ارتباط ناشناخته. ارتباط بدون سانسور. ارتباط برقرار نمی‌شود. سایت اصلی احتمالاً زیر سانسور است. ارتباط با سایت (های) موازی برقرار شد. ارتباط برقرار نمی‌شود. ارتباط اینترنت خود را امتحان کنید. احتمال دارد اینترنت به طور سراسری قطع شده باشد. ادامه مطلب

گفت‌وگو با ردی موچی، نماینده حزب چپ‌گرای «جنبش باهم» در پارلمان، درباره انقلاب فلامینگو، کارگران و قدرت سیاسی

آلبانی را برای چه کسانی می‌سازند؟

پوریا پزشکی ـ اعتراض به ساخت مجتمع‌های گردشگری لوکس در کنار تالاب‌های حفاظت‌شده آلبانی، به جنبشی تبدیل شده که دیگر تنها برای نجات فلامینگوها نمی‌جنگد. معترضان اکنون می‌پرسند زمین‌ها، سواحل و ثروت کشورشان در اختیار چه کسانی قرار می‌گیرد و مردم عادی چه سهمی از توسعه اقتصادی دارند. ردی موچی، نماینده چپ‌گرای پارلمان آلبانی، در گفت‌وگو با زمانه از پیوند قدرت سیاسی و سرمایه‌گذاری‌های کلان، دستمزدهای پایین، ضعف اتحادیه‌های کارگری و «انقلاب فلامینگو» می‌گوید؛ جنبشی که به باور او، نظام سیاسی ۳۵ ساله کشور را به چالش کشیده است.

اعتراضاتی که با مخالفت با ساخت مجتمع‌های گردشگری لوکس در نزدیکی تالاب‌های حفاظت‌شده ویوسا–نارتا در آلبانی آغاز شد، به جنبشی گسترده‌تر علیه ساختار سیاسی و اقتصادی این کشور تبدیل شده است. «انقلاب فلامینگو» فعالان محیط زیست، جوامع محلی و گروه‌های سیاسی مختلفی را گرد هم آورده که مطالباتشان دیگر تنها به حفاظت از یک تالاب ساحلی محدود نمی‌شود، بلکه مالکیت زمین، نابرابری اقتصادی و ساختار سیاسی کشور را نیز به چالش می‌کشد.

ردی موچی، نماینده پارلمان آلبانی از حزب چپ‌گرای «جنبش باهم» (Lëvizja Bashkë)، معتقد است این اعتراضات بازتاب نارضایتی فزاینده از الگوی توسعه اقتصادی دولت ادی راما، نخست‌وزیر آلبانی است.

در گفت‌وگویی که در صدوسومین روز متوالی اعتراضات انجام شد، موچی از رابطه میان ساخت‌وسازهای لوکس و جرایم سازمان‌یافته، ضعف اتحادیه‌های مستقل کارگری، دستمزدهای پایین، تمرکز قدرت سیاسی و دشواری‌های بازسازی چپ دموکراتیک پس از دهه‌ها دیکتاتوری کمونیستی سخن گفت.

او می‌گوید:

این نخستین بار است که چنین جمعیت بزرگی، برای چنین مدت طولانی‌ای، تصمیم گرفته‌اند به خیابان بیایند، اعتراض کنند و در برابر پلیس بایستند.

از جنبش دانشجویی تا اعتراضی فراگیر علیه ساختار سیاسی

فعالیت سیاسی موچی سال‌ها پیش از ورود او به پارلمان در سال ۲۰۲۵ آغاز شد. او از سال ۲۰۱۱ در دانشگاه پلی‌تکنیک تیرانا تدریس می‌کرد و هم‌زمان در جنبش‌های دانشجویی و تلاش‌ها برای سازمان‌دهی اتحادیه‌های مستقل کارگری مشارکت داشت.

ردی موچی
ردی موچی، نماینده پارلمان و مدرس سابق دانشگاه پلی‌تکنیک تیرانا، عضو جنبش «باشکه» ـ عکس: اینستاگرام موچی

او با اشاره به حضورش در اعتراضات دانشجویی علیه اصلاحات آموزش عالی که از سال ۲۰۱۲ شکل گرفت، توضیح می‌دهد:

زندگی دانشگاهی من همیشه با آنچه می‌توان فعالیت اجتماعی نامید درهم‌تنیده بود. من بخشی از جنبشی بودم که عمدتاً از دانشجویان و شمار بسیار اندکی از استادان تشکیل شده بود. در کنار آن تلاش می‌کردیم با کارگران نیز سازمان‌دهی کنیم و به آن‌ها برای ایجاد اتحادیه‌های کارگری جدید و مستقل کمک کنیم.

در دسامبر ۲۰۲۲، این جنبش تصمیم گرفت فعالیت خود را از عرصه کنشگری اجتماعی به سیاست انتخاباتی گسترش دهد. ابتدا در انتخابات محلی تیرانا شرکت کرد و سپس در انتخابات پارلمانی سال ۲۰۲۵ حضور یافت. انتخاب موچی به نمایندگی پارلمان به معنای پایان فعالیت دانشگاهی او بود.

تجربه حضور در جنبش‌های پیشین، نگاه او به انقلاب فلامینگو را نیز شکل داده است. به باور او، اعتراضات کنونی هم از نظر گستردگی و هم از نظر اهداف سیاسی با جنبش‌های قبلی تفاوت دارند.

به نظرم این جنبش با اعتراضات بزرگ پیشین متفاوت است، پیش از هر چیز به دلیل گستردگی آن و مطالباتی که طیف بسیار وسیع‌تری از گرایش‌های سیاسی را دربرمی‌گیرد.

او معتقد است اگرچه اعتراضات حول یک پروژه مشخص آغاز شد، مطالبات آن به‌تدریج متوجه نهادهای سیاسی کشور شده است.

مطالبات امروز دیگر فقط علیه دولت نیست، حتی فقط علیه پروژه زوِرنِتس هم نیست. این اعتراضات به‌نوعی مردم را ترغیب کرده که کل نظام سیاسی قدیمی را زیر سؤال ببرند؛ نظامی دوحزبی که در ۳۵ سال گذشته بر کشور حاکم بوده است.

سرمایه‌گذاری خارجی و پرسش مالکیت آلبانی

مناقشه بر سر پروژه‌های ساختمانی در سواحل آلبانی، تا حدی به دلیل حضور سرمایه‌گذاران خارجی، توجه رسانه‌های بین‌المللی را به خود جلب کرده است. بااین‌حال موچی تأکید می‌کند که مخالفت با این پروژه‌ها را نباید به معنای مخالفت با سرمایه‌گذاری خارجی دانست.

او می‌گوید آلبانی در گذشته برای جذب سرمایه‌ای که بتواند به رشد اقتصادی و بهبود سطح زندگی مردم کمک کند با مشکلاتی روبه‌رو بوده و بسیاری از معترضان نیز منافع احتمالی سرمایه‌گذاری خارجی را انکار نمی‌کنند.

به باور او، مسئله اصلی ماهیت این پروژه‌ها، روابط سیاسی پیرامون آن‌ها و پیامدهایشان برای جوامع محلی است؛ به‌ویژه مردمی که مالکیت زمین‌هایشان همچنان محل اختلاف است.

موچی برای توضیح این موضوع به پرچم‌های آمریکا اشاره می‌کند که برخی از معترضان در تظاهرات حمل می‌کنند.

در روزهای نخست اعتراضات، موضع ادی راما، نخست‌وزیر آلبانی، این بود که معترضان فریب عوامل خارجی را خورده‌اند؛ چه ایرانی باشند، چه صرب یا یونانی یا هر کس دیگر. حتی الگوریتم‌های شبکه‌های اجتماعی را هم مطرح می‌کرد.

به گفته او، دولت همچنین معترضان را به مخالفت با سرمایه‌گذاری آمریکایی متهم می‌کرد.

برای همین بعضی از مردم با پرچم آمریکا به میدان می‌آیند تا نشان دهند نه مخالف سرمایه‌گذاری هستند و نه مخالف سرمایه‌گذاری آمریکایی.

اگرچه حضور پرچم آمریکا در اعتراض به پروژه‌هایی که با سرمایه آمریکایی ارتباط دارند ممکن است متناقض به نظر برسد، موچی معتقد است آنچه معترضان را گرد هم آورده، نارضایتی عمیق‌تری است.

هدف اصلی که همه این افراد را با وجود دیدگاه‌های متفاوتشان در یک میدان کنار هم نگه داشته، این احساس مشترک است که سیاست‌هایی که ادی راما تاکنون دنبال کرده، برای کشور و اقتصاد آن ویرانگر بوده است.

از نگاه موچی، مسئله اصلی رابطه میان مالکیت زمین، تصمیم‌های دولتی و سرمایه‌گذاران برخوردار از ارتباطات سیاسی است.

در مناطق مختلف آلبانی، به‌ویژه در امتداد سواحل و البته در دیگر نقاط کشور، جوامعی وجود دارند که ادعای مالکیت بر زمین‌هایی مشخص را دارند، اما ادعاهایشان کاملاً نادیده گرفته می‌شود. گاهی مجبورند ۱۰، ۱۵ یا ۲۰ سال در دادگاه‌ها بجنگند، بی‌آنکه سرانجام مشخص شود آیا مالکان قانونی آن زمین‌ها هستند یا نه.

او مدعی است درحالی‌که مردم محلی برای اثبات مالکیت خود سال‌ها در انتظار رأی دادگاه می‌مانند، سرمایه‌گذاران دارای روابط سیاسی می‌توانند مجوز ساخت‌وساز در زمین‌های ارزشمند ساحلی را دریافت کنند.

در همین فاصله، به‌اصطلاح سرمایه‌گذاران راهبردی، یعنی افرادی نزدیک به ادی راما که برخی از آن‌ها بنا بر ادعاها منابع مالی‌شان را از قاچاق مواد مخدر و فعالیت‌های غیرقانونی به دست آورده‌اند، مجوز توسعه همین زمین‌ها را دریافت می‌کنند و سواحل بکر و زیبای ما را به مجموعه‌های عظیم تفریحی فوق‌لوکس تبدیل می‌کنند.

موچی معتقد است چنین روندی این احساس را در جامعه ایجاد کرده که منابع طبیعی کشور بدون توجه به حقوق و منافع جوامع محلی به بخش خصوصی واگذار می‌شود.

این احساسی است که ما به‌عنوان یک ملت داریم؛ اینکه آلبانی به‌نوعی دارد به بالاترین پیشنهاددهنده فروخته می‌شود.

ساخت‌وسازهای لوکس و اتهام‌های مربوط به جرایم سازمان‌یافته

انتقادهای موچی تنها به پروژه‌های اطراف زوِرنِتس محدود نمی‌شود. او معتقد است ساخت‌وسازهای مرتبط با صاحبان نفوذ سیاسی و پول‌شویی ادعایی، در مناطق دیگر آلبانی از جمله پایتخت نیز به مسئله‌ای جدی تبدیل شده‌اند.

او برای توضیح این نگرانی‌ها به تحقیقاتی اشاره می‌کند که به گفته خودش نهادهای ویژه دادستانی آلبانی انجام داده‌اند.

تحقیقاتی از سوی این نهاد ویژه دادستانی در آلبانی وجود دارد که می‌گوید بیش از یک میلیون و دویست هزار مترمربع مجوز ساخت‌وساز به افرادی داده شده که با قاچاق مواد مخدر ارتباط دارند.

این رقم و ارتباط ادعایی افراد دریافت‌کننده مجوز با جرایم سازمان‌یافته، اظهارات موچی در این مصاحبه هستند.

به گفته او، پیامدهای این وضعیت را می‌توان در چهره در حال تغییر تیرانا نیز مشاهده کرد.

اگر به شهر نگاه کنید، جرثقیل‌های زیادی را می‌بینید که همچنان مشغول ساخت آسمان‌خراش‌های عظیم هستند؛ ساختمان‌هایی که جای میدان‌های عمومی، پارک‌ها و زمین‌های بازی را گرفته‌اند. فضاهایی که پیش‌تر متعلق به عموم مردم بودند، اکنون کاملاً زیر این آسمان‌خراش‌ها رفته‌اند.

موچی همچنین مدعی است برخی از این پروژه‌ها با افراد مرتبط با قاچاق مواد مخدر ارتباط دارند.

او برای نشان دادن آنچه ممکن است در آینده در سواحل ویوسا–نارتا رخ دهد، به مجموعه تفریحی لوکس «گرین کوست» در پالاسه اشاره می‌کند.

اگر می‌خواهید تصویری از آنچه مردم آلبانی نگران وقوعش در زوِرنِتس و نارتا هستند داشته باشید، باید به مجموعه گرین کوست نگاه کنید که کمی جنوبی‌تر، در پالاسه قرار دارد.

او این مجموعه را «شهری جدید از ویلاهای لوکس» توصیف می‌کند که در مکانی ساخته شده که پیش‌تر ساحلی بکر بود.

موچی مدعی است تحقیقات کیفری و شنود مکالمات تلفنی، روابطی میان سازندگان پروژه‌های ساختمانی، افراد مظنون به قاچاق مواد مخدر و چهره‌های برخوردار از ارتباطات سیاسی را آشکار کرده‌اند.

او به‌طور مشخص اتهام‌هایی را درباره بلیندا بالوکو، معاون پیشین نخست‌وزیر، مطرح می‌کند. به گفته موچی و بر اساس برداشت او از مکالمات تلفنی منتشرشده در جریان تحقیقات، بالوکو مالک واقعی یکی از ویلاهای این مجموعه بوده، درحالی‌که ملک به نام شخص دیگری ثبت شده است.

این ادعاها روایت موچی از تحقیقات و اتهام‌های مطرح‌شده هستند و در این مقاله به‌عنوان یافته‌های قطعی درباره مسئولیت کیفری افراد ارائه نمی‌شوند.

از نگاه موچی، مسئله فراتر از فساد مالی یا منشأ سرمایه است. او معتقد است این جوامع محلی هستند که هزینه اقتصادی و زیست‌محیطی پروژه‌ها را می‌پردازند، درحالی‌که حتی قادر به حل اختلافات مربوط به مالکیت زمین‌های خود نیستند.

در همین حال، مشکلات مالکیت زمین‌های جوامع محلی هیچ‌وقت حل نمی‌شود. محیط زیست آسیب می‌بیند، چون نتیجه این مداخلات، جنگل‌هایی از بتن است که در امتداد سواحل سر برمی‌آورند.

او ترکیب پول‌شویی ادعایی، اختلافات مالکیت زمین، تخریب محیط زیست و شیوه حکمرانی ادی راما را که آن را هرچه بیشتر اقتدارگرایانه می‌داند، از دلایل اصلی تداوم اعتراضات معرفی می‌کند.

دوبی مدیترانه برای سرمایه‌گذاران، دستمزد پایین برای کارگران

فراتر از مسئله مالکیت زمین، موچی این پرسش را مطرح می‌کند که آیا الگوی اقتصادی کنونی آلبانی واقعاً به بهبود شرایط زندگی مردم منجر شده است؟

او معتقد است اقتصاد کشور بیش از پیش به دو بخش ساخت‌وساز و گردشگری انبوه وابسته شده، درحالی‌که بخش‌های دیگر اقتصاد نتوانسته‌اند هم‌پای آن‌ها رشد کنند.

آنچه در آلبانی می‌بینیم این است که کل به‌اصطلاح توسعه اقتصادی کشور بر دو ستون اصلی استوار شده: یکی صنعت ساخت‌وساز و دیگری گردشگری انبوه.

به گفته موچی، این وابستگی به ساخت‌وساز به افزایش قیمت مسکن و دشوارتر شدن دسترسی مردم به آن، به‌ویژه در تیرانا، منجر شده است.

مردم عادی آلبانی توان مالی خرید این ساختمان‌های جدید را ندارند. این را در تیرانا می‌بینیم؛ جایی که برای یک زوج جوان از طبقه متوسط، حتی اجاره‌کردن خانه هم عملاً غیرقابل‌پرداخت شده، چه برسد به خرید یکی از آپارتمان‌های جدیدی که در آسمان‌خراش‌های سراسر شهر ساخته می‌شوند.

در مناطق ساحلی، این محرومیت شکل دیگری به خود گرفته است.

موچی از روستاهایی سخن می‌گوید که ساکنانشان دسترسی به سواحلی را از دست داده‌اند که نسل‌ها از آن استفاده می‌کردند. در برخی موارد، زمین‌هایی که پیش‌تر محل فعالیت‌های کشاورزی خانواده‌ها بوده‌اند نیز به پروژه‌های گردشگری اختصاص یافته‌اند.

ساحلی که زمانی متعلق به همه بود و مردم می‌توانستند با خانواده‌هایشان به آنجا بروند و از آن استفاده کنند، حالا حصارکشی شده و به دلیل قیمت‌های بسیار بالا دیگر دسترسی به آن ممکن نیست.

او معتقد است گسترش مجموعه‌های تفریحی گران‌قیمت، فضاهایی را که زمانی در خدمت جوامع محلی بودند به مقصدهایی تبدیل کرده که عمدتاً ثروتمندان توان استفاده از آن‌ها را دارند.

اما به گفته موچی، اشتغال ایجادشده در این پروژه‌ها نه ازدست‌رفتن زمین را جبران می‌کند و نه پایه‌ای پایدار برای توسعه اقتصادی فراهم می‌آورد.

در کنار رشد گردشگری انبوه، شاهد توسعه کشاورزی یا صنایع دیگر یا صنعت مواد غذایی نیستیم. آنچه می‌بینیم کاهش فعالیت در تمام این بخش‌هاست.

در مقابل، به گفته او، مشاغل فصلی و بی‌ثبات در گردشگری و ساخت‌وساز گسترش یافته‌اند.

آنچه باقی می‌ماند فقط مشاغل پاره‌وقت در گردشگری و ساخت‌وساز است؛ مشاغلی با دستمزدهای بسیار پایین در مقایسه با کشورهای منطقه، بدون امنیت شغلی و حتی بدون ایمنی جسمی.

او به‌ویژه درباره حوادث کار در صنعت ساخت‌وساز ابراز نگرانی می‌کند؛ از جمله سقوط کارگران از ساختمان‌های بلندمرتبه، که به گفته او اغلب بدون پاسخ‌گویی کارفرمایان باقی می‌ماند.

موچی همچنین از کارگران گردشگری سخن می‌گوید که با تأخیر در پرداخت دستمزدها روبه‌رو هستند و گاهی اختلاف آن‌ها با کارفرمایان بر سر حقوق پرداخت‌نشده به درگیری فیزیکی می‌انجامد.

از نگاه او، مسئله این نیست که گردشگری و ساخت‌وساز شغل ایجاد می‌کنند یا نه؛ بلکه این است که چه نوع شغلی ایجاد می‌کنند و گسترش آن‌ها چه تأثیری بر ظرفیت تولیدی بخش‌های دیگر اقتصاد دارد.

از نظر ما، این یک الگوی ناپایدار از به‌اصطلاح توسعه است. آلبانی باید توجه بسیار بیشتری به صنایع تولیدی، تولید کالا و ایجاد مشاغل پایدار داشته باشد؛ مشاغلی که به نیروی کار ماهر نیاز دارند و در زنجیره ارزش تولید، جایگاه بالاتری دارند.

او انتقاد خود را با مقایسه آلبانی با الگوی توسعه لوکس در کشورهای حاشیه خلیج فارس خلاصه می‌کند:

احساس می‌کنیم کشورمان دارد به چیزی شبیه دوبیِ مدیترانه تبدیل می‌شود.

موچی معتقد است ورود سرمایه‌های غیرقانونی به ساخت‌وسازهای لوکس، در صورت اثبات، این مسئله را پیچیده‌تر نیز می‌کند.

نگرانی او این است که توسعه اقتصادی بیش از پیش در خدمت سرمایه‌گذاران و گردشگران ثروتمند قرار گیرد، درحالی‌که فرصت‌های اقتصادی مردم محلی محدود باقی بماند.

در نهایت چیزی برای مردم محلی باقی نمی‌ماند جز اینکه پیشخدمت یا کارگر ساختمانی شوند؛ و روشن است که چنین چیزی زندگی خوبی برایشان فراهم نمی‌کند.

غیبت اتحادیه‌های مستقل کارگری

ضعف تشکل‌یابی کارگری یکی دیگر از نگرانی‌های اصلی موچی است. او پیش از ورود به پارلمان در تلاش‌هایی برای ایجاد اتحادیه‌های مستقل کارگری مشارکت داشت.

موچی به دیداری میان ادی راما و متئو رنتزی، نخست‌وزیر پیشین ایتالیا، اشاره می‌کند که در آن، به روایت او، راما به شوخی گفته بود شرکت‌های ایتالیایی باید در آلبانی سرمایه‌گذاری کنند، چون این کشور اتحادیه کارگری ندارد.

یکی از شوخی‌های نیمه‌جدی ادی راما با رنتزی این بود که سرمایه‌گذاران ایتالیایی باید به آلبانی بیایند، چون ما در آلبانی اتحادیه کارگری نداریم. شنیدن چنین شوخی‌ای برای مردم آلبانی بسیار تلخ بود.

موچی معتقد است این اظهارنظر بازتاب مشکلی عمیق‌تر در بازار کار آلبانی است.

ممکن است روی کاغذ اتحادیه‌هایی وجود داشته باشند، اما همه می‌دانند که این تشکل‌ها عملاً مانند اتحادیه‌های کارگری عمل نمی‌کنند یا ارتباط نزدیکی با یکی از دو حزب اصلی، یعنی حزب سوسیالیست یا حزب دموکرات دارند.

به گفته او، تلاش برای سازمان‌دهی مستقل کارگران بارها با مقاومت کارفرمایان و نهادهای سیاسی روبه‌رو شده است.

ما در گذشته بسیار تلاش کردیم و جنگیدیم تا اتحادیه‌های مستقل کارگری ایجاد شوند و از تشکیل آن‌ها حمایت کنیم. اما همیشه با نوعی همکاری میان دولت و صاحبان کسب‌وکار علیه کارگران مواجه می‌شدیم.

او می‌گوید بسیاری از این تلاش‌ها سرانجام شکست خوردند و شماری از کارگرانی که در آن‌ها مشارکت داشتند برای یافتن فرصت‌های بهتر از آلبانی مهاجرت کردند.

متأسفانه در این مبارزات شکست خوردیم و بسیاری از کارگرانی که در این سازمان‌دهی‌ها و اتحادیه‌ها شرکت کرده بودند، مجبور شدند آلبانی را ترک کنند.

موچی ضعف تشکل‌های کارگری را به مشکلات جمعیتی و اقتصادی گسترده‌تر کشور مرتبط می‌داند.

به باور او، مهاجرت کارگران و جوانان تحصیل‌کرده به کمبود نیروی کار دامن زده و پایداری مالی نظام بازنشستگی را نیز تضعیف کرده است.

بازنشستگان آلبانی پایین‌ترین مستمری‌ها را در منطقه دریافت می‌کنند. برای مثال، مستمری میانه چیزی حدود ۲۰۰ یورو در ماه است که حتی در خود آلبانی هم برای گذران زندگی به‌هیچ‌وجه کافی نیست.

او توضیح می‌دهد که بسیاری از جوانان آلبانیایی در خارج از کشور کار می‌کنند و بخشی از درآمدشان را برای والدین خود می‌فرستند؛ والدینی که مستمری بازنشستگی برای تأمین هزینه‌های زندگی‌شان کافی نیست.

ضعف تشکل‌های کارگری پیامدهایی برای انقلاب فلامینگو نیز داشته است.

اگرچه این جنبش توانسته تجمعات بزرگی را سازمان دهد، موچی معتقد است نبود اتحادیه‌های مستقل و قدرتمند، توانایی جنبش برای سازمان‌دهی اعتصابات و هماهنگی اعتراضات در محیط‌های کار را محدود کرده است.

متأسفانه ما اتحادیه‌های کارگری واقعاً کارآمدی نداریم که بتوانند کمک بزرگی به خود اعتراضات کنند.

دستمزد، مستمری و حمایت اجتماعی

اگرچه تمرکز اصلی اعتراضات بر استعفای دولت و لغو قوانین مورد مناقشه بوده است، موچی معتقد است مشکلات اقتصادی آلبانی به برنامه گسترده‌تری از اصلاحات اجتماعی نیاز دارند.

او می‌پذیرد که جنبش هنوز آن‌طور که حزبش انتظار داشته، بر دستمزدها و حمایت‌های اجتماعی تأکید نکرده است.

شاید نه به اندازه‌ای که ما می‌خواستیم، چون تمرکز اصلی در حال حاضر بر مخالفت با دولت ادی راما است.

جنبش باهم پیشنهاد کرده که حداقل دستمزد ماهانه به دست‌کم ۶۰۰ یورو افزایش یابد، مستمری بازنشستگان بیشتر شود و حداقل درآمدی برای افراد آسیب‌پذیر برقرار شود.

ما در برنامه سیاسی خود تأکید کرده‌ایم که حداقل دستمزد باید دست‌کم به ۶۰۰ یورو افزایش پیدا کند. در کنار آن، مستمری‌ها هم باید افزایش یابند و حداقل درآمدی در حدود ۲۰۰ یورو برای افرادی که توان تأمین هزینه‌های زندگی خود را ندارند برقرار شود.

بااین‌حال موچی معتقد است افزایش حداقل دستمزد قانونی، تا زمانی که کارفرمایان همچنان قوانین کار را نقض می‌کنند، کافی نخواهد بود.

یکی از مشکلات اصلی صرفاً تعیین حداقل دستمزد بالاتر نیست. یکی از مشکلات اساسی این است که به‌اصطلاح قانون کار، یعنی قانونی که حداقل دستمزد و برخی دیگر از حقوق کارگران را تعیین می‌کند، هر روز و به‌طور مداوم نقض می‌شود و هیچ‌کس هم مسئولیت آن را نمی‌پذیرد.

از نگاه او، اجرای قوانین موجود باید همراه با افزایش دستمزدها و تقویت تأمین اجتماعی باشد.

باید از اجرای قوانین موجود شروع کنیم و بعد، روشن است که برای بهبود دستمزدها و ایجاد شبکه حمایت اجتماعی گسترده‌تر برای آسیب‌پذیرترین بخش‌های جامعه تلاش کنیم.

حزب سوسیالیست، حزب دموکرات و مسئله پاسخ‌گویی سیاسی

موچی معتقد است انقلاب فلامینگو نارضایتی عمیق‌تری از نظام دوحزبی آلبانی را نیز آشکار کرده است.

اگرچه حزب سوسیالیست و حزب دموکرات در ظاهر رقیب یکدیگرند، او می‌گوید این دو حزب در تصمیم‌هایی که بر پاسخ‌گویی نهادهای مستقل دولتی تأثیر می‌گذارند، با یکدیگر همکاری کرده‌اند.

او به رأی‌گیری پارلمان در ماه مه اشاره می‌کند که طی آن اصلاح آیین‌نامه داخلی مجلس با حمایت هر دو حزب اصلی تصویب شد.

تغییراتی در آیین‌نامه پارلمان آلبانی ایجاد شد که هر دو حزب اصلی، یعنی حزب سوسیالیست و حزب دموکرات، بر سر آن توافق کردند. اما این تغییرات اختیارات همان نهادهای مستقل قضایی را محدود کرد که پیش از این موظف بودند هر سال گزارش عملکرد خود را به پارلمان ارائه دهند.

به گفته موچی، این اصلاحات امکان ارائه مستقیم گزارش برخی نهادها به صحن عمومی پارلمان را محدود کرد و ارائه گزارش‌ها را به کمیسیون‌های پارلمانی منتقل ساخت.

او این تغییر را به‌ویژه از آن جهت نگران‌کننده می‌داند که نهادهای قضایی مورد بحث در نتیجه اصلاحات مهمی شکل گرفته‌اند که حدود یک دهه پیش انجام شد.

اینکه این نهادها در صحن پارلمان گزارش ارائه کنند و همه نمایندگان فرصت طرح پرسش و مسائل مختلف را داشته باشند، بسیار مهم است. این مسئله برای شفافیت هم اهمیت دارد، چون مردم می‌توانند بفهمند چه اتفاقی در حال رخ دادن است.

موچی می‌گوید او تنها نماینده‌ای بود که به این اصلاحات رأی مخالف داد، درحالی‌که ۱۰۰ نماینده از آن حمایت کردند.

او همچنین به تصمیم پارلمان درباره مشارکت آلبانی در طرح «هیئت صلح» دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا، اشاره می‌کند.

به گفته موچی، این تصمیم تقریباً به اتفاق آرا تصویب شد و او تنها نماینده‌ای بود که رأی ممتنع داد، آن هم در شرایطی که به گفته او چند دولت اروپایی موضع محتاطانه‌تری نسبت به این طرح داشتند.

موضع حزب ما این بود که پیش از هر تصمیمی باید روشن شود این طرح دقیقاً چه معنایی دارد؛ چه پیامدی برای سازمان ملل متحد خواهد داشت و چه معنایی برای خود آلبانی دارد. به همین دلیل تصمیم گرفتم رأی ممتنع بدهم.

او این رأی‌گیری‌ها را نمونه‌هایی از همگرایی دو حزب اصلی کشور و تلاش حزب خود برای حفظ موضعی سیاسی و مستقل می‌داند.

سه قانونی که معترضان خواستار لغو آن هستند

موچی در میان مطالبات قانونی جنبش، سه قانون را از مهم‌ترین عواملی می‌داند که به گسترش پروژه‌های گردشگری لوکس و انتقال زمین‌های ارزشمند به دست سرمایه‌گذاران خصوصی کمک کرده‌اند.

این قوانین به سرمایه‌گذاری‌های راهبردی، مناطق حفاظت‌شده و توسعه مناطق کوهستانی مربوط می‌شوند.

می‌خواهم به سه قانون اشاره کنم که امکان آنچه پیش‌تر سلب مالکیت گسترده از مردم آلبانی نامیدم و ساخت این همه مجموعه تفریحی لوکس را فراهم کرده‌اند.

به گفته او، لغو این قوانین به یکی از مطالبات اصلی معترضان تبدیل شده است.

لغو این سه قانون یکی از مطالبات اصلی معترضان بوده است. من هم به‌عنوان نماینده پارلمان درخواست لغو آن‌ها را ارائه کردم، اما هنوز آن‌طور که باید مورد بررسی قرار نگرفته‌اند.

موچی دولت راما را متهم می‌کند که به دلیل تعهداتش در قبال سرمایه‌گذاران دارای ارتباطات سیاسی، حاضر به پذیرش مطالبات معترضان نیست.

او مدعی است در میان ذی‌نفعان این روابط، الیگارش‌های محلی و افراد مرتبط با جرایم سازمان‌یافته نیز حضور دارند که از ساخت مجموعه‌های تفریحی و دیگر پروژه‌های بزرگ ساختمانی سود می‌برند.

از نگاه موچی، ادامه مقاومت دولت در برابر مطالبات معترضان، پیامدهای سیاسی روزافزونی خواهد داشت.

او می‌گوید:

تداوم اعتراضات، هرچه بیشتر ادامه پیدا کند، مشروعیت ادی راما را در قدرت بیشتر تضعیف می‌کند.

موچی به تجمع معترضان مقابل پارلمان در زمان برگزاری جلسات، محاصره ساختمان و پرتاب تخم‌مرغ به نمایندگان حزب سوسیالیست اشاره می‌کند و این اقدامات را نشانه فشار مداوم بر دولت می‌داند.

او در خوش‌بینانه‌ترین سناریو انتظار دارد تداوم اعتراضات سرانجام دولت را وادار به پذیرش تغییرات سیاسی کند.

نگاه خوش‌بینانه من این است که در ماه‌های آینده زمانی فراخواهد رسید که آن‌ها متوجه شوند این وضعیت دیگر نمی‌تواند ادامه پیدا کند و در نتیجه انتخابات جدیدی برگزار کنند.

بااین‌حال حتی اگر دولت بتواند از بحران کنونی عبور کند، موچی معتقد است اعتراضات انتظارات سیاسی بسیاری از مردم آلبانی را تغییر داده است.

فکر نمی‌کنم اوضاع دوباره به روال عادی گذشته برگردد.

بازسازی چپ پس از دیکتاتوری

برای جنبش باهم، به چالش کشیدن ساختار سیاسی موجود به معنای مواجهه با تاریخ آلبانی در دوران دیکتاتوری انور خوجه نیز هست.

میراث حکومت کمونیستی اقتدارگرا همچنان بر برداشت عمومی از سوسیالیسم تأثیر می‌گذارد و فعالیت حزبی را که خود را متعلق به چپ دموکراتیک می‌داند دشوار می‌کند.

موچی توضیح می‌دهد:

فعالیت حزبی مانند حزب ما در فضای سیاسی آلبانی بسیار دشوار بوده است؛ دقیقاً به دلیل پژواک گذشته، گذشته دیکتاتوری آلبانی.

او می‌گوید مخالفان سیاسی بارها حزبش را کمونیست، مارکسیست یا خوجه‌ای نامیده‌اند تا برنامه سیاسی آن را با دیکتاتوری پیشین پیوند دهند.

اما موچی معتقد است حزب سوسیالیست کنونی، با وجود آنکه از دل حزب کمونیست حاکم سابق بیرون آمده، از نظر سیاست‌های اقتصادی به راست چرخیده است.

حزب به‌اصطلاح سوسیالیستی که امروز در قدرت است، در واقع همان حزب کمونیست سابق آلبانی است که نام خود را به حزب سوسیالیست تغییر داد. اما از نظر سیاست‌ها، حتی از راست میانه هم راست‌گراتر شده است.

به باور او، این چرخش سیاسی فضایی را برای شکل‌گیری جنبشی تازه در چپ ایجاد کرده است.

ما احساس می‌کنیم با برنامه سیاسی خود، امروز تنها حزبی هستیم که نماینده چپ دموکراتیک و سوسیال‌دموکرات در آلبانی است.

موچی معتقد است حزبش فضایی را اشغال کرده که احزاب اصلی رها کرده‌اند؛ به‌ویژه در زمینه خدمات اجتماعی، اتحادیه‌های مستقل کارگری، نهادهای عمومی و توسعه صنایع تولیدی.

ما از برنامه‌های اجتماعی حرف می‌زنیم، از افراد آسیب‌پذیر، از نهادهای عمومی، اتحادیه‌های کارگری و بخش تولیدی اقتصاد؛ مسائلی که هیچ‌کس دیگری درباره‌شان صحبت نمی‌کند.

او همچنین به شیوه سازمان‌دهی درون‌حزبی اشاره می‌کند که آن را باز، دموکراتیک و افقی توصیف می‌کند.

به گفته موچی، همین شیوه فعالیت به جذب افرادی کمک کرده که در ابتدا به سیاست‌های حزب بدبین بودند، به‌ویژه زمانی که حزب همچنان مسائل نادیده‌گرفته‌شده از سوی دو حزب اصلی را مطرح می‌کند.

او می‌گوید:

ما با افتخار حزبی متعلق به چپ دموکراتیک در آلبانی هستیم.

بااین‌حال می‌پذیرد که تاریخ سیاسی کشور همچنان پیشبرد چنین پروژه‌ای را دشوار می‌کند.

اروپا، همبستگی بین‌المللی و آینده جنبش

انقلاب فلامینگو پرسش‌هایی را درباره رابطه آلبانی با اتحادیه اروپا نیز مطرح کرده است.

موچی معتقد است جامعه آلبانی همچنان از پیوستن به اتحادیه اروپا حمایت گسترده‌ای می‌کند، اما بسیاری از معترضان میان ارزش‌هایی که نهادهای اروپایی از آن سخن می‌گویند و عملکرد دولت راما تناقض می‌بینند.

او می‌گوید شماری از اعضای پارلمان اروپا در تجمعات شرکت کرده‌اند، با فعالان دیدار داشته‌اند و حمایت خود را از مطالبات آن‌ها اعلام کرده‌اند.

برای مثال، اعضایی از پارلمان اروپا به آلبانی آمده‌اند، در اعتراضات شرکت کرده‌اند، با ما دیدار داشته‌اند و هم در آلبانی و هم در پارلمان اروپا حمایت و همبستگی خود را نشان داده‌اند.

از نگاه موچی، مسائلی که معترضان مطرح می‌کنند، از جمله پاسخ‌گویی سیاسی و عملکرد نهادهای حکومتی، دقیقاً به اصولی مربوط می‌شوند که اتحادیه اروپا مدعی دفاع از آن‌هاست.

این مسائل اساسی که معترضان در تظاهرات مطرح می‌کنند، ظاهراً همان ارزش‌های بنیادینی هستند که اتحادیه اروپا نیز بر آن‌ها تأکید می‌کند.

او می‌گوید این موضوع را مستقیماً با نمایندگان اروپایی در میان گذاشته و هشدار داده است که رابطه اتحادیه اروپا با دولت راما می‌تواند بر نگاه نسل جوان آلبانی به ادغام اروپایی تأثیر بگذارد.

به‌ویژه نسل جوان آلبانی که در خیابان‌ها اعتراض می‌کند، ادی راما را نماینده همان ضدارزش‌هایی می‌بیند که اتحادیه اروپا ظاهراً در برابرشان ایستاده است.

موچی معتقد است نهادهای اروپایی باید موضع قاطع‌تری در قبال دولت آلبانی اتخاذ کنند.

در غیر این صورت، با خطر سرخوردگی نسل جوان از پروژه اروپایی و ارزش‌های بنیادین آن روبه‌رو می‌شویم.

او همچنین بر نقش رسانه‌های بین‌المللی، گروه‌های سیاسی و سازمان‌های همبستگی در جلب توجه به اعتراضات تأکید می‌کند.

به گفته موچی، پوشش رسانه‌ای بین‌المللی به دیده‌شدن جنبش در خارج از آلبانی کمک کرده و همبستگی گروه‌هایی را برانگیخته که میان این اعتراضات و مبارزات دیگر در نقاط مختلف جهان شباهت‌هایی می‌بینند.

ما حمایت گروه‌ها، روزنامه‌نگاران و مردمی از سراسر جهان را داشته‌ایم؛ کسانی که در اتفاقات آلبانی لحظه‌ای الهام‌بخش دیده‌اند. اینکه مردم گرد هم آمده‌اند، با چنین عزم و اراده‌ای واکنش نشان داده‌اند و تصمیم گرفته‌اند بیش از صد روز میدان را ترک نکنند.

پس از مصاحبه: مرحله‌ای تازه از اعتراضات

از زمان انجام این مصاحبه، اعتراضات وارد مرحله تازه‌ای شده‌اند.

در ماه اکتبر، دانشجویان در تیرانا و شهرهای دیگر به تظاهرات پیوستند و مطالباتی درباره شهریه دانشگاه‌ها، آموزش، اشتغال و فساد مطرح کردند. اعتراضات به‌تدریج به رویارویی با پلیس کشیده شد و گزارش‌هایی از بازداشت‌ها، مجروح‌شدن افراد و آسیب به اموال عمومی و خصوصی منتشر شد. پلیس از گاز اشک‌آور و ماشین‌های آب‌پاش استفاده کرد و دولت نیز تدابیر تازه‌ای را با هدف جلوگیری از تظاهرات خشونت‌آمیز به اجرا گذاشت.

این تحولات نشان‌دهنده گسترش قابل‌توجه جنبشی است که از اعتراض به یک پروژه ساختمانی در منطقه‌ای ساحلی آغاز شد. اکنون مطالبات مربوط به مالکیت زمین و حفاظت از محیط زیست با نارضایتی‌ها از دستمزدها، آموزش، خدمات عمومی و نمایندگی سیاسی درهم‌تنیده شده‌اند.

از نگاه موچی، حتی پیش از تشدید اعتراضات در اکتبر، تغییری بنیادین در مشارکت سیاسی مردم آلبانی رخ داده بود.

او امیدوار بود که فشار مستمر معترضان سرانجام به برگزاری انتخابات جدید منجر شود، هرچند تحقق چنین نتیجه‌ای همچنان نامطمئن بود.

اما خوش‌بینی او بیش از آنکه بر استعفای فوری دولت استوار باشد، از این باور ناشی می‌شد که مردمی که پیش‌تر خود را در برابر قدرت سیاسی ناتوان می‌دیدند، اکنون در حال کشف توانایی‌شان برای سازمان‌دهی جمعی هستند.

او می‌گوید:

مردم فهمیده‌اند که این یک دوی سرعت نیست، بیشتر شبیه یک ماراتن است.

برای جوامعی که برای حفظ دسترسی به سواحل مبارزه می‌کنند، کارگرانی که خواهان اشتغال امن و پایدارند و جوانانی که آینده خود را در آلبانی زیر سؤال می‌برند، نتیجه این ماراتن هنوز روشن نیست.

آنچه با دفاع از یک تالاب آغاز شد، اکنون به مبارزه‌ای بر سر مسئله‌ای بسیار بزرگ‌تر تبدیل شده است: نه‌فقط اینکه مالک زمین‌های آلبانی چه کسی است، بلکه اینکه چه کسانی قدرت تصمیم‌گیری درباره آینده این کشور را در دست دارند.

این مطلب را پسندیدید؟ کمک مالی شما به ما این امکان را خواهد داد که از این نوع مطالب بیشتر منتشر کنیم.

آیا مایل هستید ما را در تحقیق و نوشتن تعداد بیشتری از این‌گونه مطالب یاری کنید؟

.در حال حاضر امکان دریافت کمک مخاطبان ساکن ایران وجود ندارد

توضیح بیشتر در مورد اینکه چطور از ما حمایت کنید

نظر بدهید

در پرکردن فرم خطایی صورت گرفته

نظرها

نظری وجود ندارد.