شطرنج خاورمیانه با سه مهره، شاه، وزیر و فیل روی پنجه
آیا جنگ میشود؟ چه کسی جنگ را آغاز میکند؟ نویسنده معتقد است سه سناریو محتمل است: تسلیم در برابر فشار، واکنش تهران و ایجاد بهانه، یا ضربالاجل مذاکرات و سپس اقدام نظامی. در پایان، مقاله احتمال میدهد «کار کثیف» حمله ـ اگر رخ دهد ـ بیشتر از سوی اسرائیل انجام شود، در حالی که حضور نظامی آمریکا عمدتاً نقش پشتیبانی و مهار منطقهای دارد.

ایران، آمریکا و اسرائیل ـ منبع: shutterstoc

تنشهای این روزهای خاورمیانه دو سوال مهم را دنبال میکند. یکی سوال جامعه جهانی درباره میزان احتمال و شدت حمله نظامی آمریکا و دیگری سوال «چه زمانی حمله میکند؟» که از سوی مردم ایران پرسیده میشود. در مشاهدات میدانی نویسنده و در لایههای مختلف جامعه، بخش قابل توجهی از مردم ایران منتظر حمایتهای پرزیدنت ترامپ با حمله نظامی به جمهوری اسلامی هستند. در این مقاله تلاش شده است تا برای دو سوال مطرح شده از دید تحلیلی پاسخی داده شود.
یادآوری میکند که این مطلب در داخل ایران و با اتکا به مشاهدات و دسترسی محدود به اخبار نوشته شده است. این مقاله توسط یک متخصص علوم سیاسی و یا ارتباطات بینالملل نوشته نشده و تحلیلها بر اساس دانستهها و قدرت تحلیل یک مهندس صنعت با تخصص استراتژی و مدیریت ریسک انجام شده است.
ابتدا باید بازیگران صفحه شطرنج خاورمیانه را تحلیل کنیم. بازیگر نقش اصلی جهوری اسلامی است. حکومت اقتدارگرا با ایدئولوژی ضد آمریکایی که در ۴۷ سال عمر خود محور همه اقداماتش نابودی اسراییل و آمریکا بوده است. این حکومت مانند یک فیل جنگی و قدرتمند است که بر روی لبه پرتگاهی به ضخامت یک سانتیمتر ایستاده است. حکومتی که تحریمها را به راحتی دور زده، از قتلعام و تهدید ترسی ندارد و بارها و بارها به بهانه دیپلماسی از سازمان حقوق بشر و اتحادیه اروپا، تا سازمان انرژی اتمی را فریب داده است. این تهدید فرمانده سپاه را به خاطر دارید؟ «با موشکهای بالستیک تمام پایتختهای کشورهای اروپایی در تیررس ما هستند.»
این فیل قدرتمند با در اختیار داشتن منابع مالی پایان ناپذیر نفتی و کانالهای اقتصادی که ایجاد کرده است، با تقویت نیروهای نیابتی و با گروکشی موضوعات هستهای و ارعاب و قتل عام مردم ایران، قدرتنمایی میکند. ولی در روزهای حساس خاورمیانه چند نقطه ضعف بزرگ دارد.
- عدم مشروعیت داخلی به دلیل قتلعام بیسابقه مردم در اعتراضات مصالحتآمیز. مردم ایران مترصد فرصتی هستند برای تلافی کشتار خیابانها.
- بحران اقتصادی ناشی از تحریمها. این فیل جنگی مهمترین ابزار خود یعنی سپاه را برای تامین منابع مالی از دست داده است. اتحادیه اروپا خرطوم این فیلم را با تروریستی اعلام کردن سپاه قطع کرده است.
- توان پدافندی و دفاعی پایین. جنگ ۱۲ روزه به خوبی نشان داد که آسمان ایران هیچ قفلی ندارد.
پس با این اوصاف و با لجستیک سنگین نظامی آمریکا در منطقه، طبیعی است که جمهوری اسلامی استراتژی قاطع برای عبور از بحران ندارد مگر همان روی پنجه راه رفتن فیل. (این یک اصطلاح است. فیلها وقتی میخواهند چیزی را خراب نکنند روی پنجه راه میروند) یعنی درخواست مذاکره ولی نرسیدن به جمعبندی نهایی برای خریدن زمان و فرسایشی نمودن ادامه شرایط برای سایر طرفها و بالا بردن هزینه ادامه وضعیت تهدید برای آمریکا. و بهعنوان برنامه آخر ، جمهوری اسلامی ترجیح میدهد در نهایت توافق با کمترین هزینه باشد. (موضوعی که مردم ایران را نگران میکند که توافق احتمالی در نهایت باعث سرنگونی جمهوری اسلامی نشود.)
اما آمریکا در شطرنج خاورمیانه چه نقشی دارد؟ آمریکا شاه است. نمیشود آمریکا را به مهره دیگری تشبیه کرد. شاه همیشه شاه است. بازی مذاکره ایران را خوب بلد است، اعتماد ندارد و دستاوردهای قاطع گذشته اعتماد به نفس لازم برای حمله به جمهوری اسلامی را به پرزیدنت ترامپ داده است. ولی همین شاه هم دارای نقطه ضعف های اساسی است:
- هنوز مشروعیت لازم برای حمله نظامی به جمهوری اسلامی وجود ندارد. لشکر کشی پرزیدنت ترامپ خیلی بیشتر از توان لازم برای اجرای R2P است و خود پرزیدنت هم این را میداند ولی آغاز حمله میتواند هزینه سیاسی و وجه اعتباری آمریکا را در دنیا خراب کند.
- متحدان عرب که به هر دلیلی (ترس از نیابتیها، ترس از حکومت آینده ایران و ...) کماکان بر دیپلماسی به جای حمله نظامی تاکید دارند. آمریکا نمیخواهد بازار خوب اعراب را به واسطه ناامنی حاصل از جنگ با ایران از دست بدهد. بهخصوص که اگر شروع کننده جنگ باشد تبعات سیاسی آن و اقدامات پیشبینی نشده جمهوری اسلامی میتواند اوضاع را از کنترل خارج کند.
- قرار گرفتن در وسط یک مثلث که یک ضلع آن منافع و امنیت کشورهای منطقه است، ضلع دوم آن اعتبار عملیاتی و کلامی پرزیدنت ترامپ است و ضلع سوم آن منافع مهمترین متحد آمریکا در منطقه یعنی اسراییل است.
پس تا اینجا گزینههای توافق نسبی با جمهوری اسلامی حذف میشود چون بر خلاف وعده پرزیدنت ترامپ و بیانیههای جمهوری خواهان کنگره است و همچنین اهداف کلان آمریکا را پوشش نمیدهد. این نکته هم باید گفته شود که اقدامات ترامپ برای منافع دولت آمریکا و مردم آمریکاست و قطعنامههای حقوق بشر و حتی وعده حمایت از مردم ایران شاید آخرین انگیزه پرزیدنت ترامپ برای حمله نظامی به جمهوری اسلامی باشد. یا باید مذاکره به طور قطعی نتیجه بخش باشد و تمام شروط ترامپ بدون قید و شرط پذیرفته شود و به نوعی جمهوری اسلامی را تسلیم کند (که تقریبا بعید است)، و یا باید حمله نظامی را آغاز کند. در این چارچوب گزینه حمله نظامی کنترل شده و نمادین حذف میشود. چون برای این گزینه نیازی به این حجم از لجستیک نظامی و صرف زمان برای جنگ بیانیهها نیست. در شرایط فعلی و با اتکا به این تحلیل، آمریکا تنها یک راه پیش رو دارد و آن هم حمله نظامی گسترده در صورت عدم توافق قطعی با جمهوری اسلامی است.
بازیگر پشت پرده شطرنج خاورمیانه، اسراییل است. مهرهای قدرتمند همانند وزیر در بازی شطرنج. (نام مهره ملکه در بازی شطرنج در کشورهای شرقی «وزیر» است). وزیر همان شاه است اما با اختیارات کمتر ولی قدرت اجرایی بالاتر. مهمترین ابزار اسراییل هم توانایی اطلاعاتی موساد است. بر اساس گزارشهای غیر رسمی، در جنگ ۱۲ روزه در دقایق ابتدایی، ۱۷ نفر از سران ارشد سپاه را نابود کرد. اما نقاط ضعف اسراییل بحرانی تر از دو مهره دیگر است:
نتانیاهو تنها ۷ ماه تا اتخابات فرصت دارد و به نوعی وجود دو مهره همفکر به طور همزمان (ترامپ و نتانیاهو) که انگیزه لازم برای حذف همیشگی جمهوری اسلامی را فراهم می کند، تنها ۷ ماه به طور قطعی برقرار است. پس اسراییل باید در این ۷ ماه کار را تمام کند.
نیروهای نیابتی دردسر ساز. نتانیاهو اعتقاددارد که در صورت انهدام سر فیل، آن هم در زمانی که این فیل خرطوم ندارد، بهترین راه برای فلج کردن نیابتیهاست. بر اساس منابع غیر رسمی نیروهای نیابتی ماهانه ۶۰۰ دلار از جمهوری اسلامی حقوق میگیرند و با قطع این حقوق احتمال شورش و یا انجام عملیاتهای برنامهریزی نشده وجود دارد.
دادگاه نتانیاهو که از جنبه داخلی دولت را در موقعیت ضعف قرارداده است. تقریبا تمام مردم اسراییل بهخوبی میدانند، فردای روزی که جمهوری اسلامی به بمب اتمی دست پیدا کند، تلاویو را هدف قرار خواهد داد، پس برای اعتبار دولت هم که شده باید تا قبل از پایان اتمام فرصت طلایی کار تمام شود. مهم این است اقدامات تلافیجویانه جمهوری اسلامی نامشخص است و ممکن است که جنگ را طولانی کند. پس زمان برای اسراییل اهمیت بسیار بالایی دارد.
اسراییل یک بار تا آستانه تحقق برنامه استراتژی خود که حذف کامل جمهوری اسلامی است پیش رفته و در لحظه آخر با اعلام آتش بس ترامپ، کار را نیمه تمام گذاشته است. اسراییل این موقعیت را برای بار دوم از دست نخواهد داد. اسراییل اگرچه یک وزیر قدرتمند است، اما وزیری که اگر بازی طولانی شود، فرسوده میشود.
جمعبندی شرایط
هر کس در ابتدا حمله کند بازنده است. اگر فیل ابتدا حمله کند، بهانه برای تلافی را فراهم کرده است و اگر شاه و وزیر ابتدا حمله کنند، با هزینههای بالای سیاسی روبرو میشوند. ترامپ با افزایش فشار سیاسی و اقتصادی میخواهد جمهوری اسلامی را وادار به واکنش کند تا برای حمله نظامی گسترده بهانه مناسبی داشته باشد. در این صورت دیگر اقدام آمریکا حمله نیست بلکه دفاع است.
جمهوری اسلامی تلاش میکند که بازی «فیل روی پنجه» را ادامه دهد. چون راه دیگری ندارد. گزینههای داخلی مانند اعلام کشته شدن یا مردن خامنهای، و یا حتی طرح کودتای ساختگی سپاه هم در این شرایط قابلیت متوقف کردن جنگ را ندارد.
شاید ترامپ تمایل به معامله داشته باشد ولی اوضاع سیاسی اسراییل کاملا تهاجمی و قاطع است. زمان برای اسراییل خیلی سریعتر از ترامپ میگذرد.
کشورهای منطقه در صورت تامین امنیت، تابع دستورات شاه بازی خواهند بود. قدرت اجرایی و مالی و اعتباری پرزیدنت ترامپ هم در سطحی نیست که از کشورهایی مانند ترکیه و عمان توصیه بپذیرد.
نتیجهگیری
میشود اکنون به قطعیت گفت که سه سناریو وجود دارد:
- ایجاد فشار حداکثری تا تسلیم شدن خامنهای
- ایجاد فشار حداکثری به جمهوری اسلامی تا آنها را مجبور به انجام واکنش کند (تهدید یا حمله پیشدستانه)
- تعیین زمان برای نتیجهگیری مذاکرات احتمالی و با دانستن این موضوع که مذاکرات به احتمال فراوان به نتیجه نمیرسد، اقدام نظامی بلافاصله بعد از پایان زمان تعیین شده (مانند جنگ ۱۲ روزه)
اما آغاز کننده حمله کیست؟ برای پاسخ به این سوال برای شما یادآوری میکنم که در جنگ ۱۲ روزه، صدراعظم آلمان گفت «کار کثیف حمله به جمهوری اسلامی را اسراییل انجام داد». قرارگیری نیروهای نظامی آمریکا بیشتر از اینکه رویکرد تهاجمی داشته باشد، حالت تدافعی دارد و به نظر آمریکا وظیفه دارد از منطقه و اقدامات جنون آمیز احتمالی جمهوری اسلامی محافظت کند و اسراییل با جور شدن بهانه حمله، کار کثیف نیمه تمام را تمام کند. کار کثیفی که از دید بخش قابل توجهی از مردم ایران، یک کار شرافتمندانه و یک تلافی اخلاقی است.




نظرها
نظری وجود ندارد.