لامرد و افسانه موشکهای دقیق ایالات متحده
ارتش ایالات متحده در نخستین روز جنگ علیه ایران، با نسل جدیدی از موشکهای بالستیک خود، یک مجموعه ورزشی و مناطق مسکونی لامرد را هدف قرار داد. تحقیقات مستقل نشان میدهند موشکهای PrSM با انفجار در ارتفاع پایین، هزاران ترکش فلزی را در محدودهای وسیع پراکنده کردند و دستکم ۲۱ غیرنظامی، از جمله کودکان، کشته شدند. ارتش ایالات متحده مسئولیت حمله را انکار میکند، اما هیئت حقیقتیاب سازمان ملل دلایل معقولی برای وقوع جنایت جنگی به دست نیروهای آمریکایی یافته است. با گذشت هشت ماه، هنوز معلوم نیست ارتش ایالات متحده چه هدفی را برای این حمله انتخاب کرده بود و چرا از سلاحی با چنین محدوده تخریبی در یک منطقه مسکونی استفاده کرد.

«نفس میکشه یا نه؟»
این پرسشی بود که صدیقه سورغالی، مادر نهال واثقی، عصر ۹ اسفند ۱۴۰۴ در بیمارستان لامرد مدام تکرار میکرد. دختر دوازدهسالهاش برای تمرین والیبال به مجموعه ورزشی شهید نعیمی رفته بود. مادر چند خیابان آنطرفتر، در آزمایشگاهی کار میکرد. وقتی صدای انفجارها را شنید، ابتدا تصور کرد نهال ترسیده است. از محل کار بیرون دوید و در مسیر مرتب با تلفن دخترش تماس گرفت. کسی پاسخ نمیداد.
وقتی به سالن رسید، دود و آتش همهجا را گرفته بود. نهال را پیدا نکرد. او را همراه دیگر مجروحان به بیمارستان برده بودند. صدیقه سرانجام دخترش را روی زمین بیمارستان دید، در حالی که کادر درمان برای بازگرداندن تنفس او تلاش میکردند. در گزارش کانون زنان ایرانی، صدیقه سورغالی از لحظهای میگوید که متوجه شد دخترش نفس نمیکشد. کمی بعد صدای خسخس تنفس نهال بلند شد. او زنده ماند، اما ترکشها به دست و صورتش آسیب زده بودند. شکستگی فک و آسیب عروقی باعث ورود لخته خون به مغزش شد و سمت راست بدن او را فلج کرد.
نهال پیش از حمله بدمینتون بازی میکرد، سنتور مینواخت و در مسابقات ورزشی مدال گرفته بود. پس از حمله، ماهها فیزیوتراپی، کاردرمانی و گفتاردرمانی را پشت سر گذاشت. مادرش در همان مصاحبه میگوید که تقریباً همه فعالیتهای پیشین دخترش متوقف شدهاند. در بیمارستان، کنار نهال، دختران دیگری بودند که زنده نماندند. صدیقه روایت میکند که مادر سیده حلما احمدیزاده کنار دخترش نشسته بود. حلما بر اثر اصابت ترکش به قلبش جان باخت.
این بخشی از پیامدهای حمله ارتش ایالات متحده به لامرد، شهری در جنوب استان فارس، بود. حملهای که چند ماه بعد، بررسی آثار آن بر ساختمانها، خیابانها و بدن قربانیان، به شناسایی یکی از تازهترین تسلیحات ارتش ایالات متحده انجامید.

عصر ۹ اسفند؛ انفجار بر فراز خانهها و سالن ورزشی
حملات ایالات متحده و اسرائیل به ایران در ۹ اسفند ۱۴۰۴ آغاز شد. همان روز، دبستان شجره طیبه در میناب هدف حمله قرار گرفت. چند ساعت بعد، انفجارهای پیاپی بخشهایی از لامرد را لرزاندند. فرماندار لامرد گفته بود حملات در نخستین روز جنگ، مجموعه ورزشی و مناطق مسکونی پیرامون آن را دربرگرفتند. او توضیح داد که دانشآموزان هنگام وقوع انفجارها در مجموعه ورزشی حضور داشتند و بعضی پس از شنیدن صدای انفجار نخست، از سالن خارج شدند و در معرض انفجارهای بعدی قرار گرفتند.
تحقیق سازمان مستقل ایروارز (Airwars - دیدهبان آسیبهای غیرنظامیان)، منتشرشده در ۹ شهریور ۱۴۰۵، سه محل انفجار را در امتدادی به طول حدود ۵۵۰ متر شناسایی کرده است؛ مجموعه ورزشی شهید نعیمی، شهرک ایثار و محله تلخندق. ایروارز با استفاده از تصاویر دوربینهای مداربسته، عکسهای پس از حمله، تصاویر ماهوارهای و گزارشهای منتشرشده از محل، موقعیت انفجارها و محدوده تخریب را بازسازی کرد. پژوهشگران این سازمان همچنین محل کشتهشدن برخی غیرنظامیان را مشخص کردند.
در یکی از حملات، آوینا برزگر، دختر دوسالهای که در حیاط خانه بازی میکرد، کشته شد. ایروارز با مکانیابی خانه او محاسبه کرد که ترکش مرگبار حدود ۵۰ متر از مرکز احتمالی انفجار حرکت کرده بود. در محل دیگری، سه دختر نوجوان والیبالیست جان باختند. مجموعه ورزشی و ساختمانهای اطراف آن زیر بارانی از ترکشهای فلزی قرار گرفتند.
در گزارشی دیگر ، احمدرضا اسدینژاد از کشتهشدن خواهرش، زهرا اسدینژاد، روایت کرده است. زهرا، ۳۳ ساله و مادر سه فرزند، هنگام حمله همراه کودکانش جلوی خانه ایستاده بود. انفجار در فاصله حدود ۲۰ متری آنها رخ داد. ترکشها به سینه و پهلوی او اصابت کردند و هر سه فرزندش، نازنینزهرا دوازدهساله، فاطمهزهرا دهساله و امیرحسین ششساله نیز مجروح شدند.
زهرا جان باخت. فرزندانش به درمانهای طولانی نیاز پیدا کردند. به گفته برادرش، خانواده برای مدتی خبر مرگ مادر را از کودکان پنهان کرده بود. روزنامه ایران در گزارش دیگری از کشتهشدن رباب دهدشتی، کارشناس رادیولوژی بیمارستان لامرد، خبر داد. صبا محسنی، مسئول روابط عمومی بیمارستان، در این گزارش توضیح داده که رباب هنگام حمله در حیاط خانه و کنار فرزندش حضور داشت.
قربانیان در سالن ورزشی، خانهها، حیاط منازل و خیابانها بودند. آنچه آنها را به یکدیگر مرتبط میکرد، حضور در محدوده تخریب موشکهایی بود که ارتش ایالات متحده در نخستین روز جنگ علیه ایران به کار گرفت.
بیمارستانی که در چند دقیقه پر از مجروح شد
در گفتوگوی روزنامه ایران با رئیس بیمارستان حاج محمود حاج حیدر لامرد، جزئیات مهمی از ساعات نخست حمله ثبت شده است. سجادی میگوید حوالی ساعت چهارونیم عصر صدای انفجارهای پیاپی شنیده شد. کمتر از پنج دقیقه بعد، بیش از ۷۰ مجروح به اورژانس انتقال یافتند. در نیم ساعت نخست، شمار مجروحان منتقلشده به بیمارستان به حدود ۱۱۰ نفر رسید.
او توضیح میدهد که ترکشها به زانو، پا، ساق و پهلوی مجروحان اصابت کرده بودند و در مواردی باعث قطع شریانهای حیاتی، آسیب نخاعی و نابینایی شدند. بر اساس آمار ارائهشده توسط رئیس بیمارستان، در نهایت ۱۱۸ نفر به این مرکز منتقل شدند. از میان آنها ۲۱ نفر جان باختند و ۹۷ نفر مجروح بودند. او تأکید کرده که آمار کشتهشدگان مربوط به روز نخست حمله است.
سجادی همچنین گفت ۳۲ مجروح به جراحی فوری نیاز داشتند. پزشکان تا ساعت دوونیم بامداد مشغول عمل جراحی بودند و پنج بیمار به دلیل شدت آسیب به شیراز منتقل شدند. بعدا، آمار ۲۳ کشته و ۱۲۸ مجروح منتشر شد که شامل هشت زن و پانزده مرد بودند. چهار دانشآموز و یک کودک دوساله نیز در میان کشته شدگان بودند.
حدود نیمی از مجروحان کمتر از پانزده سال داشتند و بیش از نیمی از آسیبدیدگان همچنان در حال درمان بودند. هیئت حقیقتیاب مستقل سازمان ملل نیز در گزارش شهریور ۱۴۰۵، با استناد به اطلاعات مقامهای محلی، از ۲۲ کشته سخن گفته است.
این ارقام از منابع و مراحل متفاوت ثبت تلفات به دست آمدهاند. در کنار اختلاف آمار، گزارشهای بیمارستان، بنیاد شهید و خانوادهها ابعاد آسیبهایی را نشان میدهند که به مرگ فوری محدود نشدهاند. بسیاری از بازماندگان با آسیبهای عروقی، عصبی و جسمی طولانیمدت زندگی میکنند.
سلاح جدید ایالات متحده چگونه عمل میکند؟
موشک Precision Strike Missile یا PrSM را شرکت آمریکایی لاکهید مارتین برای ارتش ایالات متحده ساخته است. این موشک بالستیک زمینبهزمین، نسل تازه تسلیحات دوربرد ارتش ایالات متحده به شمار میرود و برای جایگزینی موشکهای قدیمیتر ATACMS طراحی شده است.
بر اساس اطلاعات رسمی لاکهید مارتین، PrSM بردی در حدود ۴۹۹ کیلومتر دارد و از سامانههای HIMARS و M270 پرتاب میشود. طراحی آن امکان حمل دو موشک در هر محفظه پرتاب را فراهم میکند. ارتش ایالات متحده در ۱۳ اسفند ۱۴۰۴ اعلام کرد که برای نخستین بار از این موشک در یک عملیات رزمی استفاده کرده است. لاکهید مارتین نیز این خبر را تأیید کرد. ویژگی تعیینکننده موشکهای شناساییشده در لامرد، شیوه انفجار آنها بود.
طبق تحقیق ایروارز، موشکهای مورد بررسی در ارتفاع حدود ۱۵ تا ۲۰ متری زمین منفجر شدهاند. بهجای ایجاد یک گودال بزرگ، انفجار شمار زیادی ساچمه فلزی متراکم را با سرعت بالا در جهات مختلف پراکنده کرده است. جنس این ساچمهها تنگستن گزارش شده است؛ فلزی بسیار متراکم که قطعات کوچک آن نیز در سرعت بالا میتوانند در بدن انسان و سطوح سخت نفوذ کنند.
گزارشهای مختلف شمار ساچمههای هر موشک را حدود ۱۸۰ هزار عدد ذکر کرده اند. در حمله به لامرد چهار موشک شلیک شده بود.
ایروارز سه محل انفجار را با شواهد تصویری بازسازی کرده است. این سازمان با بررسی آثار برخورد ترکشها بر خیابانها، دیوارها و ساختمانها، نشان داده که خسارت در یکی از حملات تا فاصله دستکم ۱۷۰ متری مرکز احتمالی انفجار امتداد داشته است. خبرگزاری آسوشیتدپرس نیز با بررسی مستقل تصاویر و اندازهگیری فاصلهها، یافتههای ایروارز درباره محدوده تخریب را تأیید کرد.
این یافته اهمیت ویژهای دارد، زیرا PrSM بهعنوان موشکی با قابلیت هدفگیری دقیق معرفی میشود. دقت در اصابت به مختصات تعیینشده، اما محدوده اثر سرجنگی را توضیح نمیدهد. موشکی میتواند دقیقاً به نقطهای برسد که برای آن تعیین شده و سپس ترکشهایش را در محدودهای بسیار وسیع پراکنده کند.
در لامرد، همین ویژگی به کشتهشدن شهروندانی انجامید که دهها متر با محل انفجار فاصله داشتند. مشاور پیشین ارتش ایالات متحده در زمینه حقوق جنگ، در گفتوگو با آسوشیتدپرس گفته بود که یافتن توجیهی برای استفاده از PrSM در منطقهای پرجمعیت بسیار دشوار خواهد بود.
شش کارشناس تسلیحات که با آسوشیتدپرس گفتوگو کردهاند نیز هشدار دادند که ارتشها باید از شلیک این موشک به اهداف نزدیک مناطق غیرنظامی خودداری کنند.
شواهد حمله ایالات متحده و انکار سنتکام
ارتش ایالات متحده استفاده از PrSM در جنگ ایران را تأیید کرده، اما مسئولیت حمله به لامرد را نپذیرفته است. در ۱۱ فروردین ۱۴۰۵، تیم هاوکینز، سخنگوی فرماندهی مرکزی ارتش ایالات متحده، سنتکام، در بیانیه رسمی این فرماندهی اعلام کرد که نیروهای ایالات متحده در نخستین روز جنگ هیچ حملهای در شهر لامرد یا شعاع حدود ۴۸ کیلومتری آن انجام ندادهاند.
هاوکینز همچنین مدعی شد موشک مشاهدهشده در تصاویر منتشرشده با PrSM مطابقت ندارد و شکل آن به موشک کروز ایرانی هویزه شباهت دارد. این توضیح با یافتههای کارشناسان تسلیحات روبهرو شد. بخش تحقیقاتی بیبیسی در گزارش ۱۴ فروردین ۱۴۰۵، نظر شش کارشناس مستقل را درباره تصاویر حمله منتشر کرد. آنها با بررسی شکل ظاهری موشک، مسیر پرواز، نحوه انفجار و تعداد حملات، توضیح سنتکام را رد کردند.
آمائل کوتلارسکی، تحلیلگر تسلیحات در مؤسسه جینز، به بیبیسی توضیح داد که موشک هویزه دارای موتور توربوجت در زیر بدنه و بالهایی در بخش میانی است؛ ویژگیهایی که باید در تصاویر قابل تشخیص باشند، اما در فیلم حمله لامرد دیده نمیشوند.
کارشناسان همچنین به الگوی انفجار اشاره کردند. موشک هویزه، با مشخصات شناختهشدهاش، نمیتواند همان الگوی پراکندگی ترکشها را ایجاد کند. بیبیسی سه محل حمله را از طریق بررسی تصاویر تأیید کرد. تصاویر ماهوارهای که این رسانه بررسی کرده بود، نشان میدادند مجموعه متعلق به سپاه پاسداران در نزدیکی سالن ورزشی ظاهراً آسیبی ندیده است.
در تحقیق آسوشیتدپرس نیز شش کارشناس، از جمله دو مقام نظامی پیشین، نتیجه گرفتند که سلاح استفادهشده به احتمال زیاد PrSM ایالات متحده بوده است. ارتش اسرائیل نیز به این خبرگزاری اعلام کرد که در نخستین روز جنگ، حملهای در نقطهای تا این اندازه در جنوب ایران انجام نداده است.
تحقیقات مستقل شواهدی از کشتهشدن نیروهای نظامی یا تخریب تأسیسات نظامی در محل حملات پیدا نکردهاند. در برابر این مجموعه شواهد، سنتکام بر تکذیبیه اولیه خود باقی مانده است. این فرماندهی تاکنون اسناد مربوط به اهداف انتخابشده، محل پرتاب موشکها و اطلاعات عملیاتی روز حمله را منتشر نکرده است.
ارتش ایالات متحده چه هدفی را انتخاب کرده بود؟
در نزدیکی مجموعه ورزشی لامرد، تأسیساتی متعلق به سپاه پاسداران وجود دارد. این موضوع در تحقیقات بیبیسی، ایروارز و آسوشیتدپرس مطرح شده است. اما وجود یک تأسیسات نظامی در مجاورت منطقه مسکونی، بهخودیخود توضیح نمیدهد چرا موشکهایی با سرجنگی ترکشزا بر فراز سالن ورزشی و خانههای مردم منفجر شدند.
بر اساس گزارش بیبیسی، تصاویر ماهوارهای ۱۸ اسفند ۱۴۰۴ نشان میدادند که مجموعه سپاه آسیب آشکاری ندیده است. آسوشیتدپرس نیز نتیجه مشابهی را گزارش کرده است.
در چنین شرایطی، مسئولیت ارتش ایالات متحده به شناسایی نوع موشک محدود نمیشود. فرماندهانی که عملیات را طراحی و اجرا کردهاند باید روشن کنند چه مختصاتی برای حمله تعیین شده بود، چه اطلاعاتی درباره حضور غیرنظامیان داشتند و هنگام انتخاب سلاح، محدوده تخریب آن را چگونه ارزیابی کرده بودند.
فرماندهان ایالات متحده نمیتوانند صرفاً با استناد به دقت موشک، از مسئولیت پیامدهای قابلپیشبینی سرجنگی آن فاصله بگیرند. اگر هدف یک تأسیسات نظامی در مجاورت سالن ورزشی بوده، انتخاب مهماتی که ترکشهای آن در محدودهای وسیع پراکنده میشوند، خود بخشی از تصمیم نظامی است و باید درباره آن پاسخ داده شود.
همین موضوع در بررسی حقوقی حمله اهمیت پیدا کرده است.
سازمان ملل؛ دلایل معقول برای وقوع جنایت جنگی
هیئت مستقل حقیقتیاب سازمان ملل متحد درباره ایران، در گزارش شهریور ۱۴۰۵ خود با شناسه A/HRC/63/61، حمله به لامرد را در کنار حمله به مدرسه میناب بررسی کرد.
سارا حسین، رئیس این هیئت، در نشست شورای حقوق بشر سازمان ملل در ۳۰ شهریور ۱۴۰۵، اعلام کرد که هیئت درباره حمله ایالات متحده به یک مجموعه ورزشی در منطقه مسکونی لامرد تحقیق کرده است. او گفت بر اساس اطلاعات مقامهای محلی، ۲۲ نفر، شامل ده زن و دوازده مرد، در حمله کشته شدهاند.
هیئت حقیقتیاب نتیجه گرفت که دلایل معقولی برای باور به وقوع جنایت جنگی در حمله نیروهای ایالات متحده وجود دارد. آثار استفاده از موشک PrSM را نمیشد مطابق الزامات حقوق بینالملل بشردوستانه به یک هدف نظامی مشخص محدود کرد. بر همین اساس، هیئت نتیجه گرفت که دلایل معقولی برای تلقی حمله تحت فرماندهی ایالات متحده به لامرد بهعنوان جنایت جنگیِ انجام حمله بدون تمایز و ایجاد تلفات و خسارت غیرنظامی وجود دارد.
این نتیجهگیری مستقیماً به شیوه استفاده از سلاح مربوط است.
حقوق بینالملل بشردوستانه طرفهای جنگ را موظف میکند میان اهداف نظامی و غیرنظامیان تمایز بگذارند. همچنین حملهای که آثار آن را نتوان به هدف نظامی مشخصی محدود کرد، با ممنوعیت حملات بدون تمایز روبهرو میشود. اصل تناسب و الزام به اتخاذ اقدامات احتیاطی نیز فرماندهان را موظف میکند هنگام انتخاب سلاح و هدف، خطر قابلپیشبینی برای غیرنظامیان را در نظر بگیرند.
این تعهدات در قواعد حقوق بینالملل بشردوستانه عرفی کمیته بینالمللی صلیب سرخ تشریح شدهاند.
در لامرد، ویژگی سرجنگی و پراکندگی گسترده ترکشها در مرکز ارزیابی حقوقی قرار گرفتهاند. موشکی که در ارتفاع پایین منفجر میشود و شمار زیادی ساچمه فلزی را در جهات مختلف پرتاب میکند، در مجاورت مناطق مسکونی خطر قابلتوجهی برای غیرنظامیان ایجاد میکند.
هیئت حقیقتیاب سازمان ملل، با استناد به همین آثار، مسئولیت حمله تحت فرماندهی آمریکا را مطرح کرده است. گزارش هیئت حکم نهایی یک دادگاه کیفری درباره اشخاص مشخص نیست. بااینحال، یافته آن مبنای مهمی برای پیگیری مسئولیت ارتش ایالات متحده و فرماندهانی فراهم میکند که در طراحی، تأیید و اجرای حمله نقش داشتهاند.

ادعاهای تازه درباره مواد بهکاررفته در حمله
در کنار شناسایی PrSM، مقامهای ایرانی درباره ترکیبات دیگر مهمات استفادهشده در لامرد نیز اظهاراتی مطرح کردهاند. معاون تحقیقات و فناوری وزارت بهداشت، در ۱۷ مرداد ۱۴۰۵ اعلام کرد شواهدی وجود دارد که نشان میدهد بمباران لامرد با فسفر همراه بوده است.
او در یک نشست خبری گفت مطالعاتی درباره آثار حمله در استان فارس انجام شده و مقالهای برای انتشار در مجامع بینالمللی آماده شده است. آخوندزاده توضیح داد که برخی مجروحان بر اثر اصابت ترکشهای کوچک دچار زخمهای طولانیمدت شدهاند. او همچنین از پژوهشی سخن گفت که به سفارش دانشگاه و وزارت بهداشت توسط محققی از دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شده است.
این اظهارات بخشی از مستندات منتشرشده درباره پیامدهای پزشکی حملهاند. نتایج کامل پژوهش مورد اشاره، از جمله اطلاعات مربوط به نوع مواد شناساییشده و آثار آنها بر بدن مجروحان، میتواند ابعاد دیگری از حمله را روشن کند.
موضوع استفاده احتمالی از فسفر در کنار گزارشهای مربوط به ترکشهای تنگستنی مطرح شده است. این دو به جنبههای متفاوتی از ترکیب و عملکرد مهمات مربوطاند و انتشار نتایج پژوهش پزشکی برای مستندسازی کامل آنها اهمیت دارد.
نخستین استفاده رزمی و گسترش تولید موشک
PrSM پیش از جنگ ایران مراحل آزمایش و توسعه را پشت سر گذاشته بود. اما حمله به ایران، نخستین استفاده رزمی تأییدشده این موشک بود. بر اساس اطلاعیه لاکهید مارتین در ۵ فروردین ۱۴۰۵، ارتش ایالات متحده چهارم مارس، برابر با ۱۳ اسفند ۱۴۰۴، استفاده رزمی از PrSM را تأیید کرده است.
شرکت سازنده در همان اطلاعیه از توافق تازه با وزارت دفاع ایالات متحده برای افزایش چهاربرابری ظرفیت تولید این موشک خبر داد. این برنامه بر قرارداد چندمیلیارددلاری پیشین ارتش ایالات متحده با لاکهید مارتین استوار است.
گسترش برنامه تولید پس از نخستین استفاده رزمی اهمیت دارد، زیرا PrSM قرار است به یکی از سلاحهای اصلی حملات دوربرد ایالات متحده تبدیل شود. لاکهید مارتین در ۴ آبان ۱۴۰۵ نیز از انتخاب این شرکت برای توسعه نمونههای نسل چهارم PrSM خبر داد.
هدف این برنامه افزایش برد موشک به دستکم هزار کیلومتر و توسعه توان حمله به اهداف متحرک دریایی و زمینی است. آزمایشهای رقابتی این نمونهها برای سالهای ۱۴۰۶ و ۱۴۰۷ برنامهریزی شدهاند. در تبلیغات سازنده، بر برد، دقت، قابلیت عملیاتی و افزایش قدرت تخریب تأکید میشود. تجربه لامرد، اما یکی از نخستین نمونههای مستند از پیامدهای انسانی کاربرد رزمی این سلاح را در اختیار قرار داده است.
ارتش ایالات متحده و شرکت سازنده تاکنون اطلاعات کاملی درباره محدوده اثر سرجنگی مورد استفاده در لامرد منتشر نکردهاند. در مقابل، تحقیقات ایروارز و آسوشیتدپرس نشان دادهاند که آثار تخریب آن به فاصلهای بسیار بیشتر از محدودهای رسیده که در تبلیغات تصویری سازنده القا میشد. این اطلاعات برای ارزیابی عملکرد یک سلاح تازه، بهاندازه برد و دقت آن اهمیت دارند.
مسئولیت حمله و زندگیهایی که ادامه پیدا میکنند
با گذشت هشت ماه از حمله لامرد، شواهد مهمی درباره آن منتشر شده است. ارتش ایالات متحده هنوز درباره هدف انتخابشده در لامرد و نحوه تصمیمگیری برای استفاده از این موشک پاسخ روشنی نداده است. اسناد مربوط به فرمان حمله، ارزیابی خطر برای غیرنظامیان و تعیین مختصات هدف منتشر نشدهاند. مشخص نیست کدام فرماندهان در این تصمیم نقش داشتهاند و چه اطلاعاتی هنگام تأیید حمله در اختیار آنان بوده است. این اسناد برای پیگیری مسئولیت فرماندهی نظامی ایالات متحده ضروریاند. اما آثار حمله پیش از انتشار آنها در زندگی قربانیان باقی مانده است.
صدیقه سورغالی در گفتوگو با کانون زنان ایرانی توضیح داده بود که پیش از جنگ نیز با آن مخالف بود و بیش از هر چیز نگران نهال بود. پس از حمله، زندگی خانواده او میان بیمارستان، درمان و تلاش برای بازگرداندن تواناییهای دخترش تقسیم شده است. در خانواده زهرا اسدینژاد، سه کودک مجروح ناچار شدند زندگی بدون مادرشان را آغاز کنند. خانواده آوینا برزگر، دختر دوسالهای که در حیاط خانه کشته شد، دیگر فرصتی برای دیدن بزرگشدن فرزندشان ندارند.
این زندگیها در اطلاعات فنی مربوط به PrSM جایی ندارند. در آن اطلاعات، برد موشک، دقت اصابت، قدرت سرجنگی و ظرفیت تولید ثبت میشود. در لامرد، آثار همان فناوری بر بدن کودکان، دیوار خانهها و سالن ورزشی باقی مانده است.
گزارشهای منتشرشده نشان میدهند که دقت هدایت یک موشک، تضمینی برای حفاظت از غیرنظامیان نیست. ارتش ایالات متحده سلاحی را وارد جنگ کرد که آثار انفجار آن در محدودهای گسترده پراکنده میشد. انتخاب هدف، نوع مهمات و پذیرش خطر برای ساکنان اطراف، تصمیمهایی نظامی بودند و مسئولیت آنها بر عهده فرماندهی ایالات متحده است.
اکنون پرسش اصلی به همان تصمیم بازمیگردد. ارتش ایالات متحده باید توضیح دهد چرا در نخستین روز جنگ، از این موشک برای حمله به محدودهای استفاده کرد که کودکان در آن ورزش میکردند و خانوادهها در خانههایشان حضور داشتند.
پاسخ به این پرسش، بخشی از مسئولیت رسیدگی به کشتار لامرد و حق خانوادههای قربانیان برای دانستن حقیقت است.





نظرها
نظری وجود ندارد.