نفی رژیم بدون افق و ایدئولوژی: تحلیل شعارهای شش روز نخست اعتراضات سراسری دی ۱۴۰۴ در ایران
بر اساس ویدیوهای منتشرشده از شهرها ـ بدون احتساب دانشگاهها
در شش روز نخست اعتراضات دی ۱۴۰۴، بیش از ۶۵ درصد شعارها معطوف به نفی خامنهای و کلیت جمهوری اسلامی بودهاند؛ اما جای بدیل ایجابی، دموکراسیخواهی و برنامه مشترک خالی است. این پژوهش با اتکا به ویدیوهای میدانی نشان میدهد اعتراضات امروز بیش از هر چیز بر «نفی» استوار است و هنوز به افق سیاسی واحد، تشکیلات پایدار و زبان مشترک رهاییبخش دست نیافته است.

نمونههایی از دیوارنویسی در مناطق مختلف ایران - اعتراضات ۱۴۰۴
به یاد کرامت پورسلطان؛ که در آستانهٔ قیام ۱۳۵۷، با نگارش مقالهٔ «یک نمونهگیری در حاشیهٔ انقلاب ۵۷» در ۲۸ بهمن ۱۳۵۷، با سنجش تغییر شعارهای اعتراضات ماههای ابتدایی قیام نسبت به جهتگیری غیردموکراتیکِ شعارهای مطرحشده و جایگزینی تدریجی شعارهای مذهبی بهجای شعارهای سکولار در مجله خواندنیهای تهران هشدار داد.
مقدمه و روششناسی
این پژوهش بر پایه گردآوری و کُدگذاری دادههای مربوط به شعارهای شنیدهشده در ویدیوهای منتشرشده از اعتراضات شش روز اول تظاهرات دی ۱۴۰۴ در شهرهای مختلف ایران انجام شده است.[۱] هر عددِ ثبتشده در مقابل یک شعار در یک شهر، بهمعنای شنیدهشدن آن شعار در یک ویدئوی مستقل است؛ [۲] بنابراین هرچه تعداد اعداد ثبتشده برای یک شعار بیشتر باشد، آن شعار بسامد بالاتری داشته و از اهمیت تحلیلی بیشتری برخوردار است. [۳]
در مجموع، ۶۵٪ شعارها علیه خامنهای و کلیت رژیم جمهوری اسلامی، ۲۰٪ مرتبط با نوستالژی پهلوی یا فراخوان به بازگشت سلطنت، و ۱۴٪ معطوف به مطالبات اقتصادی و معیشتی بودهاند. [۴]

۱. شعارهای ضد خامنهای و نفی کلیت رژیم (محوریترین شعارها)
بیشترین فراوانی شعارها در این دسته قرار میگیرد.[۵] شعارهای صریح ضد رهبری و کل نظام، نشاندهنده سطح بالای نارضایتی و عبور کامل از هرگونه اصلاحطلبی و تمرکز بر سرنگونی است. شعار مرگ بر خامنهای: در شهرهای مختلف از جمله اراک، ارومیه، ایلام، بندرعباس، دزفول، زاهدان، سبزوار، فارسان، قم، کرج، نورآباد ممسنی، مرودشت، یاسوج و چندین نقطه دیگر شنیده شد. شعار مرگ بر دیکتاتور: در آبدانان، اصفهان، ایلام، تهران، زاهدان، سبزوار، فولادشهر، کرمانشاه، ممسنی نورآباد، همدان و یاسوج.
بسامد بالای شعارهایی چون:
- «مرگ بر خامنهای»
- «مرگ بر دیکتاتور»
- «مرگ بر کل نظام»
- «خامنهای قاتله، حکومتش باطله»
- «جمهوری اسلامی نمیخواهیم»
این شعارها نشان میدهد که هسته اصلی اعتراضات در فاز نفی سیستم موجود قرار دارد. این شعارها بیشترین تکرار را در شهرهای مختلف داشتهاند و از نظر کمّی، ستون فقرات گفتمانی اعتراضات را تشکیل میدهند. نکته کلیدی آن است که این نفی، فاقد جایگزین ایجابی مشخص است و بیش از آنکه پروژهای سیاسی را نمایندگی کند، بیانگر ضدیت با رژیم حاکم است. طلب مرگ علی خامنهای نشان میدهد که معترضان، رژیم را نه بهمثابه یک «سیستم» بلکه بیشتر بهعنوان حاکمیت یک فرد درک میکنند؛ در حالیکه این رژیم سیستمی است که نه با مرگ خمینی دچار خلل شد و نه مرگ—چه نمادین و چه واقعی—یک فرد دیگر میتواند بهتنهایی آن را از پای درآورد.
اگر قیام دیماه ۱۳۹۶ را گروهی «قیام گرسنگان» نامیدند و آبان ۱۳۹۸ را خیزشی انفجاری با محوریت اعتراض به شوک اقتصادی و افزایش قیمت بنزین بود و اگر خیزش «زن، زندگی، آزادی» را انقلابی فمینیستی نامیدند؛ اینبار تمامی شعارها، بدون استثنا، از جنبشهای پیشین ـ حتی جنبش سبز سال ۱۳۸۸ ـ وام گرفته شدهاند. این بازتولید کاملِ گذشته، تنها بیانگر تحققنیافتن مطالبات برحق جنبشهای قبلی نیست، بلکه از نوعی ایستایی ایدئولوژیک و گذشتهنگری نیز حکایت دارد.
۲. شعارهای مرتبط با پهلوی
این دسته از شعارها، اگرچه به لحاظ آماری در مرتبهای پس از شعارهای ساختارشکن قد برافراشتهاند، اما پراکندگی آنها در شهرهای مختلف نشان از حیات یک جریان فکری مشخص دارد که بدیل خود را در احیای رژیم پیشین جستجو میکند.
الف) شعارهای با محوریت نوستالژی پهلوی: بازخوانی اسطورهای گذشته شعار «رضا شاه، روحت شاد» فراتر از یک تجلیل تاریخی، در قامت یک کنش سیاسی ظاهر شده است. این شعار در واقع نوعی اعتراض نمادین به ناکارآمدیهای فعلی از طریق فراخوان اقتدارِ بناپارتیسم سازنده ایران مدرن است. در اینجا، «نوستالژی» نه به معنای گذار به آینده، بلکه به مثابه ابزاری برای بازگشت به گذشته عمل میکند.
ب) شعارهای فراخوان به بازگشت سلطنت: شعارهایی مانند «جاوید شاه» و «این آخرین نبرده، پهلوی برمیگرده» که بهطور مشخص بر آلترناتیو سلطنت تاکید دارند.
اهمیت: متوسط اما معنادار
شعارهایی مانند:
- «جاوید شاه»
- «رضاشاه روحت شاد»
- «این آخرین نبرده، پهلوی برمیگرده»
- «ضجه بزن سیدعلی، داره میاد پهلوی»
- «این است شعار ملی، رضا رضا پهلوی»
این جریان معناشناختی، میان دو طیف «حسرت تاریخی» و «پروژه سیاسی سلطنتطلبی» در نوسان است. با اینکه بر اساس دادههای فعلی، این گفتمان هنوز به «گفتمان فراگیر تبدیل نشده، اما حضور مستمر و تکرار شوندهاش در نقاط مختلف جغرافیایی کشور، نشاندهنده قطببندی واضحی است که نمیتوان آن را در تحلیلهای نهایی نادیده گرفت.
۳. شعارهای اقتصادی و معیشتی
این شعارها بازتاب نارضایتیهای عمیق اقتصادی و معیشتی است که یکی از محرکهای اصلی شروع اعتراضات در میان طبقه خردهفروشان بازار تهران به شمار میرود. [۶] این شعارها بهندرت در خیابان شنیده میشوند.
شعارهایی مانند:
- «مرگ بر گرانی»
- «فقر، فساد، گرونی، میریم تا سرنگونی»
- «کاسبیها رو بستن، بیغیرتها نشستن»
این امر نشان میدهد که جرقه اقتصادیِ اولیه حرکت الزاما به یک جنبش سراسری با مطالبات مشترک تبدیل نشده است.
۴. غیبت کامل شعار «زن، زندگی، آزادی»
در کل دادههای شش روزه نخست اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، حتی یک مورد خارج از دانشگاهها؛ تکرار شعار «زن، زندگی، آزادی» ثبت نشده است.
غیبت کامل شعار «زن، زندگی، آزادی» از منظر تاریخی اهمیتی بسیار معنادار دارد. این سکوت مطلق در قبال شعاری که پیشتر قلب تپنده اعتراضات بود، نمیتواند امری تصادفی تلقی شود و از تغییری بنیادین در فضای سیاسی طبقه معترض حکایت میکند. در حالی که گروهی اصرار داشتند جنبش ژینا با شعار محوری «ژن، ژیان، ئازادی» یک «انقلاب» بوده است، میتوان گفت این انقلاب یا شکست خورده، یا در بهترین حالت، پس از دستیابی به هدف حداقلی خود یعنی سستشدنِ نظارتهای سختگیرانه بر حجاب، انرژی محرک خود را از دست داده و دیگر توان سازماندهی تودهای ندارد. در هر دو حالت، این فقدان نشانه یک گسست پارادایمی است.
۵. غیبت مطالبات دموکراتیک و قانونگرایانه
در شعارهای مطرح شده، نشانی از مفاهیم کلیدی نظیر آزادی، دموکراسی، قانون اساسی یا میراث انقلاب مشروطیت به چشم نمیخورد؛ حتی واژه «آزادی» نیز تنها به شکلی پراکنده و حاشیهای شنیده شده است. این وضعیت، که با نفی وضعیت موجود و فقدان بدیل جدیدی بدون رویکرد به گذشتهانگاری همراه شده، میتواند زنگ خطری برای ظهور گرایشهای اقتدارگرا یا بنمایههای فاشیستی باشد: خشمی فاقد برنامه، نفیِ بدونِ افق، و سیاستی تهی از نهاد که شاید با چشمداشت و امید به دخالت آمریکا، اسرائیل و موساد شکل گرفته است. بازتاب این شاکله را میتوان در رواج شعارهای رکیک نیز مشاهده کرد.
غیبت شعارهایی مانند «نان، کار، آزادی» و همچنین عدم طرح مطالبات مرتبط با حاکمیت قانون، قانون اساسی یا دموکراسی، نشان میدهد که این جنبش هنوز به بلوغ سیاسی و تدوین خواستههای روشن نرسیده است. ماهیت تظاهرات طبقه خردهفروشان بازار تهران که آغازگر این تظاهرات بود، تفاوت بنیادینی با اعتراضات رادیکال و مسلحانه در شهرهای دیگر مانند سرابله استان ایلام داشت؛ در حالی که در سرابله معترضان با سلاح به میدان آمده بودند، بخش عظیمی از ویدیوهای بازار تهران نشان می داد که بازاریان حتی از تولید شعار عاجزند و تنها در سکوت راهپیمایی میکردند. بیشترین شعاری که در بازار شنیده میشد نیز «ببندید، ببندید» بود.
در عین حال تکرار شعارهای سلطنتطلبی در غیاب یک گفتمان دموکراسی خواه ساختاریافته، نمایانگر خطر گرایش به الگوهای اقتدارگرای گذشته است.
۶. جغرافیای اعتراض
اعتراضات عمدتا در شهرهای مرکزی و غربی ایران متمرکز بودهاند. بعضی از کنشگران سیاسی بر منوال خیزشهای سالهای گذشته توقع حضور پرشور مردم کردستان و بلوچستان را داشتند؛ امری که با توجه به نقش تاریخی این مناطق در جنبشهای اعتراضی، بسیار معنادار است.
این تحلیلگران شاید خطر کشتار و سرکوبِ جدیتر در این مناطق را آنگونه که باید جدی نمیگیرند؛ حال آنکه هماره باید به یاد داشت جوانانی که هیچ آیندهای برای خود متصور نیستند و خیابان را نه ابزارِ فشار سیاسی، بلکه تنها راه نجات خویش برای رویارویی با رژیم یافتهاند، سرانجام تنها گزینه را در فدا کردن احتمالی پیکر و جان خود در برابر ستمگران میبینند.
اینبار اما در کرمانشاه برخلاف ایلام، شنیده شدن شعارهای سلطنتطلبانه به آسیبشناسی جهتگیریهای سیاسی کمک میکند. در موخره بیشتر به پدیدارشناسی این موضوع خواهم پرداخت. بلوچستان نیز تنها روز جمعه بعد از نماز جمعه به تظاهرات پیوست و رژیم با تظاهرکنندگان برخوردی نکرد.
۷. تفاوت ایدئولوژیک تظاهرات شهری با اعتراضات بازار خردهفروشان تهران
شعار «پزشکیان، حیا کن، ریاست را رها کن» صرفا در بازار تهران شنیده شد و در هیچیک از شهرهای دیگر تکرار نشد. این امر نشان میدهد که مطالبات صنفی و جهتگیری اعتراضی بازار تهران واجد ویژگیهایی متمایز از اعتراضات سراسری بود. از منظر محتوای شعارها، بازار تهران نهتنها حامل مطالبات خاص خود بود، بلکه از حیث گفتمانی نیز در مدار متفاوتی حرکت کرد.
این تمایز نشان میدهد که جرقه اولیه اعتراضات الزاما به شکلگیری یک جنبش سراسری با مطالبات همگن منجر نشد. عقبنشینی بازار پس از چند روز و عدم تداوم حضور آن در میدان، در مقابل گسترش اعتراضات سراسری، بیانگر گسست ایدئولوژیک است. ایدئولوژی که بیرون و درون رژیم را از هم متمایز میسازد. در ادامه، آنچه در سطح کشور برجسته شد، نه مطالبات ایجابی و برنامهمحور، بلکه شعارهایی با ماهیت عمدتا سلبی بود؛ وضعیتی که بیش از پیش بر نبود یک افق مشترک رهاییبخش دلالت دارد.
۸. اینترنت و بازنمایی میدان؛ شاخصی برای ارزیابی ابعاد اعتراضات
عدم قطع کامل اینترنت در جریان اعتراضات کنونی، نکتهای تأملبرانگیز است. در مواقع بحرانی رژیم برای مسدود کردن شریان اطلاعرسانی آزاد، اغلب بلافاصله دست به قطع کامل اینترنت میزد؛ اما این بار شاهد افت سرعت هستیم و نه قطع کامل. [7] کاهش تعداد ویدئوهای انتشاری، حتی در مقایسه با جنبش سبز، در کنار کثرت کاربران و ابهام در منشأ برخی تصاویر برای بررسی میدانی تصاویر، ممکن است گواهی بر جمعیت کمتر تظاهرکنندگان باشد.
گرچه در نقاطی مانند ملکشاهی که حضور و قدرت معترضان چشمگیر بوده، سرکوب و کشتار شدیدی اعمال شده است، اما با توجه به توان رژیم در سرکوب تظاهراتهای میلیونی در سالهای ۸۸، ۹۶، ۹۸ و ۱۴۰۱، بهنظر میرسد این دور از اعتراضات هنوز برای ساختار حاکمیت به مرحلهای نگرانکننده نرسیده است.
این حرکت بدون ایدئولوژی و تشکیلات به کجا میرود؟
طبقه زحمتکشان هنوز در فاز آزمون فضا هستند، نه فتح خیابان! بر اساس الگوی شعارهای، معترضان به نظر میرسد آنها فاقد ایدئولوژی منسجماند؛ و همزمان فاقد تشکیلات هستند؛ در مرحله نفی مطلق متوقف ماندهاند و به مرحله مطالبات روشن نرسیدهاند. کسانی که تجربه کار تشکیلاتیِ تظاهرات را دارند، بهخوبی میدانند که یکی از بدیهیترین مراحل هر حرکت اعتراضی، تدوین و تنظیم شعارهای مشخص برای تظاهرات است.
این اعتراضات، دستکم در وضعیت فعلی، نه به سوی دموکراسیخواهی حرکت میکند، نه به سوی یک پروژه سیاسیِ تعریفشده. تا زمانی که مطالبات ایجابی، گفتمان دموکراتیک، و تشکیلات پایدار شکل نگیرد، این حرکت یا فرسوده میشود یا مستعد ربودهشدن توسط نیروهای اقتدارگرا خواهد بود.
نویسنده در جریان حمله نظامی ترکیه به کانتون عفرین در روژآوا واقع در شمالغرب سوریه با کمک یک گروه سهنفره موفق شد، تظاهراتی هماهنگ در سیویک شهر کردستان سازمان دهد. عامل اصلی امکانپذیرشدن این سطح از سازماندهی نه صرفا واکنش احساسی به حمله نظامی، بلکه پیشزمینه سیاسی و تجربیِ جامعه محلی بود: حماسه مقاومت کوبانی و شنگال در برابر داعش، و نقش نیروهای کرد از جمله یگانهای مدافع خلق و نیروهای مرتبط با جنبش آزادیخواهی کرد در متوقفکردن و عقبراندن داعش، نوعی سرمایه نمادین، حقانیت سیاسی و تجربه سازمانیابی ایجاد کرده بود. افزون بر این، آشنایی بخش قابلتوجهی از این شهرها با مساله حبس عبدالله اوجالان پیوند مبارزه اجتماعی با رهایی زنان امکان ترجمه خشم و همبستگی به کنش جمعیِ سازمانیافته را فراهم میکرد. داعیهی اشغالگری رژیم ترکیه نیز خشم مردم را افزونتر کرد.
تفاوت اصلی آن تجربه با وضعیت کنونی ایران، در این نکته نهفته است: در آنجا، نفی دشمن همزمان با نوعی افق ایجابیِ شناختهشده و شبکههای ازپیشموجودِ اعتماد و سازماندهی همراه بود. در حالیکه در اعتراضات امروز ایران، نفی رژیم جمهوری اسلامی هرچند گسترده و رادیکال شده، اما هنوز به یک روایت ایجابی مشترک، زبان سیاسی منسجم، و ساختارهای پایدار کنش جمعی و تشکیلاتی متصل نشده است. بدون پرکردن این خلا، اعتراضات در بهترین حالت در سطح انفجارهای مقطعی باقی میماند و در بدترین حالت، به سوخت پروژههایی بدل میشود که نه دموکراتیکاند و نه رهاییبخش.
زیرنویسها و ملاحظات پژوهشی:
- منابع داده شامل شبکههای اجتماعی و رسانههای خبری بودهاند. گردآوری دادهها با دشواری جدی مواجه بوده و تعداد ویدئوها حتی نسبت به جنبش سبز در قیاس با آرشیو داشنگاه یو سی ال ای از تظاهرات جنبش سبز محدود بود.
- نسخه فارسی روزنامه ایندیپندنت بهدلیل حجم غیرعادی و نامتوازن ویدیوهای سلطنتطلبانه که در هیچ شبکه خبری دیگری تکرار نشده بودند، از نمونه حذف شده است.
- در بعضی شهرها مانند ملایر که تنها شعار قابل شناسایی «بیشرف» بوده است، بهاحتمال زیاد این تنها شعار موجود نبوده، اما تنها ویدیوی موجود همین شعار را ثبت کرده است.
- شعارهایی که تنها یکبار شنیده شدهاند، همراه با نام شهر مربوطه، در پیوست دادهها قابل استخراجاند. برخی شعارها فقط در یک شهر و تنها یکبار شنیده شدهاند: «بیشرف» در اسدآباد، اسلامآباد غرب، لردگان، ملایر، یاسوج و بازار تهران؛ «مرگ بر کل نظام» در بندرعباس؛ «ایرانی باغیرت حمایت» در بندرعباس و تهران؛ شعارهای نامشخص در جونقان، دهلران، رامهرمز، رباطکریم و فیروزآباد؛ «ایرانی داد بزن حقتو فریاد بزن» در خرمآباد؛ «ما تماشاگر نمیخواهیم، به ما ملحق شوید» در فولادشهر؛ «نیروی انتظامی حمایت حمایت» در نهاوند؛ و «ببندید ببندید» در کوهدشت. پیشنهاد میشود پژوهشی مستقل درباره شعارهای دانشگاهها انجام شود، زیرا هم از نظر کمّی و هم کیفی ماهیتی کاملا متفاوت دارند.
- بهدلیل هشدار برخی رسانههای جریان اصلی درباره امکان دستکاری ویدیوها با هوش مصنوعی ai، در مواجهه با شعارهای پادشاهیخواه جانب احتیاط رعایت شد و به چند منبع خبری ارجاع شد.
- تاکید بر طبقه خردهفروشان بازار تهران از سخنان نازلی کاموری در تاریخ سی و یک دسامبر در اسپیس گرتهبرداری شده است.
- این نکته از سخنان امیر رشیدی در تاریخ چهارم ژانویه در کلابهاوس گرتهبرداری شده است.






نظرها
نظری وجود ندارد.