ارتباط ناشناخته. ارتباط بدون سانسور. ارتباط برقرار نمی‌شود. سایت اصلی احتمالاً زیر سانسور است. ارتباط با سایت (های) موازی برقرار شد. ارتباط برقرار نمی‌شود. ارتباط اینترنت خود را امتحان کنید. احتمال دارد اینترنت به طور سراسری قطع شده باشد. ادامه مطلب

از تنگه هرمز تا خیابان‌های پاریس؛ جنگ ایران دامن فرانسه را گرفت؟

جنگی که در خاورمیانه ادامه دارد و ایران را درگیر معمای بقا کرده، در فرانسه به پرسشی درباره عدالت تبدیل شده است. همچنان روشن نیست که چرا هزینه تصمیم‌هایی را که شهروندان در گرفتنشان نقشی نداشته‌اند، فقط همان شهروندان باید بپردازند. یکی با جان و دیگری با مال.

برای اینکه دود آتش جنگ با ایران به چشم فرانسه برود، لازم نبود موشک یا پهپادی در آسمان پاریس هویدا شود. افزایش قیمت سوخت، هزینه حمل‌ونقل و فشار بر قدرت خرید مردم، مسیر قدرتمندی برای انتقال بحران به اروپا ساخته‌اند. فرانسه در این نارضایتی‌ها تنها نیست. اعتراضات فرانسه می‌تواند به دیگر کشورهای اروپایی هم سرایت کند و این مهم‌ترین دغدغه کشورهای اروپایی است.

در آغاز پنجمین هفته از اعتراضات در فرانسه به شکل واضح‌تری می‌توان دید که عامل اقتصادی چگونه شبکه مستحکمی ساخته که دیگر انواع نارضایتی‌ها را در خود جای داده است. دانش‌آموزان و معترضان به وضعیت آموزش، اتحادیه‌های کارگری و جلیقه‌زردها در خیابان کنار هم قرار گرفته‌اند. جنگ خاورمیانه علت‌العلل همه این اعتراض‌ها نیست، اما به آتشی که از پیش روشن بود، سوخت تازه رسانده است.

براساس گزارش آسوشیتدپرس، وزارت کشور فرانسه شمار شرکت‌کنندگان در ۱۱۰ راهپیمایی را حدود ۵۵۰ هزار نفر اعلام کرد؛ برگزارکنندگان رقم ۸۰۰ هزار نفر را مطرح می‌کنند. گرانی و وضعیت نامناسب مدارس از محورهای اعتراض بود. در کنار راهپیمایی‌های مسالمت‌آمیز، درگیری، آتش‌سوزی و غارت هم رخ داد. امانوئل مکرون، رئیس‌جمهوری فرانسه بیش از پیش به کسی می‌ماند که کنترل اوضاع را از دست داده. او در سخنرانی تلویزیونی‌اش گفت که باید میان مطالبات جمعیت معترض و اقدامات گروه‌های درگیر تمایز گذاشت. دولت فرانسه چگونه می‌خواهد تفکیک کند و اساسا این تفکیک چه دردی از فرانسه دوا می‌کند؟ این یک جمله کلی در مورد اعتراضاتی است که لحظه به لحظه گسترش می‌یابد.

دود جنگ چگونه به چشم فرانسه رفت؟

ارتباط جنگ با ایران و اعتراضات در فرانسه فقط به واسطه همزمانی‌شان نیست. مؤسسه ملی آمار فرانسه، اینسه، در گزارش چشم‌انداز اقتصادی سپتامبر از شتاب گرفتن تورم به دلیل افزایش قیمت سوخت و انرژی خبر داد. تورم زیر یک درصد در پایان ۲۰۲۵ و ابتدای ۲۰۲۶، از ماه مارس با بسته شدن تنگه هرمز و صعودی شدن قیمت بنزین و گازوئیل، گاز و برق، شتاب گرفت. این گزارش، «شوک خارجی» و مسیری که منتهی به خالی شدن جیب مصرف‌کنندگان فرانسوی شده است را نشان می‌دهد ولی سهم جنگ در تک‌تک قیمت‌ها را اندازه نگرفته است.

عدد، رقم و آمار ابعاد تاثیری که جنگ بر اقتصاد فرانسه گذاشته را روشن می‌کند. در سپتامبر، قیمت مصرف‌کننده در فرانسه نسبت به سال قبل ۳٫۱ درصد افزایش یافت. رشد سالانه قیمت انرژی به ۲۱٫۳ درصد رسید. این رقم در اوت ۱۶٫۷ درصد و در ژوئیه ۱۲٫۶ درصد بود. رشد پلکانی قیمت‌ها را فقط با همین سه عدد می‌توان دید.

معنای این تغییرات برای ساکنان فرانسه یعنی تحمل فشار اقتصادی بیشتر. خانواری که سهم بیشتری از درآمدش صرف سوخت می‌شود، فشار بسیار بیشتری از عدد متوسط تورم احساس می‌کند.

شاید گفته شود که فرانسه مشتری نفت ایران نبود، پس چرا به این وضعیت افتاده است. برای تسری ویروس بحران اقتصادی، فرانسه لازم نیست خریدار مستقیم نفت ایران باشد. نفت در بازاری جهانی قیمت‌گذاری می‌شود. اختلال در صادرات انرژی از خلیج فارس، افزایش هزینه بیمه کشتی‌ها یا نگرانی درباره مسیرهای جایگزین می‌تواند قیمت محموله‌هایی را هم بالا ببرد که از کشورهای دیگری می‌آیند. آژانس بین‌المللی انرژی در گزارش اکتبر خود، محدودیت دسترسی به فرآورده‌ها، جهش قیمت سوخت و وخامت چشم‌انداز اقتصادی را از پیامدهای جنگ ایران دانسته است. بنابراین، موضوع فقط نفت خام نیست؛ وضعیت پالایش و عرضه گازوئیل هم اهمیت دارد.

پس نیروگاه‌های هسته‌ای فرانسه چه می‌کنند؟

فرانسه بخش بزرگی از برق خود را در نیروگاه‌های هسته‌ای تولید می‌کند. براساس گزارش اپراتور شبکه برق، آر‌تی‌ئی، سهم هسته‌ای در تولید برق سال ۲۰۲۵ حدود ۶۸٫۱ درصد بود. اما استقلال نسبی در تولید برق، مصونیت در برابر شوک نفتی ایجاد نمی‌کند. خودروهای بنزینی و گازوئیلی، کامیون‌ها، هواپیماها و بخشی از گرمایش و صنعت همچنان به سوخت‌های فسیلی وابسته‌اند. نیروگاه هسته‌ای می‌تواند برق تولید کند، اما جای گازوئیل کامیون حمل مواد غذایی را نمی‌گیرد.

افزایش قیمت بنزین و گازوئیل فقط جیب راننده‌ای که در پمپ بنزین در حال سوخت‌گیری است خالی نمی‌کند. افزایش هزینه حمل کالا، فعالیت کشاورزی یا تولید صنعتی دیر یا زود به قیمت نهایی منتقل می‌شود. سرعت و اندازه این انتقال یکسان نیست. برخی محصولات هنوز طبق قراردادهای مدت‌دار تولید یا منتقل می‌شوند. با معافیت مالیاتی هم می‌شود بخشی از درد را تسکین داد. بعضی بنگاه‌ها هم ممکن است استراتژی کاهش حاشیه سود برای ماندگاری در بازار را در پیش بگیرند.

اما هیچ کدام از این‌ها درمان آن مرض اصلی نیستند. این‌ها سیمپتوم‌های بیماری را سرکوب می‌کنند. اصل مشکل هنوز در خلیج فارس و تنگه هرمز برای جهان دست تکان می‌دهد.

نتیجه اینکه انرژی گران‌تر هم بودجه خانوار را کوچک می‌کند و هم هزینه کسب‌وکار را بالا می‌برد. ترکیبی که زمینه نارضایتی را گسترش می‌دهد.

چرا دانش‌آموزان و جلیقه‌زردها کنار هم ایستادند؟

اعتراض‌های فرانسه از مطالباتی مشخص مانند کمبود معلم، شرایط نامناسب تحصیل و فرسودگی مدارس آغاز شد. این مشکلات محصول جنگ ایران نیستند. اما هنگامی که خانواده دانش‌آموز هم‌زمان با هزینه بیشتر رفت‌وآمد و خرید روبه‌رو می‌شود، موضوع مدرسه در چارچوب بزرگ‌تری قرار می‌گیرد: اساسا دولت می‌تواند خدمات عمومی مناسب و زندگی قابل تحمل با اندکی آسایش و رفاه فراهم کند؟ برای بسیاری از فرانسوی‌ها احتمالا پاسخ مثبت نیست. نه اینکه همه آن‌هایی که پاسخشان منفی است سر به خیابان گذاشته باشند ولی «فقدان امید به بهبود اوضاع» خودش به پیچیده‌تر شدن اعتراضات منجر شده است. آن‌هایی که در خیابان‌اند در اعتراضشان مصمم‌تر‌ شده‌اند و آن‌هایی که در خانه نشسته‌اند در سکوت نظاره‌گرند.  

یورونیوز افزایش قیمت سوخت ناشی از جنگ را از زمینه‌های پیوند اتحادیه‌ها و جلیقه‌زردها با دانش‌آموزان در اعتراضات اخیر معرفی کرده است. لوموند نوشته است که فراخوان‌های اعتراض به گرانی سوخت ابتدا در شبکه‌های اجتماعی شکل گرفت و سپس جنبش دانش‌آموزی به آن نیروی تازه داد. هدف برگزارکنندگان، ایجاد «همگرایی مبارزات» بود: پیوند دادن گروه‌هایی که مشکلات یکسانی ندارند، اما دولت را مسئول پاسخ‌گویی می‌دانند. این همگرایی، لزوما به معنای سازمان‌دهی واحد یا توافق بر سر همه مطالبات نیست؛ حتی می‌تواند مدیریت اعتراض و نمایندگی سیاسی آن را دشوارتر کند.

همه در مصائب کنونی به یک اندازه درد نمی‌کشند.

برای کسی که در مرکز پاریس زندگی می‌کند، افزایش قیمت بنزین ممکن است مسئله‌ای قابل مدیریت باشد. اما برای کارگری در شهر کوچک یا حومه‌ای با حمل‌ونقل عمومی محدود، خودرو ضرورت زندگی و معاش است. چنین خانواری نمی‌تواند به‌سادگی مصرف سوخت را «مدیریت» کند، مگر با تغییر شغل، خانه یا برنامه روزانه‌اش. در نتیجه، شوکی که در آمار ملی فرانسه یک افزایش متوسط دیده می‌شود، در زندگی گروه‌های مختلف به‌طور نابرابر توزیع می‌شود. همین نابرابری، به گرانی معنای سیاسی می‌دهد.

چرا اعتراض متوجه دولت فرانسه است؟

معترضان از کاخ الیزه انتظار ندارند قیمت جهانی نفت را به تنهایی پایین بیاورد. مطالبه آنها درباره تقسیم هزینه بحران است. سوال معترضان این است: دولت چقدر مالیات می‌گیرد، از چه گروه‌هایی حمایت می‌کند و چه منابعی برای خدمات عمومی اختصاص می‌دهد؟ کاهش مالیات سوخت یا پرداخت کمک‌هزینه می‌تواند فشار را اندکی کم کند، اما هزینه بودجه‌ای دارد. حمایت عمومی هم می‌تواند بیشتر به مصرف‌کنندگان پردرآمد برسد. حمایت هدفمند هم فعلا ناممکن است چرا که با دشواری معمای شناسایی و پوشش همه آسیب‌دیدگان مواجه است.

به همین دلیل، مخفی شدن مکرون پشت این عبارت که «جنگ بی‌حاصل ترامپ با تهران این بلا را بر سر ما آورده»، برای پایان دادن به اعتراض کافی نیست. جنگ می‌تواند محدودیت‌های دولت فرانسه را توضیح دهد، اما مگر دولت قرار است نظاره‌گر بحران‌های خارحی باشد و برنامه‌ای برای رتق و فتق امور در داخل نداشته باشد؟

دامنه اجتماعی جنگ و تجاوز نظامی به ایران اکنون از جغرافیای عملیات نظامی فراتر رفته است. جنگی که در خاورمیانه ادامه دارد و ایران را درگیر معمای بقا کرده، در فرانسه به پرسشی درباره عدالت تبدیل شده است. همچنان روشن نیست که چرا هزینه تصمیم‌هایی را که شهروندان در گرفتنشان نقشی نداشته‌اند، فقط همان شهروندان باید بپردازند. یکی با جان و دیگری با مال.

در همین زمینه:

این مطلب را پسندیدید؟ کمک مالی شما به ما این امکان را خواهد داد که از این نوع مطالب بیشتر منتشر کنیم.

آیا مایل هستید ما را در تحقیق و نوشتن تعداد بیشتری از این‌گونه مطالب یاری کنید؟

.در حال حاضر امکان دریافت کمک مخاطبان ساکن ایران وجود ندارد

توضیح بیشتر در مورد اینکه چطور از ما حمایت کنید

نظر بدهید

در پرکردن فرم خطایی صورت گرفته

نظرها

نظری وجود ندارد.