دعوت از «خواص» برای حفظ بقا؛ پروژه حکومت در سایه سرکوب اعتراضات مردمی
همزمان با سرکوب اعتراضات سراسری و گزارشها از کشتهشدن هزاران نفر، رسانههای نزدیک به رهبر جمهوری اسلامی و نهادهای امنیتی با ادبیاتی تهدیدآمیز، چهرههای سیاسی درون حاکمیت از جمله اصلاحطلبان را به صفبندی علنی در کنار نظام فراخواندهاند؛ تلاشی آشکار برای بازسازی مشروعیت پس از سرکوب.

دیدار کارگزاران نظام ولایی با خامنهای- سال ۱۳۹۷- وبسایت خامنهای
در میانه اعتراضات گسترده مردمی در ایران که با سرکوب شدید، بازداشتهای گسترده و گزارشهای متعدد از کشتهشدن هزاران معترض همراه بوده، حاکمیت نشانههایی تازه از یک تاکتیک سیاسی قدیمی بروز داده است: فراخواندن نیروهای منتقدِ درون ساختار قدرت برای کمک به حفظ نظام. این بار، هدف بسیج «خواص» برای ایستادن در برابر اعتراضات مردمی عنوان شده است.
نشریه «صدای ایران»، وابسته به دفتر علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، با انتشار مطلبی، «تمام احزاب و جریانات سیاسی، بزرگاندینی، دانشگاهیان و حوزویان، رؤسای ادوار قوا، فعالان سیاسی و اجتماعی، صاحبان قلم و تریبون و در یک کلام خواص و نخبگان را دعوت کرده که در کنار حاکمیت قرار بگیرند.
خبرگزاریهای فارس و تسنیم، وابسته به نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی نیز در بازنشر مطلب «صدای ایران»، به افرادی مانند محمد خاتمی، حسن روحانی، محمود احمدینژاد و علیاکبر ناطق نوری اشاره کردهاند.
«صدای ایران» از آنها خواسته است که بیدرنگ موضع خود را مشخص کنند. در این متن، «سکوت و تردید نخبگان» بهعنوان نوعی خیانت ضمنی تصویر شده و هشدار داده میشود که تاریخ درباره جایگاه آنها قضاوت خواهد کرد. ادبیات بهکاررفته، بیش از آنکه دعوت به گفتوگو باشد، یادآور بیانیههای تهدیدآمیز در شرایط بحرانی برای تحکیم صفوف قدرت است.
زمینه و زمان این دعوت نشان میدهد که هدف اصلی، استفاده ابزاری از این افراد برای مشروعیتبخشی به وضع موجود است. اکنون در لحظهای که مشروعیت نظام با بحران جدی روبهروست، این افراد بهعنوان سپر سیاسی فراخوانده میشوند؛ آن هم بدون اشارهای به مطالبات معترضان یا مسئولیت حاکمیت در خشونتهای رخداده.
همزمان، خبرگزاری تسنیم، وابسته به نهادهای امنیتی، از بازداشت گسترده معترضان خبر داده و به نقل از مقامات امنیتی اعلام کرده است که «۳۰۰۰ نفر از اعضای گروهکهای تروریستی و افرادی که در اغتشاشات اخیر نقش داشتند، دستگیر شدهاند».
این روایت رسمی، اعتراضات مردمی را نه بهعنوان جنبشی اجتماعی، بلکه بهعنوان پروژهای امنیتی و سازمانیافته معرفی میکند؛ روایتی که در تضاد آشکار با گزارشهای مستقل و شهادت خانوادههای قربانیان قرار دارد.
فراخواندن «خواص» در کنار آمارهای سنگین کشتار و بازداشت، تصویری روشن از راهبرد کنونی حاکمیت ارائه میدهد: از یکسو سرکوب خیابانی و امنیتی، و از سوی دیگر تلاش برای بازسازی چهره سیاسی نظام با استفاده از نیروهای میانی و اصلاحطلبان درون حاکمیت.
این ترکیب، بیش از هر چیز نشان میدهد که جمهوری اسلامی اعتراضات جاری را نه یک بحران اجتماعی قابل حل، بلکه تهدیدی وجودی میداند و برای عبور از آن، بهدنبال بسیج آخرین ذخایر مشروعیت خود است.






نظرها
نظری وجود ندارد.