ارتباط ناشناخته. ارتباط بدون سانسور. ارتباط برقرار نمی‌شود. سایت اصلی احتمالاً زیر سانسور است. ارتباط با سایت (های) موازی برقرار شد. ارتباط برقرار نمی‌شود. ارتباط اینترنت خود را امتحان کنید. احتمال دارد اینترنت به طور سراسری قطع شده باشد. ادامه مطلب

بیستمین سالگردمان را با ما جشن بگیرید و به رسانه خودتان هدیه تولد دهید!
بیستمین سالگردمان را با ما جشن بگیرید و به رسانه خودتان هدیه تولد دهید!
USD EUR / All

براندازی یا استحاله جمهوری اسلامی، کدام مطلوب‌تر است؟

انقلاب یا استحاله؛ کدام یک برای آینده ایران مطلوب‌تر است؟ در روزهایی که خیزش خیابانی مردم، پایه‌های قدرت را به لرزه درآورده، محمدرضا سرداری در این تحلیل استدلال می‌کند که چرا تغییر ماهیت نظام (استحاله) به‌رغم فرسایشی بودن، مسیری بی‌بازگشت‌تر از براندازی کلاسیک است و چرا هسته سخت قدرت، مرگ ناگهانی را به دگرگونی تدریجی سیرت نظام ترجیح می‌دهد.

دیدگاه
این مقاله در بخش دیدگاه منتشر شده است. نظرهای مطرح‌شده در این بخش، دیدگاه نویسندگان را بازتاب می‌دهند و نه لزوماً دیدگاه تحریریه زمانه را. زمانه آمادگی دارد نظرهای در برابر این دیدگاه را نیز منتشر کند.

ایران بار دیگر شاهد اعتراضات خیابانی گسترده است و مردم در بیش از ۱۰۰ شهر علیه وضعیت اقتصادی و حکمرانی بد جمهوری اسلامی به خیابان‌ها آمده‌اند. اعتراضاتی که بار دیگر به خشونت کشیده شده و بر اساس آمار غیر رسمی دست کم  ۳۰ جان‌باخته داشته است که تعدادی از آنان کودک هستند.

پیش‌تر در مقاله‌ای در سایت زیتون نوشتم که راه نجات ایران دیگر نه از مسیر اصلاحات کلاسیک و نه از طریق براندازی سریع ممکن است، بلکه تغییر واقعی در فرایندی تدریجی و اجتماعی نهفته است که آن را می‌توان «استحالهٔ جمهوری اسلامی» نامید. استحاله به این معنی که بدون بروز یک انقلاب براندازانه یا رژیم چنج با تجاوز خارجی، جمهوری اسلامی از درون فرو می‌ریزد و تغییر ماهیت می‌دهد. اتفاقی که برای بسیاری از حکومت‌های کمونیستی اروپای شرقی افتاد. پیش بینی این موضوع که خیزش خیابانی دی ۱۴۰۴ به انقلاب ختم می‌شود یا استحاله ممکن نیست. سرعت تحولات و سری بودن تصمیمات سیاسی این مجال را به روزنامه‌نگاری مستقل نمی‌دهد تا دست تصمیم‌سازان را بخواند اما می‌توان در این باره بحث کرد که کدام یک مطلوب‌تر است؛ انقلاب یا استحاله؟

استحاله به معنای فقهی آن پاک شدن شی از نجاست است. استحاله به معنای سیاسی نیز معنای مشابهی دارد. دگرگونی یک نظام سیاسی بدون آن‌که ساختار آن بهم ریزد. اگر از علی خامنه‌ای و پیروان او در حکومت بپرسید؛ ترجیح می‌دهند با براندازی و تجاوز خارجی از قدرت خلع شوند یا به استحاله جمهوری اسلامی دچار شوند، تردید نکنید که آنان حالت نخست را ترجیح می‌دهند. علی خامنه‌ای از نام استحاله و براندازی وحشت دارد و تحقق آن کابوس اوست. او در مهر سال ۹۴ در دیدار با مدیران و اعضای شورای نظارت بر صدا و سیما، نسبت به تغییر سیرت جمهوری اسلامی از طریق جنگ نرم هشدار داد و گفت:

هدف اصلی از جنگ نرمِ فکر شده و حساب شده، استحاله جمهوری اسلامی ایران و تغییر باطن و سیرت، با حفظ صورت و ظاهر آن است.

او این را هم گفت که «در چارچوب اهداف جنگ نرمِ دشمن، باقی ماندن نام "جمهوری اسلامی" و حتی حضور یک معمم در راس آن مهم نیست، مهم آن است که ایران تأمین‌کننده اهداف آمریکا، صهیونیسم و شبکه قدرت جهانی باشد.» بی‌دلیل نیست که هر سال هزاران میلیارد تومان بودجه برای نهادهای فرهنگی، مذهبی و رسانه‌ای زیر نظر خامنه‌ای اختصاص می‌یابد تا مانع تحقق کابوس او شوند.

استحاله البته روندی فرسایشی است و هزینه‌هایی چون فشار اقتصادی، ناامنی روانی، سرکوب‌های محدود و تعلیق سیاسی به همراه دارد. در مقایسه با انقلاب یا براندازی ناگهانی، در روند استحاله هزینه‌ کمتری پرداخت می‌شود و در عوض دستاورد آن، یعنی عقب‌نشینی قدرت از حریم شخصی مردم، کاهش مشروعیت مداخلهٔ ایدئولوژیک و افزایش آگاهی و انتظارات جامعه روندی تدریجی دارد.  انقلاب و براندازی سریع اگرچه تغییر فوری ساخت قدرت را ممکن می‌کنند، اما با ریسک شدید بی‌ثباتی و ارتجاع یا بازتولید قدرت سیاسی پیشین نیز همراه است، یعنی کنار رفتن از قدرت  طی یک حرکت براندازانه امکان بازگشت مجدد به قدرت را محال نمی‌کند. اما نظام استحاله شده را دیگر نمی‌توان به زمان قبل بازگرداند.

 هر موج اعتراضی حتی اگر سرکوب شود دو پیامد دارد: افزایش هزینهٔ حکمرانی و بالا رفتن سطح انتظارات و جسارت جامعه. این روند، حکومت را به نقطه‌ای می‌رساند که ادامهٔ وضع موجود را تنها با صرف توان و منابع بیشتر ممکن می‌سازد. به تعبیری این خیزش‌ها قرار نیست خودِ تغییر باشند، بلکه امکان تغییر را زنده نگه می‌دارند. آن‌ها با جلوگیری از عادی‌شدن کامل وضع موجود، مانع تثبیت نظم پیشین می‌شوند و شرایط را برای استحاله نظام سیاسی آماده‌تر می‌سازد. جنبش‌های خیابانی اخیر که به‌خاطر افزایش قیمت ارز و تنگناهای معیشتی شکل گرفته اگر به برندازی ختم نشود، به باورم می‌تواند به‌عنوان بخشی از مسیر استحاله اهرم فشاری برای حذف بودجه بخشی از نهادهای حکومتی باشد. وقتی مردم خواستار حذف یا کاهش هزینه‌های زائد این نهادها هستند، در واقع فشار اجتماعی خود را به سمت تغییر عملی در ساختار قدرت و تخصیص منابع هدایت می‌کنند.

اگر خروجی استحاله را نه پیروزی قاطع، بلکه تغییر تدریجی قواعد بازی بدانیم، خیزش اخیر دقیقاً در همین سطح معنا پیدا می‌کند. نظم جدیدی بنا نمی‌کند، اما نظم قدیم را نیز به حال خود رها نمی‌کند. آیندهٔ جمهوری اسلامی، چه به بقا بینجامد و چه به دگرگونی، در دل همین خیزش‌های مکرر شکل می‌گیرد؛ خیزش‌هایی که انباشته می‌شوند و راه بازگشت را می‌بندند و نهایت آن‌چه تعبیر می‌شود کابوس علی خامنه‌ای است. یعنی حکومتی شکل می‌گیرد که حاضر است با جهان تعامل کند تا منافع مردم خود را در این تعامل تامین نماید.

این مطلب را پسندیدید؟ کمک مالی شما به ما این امکان را خواهد داد که از این نوع مطالب بیشتر منتشر کنیم.

آیا مایل هستید ما را در تحقیق و نوشتن تعداد بیشتری از این‌گونه مطالب یاری کنید؟

.در حال حاضر امکان دریافت کمک مخاطبان ساکن ایران وجود ندارد

توضیح بیشتر در مورد اینکه چطور از ما حمایت کنید

نظر بدهید

در پرکردن فرم خطایی صورت گرفته

نظرها

نظری وجود ندارد.