Share

جنگ عفرین، اگرچه در خاک سوریه صورت می‌پذیرد، برای آنکارا یک جنگ داخلی در ترکیه است. در سوی دیگر جبهه نبرد اما، کردهای شمال سوریه، از مدت‌ها قبل منتظر چنین تهاجمی بوده، و خود را برای آن آماده کرده بوددند. طعنه تاریخ اینکه دستاوردهای استراتژیک نیروهای کرد سوریه در دوران جنگ بیشتر از زمان صلح بوده است.

آتش جنگ بر فراز عفرین

اکنون نزدیک به بیست روز از آغاز تهاجم ترکیه به عفرین –عملیات موسوم به شاخه زیتون— می‌گذرد و جنگ بدون تحول و تغییری بنیادین، به شکلی خونبار ادامه دارد.

حدود بیست روز پیش، به بهانه خبر تشکیل یک نیروی ۳۰ هزار نفری مرزی عرب و کرد با همکاری نیروهای ائتلاف، اردوغان سرانجام تصمیمی را عملی کرد که از مدت‌ها پیش در سر داشت: حمله به عفرین، سرزمینی که درون جهنم سوریه، نقطه نسبتاً امن و آرامی به حساب می‌آمد و پناهگاه مهاجران بسیاری از حلب و ادلب بود. این منطقه آرام را اما اردوغان “لانه تروریست‌ها” خوانده است.

از روز ۱۹ ژانویه، توپخانه‌های ارتش ترکیه بارها مواضع یگان‌های مدافع خلق را در مناطق جندرس، قسطل جندو، باسوفا و بوری حیدر در عفرین هدف قرار دادند. و از روز ۲۰ ژانویه با مرکزیت بخشی از “نیروهای ارتش آزاد سوریه” –که تحت حمایت آنکارا هستند— تهاجم زمینی به عفرین رسماً کلید خورد.

جنگ عفرین، نخستین و محتمل‌ترین نبرد از جنگ‌های سه‌گانه‌ای بود که تصور می‌شد در سوریه پس از داعش رخ دهد. تحلیل گران و ناظران درباره احتمال وقوع دو جنگ دیگر نیز هشدار داده‌اند: حمله به حزب‌الله لبنان با نقش‌آفرینی عربستان و اسرائیل؛ جنگ ویرانگر نیروهای ائتلاف با وابستگان و متحدان محلی شیعه ایران در صحراهای جنوب شرقی سوریه، به ویژه در اطراف تنف.

تهاجم عفرین: جنگی داخلی در سوریه یا ترکیه؟

جنگ عفرین اگرچه در قلمرو سوریه رخ می‌دهد، اما برای آنکارا جنگی داخلی درون مرزهای خویش است. حزب حاکم عدالت و توسعه، یگان‌های مدافع خلق را شاخه سوری حزب کارگران کردستان، پ ک ک، می‌داند، حزبی که از میانه دهه هشتاد غالباً در جنگ مسلحانه با حکومت مرکزی بوده و دولت ترکیه آن را تروریست قلمداد می‌کند.

از زمان آغاز شوروش پ ک ک در دهه هشتاد میلای در ترکیه، و در جریان برخوردهای میان طرفین، تاکنون بیش از چهل هزار نفر کشته شده‌اند.
این البته اولین بار نیست که ترکیه به شمال سوریه حمله می‌کند. پیشتر در اوت ۲۰۱۶ نیز به بهانه عقب راندن داعش، ترکیه با همراهی نیروهای تحت حمایتش در عملیاتی موسوم به سپر فرات وارد خاک سوریه شد، و با تصرف جرابلس به مواضع “نیروهای دموکراتیک سوریه” —ائتلاف کرد و عرب تحت حمایت آمریکا— حمله کرد.

در حقیقت، تهاجم عفرین سومین فاز مداخله ترکیه در جنگ سوریه، پس از عملیات سپر فرات، و فاز نخست نوعثمانی تجهیز مخالفان اسد (پس از سرکوب اولیه انقلاب سوریه) است.

مداخله نظامی ترکیه در سوریه البته این بار با چراغ سبز و موافقت مسکو و تهران صورت می‌پذیرد.

اگرچه حسن روحانی در گفتگوی تلفنی با ولادیمیر پوتین، رئیس جمهوری روسیه، گفته است که «ادامه تنش در شمال سوریه به نفع هیچ‌کس نیست و امیدواریم همه کشورهای منطقه به تمامیت ارضی و حاکمیت سوریه احترام بگذارند»؛ با این حال، سخت بتوان باور کرد حمله به عفرین بدون هماهنگی با تهران آغاز شده باشد. آنچه مشخص است، پس از اعلام طرح همه‌پرسی استقلال کردستان، تهران و آنکارا به یکدیگر نزدیک‌تر و دامنه همکاری آنها افزایش یافته است. پس از اعلام زمان همه‌پرسی و در ابتدای ماه اکتبر، جلوسی آکار، رئیس ستاد کل ارتش ترکیه، و بالاترین مقام نظامی این کشور، برای گفتگوهای نظامی به ایران سفر کرد، و سپس در کمتر از چند روز، اردوغان به ملاقات رهبر و رئیس‌ جمهور ایران آمد. در تهران، حسن روحانی و رجب طیب اردوغان صراحتاً و هم‌صدا اعلام کردند در برابر طرح همه‌پرسی استقلال کردستان سرسختانه خواهند ایستاد.

طرح بارزانی برای استقلال کردستان، در نهایت باعث شد ترکیه که با عربستان سعودی بر سر اخوان‌المسلمین و چگونگی رهبری جهان سنی‌مذهب اختلاف داشت، به تهران نزدیک شود، و در واقع دست به دست نیرویی بدهد که در صف‌بندی‌های جنگ سوریه، دشمن اصلی او به حساب می‌آمد.

اردوغان، پیش از سفر به تهران گفته بود که درصدد ترسیم یک «نقشه راه» با همکاری تهران برای مقابله با طرح همه‌پرسی استقلال است. اکنون پس از تهاجم عفرین، مشخص است که حدود این نقشه راه و در واقع، دامنه همکاری ایران و ترکیه فراتر از اقدامات مشترک علیه اقلیم کردستان عراق است و متوجه کردهای شمال سوریه نیز می‌شود.

هدف استراتژیک مسکو اما در بازگذاشتن دست ترکیه در حمله به عفرین کلان‌تر است: گسستن بند ناف ترکیه از ناتو و قطع کامل همبستگی استراتژیک بین ایالات متحده و ترکیه، این دو متحد قدیمی از دهه پنجاه و دوران جنگ سرد.
نباید فراموش کرد که روسیه سنتاً متحد کردها در سوریه و حامی حزب “اتحاد دموکراتیک کردستان” (پ‌ی د) بوده است. و این حزب از سال ۲۰۱۶ در مسکو دفتر سیاسی داشته است.

مادر، خواهر و برادر عضو کشته‌شده ی پ ژ، بارین کوبانی، در شهر عفرین در حال اعتراض به عملیات نظامی ترکیه هستند ـ سوم فوریه

ریشه داخلی حمله به عفرین را اما باید در انتخابات سراسری ژوئن ۲۰۱۵ ترکیه جستجو کرد. در این انتخابات برای نخستین بار از نوامبر ۲۰۰۲ حزب عدالت و توسعه نتوانست اکثریت مطلق مجلس را به دست بیاورد، و پس از سیزده سال تسلط مطلق بر پارلمان، برای تشکیل حکومت مجبور به ائتلاف با دیگر احزاب یا نمایندگان مستقل شد. در مقابل، حزب طرفدار کرد دموکراتیک خلق‌ها به رهبری دمیرتاش و فیگن یوکسک‌داغ با گذر از حد نصاب ۱۰ درصد، ۸۰ کرسی از مجموع ۵۵۰ کرسی پارلمان را برای نخستین بار تصاحب کرد.

پس از ناتوانی حزب عدالت و توسعه در تشکیل دولت ائتلافی، انتخابات زودهنگام در ماه نوامبر برگزار شد، و این بار حزب حاکم، با ایجاد مجموعه‌ای از بحران‌های سیاسی و امنیتی، توانست شرایط را به نفع خویش تغییر دهد و بدون نیاز به ائتلاف با احزاب دیگر، آرای لازم را برای تشکیل دولت به دست آورد. در زمان تبلیغات انتخاباتی این بار، برخلاف رویه سنتی رؤسای جمهور ترکیه که غالباً وجهه‌ای ملی از خود در زمان انتخابات نشان می‌دهند، اردوغان رفتار و رویکردی حزبی اتحاذ کرد، و بر ضروت تغییر ساختار نظام سیاسی ترکیه پای فشرد. او خیلی زود پس از انتخابات نیز، با لغو یک‌جانبه مذاکرات صلح با پ ک ک، آتش جنگ با کردها را دوباره برافروخت.

از انتخابات سراسری ژوئن ۲۰۱۵ تا امروز، «ایجاد بحران» (چه از مجاری قانونی و چه با استفاده از اهرم‌های فراقانونی) و دامن زدن به وضعیت اضطراری تمهید حزب حاکم برای تسلط و اقتدار بیشتر بوده است؛ عجیب نیست که بسیاری از منتقدان حزب عدالت و توسعه معتقد‌ند که این خود اردوغان بود که شبح کودتا را در ژوئیه ۲۰۱۶ احضار کرد. همین کودتا بود که بهانه‌ دستگیری رهبران حزب دموکراتیک خلق‌ها را همراه با مجموعه‌ای دیگر از فعالان سیاسی و اجتماعی و روزنامه‌نگاران برای دولت اردوغان فراهم ساخت. تهاجم به عفرین را از این بابت می‌توان، همچون همه‌پرسی قانون اساسی در ترکیه، پرده‌ای دیگر از سیاست ایجاد بحران اردوغان برای احیا و تحکیم قدرت خویش دانست.

کردها و مسأله جنگ و صلح؟

نقل است که عبدالله اوجالان، رهبر معنوی کردهای ترکیه و سوریه، در سال ۲۰۱۶ در مورد وضعیت عفرین گفته بود: «حالا وقت باز کردن کارخانه‌های نساجی نیست، زمان تأسیس کارگاه‌های اسلحه و مهمات است»؛ هشداری مبنی بر این که جنگ همچنان ادامه دارد و پایان نیافته است.

یگان‌های مدافع خلق در عفرین اگرچه در زمینه تأسیس کارخانه تسلیحات نظامی چندان موفق نبودند، اما به نصیحت اوجالان گوش داده و ضمن آماده‌سازی روانی برای جنگ، خود را به لحاظ مادی نیز تجهیز کردند؛ آنها مشخصاً پس از تصرف حلب به دست ارتش سوریه، توانستند از اسد جواز لازم برای انتقال سلاح و مهمات و نیرو به عفرین را کسب کنند.

طعنه تاریخ آنکه جنگ برای کردهای سوریه وعراق در طول سال‌های اخیر دستاورد بیشتری از صلح داشته است. کل پروژه کنفدرالیسم دموکراتیک در سوریه، در جریان جنگ زاده شده، و روژاوای خودآئین خود برآمده از شرایط جنگی است.

در عراق نیز، نیروهای پیشمرگه در جریان جنگ با داعش توانستند اراضی‌ای را تصرف کنند که دستیابی به آنها در زمان صلح غیرممکن بود، هرچند دوباره در زمان صلح و با اشتباه استراتژیک برگزاری همه‌پرسی استقلال، این مناطق را از دست دادند؛ به همین ترتیب، جنگ به “نیروهای دموکراتیک سوریه” این امکان را داد که شهر کلیدی و مهم رقه را در اختیار بگیرند. یگان‌های مدافع خلق توانستند داعش را شهر به شهر و روستا به روستا نه فقط از شمال شرق سوریه که تا منطقه جنوبی استان دیرالزور پاکسازی کنند.

از این بابت، عجیب نیست برخی تحلیلگران کرد بر این باور‌اند که جنگ عفرین نیز می‌تواند فرصتی برای شکستن «سپر فرات» ترکیه و الصاق منطقه منبج به شیخ عیسی و تل رفعت و تکمیل کریدور کردی در منطقه باشد؛ کریدوری که البته در نهایت برای تضمین بقا و دوام طولانی‌مدت خویش نیازمند دسترسی به آب‌های مدیترانه است.

اگر انگیزه اصلی تهاجم ترکیه به عفرین حل مسائل داخلی از طریق مداخله خارجی است، انگیزه غایی مقاومت سرسختانه کردهای عفرین، علاوه بر دفاع از خانه و سرزمین مادری، رویای حفظ این دروازه کردی به سوی آب‌های مدیترانه است. شکی نیست که در بلندمدت، عفرین کلید ژئوپلیتیک یک کردستان خودمختار دیگر در منطقه خواهد بود.

کلاشینکف، کوهستان و مقاومت، ترجیع‌بند رویای کردستان خودمختار در چهار دهه گذشته بوده است، این بار جنگ اما می‌تواند مخاطره‌آمیزتر و خونبارتر از همیشه باشد؛ تصویر بدن مثله‌شده چریک زن کرد عضو یگان‌های مدافع خلق در شمال سوریه، بارین کوبانی، به دست نیروهای شورشی تحت حمایت ترکیه هولناک‌تر از آن است که به سادگی از حافظه جمعی کردها پاک شود.

در جنگ عفرین، کردها تنهاتر از همیشه‌اند. مسکو کردها را واگذاشته، و دمشق اگرچه در حرف تهاجم ترکیه را محکوم کرده است، اما به نظر در عمل آماده معامله عفرین و ادلب با آنکارا است. از طرف دیگر، کردها نمی‌توانند چندان روی حمایت آمریکا و ائتلاف حساب کنند. علاوه بر احتیاط‌های سیاسی واشنگتن در رویارویی با آنکارا، مسأله موقعیت جغرافیایی و سیاسی عفرین است. عفرین برخلاف منبج، کاملاً بیرون از حوزه نفوذ آمریکا قرار دارد.

این اما همه ماجرای عفرین نیست. شاید به لحاظ امکانات نظامی، کردهای عفرین در مضیقه باشند، اما نباید دیسیپلین بالا و نظم و اراده محکم آنها را فراموش کرد.

برگ برنده دیگر کردها، توانایی شگرف آنها در اقناع افکار عمومی جهانی است. کردهای روژاوا به رغم اتهامات ترکیه مبنی بر تروریسم، از این بابت موفق‌ترین موجودیت سیاسی منطقه‌اند، بدون آنکه مثلاً همچون عربستان محمد بن سلمان وابسته به دلارهای نفتی برای جلب حمایت جهانی باشند.

افکار عمومی جهان نسبت به سرنوشت عفرین حساس است، و این دستاورد بزرگی برای کردهای شمال سوریه محسوب می‌شود.


در همین زمینه

Share