جنگ داخلی در سودان: وضعیت ۲۰۲۵ و چشمانداز ۲۰۲۶
نزاع داخلی در سودان از جنگ قدرت به فروپاشی ملی رسیده است. از کُشتوکشتار در سودان به عنوان جنگ فراموش شده نام میبرند. زمینه، پیامد و چشمانداز فاجعه در این کشور.

پناهجویانی که پس از تصرف اردوگاه زمزم توسط «نیروهای پشتیبانی سریع» (RSF) از آن گریختهاند، در اردوگاهی موقت در نزدیکی شهر تاویلا واقع در منطقه جنگزده دارفور در غرب سودان استراحت میکنند ـ ۱۳ آوریل ۲۰۲۵ ـ عکس از خبرگزاری فرانسه
در روزهای پایانی سال ۲۰۲۵، سازمان ملل متحد که بیشتر از پیش نهادی ناتوان در برقراری صلح شده است، هشدار داد جنگ در سودان با تشدید درگیریها در منطقه کردفان، افزایش تلفات غیرنظامیان ناشی از حملات پهپادی و افزایش خطر سرایت به کشورهای منطقه، وارد مرحلهای مرگبارتر میشود و به هزارمین روز خود نزدیک میشود.
مقامات سازمان ملل در گزارشی به شورای امنیت، وضعیت امنیتی و انسانی را بهشدت وخیم توصیف کردند. این وضعیت با حملات کورکورانه، گسترش مناطق تحت کنترل «نیروهای پشتیبانی سریع» (RSF) و خطرات فزاینده برای غیرنظامیان، امدادگران و نیروهای حافظ صلح همراه است.
خالد خیاری، دستیار دبیرکل در امور سیاسی، اعلام کرد: «هر روز که میگذرد سطوح وحشتناکی از خشونت و ویرانی را به همراه میآورد. غیرنظامیان رنجی عظیم و غیرقابل تصور را تحمل میکنند که پایانی برای آن متصور نیست.» (منیع)
ریشههای بحران: میراث شوم البشیر و انتقال ناکام
جنگ سودان که در ۱۵ آوریل ۲۰۲۳ به عنوان نبردی برای کسب قدرت میان دو ژنرال آغاز شد، اینک ماهیتی متفاوت یافته است. این نزاع که تحت سایه بحرانهای جهانی نظیر غزه و اوکراین به «جنگ فراموششده» شهرت یافته، اکنون از یک جنگ داخلی کلاسیک به یک «جنگ تجزیهطلبانه» تغییر ماهیت داده است. سال ۲۰۲۵ نقطه عطف این بحران بود؛ سالی که در آن مرزهای جغرافیایی و قومی جدیدی ترسیم شد و سودان عملاً به دو قلمرو مجزا با دولتهای موازی تقسیم گردید.
برای درک وضعیت کنونی، باید به ریشههای آن نگریست:
عمر البشیر برای حفظ قدرت و مقابله با شورشهای دارفور در دهه ۲۰۰۰، شبهنظامیان «جنجوید» را تجهیز کرد و در سال ۲۰۱۳ آنها را تحت عنوان «نیروهای پشتیبانی سریع» (RSF) به فرماندهی «حمیدتی» رسمیت بخشید. هدف او ایجاد یک نیروی موازی برای تضعیف ارتش بود، اما عملاً بذر نابودی دولت مرکزی را کاشت.
پس از سقوط بشیر در سال ۲۰۱۹، اتحاد تاکتیکی ارتش (به رهبری البرهان) و RSF (حمیدتی) شکل گرفت. کودتای ۲۰۲۱ علیه دولت غیرنظامی و سپس اختلاف بر سر «ادغام RSF در ارتش» در سال ۲۰۲۳، جرقههای نهایی جنگی بودند که ریشه در دههها استبداد و فساد و تبعیض داشت.
در سال ۲۰۲۵، سودان شاهد تثبیت دو قطب قدرت متخاصم بود که هر یک قلمرو، متحدان و اقتصاد خاص خود را داشتند:
نیروهای مسلح سودان (SAF) - جبهه شرق و شمال
- رهبری: ژنرال عبدالفتاح البرهان.
- پایگاه: پورت سودان (پایتخت موقت)، ایالتهای شمالی و شرق سودان.
- استراتژی ۲۰۲۵: ارتش با تغییر دکترین نظامی، از جنگ کلاسیک زمینی به جنگ ترکیبی با اتکای شدید به پهپادها و توپخانه روی آورد. استفاده از «بسیج مردمی» و شبهنظامیان اسلامگرا برای جبران کمبود نیروی پیادهنظام شدت گرفت.
- دستاورد نظامی: بازپسگیری بخشهای کلیدی «امدرمان» و تأسیسات حیاتی مانند رادیو و تلویزیون ملی با کمک تسلیحات جدید.
نیروهای پشتیبانی سریع (RSF) - جبهه غرب و جنوب
- رهبری: محمد حمدان دقلو (حمیدتی).
- پایگاه: منطقه دارفور (پایتخت دفاکتو: نیالا)، کردفان غربی و بخشهایی از ایالت جزیره.
- استراتژی ۲۰۲۵: استفاده از جنگ تحرک بالا، محاصره شهرها برای تسلیم جمعیت از طریق قحطی، و ایجاد ساختارهای شبهدولتی.
- تحول سیاسی: اعلام تشکیل «دولت صلح و وحدت» در نیالا و ایجاد نهادهای اداری موازی.
گروههای شورشی
- چرخش استراتژیک: جناح «عبدالعزیز الحلو» (SPLM-N) در کوههای نوبا، در چرخشی شگفتانگیز با RSF وارد اتحاد تاکتیکی شد که توازن قوا در کردفان جنوبی را علیه ارتش تغییر داد.
وقایع کلیدی سال ۲۰۲۵: سال تجزیه و وحشت
سال ۲۰۲۵ با دینامیکهای جدیدی همراه بود که سرنوشت جنگ را تغییر داد:
- پیروزیهای ارتش در امدرمان (اوایل ۲۰۲۵): ارتش با استفاده از پهپادهای ایرانی (مهاجر-۶) موفق شد محاصره پایگاههای خود را بشکند و کنترل بخشهای قدیمی پایتخت و پالایشگاه الجیلی را بازپس گیرد. این موفقیتها ارتش را به ادامه جنگ امیدوارتر کرد.
- سقوط الفاشر (اکتبر ۲۰۲۵): فاجعهبارترین رویداد سال، سقوط شهر الفاشر (مرکز دارفور شمالی) به دست RSF بود. این شهر آخرین پایگاه ارتش در غرب بود. سقوط آن منجر به قتلعامهای قومی گسترده علیه قبیله زغاوه و تثبیت سلطه کامل حمیدتی بر دارفور شد.
- رسمیت یافتن تجزیه (نیمه ۲۰۲۵): با اعلام دولت موازی توسط حمیدتی در نیالا و واکنش متقابل البرهان در پورت سودان (غیرقانونی خواندن نهادهای RSF)، سودان عملاً وارد فاز «دو دولتی» شد.
اقتصاد سودان در سال ۲۰۲۵ فروپاشید و جای خود را به «اقتصاد جنگ» داد:
- جنگ ارزها: وجود دو بانک مرکزی (یکی در پورت سودان و دیگری در نیالا) و انتشار اسکناسهای جدید توسط دولت البرهان، منجر به هرجومرج پولی و توقف تجارت بین مناطق تحت کنترل دو طرف شد. تورم از ۱۱۸ درصد عبور کرد.
- اقتصاد غارت: RSF مدلی از اقتصاد مبتنی بر غارت اموال عمومی و کنترل معادن طلا را در غرب کشور نهادینه کرد که منبع اصلی تأمین مالی ماشین جنگی آنهاست.
- نفت: آسیب دیدن خطوط لوله و پالایشگاهها، درآمدهای نفتی سودان و سودان جنوبی را قطع کرد و بحران را منطقهای نمود.
مداخلات خارجی: جنگ نیابتی
سودان به میدان رقابت قدرتهای منطقهای و فرامنطقه ای تبدیل شده است:
- امارات متحده عربی: به عنوان حامی اصلی RSF شناخته میشود. گزارشها حاکی از ارسال مداوم تسلیحات از طریق فرودگاه «امجرس» در چاد است. هدف امارات مقابله با بازگشت اسلامگرایان و حفظ نفوذ در دریای سرخ است.
- روسیه: سیاست دوگانهای را در پیش گرفت؛ در حالی که قبلاً از طریق واگنر به RSF نزدیک بود، در سال ۲۰۲۵ به سمت ارتش (SAF) متمایل شد تا توافق پایگاه دریایی در پورت سودان را احیا کند.
- ایران: با ارسال پهپادهای شناسایی و رزمی به ارتش سودان، توازن قوا را در خارطوم تغییر داد. گزارشها حاکی از درخواست ایران برای دسترسی به بنادر دریای سرخ در ازای این کمکهاست.
رابطه ایران و سودان که در سال ۲۰۱۶ به دلیل تنشهای میان ایران و عربستان قطع شده بود، در اکتبر ۲۰۲۳ و همزمان با جنگ داخلی سودان دوباره برقرار شد. این تجدید رابطه پس از ۸ سال وقفه و با تبادل سفیر میان دو کشور صورت گرفت.
گزارشهای مختلفی حاکی از این است (برخی منابع در اینجا) که دولت ایران از نیروهای مسلح سودان (SAF) به رهبری ژنرال عبدالفتاح البرهان در برابر نیروهای واکنش سریع (RSF) حمایت میکند.
ایران پهپادهای پیشرفتهای مانند «مهاجر-۶» و «ابابیل» را به ارتش سودان داده است که نقش مهمی در بازپسگیری مناطق کلیدی در خارطوم و امدرمان داشتهاند.
گفته میشود ایران به دنبال ایجاد پایگاهی دریایی در بندر سودان (Port Sudan) است تا بتواند بر دریای سرخ و کانال سوئز نظارت داشته باشد، هرچند سودان به دلیل ملاحظات با عربستان، با این درخواست مخالفت کرده است.
دخالت ایران بخشی از استراتژی گستردهتر برای مقابله با نفوذ رقبای منطقهای مانند عربستان سعودی و امارات متحده عربی در شاخ آفریقا است. در حالی که ایران از ارتش سودان حمایت میکند، امارات متهم به حمایت از نیروهای واکنش سریع (RSF) است.
فاجعه انسانی: ارقام یک نسلکشی خاموش
وضعیت انسانی در پایان ۲۰۲۵ فراتر از حد هشدار است:
- قحطی سیستماتیک: بیش از ۲۵ میلیون نفر دچار ناامنی غذایی هستند. قحطی نه بر اثر خشکسالی، بلکه به عنوان یک «سلاح جنگی» توسط هر دو طرف (محاصره و ممانعت از امدادرسانی) استفاده میشود.
- آوارگان: سودان با ۱۱,۵ میلیون آواره داخلی و ۳.۵ میلیون پناهنده، بزرگترین بحران جابجایی جمعیت در جهان را تجربه میکند.
- خشونت جنسی: گزارشهای موثق از استفاده سیستماتیک RSF از تجاوز جنسی و بردگی جنسی به عنوان ابزار پاکسازی قومی و ایجاد وحشت حکایت دارد.

شبکه همیاری مردمی
در غیاب دولت مرکزی و فروپاشی سیستمهای رسمی کمکرسانی، یک شبکه عظیم مردمی به نام «اتاقهای واکنش اضطراری» شکل گرفته است. این شبکه با حدود ۲۶,۰۰۰ داوطلب، عملاً جایگزین نظام کمکرسانی و درمانی شده و در ۹۶ منطقه از ۱۱۸ منطقه سودان فعال است و به بیش از ۲۹ میلیون نفر (بیش از نیمی از جمعیت) غذا و دارو رسانده است.
داوطلبان با خطرات شدیدی از جمله بازداشت، شکنجه و اعدام روبرو هستند. هم نیروهای ارتش سودان و هم نیروهای پشتیبانی سریع (RSF) به آنها مشکوک هستند و بیطرفی آنها را تهدید میدانند. بسیاری از داوطلبان فعالیتهای خود را حتی از خانوادههایشان مخفی میکنند تا آنها را به خطر نیندازند.
سودان با بدترین بحران انسانی جهان روبروست و میلیونها نفر در آستانه قحطی هستند. با این حال، این شبکه مردمی کمتر از ۱٪ از کمکهای بینالمللی را دریافت کرده است و با کسری بودجه شدید مواجه است. صدها آشپزخانه خیریه به دلیل کمبود منابع تعطیل شدهاند.
این مقاله از گاردین با عنوان «دزدکی وارد میشوی و امیدواری زنده برگردی» به شجاعت داوطلبان سودانی میپردازد که جان خود را برای کمکرسانی به هموطنانشان به خطر میاندازند.
چشمانداز ۲۰۲۶
با توجه به بنبست نظامی و شکست دیپلماسی، چهار سناریو برای سال ۲۰۲۶ پیشبینی میشود:
- تجزیه عملی (لیبیزاسیون) ـ احتمال بالا: تثبیت وضعیت موجود؛ یک دولت نظامی در شرق و شمال (متصل به دریای سرخ) و یک دولت شبهنظامی در غرب و جنوب (متصل به ساحل آفریقا). این دو پاره به طور دائم در درگیریهای مرزی خواهند بود اما هیچیک توان حذف دیگری را نخواهد داشت.
- فروپاشی کامل (سومالیزاسیون) ـ احتمال میانی: فروپاشی زنجیره فرماندهی در ارتش یا اختلافات قبیلهای درون RSF، منجر به تجزیه سودان به قلمروهای کوچک تحت کنترل جنگسالاران محلی میشود. این سناریو خطر گسترش تروریسم و هرجومرج مطلق را در پی دارد.
- مداخله بینالمللی ـ احتمال کم: اعزام نیروهای حافظ صلح تنها در صورتی محتمل است که تهدید مهاجرت یا تروریسم، قدرتهای جهانی را مجبور به اقدام کند، که با توجه به وتوی احتمالی روسیه، بعید به نظر میرسد.
- پیروزی نظامی قاطع یک طرف ـ احتمال بعید: توان نظامی و حمایتهای خارجی متقابل، مانع از پیروزی یک طرف در کوتاهمدت است.
بدون تغییر اساسی در محاسبات حامیان خارجی و فشار واقعی بینالمللی، سال ۲۰۲۶ سال تثبیت تجزیه سودان و تعمیق فاجعه انسانی خواهد بود. سودان دیگر نه به عنوان یک دولت-ملت واحد، بلکه به عنوان مجموعهای از کانونهای بحران باقی خواهد ماند.





نظرها
نظری وجود ندارد.