چگونه «نظام» از جان ۸۰۰ نفر بهعنوان «پولِ خُردِ معامله» با ترامپ استفاده کرد
رژیم ایران با تعلیق ادعایی اعدام بیش از ۸۰۰ معترض، جان آنها را به «پول خرد» معامله با ترامپ تبدیل کرد تا توجیهی برای تعویق حمله نظامی فراهم آورد و پنجرهای کوچک برای مذاکره باز کند. ترامپ استادانه با تشکر علنی از «رهبری ایران»، خامنهای را در رابطهای ارباب-رعیتی تحقیر کرد؛ نتیجه این استراتژی دوسره (تحقیر عمومی و معامله پنهان احتمالی) در هر حال شکست مطلق برای رژیم است، زیرا یا تسلیم شده یا تحقیر را پذیرفته.

دونالد ترامپ، رئيس جمهوری آمریکا - تاریخ عکس: ۲۹ سپتامبر ۲۰۲۴ - (عکس از جف سوِنسن / GETTY IMAGES NORTH AMERICA / از طریق AFP)

دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، شامگاه جمعه ۱۶ ژانویه/ ۲۶ دی، شش روز پس از خونینترین سرکوبها در ایران با بیش از ۲۳ هزار کشته، در گفتوگو با فاکسنیوز در پاسخ به پرسشی درباره نقش مقامهای عرب و اسرائیلی در منصرف کردن واشنگتن از اقدام نظامی علیه ایران، گفت هیچ طرفی او را قانع نکرده و تصمیم را شخصاً اتخاذ کرده است.
ترامپ با اشاره به گزارشها درباره اجرای گسترده احکام اعدام در ایران اظهار داشت: «هیچکس قانعم نکرد؛ خودم قانع شدم. دیروز قرار بود بیش از ۸۰۰ نفر اعدام شوند، اما هیچکس را اعدام نکردند و احکام لغو شد. همین موضوع تأثیر بزرگی داشت.
بیش و کم همزمان، ترامپ در تروث سوشيال با لحنی رسمی و مودبانه نوشت:
من بسیار احترام میگذارم به این واقعیت که تمام اعدامهای برنامهریزیشده که قرار بود دیروز (بیش از ۸۰۰ مورد) انجام شود، توسط رهبری ایران لغو شده است. سپاسگزارم!\nدونالد جی. ترامپ\nرئیسجمهور ایالات متحدهٔ آمریکا
این پیام کوتاه ترامپ، یک مانور سیاسی و روانی ماهرانه است که اهداف متعددی را بهطور همزمان دنبال میکند و بحران را وارد فاز کاملاً جدیدی میکند.
ترامپ به عمد از عنوان «رهبری ایران» استفاده میکند. او با اینکار میگوید: «میدانم تصمیمگیرنده نهایی درباره کشتارها و اعدامها تو هستی، برای همین مستقیماً با تو صحبت میکنم.»
خطاب قرار دادن مستقیم بالاترین مقام یک کشور مستقل در فضای عمومی عملاً او را در جایگاه یک مأمور یا زیردست قرار میدهد که دستور را اجرا کرده است. این، یک حمله مستقیم به تهمانده حیثیت «نظام» است.
پیام رئیس جمهور آمریکا به شکل واضحی ادعا میکند: «تهدید من کارگر افتاد. من توانستم جلوی یک فاجعه انسانی را بگیرم.»
این کار چند نتیجه دارد:
نخست او خود را به عنوان نیرویی نشان میدهد که حتی میتواند تصمیمات داخلی ایران را تغییر دهد. علاوه بر این او رسماً اعلام میکند که دستگاه قضایی جمهوری اسلامی قصد داشته ۸۰۰ نفر را اعدام کند و او مانع شده است. تایید حکم اعدام ۸۰۰ نفر در کمتر از دو هفته به معنای نقض آشکار ماده ۱۰ اعلامیه جهانی حقوق بشر است که وجهه بینالمللی جمهوری اسلامی را باز هم بیش از پیش تخریب میکند.
حکومت ایران با همین چند خط اکنون در یک بنبست ارتباطی کامل قرار گرفته: هر پاسخی بدهد، بازی را در زمین ترامپ ادامه داده است. این، اوج استراتژی «تخریب گزینههای میانی» است. ترامپ با این حرکت، هم حکومت را تحقیر کرد، و هم اینکه خود را به عنوان ناجی معرفی کرد.
سناریوی توافق اجباری
البته این احتمال هم وجود دارد که رژیم اعدامیان را به عنوان گروگان پشت دست نگه داشته تا ترامپ بهانهای یافته باشد برای عدم مداخله نظامی و همزمان بگوید حداقل به بخشی از وعدهاش هم عمل کرده است.
سناریوی اول یعنی تحقیر کامل در مقابل سناریوی دوم یعنی توافق پنهان قرار ندارد بلکه مکمل آن است و حتی با هم میتوانند یک استراتژی مشترک را نشان دهند. حکومت ایران (یا بخش عملگرای آن، برای مثال علی لاریجانی) با یک محاسبه خطرناک اعدام گسترده را به عنوان یک اهرم تهدید حفظ کرده تا به ترامپ «بهانه» و «دستاورد» بدهد: رژیم با تعلیق این اعدامها، به ترامپ امکان میدهد که در برابر مخاطبان داخلی و بینالمللی خود بگوید: «من با قدرت و دیپلماسی، جلوی یک کشتار وحشتناک را گرفتم و جان ۸۰۰ نفر را نجات دادم.» این، هم توجیهی برای عدم حمله فوری میشود، و هم دستاورد تبلیغاتی ملموسی برای او فراهم میکند. در همان حال فضایی هم برای مذاکرهٔ پنهان باز کند: این حرکت میتواند نشانهای از یک کانال ارتباطی مخفی یا یک توافق نانوشته باشد. پیام ضمنی رژیم به ترامپ این است: «ما میتوانیم خشونت را محدود کنیم و به تو دستاورد بدهیم، در عوض تو نیز از حملهٔ نظامی چشمپوشی کن و به مذاکره روی بیاور.» در همان حال رژیم همزمان میتواند تعلیق اعدامها را در داخل بهعنوان عطوفت رهبری یا قدرت چانهزنی موفق دیپلماسی نظام معرفی کند. اگر در نظر داشته باشیم که درخواستهای متعدد عراقچی برای مذاکره بیپاسخ مانده بود، اهمیت این ترفند بیشتر معلوم میشود و با اینحال این سناریوی دوم (توافق پنهان) تاییدی بر سناریوی تحقیر است. زیرا حتی اگر این یک توافق پنهان باشد، ترامپ آن را به شیوهای طراحی کرده که حداکثر تحقیر را برای طرف ایرانی به همراه داشته باشد. او میتوانست این «پیروزی» را در قالب یک بیانیه دیپلماتیک محترمانه یا از طریق کانالهای مخفی اعلام کند. اما انتخاب او برای تشکر علنی و تحقیرآمیز نشان میدهد که هدف او صرفاً گرفتن یک امتیاز نیست، بلکه تحمیل یک رابطه ارباب ـ رعیتی و نمایش عمومی تسلیم طرف مقابل است.
ترامپ احتمالاً در حال اجرای یک استراتژی دوسره است:
روی صحنه تحقیر و تخریب کامل حیثیت حریف، برای مشروعیتزدایی از او در پشت صحنه انجام یک معاملهٔ عملی (در این مورد، احتمالاً جلوگیری از اعدامها در ازای تاخیر در حمله یا شروع مذاکره) برای مدیریت بحران و جلوگیری از یک جنگ پرهزینه و غیرقابل پیشبینی.
نتیجه نهایی برای رژیم، در هر دو حالت یکسان است: شکست.
اگر تعلیق اعدامها یک توافق پنهان باشد، یعنی حکومت مجبور شده برای بقا، به ترامپ امتیاز تبلیغاتی مجانی بدهد و در موضع ضعف مطلق مذاکره کند. اگر این تحقیر محض باشد، که واضح است.
در هر دو صورت، ترامپ پیروز میدان است: این همان «هنر معامله» به سبک ترامپ است: حریف را وادار به دادن امتیاز کنی، و سپس آن امتیاز را در ملأ عام به رخ او و جهان بکش تا ضعف او را تحکیم کنی. این، اوج مهارت در قدرتنمایی روانی است و نمایانگر آن است که هرچند نظام از کشته پشته ساخت اما در عرصه بینالمللی خوارتر و خفیفتر و بیچارهتر از هر وقت دیگری است.





نظرها
نظری وجود ندارد.