ارتباط ناشناخته. ارتباط بدون سانسور. ارتباط برقرار نمی‌شود. سایت اصلی احتمالاً زیر سانسور است. ارتباط با سایت (های) موازی برقرار شد. ارتباط برقرار نمی‌شود. ارتباط اینترنت خود را امتحان کنید. احتمال دارد اینترنت به طور سراسری قطع شده باشد. ادامه مطلب

اکولوژی سیاسی

وقتی طبیعت به میدان قدرت تبدیل می‌شود

وقتی جنگل‌های زاگرس می‌سوزند، دریاچه ارومیه خشک می‌شود یا مدافعان محیط زیست جان می‌بازند، آیا می‌توان همه‌چیز را به خشکسالی، تغییرات اقلیمی یا حوادث طبیعی نسبت داد؟ منصور سهرابی در این مقاله با معرفی رویکرد «اکولوژی سیاسی» نشان می‌دهد که تخریب طبیعت را نمی‌توان جدا از مناسبات قدرت، تصمیم‌های سیاسی و نابرابری‌های اجتماعی فهمید. پرسش محوری او این است: چه کسانی درباره منابع طبیعی تصمیم می‌گیرند، چه کسانی از بهره‌برداری آن‌ها سود می‌برند و چه کسانی هزینه تخریب را می‌پردازند؟

طبیعت هیچ‌وقت بی‌طرف نیست

پس از سوختن جنگل‌ها، خشکی رودها یا غیرقابل تنفس شدن هوای شهر، معمولاً اولین توضیح ما این است که اتفاق‌هایی طبیعی رخ دادند و آن را با واژه‌هایی همچون گرما، خشکسالی یا باد توصیف می‌کنیم. این توضیح نادرست نیست، اما همه حقیقت را نمی‌گوید.

پشت هر تغییر بزرگ در طبیعت، تصمیمی انسانی هم هست. کسی تصمیم گرفته جاده از کجا بگذرد، معدن کجا باز شود، آب به کدام دشت برود و کدام جنگل به منطقه ممنوعه تبدیل شود. و کسی هم هست که در این تصمیم‌ها صدایی نداشته، اما هزینه‌اش را می‌پردازد.

اکولوژی سیاسی علمی است که به همین لایه پنهان نگاه می‌کند. این مقاله تلاش می‌کند این رویکرد را به زبان ساده معرفی کند: از کجا آمده، چه می‌پرسد، با چه مفاهیمی کار می‌کند و چگونه می‌تواند نگاه ما را به هر خبر محیط زیستی تغییر دهد.

اکولوژی سیاسی چیست؟

اکولوژی سیاسی، مطالعه رابطه میان طبیعت، جامعه و قدرت است. این رویکرد فرض می‌کند که مسائل محیط زیستی را نمی‌توان جدا از اقتصاد، مالکیت، دولت، طبقه، ملیت و جنسیت فهمید.

برای درک بهتر، می‌توان آن را با دو حوزه نزدیک مقایسه کرد:

حوزهپرسش اصلینگاه به انسان
اکولوژی (بوم‌شناسی)موجودات زنده چگونه با یکدیگر و با محیطشان در ارتباط‌اند؟انسان یکی از عوامل اثرگذار بر بوم‌سازگان است
سیاست‌گذاری محیط زیستیچه قانون یا فناوری‌ای مشکل را حل می‌کند؟انسان مدیر و حل‌کننده مسئله است
اکولوژی سیاسیچه کسی تصمیم می‌گیرد، چه کسی سود می‌برد و چه کسی هزینه می‌دهد؟انسان‌ها برابر نیستند؛ برخی تصمیم می‌گیرند و برخی هزینه می‌پردازند

به بیان ساده، اکولوژی می‌پرسد چه اتفاقی برای طبیعت افتاده است؟ و اکولوژی سیاسی می‌پرسد چرا این اتفاق افتاده و به نفع چه کسی؟

اکولوژی سیاسی یک رشته واحد با یک نظریه واحد نیست. بیشتر یک میدان میان‌رشته‌ای است که جغرافیدانان، انسان‌شناسان، اقتصاددانان، جامعه‌شناسان و بوم‌شناسان در آن کار می‌کنند. وجه مشترک آنان یک نگاه است: طبیعت هم واقعیتی زیستی است و هم میدان کشمکش اجتماعی.

واژه اکولوژی را ارنست هکل، زیست‌شناس آلمانی، در ۱۸۶۶ ساخت؛ از ریشه یونانی اویکوس به معنای خانه. اکولوژی کلاسیک طبیعت را نظامی از جریان انرژی، چرخه مواد و تعادل گونه‌ها می‌دید؛ نظامی که گویی بیرون از تاریخ و سیاست قرار دارد.

اکولوژی سیاسی در چند مرحله شکل گرفت:

  • دهه ۱۹۷۰، تولد اصطلاح: اریک وولف، انسان‌شناس آمریکایی، در مقاله‌ای در ۱۹۷۲ از اکولوژی سیاسی سخن گفت تا نشان دهد قواعد مالکیت و ارث، شکل بهره‌برداری روستاییان از زمین را تعیین می‌کند. هم‌زمان، بحران‌های قحطی در ساحل آفریقا این پرسش را پیش کشید که چرا بلایای طبیعی همیشه فقیرترها را می‌کشند.
  • دهه ۱۹۸۰، چارچوب علمی: پیرز بلیکی و هارولد بروکفیلد در کتاب تخریب زمین و جامعه (۱۹۸۷) نشان دادند که فرسایش خاک را نمی‌توان با سرزنش کشاورز توضیح داد؛ باید فقر، بدهی، قیمت‌های جهانی و سیاست دولت را هم دید. آنان اکولوژی سیاسی را ترکیب دغدغه‌های بوم‌شناختی با اقتصاد سیاسی تعریف کردند.
  • دهه ۱۹۹۰، گسترش: ریچارد پیت و مایکل واتس در کتاب بوم‌شناسی‌های رهایی (۱۹۹۶) جنبش‌های اجتماعی، گفتمان و دانش را وارد بحث کردند. پرسش دیگر فقط این نبود که چه کسی منابع را در اختیار دارد، بلکه این هم بود که چه کسی حقیقت درباره طبیعت را تعریف می‌کند.
  • قرن بیست‌ویکم، جهانی شدن: پژوهشگرانی مانند پل رابینز، خوان مارتینز آلیه و راب نیکسون این میدان را به شهرها، تغییر اقلیم، انرژی و کشمکش‌های جهانی بر سر منابع گسترش دادند. امروز دانشگاه‌ها دوره‌های تخصصی اکولوژی سیاسی دارند و مجله اکولوژی سیاسی (Journal of Political Ecology) از ۱۹۹۴ منتشر می‌شود.

چهار پرسش بنیادین

اگر بخواهیم اکولوژی سیاسی را در چند جمله خلاصه کنیم، باید از چهار پرسش آن آغاز کنیم. این پرسش‌ها درباره هر جنگل، رود، معدن یا شهری قابل طرح‌اند:

  • دسترسی: چه کسی به منبع طبیعی دسترسی دارد و چه کسی از آن کنار گذاشته شده است؟
  • تصمیم: چه کسی درباره استفاده از این منبع تصمیم می‌گیرد و صدای چه کسی شنیده نمی‌شود؟
  • سود و هزینه: سود بهره‌برداری به کجا می‌رود و هزینه تخریب بر دوش چه کسی می‌افتد؟
  • روایت: چه کسی مشکل را تعریف می‌کند؟ دانش چه کسی علمی و معتبر شمرده می‌شود و دانش چه کسی سنتی و بی‌اعتبار؟

مفاهیم کلیدی

اکولوژی سیاسی با چند مفهوم کار می‌کند که شناختن آن‌ها، خواندن هر بحران محیط زیستی را ساده‌تر می‌کند.

زنجیره توضیح

بلیکی و بروکفیلد پیشنهاد کردند که برای فهم تخریب، از سطح زمین آغاز کنیم و حلقه‌به‌حلقه بالا برویم: کشاورزی که زمین را بیش از حد شخم می‌زند؛ بدهی‌ای که او را به این کار وادار کرده؛ بازاری که قیمت محصولش را تعیین می‌کند؛ و دولتی که قواعد مالکیت و یارانه را نوشته است. نتیجه این روش ساده است: کسی که آخرین ضربه را به طبیعت می‌زند، لزوماً مقصر اصلی نیست.

دسترسی و مالکیت

طبیعت فقط وجود ندارد؛ در اختیار کسی است. وقتی مرتع مشاع به ملک خصوصی یا منطقه نظامی تبدیل می‌شود، رابطه مردم با آن عوض می‌شود. پژوهشگران این روند را حصارکشی می‌نامند: تبدیل آنچه همگانی بود به آنچه انحصاری است.

محیط‌ زیست‌گرایی فقرا

خوان مارتینز آلیه، اقتصاددان کاتالان، نشان داد که محیط‌ زیست‌گرایی فقط دغدغه طبقه متوسط شهری برای حفظ زیبایی طبیعت نیست. برای میلیون‌ها روستایی، ماهیگیر و دامدار، دفاع از جنگل و رود، دفاع از معیشت و بقاست. او این کشمکش‌ها را منازعات توزیع بوم‌شناختی نامید.

خشونت آهسته

راب نیکسون در کتابی با همین نام (۲۰۱۱) از خشونتی سخن گفت که تدریجی و دور از چشم رخ می‌دهد: آلودگی‌ای که طی دهه‌ها بیماری می‌آورد، تالابی که آرام‌آرام خشک می‌شود. چون این خشونت تصویر ناگهانی و تکان‌دهنده ندارد، رسانه‌ها کمتر آن را می‌بینند و سیاستمداران کمتر برای آن پاسخ‌گو می‌شوند.

عدالت زیست‌محیطی

این مفهوم از جنبش‌های حقوق مدنی آمریکا در دهه ۱۹۸۰ برخاست، زمانی که ساکنان سیاه‌پوست شهرستان وارن در کارولینای شمالی در ۱۹۸۲ به دفن پسماند سمی در محله‌شان اعتراض کردند. پرسش آن ساده است: چرا آلودگی همیشه در محله فقرا و اقلیت‌ها انباشته می‌شود؟

امنیتی‌سازی طبیعت

وقتی دولت یک کوه، جنگل یا مرز را بیش از آنکه زیستگاه بداند منطقه امنیتی تعریف کند، منطق حفاظت جای خود را به منطق کنترل می‌دهد. در این وضعیت، حتی کنشگر محیط زیستی که برای خاموش کردن آتش به کوه می‌رود، ممکن است مظنون دیده شود.

دانش بومی

جوامع محلی قرن‌ها با بوم‌سازگان خود زیسته‌اند و دانشی دقیق از آن دارند. اکولوژی سیاسی نشان می‌دهد که نادیده گرفتن این دانش به نام توسعه یا علم، اغلب به شکست طرح‌های حفاظتی و حذف مردم از سرزمینشان انجامیده است.

اکولوژی سیاسی در جهان واقعی

مفاهیم بالا انتزاعی نیستند. در سراسر جهان، کشمکش بر سر طبیعت هر سال جان انسان‌ها را می‌گیرد. بر اساس گزارش سپتامبر ۲۰۲۶ سازمان گلوبال ویتنس، دست‌کم ۱۲۴ مدافع زمین و محیط زیست در ۲۰۲۵ کشته شدند و شمار کشته‌شدگان و ناپدیدشدگان از ۲۰۱۲ به ۲۳۷۵ نفر رسیده است. بیش از نیمی از این قتل‌ها به منازعات زمین مربوط بود و بیش از سه‌چهارم قربانیان از مردم بومی، کشاورزان خرد یا آفریقایی‌تبارها بودند.

اطلس عدالت زیست‌محیطی، که در دانشگاه خودمختار بارسلونا اداره می‌شود، تا اوایل ۲۰۲۴ بیش از ۴۰۰۰ منازعه زیست‌محیطی را در جهان ثبت کرده بود. این عدد نشان می‌دهد که کشمکش بر سر طبیعت استثنا نیست؛ قاعده است.

جدول زیر چند نمونه کوتاه را کنار مفهومی می‌گذارد که آن را توضیح می‌دهد:

نمونهآنچه رخ دادمفهوم مرتبط
آمازون، برزیلشیکو مندس، رهبر کارگران شیره‌گیر کائوچو که برای حفظ جنگل در برابر دامداران بزرگ مبارزه می‌کرد، در ۱۹۸۸ ترور شد.محیط‌زیست‌گرایی فقرا
دلتای نیجر، نیجریهکن سارو-ویوا، نویسنده و رهبر جنبش مردم اوگونی علیه آلودگی نفتی، در ۱۹۹۵ اعدام شد.سود و هزینه نابرابر
زاگرس، کردستاندر ده سال گذشته ۲۵ کنشگر محیط زیست در آتش‌سوزی جنگل‌ها و مراتع جان باخته‌اند ؛ از جمله حمید مرادی در ۱۴۰۴ در کوه آبیدر سنندج، جایی که به نوشته مونگابی هیچ تیم واکنش اضطراری رسمی حضور نداشت.جامعه مدنی به جای دولت
مریوان، کردستاندر ۱۳۹۷ چهار کنشگر محیط زیست هنگام مهار آتشی جان باختند؛ مرگی که بسیاری آن را مشکوک می‌دانند.امنیتی‌سازی طبیعت
زاب کوچک، مرز ایران و اقلیم کردستانسد کولسه در سردشت جریان زاب کوچک به قلادزه را حدود ۸۰ درصد کاهش داد.دسترسی و قدرت بالادست
دریاچه ارومیهحجم آب از حدود ۳۲ میلیارد متر مکعب در ۱۹۹۵ به حدود نیم میلیارد در ۲۰۲۵ رسید.خشونت آهسته
تالاب هامون، سیستانبیش از ۸۵ درصد تالاب از میان رفته و طوفان گردوغبار بیش از ۲۰۰ روز در سال ادامه دارد .پیرامون، اول آسیب می‌بیند

آنچه این نمونه‌های دور از هم را به هم پیوند می‌دهد، یک الگوی تکرارشونده است: تصمیم در مرکز گرفته می‌شود، سود به مرکز می‌رسد، و هزینه، از آلودگی تا جان انسان، در پیرامون پرداخت می‌شود.

اکولوژی سیاسی منتقدانی هم داشته است. مهم‌ترین نقد را اندرو وایدا و بردلی والترز در ۱۹۹۹ در مقاله‌ای با عنوان علیه اکولوژی سیاسی مطرح کردند: اینکه برخی پژوهش‌ها چنان بر سیاست تمرکز می‌کنند که خود طبیعت، یعنی خاک، آب، گیاه و فرایندهای زیستی، از تحلیل حذف می‌شود؛ یا به تعبیر برخی منتقدان، به سیاست بدون اکولوژی تبدیل می‌شود. نقد دیگر این است که این رویکرد گاه پیشاپیش می‌داند مقصر کیست و شواهد را بر همان اساس می‌چیند.

این نقدها به اکولوژی سیاسی کمک کرد تا دقیق‌تر شود. امروز پژوهش خوب در این حوزه هم داده‌های بوم‌شناختی را جدی می‌گیرد و هم روابط قدرت را؛ نه طبیعت را بدون سیاست می‌بیند، نه سیاست را بدون طبیعت.

اکولوژی سیاسی به‌عنوان روش

ارزش اکولوژی سیاسی فقط در نظریه‌اش نیست. این رویکرد یک روش است؛ ابزاری که هر روزنامه‌نگار، معلم، دانشجو یا شهروند می‌تواند برای خواندن یک خبر محیط زیستی از آن استفاده کند. پنج پرسش زیر، چکیده این روش است:

  • روایت رسمی چه می‌گوید؟ علت مشکل را چه کسی و چگونه اعلام کرده است: طبیعت، مردم، یا دشمن خارجی؟
  • چه کسی تصمیم گرفت؟ این طرح، سد، معدن یا ممنوعیت در کدام نهاد تصویب شد و آیا مردم محلی در آن مشارکت داشتند؟
  • سود به کجا رفت؟ چه کسی از این تصمیم بهره برده است: شرکت، نهاد دولتی، شهر بزرگ یا گروهی خاص؟
  • هزینه را چه کسی پرداخت؟ چه کسی زمین، معیشت، سلامت یا جان خود را از دست داد؟
  • چه کسی دیده نمی‌شود؟ کدام صدا، کدام دانش و کدام گروه در این روایت غایب است؟

این پرسش‌ها خبر را از یک حادثه طبیعی به یک ماجرای اجتماعی تبدیل می‌کنند. و همین تبدیل است که پاسخ‌گویی را ممکن می‌کند. طبیعت را نمی‌توان مسئول دانست؛ اما تصمیم‌گیرندگان را می‌توان.

سخن پایانی

اکولوژی به ما آموخت که در طبیعت همه چیز به همه چیز وصل است. اکولوژی سیاسی یک گام جلوتر می‌رود و می‌پرسد: این پیوندها را چه کسی می‌سازد، چه کسی می‌برد و چه کسی از بریدنشان سود می‌برد؟

برای جامعه‌ای که جنگل‌هایش می‌سوزد، تالاب‌هایش خشک می‌شود و مدافعان طبیعتش جان می‌بازند، این پرسش‌ها تجملی دانشگاهی نیستند. ابزار فهم و ابزار مطالبه‌اند. دفاع از طبیعت، در نهایت، دفاع از حق زندگی است؛ و حق زندگی همیشه یک پرسش سیاسی بوده است.

از همین نویسنده:

این مطلب را پسندیدید؟ کمک مالی شما به ما این امکان را خواهد داد که از این نوع مطالب بیشتر منتشر کنیم.

آیا مایل هستید ما را در تحقیق و نوشتن تعداد بیشتری از این‌گونه مطالب یاری کنید؟

.در حال حاضر امکان دریافت کمک مخاطبان ساکن ایران وجود ندارد

توضیح بیشتر در مورد اینکه چطور از ما حمایت کنید

نظر بدهید

در پرکردن فرم خطایی صورت گرفته

نظرها

نظری وجود ندارد.