در انقلاب وارونه ایران، واکنش پیش از سرنگونی رخ میدهد
ترجمه: شهرام تابع محمدی
داگ ساندرز - برخی میگویند معترضین بیش از آنکه در پی سرنگونی رژیم باشند، با یکدیگر درگیر هستند. آنها درگیر انقلابی عجیب و وارونه هستند. انقلابی که گویی هم به پیروزی رسیده، و هم تازه پا گرفته است.

لندن ۱۱ ژانویه ۲۰۲۶ (عکس از CARLOS JASSO / AFP)
متن زیر ترجمه مقالهای است درباره خیزش اخیر مردم ایران، از داگ ساندرز، یکی از معتبرترین تحلیلگران سیاسی کانادا، که برای روزنامه سراسری گلوبٰ اند میل مینویسد.
آنچه این روزها در ایران میگذرد را میتوان نوعی انقلاب «پشت و رو» [وارونه] نامید. انقلابی که در آن پیامدها و تبعاتی که معمولا پس از پیروزی انتظارشان را داریم، مدتها پیش از پیروزی انقلاب شاهدشان هستیم، اگر اصلا پیروزیای در کار باشد.

برای ما که خارج از ایران زندگی میکنیم، در شرایطی که اینترنت از سوی حکومت قطع شده است، و در میان انبوهی از اطلاعات نادرست، راهی برای درک اینکه این خیزش مردمی بهکدام سو میرود وجود ندارد. و به استناد چند نفر که در روزهای اخیر با آنها صحبت کردم (و به دلایل امنیتی اسمشان را نمیبرم)، حتا معترضین ایرانی نیز میگویند در این زمینه سردرگم هستند.
با اینحال، آنها به دو نکته اشاره میکنند که با برداشتهای معمول ما از انقلاب همخوانی ندارند.
انقلاب اجتماعی پیشاپیش رخ داده است. برخلاف دیکتاتوریهای عرب همسایه، حکومت ایران از یک سو، و جامعه ایران از سوی دیگر، در چهار دهه گذشته در مسیرهای متضاد حرکت کردهاند و امروزه تقریبا هیچ وجه مشترکی بین آنها باقی نمانده است. «انقلاب» ۱۹۷۹ شاهد رودررویی تمامیت جامعه ایرانی با خودکامگی بیرحمانه شاه بود، و همینطور شاهد بهقدرت رسیدن یک حکومت مذهبی که تنها تعداد اندکی آن را میخواستند.
از آن پس، در طی چند دهه، شهروندان ایرانی، بی آنکه اعتنایی به حکومت واپسگرایشان بکنند، جامعهای دموکراتیک و مدرن خود را آفریدند و ارزشهایشان را دگرگون ساختند.
امروزه، ایران از یکی از بالاترین سطوح سواد، تحصیلات دانشگاهی، و برابری جنسیتی در بین کشورهای درحال توسعه برخوردار است، و حتا از بعضی کشورهای اروپایی نیز پیشی گرفته است. هماکنون، از هر ده نفر ایرانی، تقریبا هشت نفر در شهرها زندگی میکنند. حدود ۹۶% آنها به اینترنت دسترسی دارند و نرخ استفاده از شبکههای اجتماعی با کانادا و اروپا برابری میکند.
نتیجه اینکه، ایران به جامعهای سکولار تبدیل شده است. در یک نظرسنجی که از سوی نهاد «گروه مطالعات افکارسنجی ایرانیان» در سال ۲۰۲۰ و با مشارکت پنجاه هزار نفر انجام گردید، مشخص شد که تنها ۴۰% از ایرانیان خود را مسلمان معرفی میکنند، حال آن که ۴۴% از آنان گفتهاند از هیچ دینی پیروی نمیکنند. حدود ۷۰% ایرانیان به جدایی کامل دین از دولت اعتقاد دارند، و درصد مشابهی از آنان با حجاب اجباری مخالفند.
این موضوع روشن میکند که چرا خیزش انقلابی کنونی ایران، مدت زمان کوتاهی پس از همهگیری، از سوی زنان سربلندی آغاز شد که شجاعانه از پوشاندن موی خود سر باز زدند، و بهخاطر آن با زندان و شکنجه و حتا مرگ روبرو شدند. در سال ۲۰۲۵، بخش بزرگی از زنان تهران، بیخیال، در خیابان و مترو بیحجاب رفت و آمد میکردند بی آنکه با مقاومت محسوسی روبرو شوند. گویی نیروهای بسیج، در عمل، در برابرشان تسلیم شده بودند.
آصف بیات، یک جامعه شناس ایرانی، این پدیده را «پسااسلامگرایی» مینامد، شرایطی که اسلام سیاسی از جامعه رخت بربسته و تنها در چارچوب دولت به حیات خود ادامه میدهد. نهادهای حکومتی دیگر هیچ بخش عمدهای از جامعه را نمایندگی نمیکنند و تنها با اتکا بر زور و برای حفظ خود حکومت میکنند.
مرحله پس از انقلاب همین حالا در جریان است. در اغلب انقلابها دیدهایم که مخالفین تا زمان فروپاشی همبستگی را حفظ میکنند، و تنها پس از پیروزی است که پرسش دشوار «حالا چی؟» آنها را رودرروی هم قرار میدهد، همانطور که ژاکوبنها در برابر ژیروندنها [در انقلاب فرانسه] قرار گرفتند و بلشویکها در برابر منشویکها [در انقلاب روسیه].
در ایران این وحشت پس از انقلاب، همین حالا در جریان است، پیش از سرنگونی رژیم، و حتا پیش از آنکه اطمینانی از سرنگونی رژیم در چشمانداز باشد.
آنچه نسبت به سال ۲۰۲۲ تغییر کرده، جایگزینی شعار «زن، زندگی، آزادی» با «جاوید شاه» است. رضا پهلوی، فرزند شاه برکنار شده که ساکن آمریکا است تا سال ۲۰۲۲ برای بسیاری ایرانیان داخل به یک جوک بیمزه میماند، یک جور نگاه همراه با شیفتگی که در بین یک بخش از دیاسپورای منزوی ایرانی در لس آنجلس و تورونتو جریان داشت.
اما این واقعیت که رهبران غیرپادشاهیخواه کشته شده بودند یا در زندان بودند، و همینطور، اینکه نسل جوان هیچ خاطرهای از زندگی در نظام پادشاهی ندارد، او را به صدای اصلی آنچه «انقلاب ۲۰۲۶» نامیده میشود تبدیل کرد. در چند هفته گذشته، او با تکیه بر دولت ترامپ قدم به پیش گذاشت و از مردم خواست که مراکز شهرها را به تسخیر خود درآورند.
آنطور که یکی از مخالفین ساکن تهران این هفته به من گفت:
چهرههای معتبر اپوزیسیون در طی سالیان یک به یک از میان برداشته شدند، و حالا فقط دلقکی باقی مانده که هیچکس فکر نمیکرد لازم باشد او را حذف کنند.
در سال ۲۰۲۳، تلاشی شکل گرفت تا نیروهای جمهوریخواه و پادشاهیخواه را زیر چتری واحد بهنام «اتحاد برای دموکراسی و آزادی در ایران» متحد سازد، اما این اتحاد ظرف چند هفته از هم پاشید. گفته میشود دلیلش این بود که نزدیکان آقای پهلوی با این دیدگاه که شاهزاده با کنشگران سیاسی برابر باشد مخالفت کرده بودند. در طرف مقابل، کنشگران نیز نزدیکان پهلوی را به رفتارهای غیر دموکراتیک متهم کردند.
زنی که چند دهه برعلیه آیتاللهها مبارزه کرده حال و هوای این روزهای دموکراسیخواهان را چنین توصیف میکند:
انگار همزمان در سال ۲۰۲۶ و ۱۹۷۸ زندگی میکنیم. انگار یک جورهایی داریم مثل نارنیا به گذشته غبارآلود و رویایی دوران شاه برمیگردیم ... تسلیم این احساس شدن یعنی دست شستن از تفکر انتقادی و همرنگ جماعت شدن.
بسیاری جا زدهاند – اما برخی میگویند معترضین بیش از آنکه در پی سرنگونی رژیم باشند، با یکدیگر درگیر هستند. آنها درگیر انقلابی عجیب و وارونه هستند. انقلابی که گویی هم به پیروزی رسیده، و هم تازه پا گرفته است.
منبع اصلی:






نظرها
نظری وجود ندارد.