ارتباط ناشناخته. ارتباط بدون سانسور. ارتباط برقرار نمی‌شود. سایت اصلی احتمالاً زیر سانسور است. ارتباط با سایت (های) موازی برقرار شد. ارتباط برقرار نمی‌شود. ارتباط اینترنت خود را امتحان کنید. احتمال دارد اینترنت به طور سراسری قطع شده باشد. ادامه مطلب

بیستمین سالگردمان را با ما جشن بگیرید و به رسانه خودتان هدیه تولد دهید!
بیستمین سالگردمان را با ما جشن بگیرید و به رسانه خودتان هدیه تولد دهید!
USD EUR / All

حکومت نظامی اعلام‌نشده در تهران: تبلیغات حکومت جنایتکار در برابر واقعیت سرکوب خونین  

در حالی که ماشین تبلیغاتی حکومت برای فرافکنی و عادی‌سازی وضعیت به کار افتاده، در تهران و در بسیاری از شهرستان‌ها عملاً حکومت نظامی اعلام‌نشده برقرار است: از ساعت شش عصر اجبار به خانه‌نشینی، تهدید کسبه برای باز کردن مغازه‌ها به زور، تاریکی مطلق شبانه و کمین نیروهای لباس‌شخصی در کوچه‌ها؛ وضعیتی دوفاکتو که پس از یکی از خونین‌ترین سرکوب‌های تاریخ جمهوری اسلامی، زندگی روزمره شهروندان را فلج کرده و ترس و ویرانی را همه‌جا گسترده است.

ماشین تبلیغات حکومت برای خون‌شویی و فرافکنی در همه سطوح به راه افتاده است و در همان حال، تهران شاهد سنگین‌ترین لایه‌های امنیتی در دهه‌های اخیر است. اگرچه هیچ بیانیه رسمی صادر نشده، اما پایتخت در وضعیت «حکومت نظامی دوفاکتو» (در عمل) به سر می‌برد؛ وضعیتی که در آن مرز میان خیابان و پایگاه و پادگان از بین رفته و زندگی روزانه شهروندان، به ویژه با تاریک شدن هوا تحت تأثیر تدابیر امنیتی مختل شده است. یکی از شهروندان از تهران می‌گوید:

دو روز است که در تهران از ساعت ۶ عصر همه باید در خانه باشند. مغازه‌ها را می‌بندند، شرکت‌ها تعطیل‌اند. هرکس در خیابان باشد، به او گیر می‌دهند یا بازداشت می‌کنند.

او در ادامه می‌افزاید:

کسبه‌ای که مغازه‌شان را باز نکنند، صبح تهدید می‌شوند که جریمه خواهید شد و باید حتماً باز کنید تا شهر حالت عادی به نظر برسد. در واقع همه چیز اجباری و زوری است.

این گفت‌وگو سه‌شنبه ۲۳ دی اتفاق افتاد، سه روز بعد از یکی از بزرگ‌ترین کشتارها در تاریخ جمهوری اسلامی با شش تا ۱۲ هزار و به گفته برخی منابع ۲۰ هزار کشته و حتی فراتر از آن. اعداد معنی خود را از دست داده‌اند. این شهروند می‌گوید:

امروز سعی کردند بازار تهران را به حالت عادی درآورند، اما واقعیت چیز دیگری است. وقتی با بچه‌ها حرف می‌زنم، خیلی‌ها در میان اطرافیان‌شان کشته، مجروح یا بازداشتی دارند. کشته‌ها هم کم نیستند؛ تقریباً با هر کسی که صحبت می‌کنی، کسی در دور و برش کشته یا آسیب دیده است.

این وضعیت محدود به تهران نیست. شهروند دیگری از بندرعباس در تماس با ما وضعیت شهر را به این شکل توصیف می‌کند:

حالا شهر ویران است: پل‌های عابر، بیلبوردها، ایستگاه‌های اتوبوس سوخته‌اند. شب‌ها همه جا تاریکِ تاریک است؛ ساحل، پارک‌ها، کوچه‌ها غرق در سیاهی. نیروهای امنیتی با ماشین‌های شخصی در کوچه‌ها کمین می‌کنند، خودروها را نگه می‌دارند و گاهی افراد را تفتیش می‌کنند.

او در ادامه می‌افزاید:

اگر کسی کشته شود، جسدش را سریع می‌برند. یک بار به گردن کسی شلیک کردند؛ ما رفتیم کمک کنیم، آمدند، تیراندازی کردند، جسد را انداختند توی ماشین و رفتند؛ مثل جمع‌آوری زباله.

او در پایان اما به ضعف نیروهای سرکوبگر هم اشاره می‌کند:

دستگاه امنیتی‌شان اما افتضاح است؛ ضعیف، نامنظم، تجهیزات‌شان کم. از مردم می‌ترسند و سعی می‌کنند نزدیک نشوند.

حکومت نظامی پنهان با سلاح فتوا و شبه‌نظامیان بی‌مسئولیت

پرسش این است که آیا «نظام» پس از سرکوب خونین در روزهای ۱۸، ۱۹ و ۲۰ دی و با خاموشی دیجیتال حکومت نظامی اعلام نشده برقرار کرده است؟

در وضعیت دوژور (قانونی)، اقدامات و ساختارهای حکومتی بر پایه قوانین رسمی و اسناد مصوب تعریف می‌شوند. برای مثال، اعلام رسمی «وضعیت فوق‌العاده» یا «حکومت نظامی» طبق تشریفات قانون اساسی، نمونه‌ای از وضعیت دوژور است که مشروعیت خود را از متن قانون می‌گیرد و معمولاً محدوده، مدت و شرایط آن به‌طور رسمی مشخص می‌شود. این وضعیت هرچند ممکن است حقوق شهروندی را محدود کند، اما در چارچوبی شناخته‌شده و قابل پیگیری قانونی عمل می‌کند.

در مقابل، وضعیت دوفاکتو به واقعیت عملی و غیررسمی در عرصه حکمرانی اشاره دارد، حتی اگر با قوانین رسمی مطابقت نداشته باشد. در این حالت، ممکن است دولت برای اجتناب از تبعات بین‌المللی یا اعتراضات داخلی، هرگز «حکومت نظامی» را اعلام نکند، اما در عمل نهادهای امنیتی کنترل کامل امور غیرنظامی را برعهده گیرند، حقوق اساسی مانند تجمع، تردد و دادخواهی را عملاً معلق کنند و فضایی شبیه حکومت نظامی کامل ایجاد نمایند. این شکاف میان ظاهر قانونی و عمل واقعی، ماهیت دوفاکتو را شکل می‌دهد.

در مورد ویژه ایران باید توجه داشت که علاوه بر نیروی انتظامی، نیروهای شبه‌نظامی (بسیج و سپاه با کمک نیروهای نیابتی سازمان‌یافته غیر ایرانی) وظیفه سرکوب را به عهده می‌گیرند. این موضوع را پیچیده می‌کند. چون این نیروها اصولا تابع هیچ قانونی جز قانون شرع نیستند و برای آغاز کشتار، بر اساس فقه شیعه کافی‌ست که فتوایی در دست داشته باشند.

وقتی حکومت‌های دوفاکتو با نیروهای شبه‌نظامی ایدئولوژیک و حمایت خارجی تثبیت شوند، نتیجه عموماً دوره‌های طولانی ترور سیستماتیک، نقض فاحش حقوق بشر و فروپاشی اجتماعی-اقتصادی است. این نیروها به دلیل عدم پاسخگویی به قانون داخلی یا بین‌المللی، خشونتی بی‌سابقه را اعمال می‌کنند. برای مثال، در کامبوج تحت حکومت خمرهای سرخ (۱۹۷۵-۱۹۷۹)، ایدئولوژی رادیکال «سال صفر» منجر به نابودی نزدیک به یک‌چهارم جمعیت از طریق اعدام، کار اجباری و قحطی شد. در دارفور سودان (از ۲۰۰۳)، دولت با حمایت و تجهیز شبه‌نظامیان جنجوید، موجی از پاکسازی قومی را به راه انداخت که موجب کشتار، تجاوز و آوارگی میلیون‌ها نفر شد. در هر دو مورد، جامعه بین‌الملل به دلیل پیچیدگی نقش‌های خارجی و ابهام در شناسایی عاملان، در مداخله مؤثر ناتوان ماند.

از شهروند به محارب، از خیابان به میدان جنگ مقدس

وقتی «تکلیف ایدئولوژیک» (فتوای شرعی برای قتل عام یا اعدام‌های گروهی) جایگزین «چارچوب قانونی» می‌شود، نتایج ویرانگر است: در اینجا دشمن فقط کسی نیست که عملی خلاف قانون انجام داده، بلکه هر کسی است که در دسته‌بندی ایدئولوژیکِ «دیگری»، «خائن»، «ناخالص» یا «ضد انقلاب» قرار می‌گیرد. از آنجا که مبارزه، یک «پاکسازی مقدس» یا «نبرد هستی‌شناختی» تلقی می‌شود، هر خشونتی علیه «دشمن» نه تنها مجاز، که وظیفه تلقی می‌شود. محدودیت‌های حقوق بشری و قوانین جنگ (در صورت وجود) بی‌معنی جلوه می‌کنند. قربانیان هم از «شهروند» به داعشی، عامل بیگانه، منافق و محارب تقلیل می‌یابند. این رویکرد، آستانه روانی برای ارتکاب خشونت را به شدت پایین می‌آورد.

علاوه بر این نیروهای شبه‌نظامی ممکن است لباس غیررسمی یا ترکیبی از لباس نظامی و غیرنظامی بپوشند که در فرهنگ مقاومت در ایران این وضع به نیروهای «لباس شخصی» معروف شده است. این اشخاص ممکن است بین جمعیت عادی ادغام شوند و فقط در لحظه عمل، هویت خود را نشان دهند. معلوم است که افزون بر ایجاد ترس فراگیر و سوءظن عمومی تحقیق و مستندسازی، ثبت و رسیدگی به جنایات به شدت دشوار می‌شود. بنابراین ضرورت دارد که از هم‌اکنون مستندسازی شود تا در آینده بتوان به جنایت‌های آنان رسیدگی کرد.

یکی از شهروندان که به تازگی از ایران خارج شده در یک تماس تلفنی می‌گوید:

اوضاع… چطور بگم که جنگ شده بدون اینکه بشه اسمشو گذاشت جنگ؟ همه‌چیز مثل یه جنگ تمام‌عیاره، ولی هیچ‌کس نمی‌تونه بگه جنگ. یه طرف مسلحه، یه طرف می‌خواد کشورشو پس بگیره.  

او که تا پیش از خروج از کشور در بیمارستانی در یک منطقه محروم کار می‌کرد در ادامه می‌گوید:

شب بیست‌وچند نفر آوردن آی‌سی‌یو، صبح هیچ‌کدوم نبودن. با نیسان می‌اومدن سردخونه، جسد رو مثل گونی بار می‌ذاشتن عقب ماشین و می‌بردن. همین.

او در ادامه به نکته بسیار مهمی اشاره می‌کند:

پایین‌شهر دیگه صداش درنمی‌آد، چون دیگه لازم نیست صداش دربیاد. بچه‌ها قمه دارن، چاقو دارن، کارد آشپزخونه دارن. اسلحه هم دارن حالا. زیاد هم دارن. هی از اینا می‌گیرن، هی بیشتر می‌رسه دستشون.

این وضعیت، نمونه کلاسیک گذار از حکومت دوژور به دوفاکتو است. زمانی که حکومت رسمی (دوژور) کنترل خود بر انحصار خشونت مشروع را از دست می‌دهد و نیروهای شبه‌نظامی غیررسمی (دوفاکتو) با انگیزه‌های ایدئولوژیک یا قومی مسلح می‌شوند، جامعه به ورطه یک هرج و مرج نظام‌یافته می‌غلتد. در این شرایط، قانون اساسی و نهادهای رسمی، دیگر تعیین‌کننده روابط قدرت نیستند؛ بلکه توازن قوای خیابانی، ترس و سلاح است که حاکم می‌شود. این مسیر اگر ادامه یابد به عادی‌شدن خشونت به عنوان شیوه حل منازعه، نابودی سرمایه اجتماعی و کاهش جمعیت به موجوداتی صرفاً درگیر بقا می‌انجامد. این مهم‌ترین هدف «نظام» یعنی «خامنه‌ای» است.

پایان اشغال داخلی: سلب مصونیت از جنایتکاران

پایان دادن به این «اشغال داخلی» در کوتاه‌مدت، مستلزم تغییر رویکرد جامعه جهانی از «محکومیت زبانی» به انزوای ساختاری و سلب مشروعیت دوفاکتو از هسته سخت قدرت است. با توجه به اینکه حکومت ایران با استفاده از نیروهای غیررسمی و فتاوای شرعی، عامدانه از مسئولیت‌پذیری حقوقی می‌گریزد، فشار بین‌المللی باید مستقیماً بر قطع شریان‌های مالی و لجستیکی این شبکه‌های شبه‌نظامی و شناسایی رسمی آن‌ها به عنوان «سازمان‌های تروریستی و جنایتکار» متمرکز شود؛ همزمان، ایجاد یک اجماع دیپلماتیک برای به رسمیت شناختن حق دفاع مشروع ملت در برابر حکومتی که انحصار خشونت مشروع را از دست داده، می‌تواند هزینه‌ سرکوب را برای عاملان آن (به ویژه نیروهای نیابتی که وابستگی کمتری به خاک ایران دارند) غیرقابل‌تحمل کند. در نهایت، مستندسازی دقیق و لحظه‌ای با فعال‌سازی مکانیسم‌های قضایی بین‌المللی (مانند دادگاه کیفری بین‌المللی یا صلاحیت قضایی جهانی)، در بدنه نیروهای سرکوب شکاف ایجاد کرده و با از بین بردن «حاشیه امن» برای لباس‌شخصی‌ها، روند فروپاشی این حکومت نظامیِ اعلام‌نشده را تسریع می‌بخشد.

بیشتر بخوانید:

این مطلب را پسندیدید؟ کمک مالی شما به ما این امکان را خواهد داد که از این نوع مطالب بیشتر منتشر کنیم.

آیا مایل هستید ما را در تحقیق و نوشتن تعداد بیشتری از این‌گونه مطالب یاری کنید؟

.در حال حاضر امکان دریافت کمک مخاطبان ساکن ایران وجود ندارد

توضیح بیشتر در مورد اینکه چطور از ما حمایت کنید

نظر بدهید

در پرکردن فرم خطایی صورت گرفته

نظرها

نظری وجود ندارد.