حقوق بشر، فراسوی سیاست
انتشار «منشور اصول حداقلی حقوق بشری برای دوران گذار» با امضای طیف متراکمی از جریانهای گوناگون سیاسی موجی از بحثها را درباره احتمال ائتلافهای سیاسی برانگیخته است. حضور گروههای با رویکردهای متضاد، بهویژه در مسئله جنگ و تحریم، این پرسش را ایجاد کرده که چنین اشتراکی تا چه اندازه اصالت دارد. در این گفتوگو، علی افشاری، فعال سیاسی و عضو همبستگی جمهوریخواهان ایران، ضمن تفکیک دقیق میان «موازین حقوق بشر» و «ائتلافهای سیاسی»، به چرایی امضای این سند توسط نهاد متبوعش پاسخ میدهد.

اخیرا منشوری منتشر شده با عنوان اصول حداقلی حقوق بشری برای دوران گذار؛ از جمله گروههایی که آن را امضا کردند، حزب چپ ایران، حزب کومله کردستان ایران، حزب مردم بلوچستان، شورای مدیریت گذار، همبستگی جمهوری خواهان ایران و برخی گروههای دیگر هستند که الزاما همه آنها در رویکردهای سیاسی با هم اشتراک و همراهی ندارند اما بر سر این بیانیه با موضوع حقوق بشر به یک اجماع رسیدهاند. با علی افشاری، فعال سیاسی و عضو همبستگی جمهوریخواهان ایران دراینباره گفتوگو کردهایم.
زمانه - چرا نهاد همبستگی جمهوری خواهان تصمیم گرفت این منشور یا بیانیه را امضا کند؟ اهمیت انتشار چنین متنی در این برهه زمانی از نظر شما چیست؟ چه نکات مهمی در این بیانیه بازتاب پیدا کرده؟
علی افشاری - همبستگی جمهوریخواهان ایران از بدو فعالیت خود تا به امروز، یک اصل بنیادین داشته است و آن اصل، این است که حقوق بشر و موازین انسانی، فراسوی سیاست و اختلافات سیاسی قرار دارد. یعنی موضوع حقوق بشر و ارزشهای اجتماعی، در نهایت به کل جامعه ایران برمیگردد. آحاد ملت ایران با دیدگاههای مختلف، از درونیترین محافل حکومت گرفته تا دورترین گروههای اپوزیسیون، مستقل از اینکه ما با آن گروهها از نظر سیاسی چقدر نزدیک یا دور باشیم، همسو باشیم یا با آنها تضاد داشته باشیم، از حق برخورداری آنها از حقوق بنیادین و موازین حقوق بشری، بدون استثناء دفاع کردهایم و همیشه تلاش کردهایم اسنادی در این خصوص منتشر شود. حداقل در سطح حرف، و حتی اگر در عمل چنین چیزی محقق نشده باشد، گروههای مختلف سیاسی ایران باید التزام خود را به موازین حقوق بشری نشان دهند تا در اصل، اتفاقات تلخی که در گذشته رخ داده است تکرار نشود. این موضوع، حتی پیش از آنکه تغییراتی در ایران رخ دهد، اهمیت دارد؛ چراکه لازم است از همین حالا الزاماتی در سطح گفتار و تعهد ایجاد شود. به این ترتیب، حتی میتوان گروههایی را که با حقوق بشر مغایرت دارند، در برابر این تعهدات قرار داد و عملکرد آنها را مورد سنجش قرار داد؛ در مقایسه با شرایطی که اساساً چنین اسنادی وجود نداشته باشد.
اتفاقاً برای امضای این اسناد، حضور گروههایی که پایبندی خود را به حقوق بشر در عمل نشان دادهاند، مفید است؛ اما حضور آنهایی که با این مسئله زاویه دارند، اهمیت بیشتری دارد، بهخصوص برای سنجش عملکرد آنها در زمان عمل. ما برای ائتلاف سیاسی به اینجا نیامدهایم. ما و برخی از گروهها، هیچگونه همکاری سیاسی نه کردهایم و نه خواهیم داشت. اما در حوزه حقوق بشر، بارها بحث کردهایم و بهصورت گشوده نیز بحث خواهیم کرد که همه گرایشهای مختلف سیاسی ایران، حتی حکومتیها، بدون استثناء، باید پایبندی خود را به موازین حقوق بشری نشان دهند.
ما در این نشست تلاش کردیم ــ و البته هنوز این یک سند اولیه است و انشاءالله این حرکت ادامه پیدا کند ــ موضوع جنگ و تحریمها را نیز از زاویه حقوق بشری به مباحث اضافه کنیم. درباره این موضوع هم خودمان تحلیلی ارائه دادیم و هم در بحثها بر آن پافشاری کردیم. قرار هم بر این است که این ملاحظات ما در همین «سازمان حقوق بشر ایران» در ادبیات و گزارشهای آن منتشر شود تا نگاه جامعه ما به این موضوع، در اصل، روشن شود.
البته این سند هم سال گذشته تقریباً تصویب شده بود و اکنون منتشر شده است. و اهمیت آن نیز در شرایط کنونی این است که واقعاً مسئله حقوق بشر، در افق فضای پس از جنگ، ضرورت بیشتری پیدا کرده است؛ بهخصوص با گسترش اعدامها و همچنین اینکه مجاری مشارکت سیاسی و فعالیت فرهنگی نیز بهطور نسبی محدودتر شده است.
نکته مهم این است که در نهایت، بر سر مسائل اساسیای که حقوق بنیادین انسانها را تشکیل میدهد، توافق شده است؛ یعنی توافقی درباره ایران امروز و ایران آینده. حداقل یک سند و مبنای مشخص در اختیار داریم که این گروههای سیاسی آن را امضا کردهاند و از این پس میتوان این متن را مبنای سنجش و ارزیابی قرار داد.
- سوای محتوای بیانیه، ترکیب گروههایی که آن را امضا کردهاند سوال دیگرم است. برخی از این گروهها صراحتا مواضعشان درباره جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، موضع موافق بوده و حتی پیش از جنگ هم از امریکا خواسته بودند به ایران حمله کند. اما رویکرد همبستگی جمهوری خواهان کاملا مخالفت با جنگ بوده. چه چیز به شما انگیزه داد از این اختلاف شدید در رویکرد به جنگ عبور کنید و در کنار این گروه ها متن مذکور را امضا کنید؟
- این سوال شما موضوع مهمی را مطرح میکند. این ملاحظهی خود ما نیز بوده است، اما همانطور که در پاسخ به سؤال اول توضیح دادم، ما در اینجا با نگاه حقوق بشری وارد شدیم، نه با نگاه سیاسی. طبیعتاً مطلب مشخص است؛ اینجا مسئله، تعلیق سیاسی نیست، بلکه متن، محور است و از این زاویه بود که بحث کردیم. ما تلاش کردیم و همچنان تلاش میکنیم که مسائل حقوق بشری مرتبط با جنگ و تجاوز نظامی دولتهای آمریکا و اسرائیل به ایران نیز در چارچوب مباحث حقوق بشری گنجانده شود. ما این نگاه انتقادی را نیز داریم، اما باز تأکید میکنم که ما نگاه داوریگرانهای نسبت به این گروههای سیاسی نداریم. یعنی انتظار داریم گروههای سیاسیای که رفتاری داشتهاند که به هر حال همسویی آشکار یا تلویحی، خواسته یا ناخواسته، با جنگ داشتهاند، و همچنین برخی از فعالان و نهادهای حقوق بشری که در این خصوص سکوت کردهاند، به سمت اصلاح این خطای بزرگ خود حرکت کنند.
متن اصلی نگاه ما این است که انسان، یعنی انسانی که گوشت و پوست و خون دارد، و شهروندان ایرانی، از این زاویه مرجح بر نظرات سیاسیای هستند که دارند. ما همین الان که با اعدامها مخالفت میکنیم با برخی از کسانی که بازداشت شدهاند، حالا متأسفانه اعدام شدهاند یا هنوز هم زیر حکم اعدام به سر میبرند، از نظر دیدگاههای سیاسی آنها لزوماً قرابتی نداریم. البته واقعاً نمیدانیم آنها چه کردهاند، چون به دادگاههای جمهوری اسلامی، که در اصل بیدادگاه هستند، اعتمادی نداریم و به موازینی که عنوان میکنند نیز اعتماد نداریم. به هر صورت، ممکن است با دیدگاه سیاسی بسیاری از این افراد موافق نباشیم، اما میگوییم حتی اگر کسی در این جنگ همراهی نظری کرده یا عملاً اقدامی انجام داده باشد، اولاً باید در یک دادگاه صالح محاکمه شود و از آیین دادرسی منصفانه برخوردار باشد. بعد هم ما اعدام را بهعنوان مجازات مقرر قبول نداریم. فکر میکنیم از لحاظ سیاسی، این وضعیت را در ایران بدتر میکند. هرچه این خشونت در ایران گستردهتر شود و کسانی که آسیب دیدهاند، ضربه خوردهاند و کینههایشان افزوده شده است، بیشتر شوند، این وضعیت، جامعه ایران را برای گذار به یک وضعیت بهتر و گذار خشونتپرهیز، متأسفانه دشوارتر میکند. برعکس، این وضعیت به گرایشهای غیرمنطقیای کمک میکند که میگویند باید مسیر مبارزات به سمت خشونت منحرف شود.
- آیا به نظر شما، صرف وجود نام چنین گروههای حامی جنگ در یک بیانیه حقوق بشری ممکن نیست در اعتبار آن خدشه وارد کند؟ یا اینکه شما فکر میکنید خود محتوا و رویکرد بیانیه اهمیت بیشتری دارد؟
- من تقریباً در مورد این سؤال شما در دو سؤال قبلی پاسخ دادم، ولی باز هم تأکید میکنم که اینجا متن اهمیت دارد. اتفاقاً این گروهها بعد از این بهتر میتوانند مورد نقد و پرسش قرار بگیرند، به خاطر سیاستشان در قبال جنگ و در قبال تحریمهایی که برای مردم ایران مضر است و به نوع خود به مشکلات رفاهی و معیشتی مردم ایران اضافه کرده است. از این زاویه هم میشود آنها را بهصورت نسبی بیشتر تحت فشار قرار داد تا مواضع سیاسی خود را در حوزه جنگ تغییر دهند، یا حداقل در برابر تعارضات موجود در این زمینه پاسخگو باشند.
ما موضع خودمان را هم بسیار صریح اعلام کردهایم. فکر میکنیم کمتر گروه سیاسی در داخل و خارج از کشور، مثل همبستگی جمهوریخواهان ایران، وجود داشته که خارج از دوگانههای تازهای که شکل میگیرد ــ دوگانههایی که عموماً میان اپوزیسیون و حکومت تعریف میشوند ــ موضع گرفته باشد؛ اینکه حتماً اپوزیسیون باید در نقطه مقابل حکومت قرار بگیرد و هر موضعی که حکومت دارد، اپوزیسیون الزاماً باید آن را رد کند، از جمله این دوگانههایی است که ما آن را رد کردهایم.
ما بهسادگی و صراحت با جنگ و تجاوز نظامی دولتهای آمریکا و اسرائیل مخالفت فعال کردهایم. فقط یک حرف نزدهایم؛ مخالفت ما بیسابقه نبوده و صرفاً در حد یک اظهار نظر هم نبوده است. بنابراین، موضع ما در این زمینه کاملاً مشخص است.
- تلاش برخی از گروههای اپوزیسیون نزدیک به آمریکا و بعضا اسرائیل در ماه های اخیر و حتی سالهای اخیر، تلاش برای نوعی آلترناتیوسازی بوده، مثل آنچه که در کنگره آزادی شاهدش بودیم به نوعی. و اینکه شما هم نقدهایی به کنگره آزادی داشتید. آیا انتشار این منشور هم نوعی تلاش برای آلترناتيوسازی است یا ویژگیهایی دارد که از آلترناتیوسازی دورش میکند؟
- این تشابه، در مورد این سند و گروههایی که آن را امضا کردهاند وجود ندارد. همانطور که عنوان شده، این سند باز است و دیگران نیز میتوانند به آن بپیوندند و همراهی کنند. حتی ممکن است با حضور نیروهای دیگر، اصلاحاتی نیز در این سند اضافه شود؛ البته در چارچوب ملاحظات حقوق بشری، نه ملاحظات سیاسی.
این فقط یک سند است و هیچ نوع نهاد سیاسی نیست. سازمانی که این ابتکار را در دست گرفته، در حد یک نهاد حقوق بشری است و اساساً دایره فعالیت سیاسی ندارد و بارها نیز این موضوع را اعلام کرده است. اصلاً به دنبال آلترناتیوسازی سیاسی نیست. اگر اصلاً چنین چیزی مطرح بود، از همان ابتدا باید روشن میشد. ما نیز به صراحت و رسماً اعلام کردهایم که برای اختلافات سیاسی به اینجا نیامدهایم. ما با برخی از مواضع سیاسی برخی از این گروهها مخالفت جدی و آشتیناپذیر داریم. بنابراین، اصلاً بحث آلترناتیو سیاسی منتفی است.
موضع جمهوریخواهان ایران نیز در این زمینه روشن است. ما با آلترناتیوسازیای که همراه با مداخله دولتهای خارجی باشد، بهشدت مخالفیم و اساساً رهبری سیاسی خارج از کشور را قبول نداریم. این امکان باید در داخل ایران به وجود بیاید. نقش خارج از کشور، نقشی مکمل، همراه و حامی است.
تقریباً این موضوع دیگر ثابت شده است که این راهِ آلترناتیوسازی از خارج، نهتنها پاسخگو نیست، بلکه بهصورت معکوس وضعیت را بدتر میکند. بنابراین اینجا تفاوت اساسی با «کنگره آزادی» وجود دارد. کنگره آزادی یک نهاد سیاسی بود و اساساً خودش را بهعنوان یک آلترناتیو مطرح میکرد. حالا شاید این موضوع را خیلی علنی مطرح نکنند، ولی معنا و رفتار سیاسی آن مشخص است.
ولی ما هیچگاه حاضر نمیشویم با یکسری از گروههایی که این سند را امضا کردهاند، حتی وارد یک کار سیاسی کوچک و محدود شویم؛ چه رسد به اینکه بخواهیم اختلافات سیاسی را کنار بگذاریم، داخل یک نهاد و تشکیلات سیاسی شویم و یک بازسازی و رویکرد متضاد و ریاکارانه سیاسی داشته باشیم.اینکه ما خودمان مخالف جنگ هستیم، مخالف فعالیت مسلحانه هستیم و با تحریمهای مضر برای جامعه مخالفیم، اما بعد برویم با کسانی بنشینیم و از نظر سیاسی همکاری کنیم که آشکارا از جنگ دفاع کردهاند، مدافع تحریمها بودهاند و به دنبال ایجاد منطقه حائل یا منطقه ممنوعه بودهاند، از نظر ما قابل قبول نیست. بنابراین، از نظر ما، اینجا تفاوت اساسی وجود دارد. این سند هیچگونه اشتراک و ارتباطی با رویکردی که بر مبنای آن «کنگره آزادی» تشکیل شده و فعالیت میکند، ندارد.
- با توجه به اینکه مسئله جنگ در حال حاضر به اصلیترین موضوع مرتبط با ایران تبدیل شده است، آیا اینکه این بیانیه موضع صریحی درباره جنگ ندارد، به معنای مشروعیت بخشیدن به موضع جنگطلبان نیست؟
- در این سند، چون اصلاً اشارهای به آن موضوع نشده، بیشک نمیتواند مشروعیتبخشی برای جنگطلبان باشد و اینگونه نیست. به هر حال، این سند بخشی از یک کار سازمانی، مثل فعالیت «همبستگی جمهوریخواهان» و دیگر گروههاست. بنابراین، برای قضاوت و داوری کلی درباره این گروهها باید مجموعه فعالیتهای آنها دیده شود.
اما این سند خودش آشکارا و روشن، یکسری مسائل حقوق بشری را مطرح کرده و هیچ دلالتی بر این ندارد که موضع مخالفت با جنگ در آنجا کمرنگ شده یا تغییر کرده است. اصلاً چنین چیزی وجود ندارد. با توجه به اینکه ملاحظات و مواضع همان گروههایی که این سند را امضا کردهاند، حالا یا منتشر شده یا قرار است منتشر شود، در آنجا کاملاً معلوم خواهد شد که اصلاً اینگونه نیست و همان دیدگاههایی که وجود داشته، یعنی همان تنوع نظراتی که در حوزه سیاسی وجود داشته، همچنان برقرار است.
اینجا اساساً قرار نیست یک مجموعه سیاسی شکل بگیرد یا بخواهد فعالیت سیاسی داشته باشد. این موضوع اصلاً به حوزه کاری اینجا مربوط نیست. باز هم تأکید میکنم که اینکه در ایران، هرچه گروههای بیشتری حول مفاهیم و مباحث حقوق بشری، یعنی موضوعاتی که به حقوق بنیادی انسانها مربوط میشود و میتواند پیونددهنده اجزای مختلف جامعه ایرانی در دوران مدرن باشد، گرد هم بیایند، مفید است و ما از آن استقبال میکنیم. خود ما نیز تلاش میکنیم که این روند گسترش پیدا کند.
اما سیاست میدان ویژه خودش را دارد. سیاست جایی نیست برای اینگونه سردرگمیها یا سازشهایی که در آن، جمعهای متضاد را کنار هم قرار دهیم و بگوییم با هم میتوانیم مسائل ایران را حل کنیم. ما در سیاست، بسیار بر این موضوع صریح هستیم و فکر میکنیم که جامعه ایران نیز تقریباً خودش این موضوع را نشان داده است.
با اینهمه فقط و فقط، تفاوتهای سیاسی مانعی نمیشود که در حوزه حقوق بشر بتوان اجماعهای گستردهتری را در داخل و خارج از ایران شکل داد.
*این مصاحبه توسط زهرا باقری شاد انجام شده و متن را نیز او نوشته است.
در ساوند کلاد، اسپاتیفای و کستباکس بشنوید.




نظرها
نظری وجود ندارد.