ارتباط ناشناخته. ارتباط بدون سانسور. ارتباط برقرار نمی‌شود. سایت اصلی احتمالاً زیر سانسور است. ارتباط با سایت (های) موازی برقرار شد. ارتباط برقرار نمی‌شود. ارتباط اینترنت خود را امتحان کنید. احتمال دارد اینترنت به طور سراسری قطع شده باشد. ادامه مطلب

واشنگتن و معمای سپاه؛ دشمن نظامی یا شریک ضروری توافق؟

علی رسولی ـ آمریکا نمی‌داند در ایران باید با چه کسی مذاکره کند. این از نتایج کشته‌شدن علی خامنه‌ای است. مجتبی خامنه‌ای هنوز ظهور نکرده و شبکه اقتداری پیرامونش شکل نگرفته. فعلا او خوشه‌چین روابط ماضی و میراث‌خوار پدرش است. در چنین وضعیتی قالیباف و رضایی روی لبه تیغ حرکت می‌کنند. مشکل اینجا است که هر کدامشان که مدعی باشند «حرف آخر» را می‌زنند، عملا خودشان را در مظان «به هم زدن ترتیبات رهبر شهید» قرار می‌دهند. ترتیباتی که در آن قرار است رهبر حرف آخر را بزند و از همه از جمله سپاهیان نسق‌کشی کند.

نامه جی‌دی ونس به تهران، فقط به‌دلیل محتوایش خبرساز نشد. نام گیرنده‌اش هم اهمیت داشت. معاون رئیس‌جمهور آمریکا، پیامش را خطاب به مسعود پزشکیان یا عباس عراقچی ننوشته بود. مخاطب، محسن رضایی بود. فرمانده پیشین سپاه و دبیر کنونی شورای عالی امنیت ملی.

طرفه آنکه در جنگی که بخش بزرگی از حملاتش برای نابودی نهاد سپاه پاسدان و زنجیره فرماندهی نظامی و امنیتی جمهوری اسلامی طراحی شده بود، واشنگتن برای باز کردن راه مذاکره به سراغ چهره‌ای رفته که سابقه و اعتبار سیاسی‌اش با همان نهاد گره خورده است.

ما نمی‌دانیم که این نامه‌نگاری‌ها چقدر اصالت دارند. یعنی روشن نیست که آیا واقعا آمریکا به دنبال راه خروج محترمانه و کم‌هزینه از جنگ فرسایشی کنونی است و برای دستیابی به این هدف حاضر است موجودیت سپاه را بپذیرد. سابقه دولت ترامپ نشان می‌دهد که سازوکارهای دیپلماتیک می‌توانند اصالت نداشته باشند و تنها کارکردشان پرکردن فاصله‌های میان دو حمله نظامی باشد.

اما به هر حال چه این روند دیپلماتیک واقعی باشد و چه فریب، این را می‌دانیم که به صورت رئالیستیک، آمریکا فعلا سپاه را، هم‌زمان با هدف گرفتن توان نظامی‌اش، به‌عنوان طرف ضروری توافق می‌‌بیند.

قاعدتا تماس با محسن رضایی به معنای پذیرش تمام خواسته‌های سپاه یا تایید نقش سیاسی این نهاد نیست اما نشان می‌دهد واشنگتن برای سناریوهای پایان جنگ، سپاه را مهم‌ترین بازیگر می‌داند. این وضعیتی متناقض است که می‌تواند در هر دو سناریوی جنگ سوم یا مذاکره منتهی به توافق بزرگ، معانی متفاوتی داشته باشد. اگر تصمیم واشنگتن، جبران ناکامی‌های دو جنگ ۱۲ و ۳۸ روزه با امتحان کردن جنگ سوم باشد، سپاه و مجتبی‌ خامنه‌ای در مرکز دور جدید حملات خواهند بود. اگر واشنگتن به دنبال توافق و صلح با ایران باشد، سپاه و مجتبی خامنه‌ای طرف اصلی این راندووی (Rendez-vous) عاشقانه خواهند بود.

بنابراین تا اینجای کار، نهادی که قرار بود زیر فشار تسلیم یا منحل شود، تعیین‌کننده‌ترین فاکتور در سرنوشت غایی جنگ است.

ای نامه که می‌روی به سویش...

خبر نامه ونس در ششم آبان منتشر شد. محسن رضایی شنبه نهم آبان در گفت‌وگو با صدا و سیما تایید کرد که نامه را خوانده و هنوز پاسخی نداده است. او لحن آمریکا را «تغییرکرده» توصیف کرد، اما متن کامل نامه و جزئیات پیشنهادها را منتشر نکرد.

برای دیدن محتوای نقل شده از سایت دیگر، کوکی‌های آن سایت را بپذیرید

کوکی‌های سایت‌ دیگر برای دیدن محتوای آن سایت‌ حذف شود

روایت ما از محتوای این نامه دست دوم است. منابعی در درون و بیرون حکومت وجود دارند که پیش از این شمه‌هایی از چنین نامه‌هایی را منتشر کرده‌اند و افشاگری‌هایشان چندان بیراه هم نبوده است. همین منابع می‌گویند در این نامه پیشنهاد مذاکره مستقیم میان دو کشور و حل مسائل مورد اختلاف از جمله هسته‌ای، تحریم‌ها و محاصره پیشنهاد شده است.

برای دیدن محتوای نقل شده از سایت دیگر، کوکی‌های آن سایت را بپذیرید

کوکی‌های سایت‌ دیگر برای دیدن محتوای آن سایت‌ حذف شود

اینکه ایران و آمریکا در شرایط کنونی چقدر فرصت و فضای مذاکره برای دستیابی به یک توافق بزرگ و جامع دارند موضوع مهمی است ولی در نقطه فوکوس این مطلب قرار ندارد. تلاش برای یافتن پاسخ به این سوال که آمریکا با سپاه چه خواهد کرد، بیان غیرمستقیم همین موضوع است. مخاطب نامه به اندازه موضوع نامه مهم است. رضایی صرفا فرمانده‌ بازنشسته سپاه نیست که واشنگتن شماره تماسش را در دفترچه قدیمی‌اش پیدا کرده و به سراغ او رفته. او اکنون در نهادی مسئولیت دارد که محل تلاقی سیاست خارجی، شاکله امنیت داخلی و نیروهای مسلح است.

رضایی «رهبر واقعی» است؟

اینکه در بالای نامه نوشته شده «سرلشکر دکتر محسن رضایی عزیز» به این معنا نیست که آمریکا رضایی را رهبر واقعی جمهوری اسلامی می‌داند. واشنگتن‌پست در مطلبی به قلم دیوید ایگنیشس به نقل از مقام‌های دولت آمریکا نوشته است که آن‌ها محسن رضایی را «حلقه اتصال به رهبر و اجماع‌ساز توافق احتمالی» می‌دانند. به بیان دیگر، مقام‌های آمریکایی به توان محسن رضایی برای اجماع میان جناح‌های حکومت و سپاه امید بسته‌اند.

میان «صاحب اختیار نهایی» و «کسی که می‌تواند توافق را ممکن کند» تفاوت وجود دارد. مذاکره‌کننده خارجی ممکن است سراغ فردی برود که تصمیم‌گیر مطلق نیست، اما به چند مرکز قدرت دسترسی دارد، محدودیت‌هایشان را می‌شناسد و می‌تواند تعهد آنها را جلب کند. نامه به رضایی، دست‌کم، نشانه جست‌وجوی چنین ظرفیتی است.

البته فراموش نکنیم که این ارزیابی واشنگتن در میانه بن‌بست‌ کنونی است و مانند دیگر ارزیابی‌هایشان در همین دو جنگ اخیر، می‌تواند درصد خطایی از چند درصد تا صددرصد داشته باشد.

پس دولت چکاره است؟

در ساختار حقوقی جمهوری اسلامی، رئیس‌جمهور، ریاست شورای عالی امنیت ملی است و مصوبات شورا پس از تایید رهبر اجرایی می‌شوند. روی کاغذ، دبیر شورا جایگزین این دو مقام نیست و برجسته‌شدن رضایی به‌خودی‌خود ثابت نمی‌کند پزشکیان از تصمیم‌گیری حذف شده یا اختیارات رسمی رهبری به دبیر شورا منتقل شده است.

اما ساختار حقوقی، تمام روابط قدرت را توضیح نمی‌دهد. قرار داشتن در موقعیتی که به شما دسترسی، اعتماد و توان همراه کردن شاکله امنیتی و نظامی جمهوری اسلامی می‌دهد، بیش از نوشته‌های روی کاغذ مهم‌اند. چنین جایگاهی به شما «اهمیت عملی» می‌دهد و برای نظامی که با «خطر موجودیتی» روبه‌رو است، رعایت جوانب حقوقی، آخرین دغدغه کارگزاران امنیتی و نظامی است.

در ضمن نباید فراموش کرد که محمدباقر قالیباف هم از مسیر مذاکره کنار نرفته است. او ریاست طرف ایرانی در مذاکرات پیشین را بر عهده داشت و پس از انتشار خبر نامه، دوباره بر شروط هفت‌گانه تهران تاکید کرد. قالیباف و رضایی هر دو سابقه فرماندهی در سپاه دارند.

شاید تعبیر ترامپ درست باشد که آمریکا نمی‌داند در ایران باید با چه کسی مذاکره کند. این از نتایج کشته‌شدن علی خامنه‌ای است. مجتبی خامنه‌ای هنوز ظهور نکرده و شبکه اقتداری پیرامونش شکل نگرفته. فعلا او خوشه‌چین روابط ماضی و میراث‌خوار پدرش است. در چنین وضعیتی قالیباف و رضایی روی لبه تیغ حرکت می‌کنند. مشکل اینجا است که هر کدامشان که مدعی باشند «حرف آخر» را می‌زنند، عملا خودشان را در مظان «به هم زدن ترتیبات رهبر شهید» قرار می‌دهند. ترتیباتی که در آن قرار است رهبر حرف آخر را بزند و از همه از جمله سپاهیان نسق‌کشی کند.

بنابراین این پرسش مهم باقی می‌ماند که چه کسی می‌تواند علاوه بر مذاکره، اجرای تعهد را تضمین کند.

دشمن نظامی، مخاطب دیپلماتیک می‌شود؟

نامه ونس در خلاء نوشته نشده است. منطق این انتخاب، یافتن راهی برای التزام به مواد تفاهم نهایی است. اگر موضوع مذاکره شامل توقف حملات و باز شدن تنگه هرمز باشد، واشنگتن به همراهی سپاه نیاز دارد. توافق با دیپلماتی که پشتوانه داخلی کافی ندارد، ممکن است در مرحله اجرا متوقف شود. از این منظر، تماس با چهره‌های نزدیک به سپاه تلاشی برای مذاکره با «قدرت واقعی» است و نه «پوسته حقوقی».

این همان تناقض وضع کنونی است. اصلی‌ترین هدف از دو جنگ با ایران، سرنگونی جمهوری اسلامی یا تغییر ماهیت آن بود. آمریکا برای نزدیک شدن به تحقق چنین اهدافی یک مانع مهم بر سر راه داشته و دارد: سپاه. آنچه بن‌بست «نه جنگ و نه صلح» کنونی را ساخته این است که «کف خواسته‌های» آمریکا «تغییر ماهیت جمهوری اسلامی» است و سپاه چنین هدیه‌ای را بی‌هزینه به آمریکا نمی‌دهد. حال آیا منطقی است که واشنگتن برای خرج از بن‌بست کنونی به سراغ همان نهادی برود که بن‌بست کنونی را برای آن‌ها ساخته؟ به بیان دیگر، نابودی محتوایی جمهوری اسلامی که زلفش با تغییر بنیادین در نقش و جایگاه سپاه گره خورده از کانال فرماندهان سپاه عملیاتی می‌شود؟  

مسئله بعدی این است که آیا محسن رضایی می‌تواند از طرف تمام ارکان نظام و از جمله سپاه، تعهد بدهد. برای توافق، سه توانایی جداگانه لازم است: پذیرفتن شرایط، همراه کردن مراکز تصمیم‌گیری و ابلاغ دستور قابل اجرا. نامه به رضایی ممکن است تلاش آمریکا برای یافتن حلقه اتصال این سه باشد. هنوز معلوم نیست واشنگتن این حلقه را درست شناسایی کرده یا قدرت یک فرد برای ایجاد اجماع را بیش از اندازه برآورد کرده است.

واشنگتن می‌تواند هر تصوری که دلش می‌خواهد، داشته باشد اما هنوز سپاه از معادله پایان جنگ حذف نشده است. طرف ایرانی هم نباید این تماس را به معنای کنار آمدن آمریکا با سپاه و تغییر در اهداف جنگی‌اش تصور کند. هنوز جنگ میان آمریکا و جمهوری اسلامی مغلوبه نشده است و نامه ونس می‌تواند سرکاری باشد.

در همین زمینه:

این مطلب را پسندیدید؟ کمک مالی شما به ما این امکان را خواهد داد که از این نوع مطالب بیشتر منتشر کنیم.

آیا مایل هستید ما را در تحقیق و نوشتن تعداد بیشتری از این‌گونه مطالب یاری کنید؟

.در حال حاضر امکان دریافت کمک مخاطبان ساکن ایران وجود ندارد

توضیح بیشتر در مورد اینکه چطور از ما حمایت کنید

نظر بدهید

در پرکردن فرم خطایی صورت گرفته

نظرها

نظری وجود ندارد.