها بعد، میان قدرت و خشونت تمایز گذاشت و قدرت را با توانایی انسان‌ها برای عمل مشترک پیوند زد.

ماجرای اخیر آمریکا هر دو سوی این مسئله را پیش چشم می‌گذارد: از یک طرف، رسانه‌هایی که از همکاری با تصمیم کاخ سفید سر باز می‌زنند و از طرف دیگر، دادگاهی که برای قدرت اجرایی حد و مرزی حقوقی تعیین می‌کند. آیا قدرت سیاسی درست در همین نقطه محدود می‌شود؛ جایی که دیگران تصمیم می‌گیرند همکاری نکنند؟ و نسبت میان این امتناع جمعی و نهادهای قانونی در مهار قدرت چیست؟ با آقای روزبه ریاضی، تحلیلگر رسانه این موضوعات را به بحث گذاشتیم:

برای دیدن محتوای نقل شده از سایت دیگر، کوکی‌های آن سایت را بپذیرید

کوکی‌های سایت‌ دیگر برای دیدن محتوای آن سایت‌ حذف شود

 امتناع زمانی قدرت می‌گیرد که دیگران آن را خنثی نکنند

روزبه ریاضی معتقد است ماجرای حذف CNN و خودداری شبکه‌های دیگر از پر کردن جای آن، وابستگی قدرت به همکاری دیگران را به‌خوبی آشکار می‌کند:

برای فهم این رابطه، باید کمی از این تصویر فاصله بگیریم که رئیس‌جمهوری دستور می‌دهد و دیگران اجرا می‌کنند و ببینیم چه سازوکاری برای اجرای این دستورات وجود دارد. رئیس‌جمهوری می‌تواند بگوید CNN را راه ندهید، اما برای اینکه CNN حذف شود و در عین حال پوشش معمول ریاست‌جمهوری ادامه پیدا کند، یک شبکه دیگر باید برود و جای CNN را بگیرد. نقطه حساس ماجرا همین‌جاست.

ریاضی این مسئله را به مفهوم «بندگی خودخواسته» اتیِن دو لابوئسی پیوند می‌دهد. از نگاه او، قدرت حاکم از مجموعه آدم‌ها و مناسباتی ناشی می‌شود که اختیارات رسمی را به عمل تبدیل می‌کنند. در این سازوکار فقط ترس دخیل نیست؛ عادت، منفعت و وابستگی نیز نقش دارند و کسانی که از نزدیکی به قدرت امتیازی به دست می‌آورند، می‌توانند دیگران را نیز وارد همین شبکه وابستگی کنند.او می‌گوید:

در رسانه، «دسترسی» می‌تواند یکی از این امتیازها باشد. اجازه حضور در سفر رئیس‌جمهوری، مصاحبه اختصاصی، دسترسی به یک مقام یا دریافت خبر زودتر از رقبا می‌تواند اعتبار حرفه‌ای و ارزش تجاری یک رسانه را افزایش دهد. یعنی اگر دولت بتواند این دسترسی را به پاداش «خوش‌رفتاری» تبدیل کند، لازم نیست برای تک‌تک گزارش‌ها دستور سانسور بدهد. خبرنگار یا مدیر شبکه ممکن است از پیش حساب کند که چه سؤال یا گزارشی تهیه کند که به مذاق آن حاکمیت یا قدرت خوش بیاید تا بتواند از این مزایا بهره‌مند شود. به این ترتیب، فشار سیاسی از مسیر رقابت اقتصادی وارد رسانه می‌شود.

او امتناع شبکه‌های دیگر از گرفتن جای CNN را از نظر سازوکار با همبستگی در اعتصاب‌های کارگری مقایسه می‌کند: اگر اعتصاب‌کنندگان فوراً جایگزین شوند، فشار بر کارفرما کاهش می‌یابد؛ اما وقتی دیگران حاضر به جایگزینی نمی‌شوند، وابستگی ساختار به کسانی که کار را انجام می‌دهند آشکار می‌شود.

ریاضی در همان حال هشدار می‌دهد که از این استدلال نباید نتیجه گرفت کافی است مردم همکاری نکنند تا قدرت فروبریزد. هزینه امتناع برای همه یکسان نیست:

در همین مسئله، تفاوت بزرگی وجود دارد میان مدیر یک بنگاه رسانه‌ای و کسی که برای این رسانه تحت یک قرارداد و با محدودیت‌هایی کار می‌کند و باید هزینه‌های زندگی و اجاره خانه‌اش را بپردازد. اگر این تفاوت را نبینیم، بحث «بندگی خودخواسته» ممکن است به سرزنش کسانی تبدیل شود که زیر فشار زندگی می‌کنند. برای اینکه چنین امتناعی واقعاً ممکن باشد، حمایت مادی، تشکل و تقسیم هزینه لازم است.

قدرت از کنش مشترک می‌آید، نه صرفاً از منصب سیاسی

ریاضی در توضیح نگاه هانا آرنت میان «اثر اجرایی فرمان» و «قدرت» تمایز می‌گذارد. رئیس‌جمهوری آمریکا توانست دسترسی خبرنگاران را لغو کند و از این جهت فرمان او اثر اجرایی داشت؛ اما نمی‌توانست شبکه‌های دیگر را وادار کند جای خالی رسانه حذف‌شده را پر کنند.

به گفته او، این همان نکته‌ای است که در مفهوم آرنتی قدرت اهمیت دارد: قدرت صرفاً از نشستن بر یک منصب سیاسی ناشی نمی‌شود، بلکه محصول توانایی انسان‌ها برای کنش مشترک است. آنچه قدرت یک مقام سیاسی نامیده می‌شود، در عمل شبکه پیچیده‌ای از حمایت‌ها، همکاری‌ها، کارمندان و نهادهایی است که امکان عمل را برای او فراهم می‌کنند:

در ماجرای این شبکه‌ها نیز تفاوت میان اعتراض فردی و کنش جمعی به‌خوبی آشکار شد. فرض کنیم هر یک از این شبکه‌ها جداگانه بیانیه‌ای تند در محکومیت اخراج CNN منتشر می‌کردند، اما فردای آن روز، اول وقت دوربین‌هایشان را به کاخ سفید می‌فرستادند و نوبت خالی‌شده را پر می‌کردند. سر و صدایی ایجاد می‌شد و اعتراض‌هایی صورت می‌گرفت، اما برنامه دولت مو به مو پیش می‌رفت.

 آنچه معادله را تغییر داد نه بیانیه، بلکه توافق بر سر یک رفتار مشخص بود: جای رسانه حذف‌شده را نگیریم. برای چنین همکاری‌ای نیز لازم نبود CNN و فاکس دیدگاه سیاسی مشترکی داشته باشند:

اینکه ما جای اخراج‌شدگان را نمی‌گیریم و اعتصاب‌شکنی نمی‌کنیم. برای این کار حتی لازم نبود CNN و فاکس دیدگاه سیاسی مشترکی داشته باشند. کافی بود در همین حرکت مشخص پشت یکدیگر بایستند.

ریاضی با این حال تأکید می‌کند که هر جمعی توان اثرگذاری یکسانی ندارد. شبکه‌های بزرگ دوربین، پرسنل، خبرنگاران حقوق‌بگیر، تریبون و مخاطبان میلیونی دارند و امتناع آنها می‌تواند «چرخ‌دنده‌ای حیاتی» را از کار بیندازد. او این وضعیت را با کارگران یک بندر مقایسه می‌کند:  

اعتراض کلامی کارگران ممکن است هیچ فشاری بر صاحب بندر وارد نکند، اما اگر کارگران دست از کار بکشند، جرثقیل‌ها متوقف شوند و شریان انتقال کالا قطع شود، قدرت واقعی کارگران در این روند آشکار می‌شود. جایگاه آدم‌ها در فرایند تولید کالا یا خبر است که تعیین می‌کند همکاری یا نافرمانی آنها چه اندازه برای قدرت هزینه ایجاد می‌کند.

ریاضی از همین منظر هشدار می‌دهد که «رسانه» را نباید مجموعه‌ای یکدست فرض کرد. منافع مالک رسانه، مدیر، سردبیر، خبرنگار و تصویربردار الزاماً یکسان نیست. ممکن است یک شرکت بزرگ رسانه‌ای برای حفظ اعتبار خود در برابر فشار دولت بایستد، اما در داخل همان بنگاه با تشکل‌یابی کارکنان مخالفت کند یا مانع گزارشگری درباره منافع اقتصادی صاحبانش شود.

او در این زمینه به تحلیل نیتن رابینسون درباره پایان برنامه مهدی حسن در MSNBC اشاره می‌کند و می‌گوید: سکوت همکاران در برابر کنار گذاشته شدن یک روزنامه‌نگار می‌تواند به دیگران این پیام را منتقل کند که مخالفت هزینه شغلی دارد. از نگاه ریاضی، برای ایجاد خودسانسوری همیشه نیازی به دستور مستقیم کاخ سفید نیست؛ منطق بنگاه اقتصادی، رابطه استخدامی و ناامنی معیشتی نیز می‌توانند چنین اثری داشته باشند:

پس این پرسش مطرح می‌شود که دقیقاً چه کسی تصمیم می‌گیرد رسانه‌ها کاری بکنند یا نکنند: سرمایه‌داران و مدیران شبکه‌ها، یا بدنه خبرنگاران از طریق سندیکاها و استقلال رسانه‌ای؟ اینجاست که عیار دفاع واقعی از آزادی رسانه مشخص می‌شود.

قانون هم می‌تواند سنگر باشد و هم ابزار مهار

ریاضی معتقد است در بررسی ورود دادگاه فدرال به ماجرا نباید میان «مهار حقوقی» و «همبستگی جمعی» دوگانه‌ای کاذب ساخت. از نگاه او، نه می‌توان گفت دادگاه به‌تنهایی همه‌چیز را حل کرد و نه می‌توان نقش واقعی دستگاه قضایی را نادیده گرفت.

او می‌گوید دادگاه اهرم اجرایی داشت و توانست مانعی در برابر اقدام دولت ایجاد کند؛ در همان حال، امتناع رسانه‌ها نیز نشان داد که حذف CNN قرار نیست بدون هزینه به رویه‌ای عادی تبدیل شود. از نظر ریاضی، این دو سازوکار به یکدیگر مرتبط‌اند.او در عین حال بر محدودیت نتیجه حقوقی تأکید می‌کند:

قاضی یک دستور موقت ۱۴روزه صادر کرد، آن هم نه با حکم نهایی درباره اصل حذف CNN. مسئله این بود که روند اداری و منصفانه در لغو کارت‌ها رعایت نشده بود و قاضی هنوز حکم قطعی و نهایی صادر نکرده بود. بنابراین مشکل حضور CNN، به عبارتی، هنوز حل نشده بود. می‌توان گفت این یک پیروزی حقوقی بود، اما هنوز دست کاخ سفید را برای اعمال فشار از راه‌های دیگر نبسته بود.

ریاضی برای توضیح رابطه میان کنش جمعی و قانون به تحریم اتوبوس‌های مونتگومری اشاره می‌کند. به گفته او، معترضان نه‌تنها استفاده از اتوبوس‌های تفکیک‌شده را تحریم کردند، بلکه برای تداوم مقاومت صندوق مالی و سازوکار جابه‌جایی با خودروهای شخصی ایجاد کردند. این سازمان‌یابی امکان داد مقاومت ادامه یابد تا سرانجام حکم قضایی نیز پشتوانه حقوقی پایان تفکیک نژادی در اتوبوس‌ها را فراهم کرد. در همان دوره، اما ابزارهای قانونی علیه رهبران تحریم نیز به کار گرفته شد:

پس دستگاه قضایی ذاتاً موجودی فرشته‌خو و آزادی‌خواه نیست. قانون خودش نوعی میدان جنگ است؛ پر از منافع متضاد و قواعدی که می‌تواند هم برای پس زدن قدرت به کار گرفته شود و هم برای سرکوب مقاومت.

او برای نمونه به اعتصاب نگهبانان بیمارستان گریت اورموند استریت در لندن اشاره می‌کند؛ کارگرانی که برای دستیابی به شرایطی مشابه کارکنان رسمی دست به اعتصاب زدند، در حالی که بیمارستان از دادگاه حکمی برای محدود کردن برخی اشکال اعتراض گرفت و اتحادیه نیز ناچار شد در همان عرصه حقوقی برای مقابله با محدودیت‌ها تلاش کند:

این مثال نشان می‌دهد که قانون هم می‌تواند سنگر دفاعی باشد و هم ابزاری در دست کارفرما برای مهار قدرت جمعی. البته مورد دوم، به نظر من، بیشتر اتفاق می‌افتد. باید در هر بزنگاه ببینیم چه حقی، برای چه طبقه‌ای و با چه هزینه‌ای قابل استفاده است.

ریاضی در نهایت مسئله منابع مادی را تعیین‌کننده می‌داند. رسانه‌های بزرگ از منابع مالی و وکلایی برخوردارند که می‌توانند در زمانی کوتاه اقدام حقوقی کنند، اما یک خبرنگار فریلنسر یا رسانه مستقل ممکن است روی کاغذ از همان حقوق برخوردار باشد و در عمل توان مالی استفاده از آن را نداشته باشد:

اینجاست که به نظرم سازمان‌یابی صنفی و صندوق‌های مالی می‌توانند فشار را کاهش دهند و امکان ادامه مقاومت را فراهم کنند. به عبارت دیگر، آزادی رسانه زمانی پایدار است که خبرنگار بداند اگر دست روی منافع صاحبان قدرت گذاشت، بی‌پشتوانه رها نمی‌شود؛ رسانه بتواند استقلال داشته باشد و رسانه‌های مستقل نیز منابع لازم برای بقا را در اختیار داشته باشند.

 در غیر این صورت، به تعبیر ریاضی، اگر دفاع از آزادی رسانه صرفاً به مراجعه به دادگاه تقلیل پیدا کند، این آزادی می‌تواند به «کالایی لوکس» تبدیل شود که تنها شرکت‌های بزرگ و ثروتمند توان خرید آن را دارند.

بیشتر بخوانید:

این مطلب را پسندیدید؟ کمک مالی شما به ما این امکان را خواهد داد که از این نوع مطالب بیشتر منتشر کنیم.

آیا مایل هستید ما را در تحقیق و نوشتن تعداد بیشتری از این‌گونه مطالب یاری کنید؟

.در حال حاضر امکان دریافت کمک مخاطبان ساکن ایران وجود ندارد

توضیح بیشتر در مورد اینکه چطور از ما حمایت کنید

نظر بدهید

در پرکردن فرم خطایی صورت گرفته

نظرها

نظری وجود ندارد.