سایه سنگین احکام امنیتی بر دنیای کودکان
در حالی که آمارهای رسمی بازداشتهای پس از خیزش دی ۱۴۰۴ از مرز ۵۳ هزار نفر عبور کرده است، نگرانی از موج صدور احکام سنگین امنیتی، بحرانی خاموش را در خانهها رقم زده است. حامد فرمند، فعال حقوق کودکان، در این گفتوگو هشدار میدهد که پنهان کردن واقعیت یا تبدیل والد به «قهرمان دستنایافتنی»، میتواند آسیبهای روانی جبرانناپذیری به کودکانی وارد کند که والدینشان زیر تیغ احکام اعدام هستند. او معتقد است حقِ کودک بر دانستن واقعیت و حفظ روتین زندگی، نباید فدای فشارهای سیاسی و قضایی شود.

منبع: شاتراستاک
در پی خیزش دیماه ۱۴۰۴، آمارهای تکاندهندهای از موج بازداشتها در سراسر ایران به گوش میرسد. طبق گزارشهای تجمیعی هرانا، تا پایان روز چهل و هفتم اعتراضات، بیش از ۵۳ هزار مورد بازداشت و ۱۱ هزار مورد احضار ثبت شده است. در این میان، خطر صدور احکام سنگینی با برچسبهای امنیتی همچون «محاربه» و «افساد فیالارض»، جامعه را در نگرانی عمیق فرو برده است.
اما در پسِ این اعداد و برچسبهای حقوقی، گروهی از آسیبپذیرترین قربانیان حضور دارند که صدایشان کمتر شنیده میشود: کودکانی که والدینشان بازداشت شده یا با خطر اعدام روبرو هستند.
در گفتوگو با حامد فرمند، فعال حقوق کودکان و عضو شبکه جهانی مراکز نگهداری کودکان در زندانها، به بررسی ابعاد روانی و حقوقی زندگی این کودکان پرداختهایم. فرمند با تکیه بر تجربههای میدانی خود، از ضرورت شکستن تابوی آسیبهای روانی در خانوادههای زندانیان سیاسی میگوید و هشدارهای مهمی را درباره نحوه مواجهه با این کودکان مطرح میکند.
فرمند تأکید میکند که نخستین گام برای حمایت مؤثر از این کودکان، پذیرش این واقعیت است که صدور و اجرای حکم اعدام، آسیب روانی عمیقی به خانواده وارد میکند. به گفته او، این آسیبها گاه به دلایل مختلف از جمله تابو بودن موضوع سلامت روان یا فضای قهرمانسازی پیرامون زندانیان سیاسی نادیده گرفته میشود. او هشدار میدهد که فشار اجتماعی برای «قوی بودن» میتواند مانع از شناسایی و بیان آسیبپذیری کودکان شود.
حامد فرمند از جمله در این ارتباط میگوید که چرا نادیده گرفتن آسیب روانی به بهانه «قوی بودن» یا «قهرمانپروری»، به روند رشد کودک ضربه میزند؟ چگونه باید خبر بازداشت یا حکم اعدام را متناسب با سن کودک به او گفت تا اعتماد او به جهان پیرامونش تخریب نشود؟ و همچنین او درباره استفاده از کودکان برای لغو احکام یا فعالیتهای رسانهای که فراتر از توان روانی آنهاست، هشدار میدهد.
فرمند میگوید که چرا استمرار برنامههای روزمره (خواب، بازی و تحصیل) در اوج بحران، حیاتیترین سپر دفاعی برای کودک است و از برخورد صحیح با خشمِ احتمالی کودک نسبت به والد زندانی و ضرورت فراهم کردن فضایی بدون قضاوت برای بیان دلتنگیها سخن میگوید.
این فعال حقوق کودک با اشاره به تفاوتهای رشدی میان کودک و بزرگسال میگوید آسیب روانی در کودکان میتواند عمیقتر و ماندگارتر باشد، چرا که مغز کودک هنوز در حال رشد است و برای مواجهه با تروما نیازمند حمایت مستمر است.
به گفته فرمند، آگاه کردن کودک از واقعیت وضعیت والد زندانی ــ به شکلی متناسب با سن و درک او ــ بخشی از روند حمایتی است. او تأکید میکند که پنهان کردن حقیقت نهتنها حق کودک برای دانستن را نقض میکند، بلکه میتواند در بلندمدت به اعتماد، عزتنفس و رابطه عاطفی او با والد آسیب بزند. با این حال، انتقال اطلاعات باید در محیطی امن و با در نظر گرفتن ظرفیت روانی کودک انجام شود.
فرمند همچنین هشدار میدهد که نباید کودکان به «ابزار» نجات یا آزادی والد زندانی تبدیل شوند. به باور او، حتی در صورت نجات والد از اعدام یا زندان، فشار روانی ناشی از چنین نقشی میتواند برای کودک آسیبزا باشد. او میگوید کودک باید در هر شرایطی بتواند «کودکی کند» و از حقوق طبیعی خود برخوردار باشد.
حفظ روال عادی زندگی، از جمله زمان خواب، مدرسه، بازی و محدودیتهای معمول، از دیگر توصیههای این فعال حقوق کودک است. او میگوید حذف قوانین و چارچوبهای روزمره به بهانه کاهش فشار روانی، نهتنها کمکی نمیکند بلکه میتواند احساس ناامنی کودک را افزایش دهد. به گفته او، حفظ این روالها در تعامل و گفتوگو با کودک میتواند به کاهش استرس کمک کند.
فرمند بر اهمیت ایجاد فضایی امن برای بیان احساسات کودک نیز تأکید دارد؛ فضایی که در آن کودک بتواند بدون ترس از قضاوت، از دلتنگی، خشم یا حتی عصبانیت نسبت به والد زندانی سخن بگوید. او یادآور میشود که احساس خشم نسبت به والد در چنین شرایطی طبیعی است و نباید سرکوب شود. به باور او، تبدیل والد به «قهرمان» نیز میتواند کودک را از بیان احساسات منفی خود بازدارد و فشار مضاعفی بر او وارد کند.
این فعال حقوق کودک همچنین به موضوع ملاقات، تماس، مواجهه با اجرای حکم و حتی حضور در مراسم خاکسپاری اشاره میکند و میگوید تصمیمگیری درباره این موارد باید با مشورت تخصصی و با در نظر گرفتن پیامدهای روانی آن انجام شود. او بر ضرورت آغاز گفتوگو درباره مرگ، متناسب با سن کودک، تأکید میکند و میگوید آشنایی تدریجی با مفهوم مرگ میتواند در شرایط بحرانی از شدت شوک و سردرگمی بکاهد.
در ساوند کلاد، اسپاتیفای و کستباکس بشنوید.








نظرها
نظری وجود ندارد.