ارتباط ناشناخته. ارتباط بدون سانسور. ارتباط برقرار نمی‌شود. سایت اصلی احتمالاً زیر سانسور است. ارتباط با سایت (های) موازی برقرار شد. ارتباط برقرار نمی‌شود. ارتباط اینترنت خود را امتحان کنید. احتمال دارد اینترنت به طور سراسری قطع شده باشد. ادامه مطلب

مروری انتقادی بر سند «مرحله اضطراری» 

آروین پویان ـ‌ ایراد برجسته این است که سند «مرحله اضطراری» ثبات را از طریق «تمرکز و کنترل» می‌جوید، اما لیبرال‌دموکراسی ثبات را محصول «مشارکت و مهار قدرت» می‌داند. نادیده گرفتن زنان، اقلیت‌ها و نهادهای مدنی در این سند، نشان‌دهنده یک نگاه سنتی به قدرت است که با واقعیت‌های امروز جامعه ایران هماهنگی ندارد. برای جلوگیری از ظهور یک استبداد تازه، قدرت حتی در اضطرار باید محدود، شفاف، کثرت‌گرا و پاسخگو بماند. به‌جای جستجو برای یک «فرد دادگر»، ما بایستی یاد بگیریم که قوانین و نهادهایی را بنا کنیم که قدرت سیاستمداران ناصالح را مهار کند.

دیدگاه
این مقاله در بخش دیدگاه منتشر شده است. نظرهای مطرح‌شده در این بخش، دیدگاه نویسندگان را بازتاب می‌دهند و نه لزوماً دیدگاه تحریریه زمانه را. زمانه آمادگی دارد نظرهای در برابر این دیدگاه را نیز منتشر کند.

پروژه «مرحله اضطراری» که به‌عنوان نقشه‌راهی برای دوران پس از جمهوری اسلامی تدوین شده است، فراتر از یک برنامه اجرایی، دریچه‌ای برای درک رویکرد تدوین‌کنندگان آن نسبت به مفاهیم قدرت و مشروعیت فراهم می‌کند.

اگرچه طراحی مسیر برای گذار از استبداد امری حیاتی است، اما واکاوی این سند از منظر لیبرال‌دموکراسی، نشان‌دهنده یک تضاد ساختاری عمیق است: تلاش برای رسیدن به ثبات از طریق تمرکزگرایی مفرط.

این نوشتار با نگاهی انتقادی، کاستی‌های بنیادین این دفترچه را در زمینه توزیع قدرت، حقوق شهروندی و بازنمایی کثرت جامعه ایران بررسی کرده و در مقابل هر بن‌بست ساختاری، جایگزینی دموکراتیک برای تضمین یک گذار شمول‌گرا ارائه می‌دهد.

۱. تمرکز قدرت در نهاد فردی و نقض تفکیک قوا (بند ۵ و ۶ سند)

نقد: طبق بندهای ۵ و ۶ سند، «رهبر خیزش ملی» در کانون تمامی نهادها قرار دارد. ابتکار تشکیل نهادها، تأیید نهایی انتصابات دولت و حتی دیوان گذار (قوه قضائیه) همگی به ایشان ختم می‌شود. این ادغامِ اختیارات قانونگذاری، اجرایی و قضایی در حیطه اختیار یک فرد، اصل بنیادین لیبرالیسم یعنی «تفکیک قوا» را بی‌معنا می‌کند. در این ساختار، قدرت مهار نمی‌شود، بلکه متمرکز می‌گردد. این بند به‌جای محدود کردن قدرت حکمران، او را فراتر از قانون می‌نشاند.

جایگزین لیبرال: ایجاد «شورای هماهنگی گذار» متشکل از نمایندگان احزاب، نهادهای مدنی و چهره‌های فرهنگی و اتنیکی جامعه. در این مدل، قدرت نه در یک فرد، بلکه در یک نهاد جمعی توزیع می‌شود که اعضای آن نسبت به یکدیگر حق نظارت و ایجاد توازن (Checks and Balances) دارند.

۲. نادیده گرفتن نقش عاملیت سیاسی زنان

نقد: علی‌رغم پیشاهنگی زنان در مبارزات معاصر ایران (به‌ویژه در جریان خیزش زن، زندگی، آزادی)، این سند در هیچ‌کجای فرآیند تصمیم‌سازی، جایگاه ویژه‌ای برای نقش‌آفرینی زنان در مدیریت دوره گذار قائل نشده است. نادیده گرفتن زنان نه‌تنها بی‌عدالتی است، بلکه چشم‌پوشی بر نیمی از پتانسیل مدیریتی و اجتماعی کشور در حساس‌ترین برهه تاریخ است.

جایگزین لیبرال: فراهم کردن بستر مشارکت برابر زنان در نهادهای دوره گذار. در دوره اضطراری، باید مکانیسمی برای تضمین حضور زنان در سطوح کلیدی تصمیم‌گیری (نهاد خیزش، دولت و دیوان) تعبیه شود. همچنین تشکیل «کمیسیون سراسری حقوق زنان» با اختیارات اجرایی برای لغو فوری قوانین تبعیض‌آمیز ضروری است تا حقوق زنان نه پاداشِ آینده، بلکه دستاوردِ روز نخست گذار باشد.

۳. منطق «صاحب‌خانه و مستأجر» در قبال تنوع ملی

نقد: نویسندگان سند با تأیید مطلق بر یک روایت خاص از تمامیت ارضی، خود را «صاحب‌خانه» و دیگر جریانات یا تنوع‌های اتنیکی را «مستأجرانی» قلمداد می‌کنند که تنها در صورت پذیرش قواعدِ از پیش‌تعیین‌شده حق حضور دارند. این رویکرد حذفی، تکثر جامعه ایران را نادیده گرفته و بذر عدم تحمل و درگیری‌های داخلی را می‌کارد.

جایگزین لیبرال: «قرارداد جدید اجتماعی». به رسمیت شناختن تنوعات اجتماعی-اتنیکی در همان ابتدای مسیر و تشکیل «مجلس نمایندگان تنوعات اجتماعی»؛ جایی که اقلیت‌ها نه به‌عنوان موضوع مدیریت، بلکه به‌عنوان شرکای استراتژیک در طراحی آینده ایران مشارکت کنند. حس تعلق است که تمامیت ارضی را تضمین می‌کند، نه تحکم نظامی یا سیاسی.

۴. عدم شفافیت و تقلیل نقش شهروندی (بند ۲ سند)

نقد: بند ۲ تأیید می‌کند که اسامی اعضای نهادهای کلیدی دوران گذار تا روز سقوط پنهان می‌ماند. پنهان‌ماندنِ هویت تصمیم‌گیران به بهانه امنیت، شهروندان را از کنشگران فعال به مخاطبان منفعلِ تصمیماتِ پشت‌پرده تقلیل می‌دهد. در نگاه لیبرال، شفافیت شرط اولیه مشروعیت است. نهادهایی که مردم از پیشینه گردانندگان آن‌ها بی‌خبر باشند، مستعد فساد و باندبازی خواهند بود.

جایگزین لیبرال: «شفافیت حداکثری». اعلام عمومی سوابق حرفه‌ای و مالی افرادی که برای جایگاه‌های کلیدی در نظر گرفته شده‌اند. در صورت وجود ملاحظات امنیتی جدی، باید حداقل مکانیزمی برای نظارت نهادهای مدنی و حقوق‌بشری مستقل بر این انتصابات وجود داشته باشد.

۵. مهندسی نرم رقابت سیاسی (بند ۷.۷ سند)

نقد: سپردن تدوین قانون انتخابات مجلس مؤسسان به «نهاد خیزش ملی» (که خود محصول انتصاب است)، بی‌طرفی رقابت را از بین می‌برد. طبق این بند، یک جریان هم قانون بازی را می‌نویسد، هم بازیگر است و هم داور. از منظر حقوقی، کسانی که قواعد رقابت سیاسی را می‌نویسند نباید خود در آن رقابت ذی‌نفع باشند؛ در غیر این صورت، این اقدام مصداق مهندسی نرم برای حذف رقبای سیاسی ناهمسو است.

جایگزین لیبرال: تشکیل «کمیسیون مستقل سراسری انتخابات» تحت نظارت ناظران بین‌المللی و حقوقدانان مستقل. اعضای این کمیسیون نباید حق کاندیداتوری داشته باشند تا برابری قواعد بازی برای همگان تضمین شود.

۶. خطر دائمی شدن وضعیت اضطراری (بند ۱۷ سند)

نقد: امکان تمدید دوره گذار توسط نهادهای انتصابی به بهانه «رخدادهای پیش‌بینی‌نشده»، بزرگترین روزنه برای بازتولید اقتدارگرایی است. تاریخ نشان داده که «وضعیت استثنایی» میل عجیبی به دائمی شدن دارد، به‌ویژه وقتی کلید پایان آن در دست ذی‌نفعانِ قدرت باشد.

جایگزین لیبرال: «مکانیسم انحلال خودکار و بازگشت به اراده عمومی». هرگونه تمدید فراتر از ۱۸ ماه باید صرفاً از طریق یک رفراندوم سریع یا تأیید مجمعی از نمایندگان واقعی اصناف و نهادهای مدنی صورت گیرد، نه با توافقِ محفلیِ نهادهای انتصابی.

۷. تعویق حاکمیت مردم

نقد: در این سند، مردم تنها در انتهای مسیر وارد صحنه می‌شوند. تا آن زمان، شهروندان موضوعِ مدیریت هستند، نه منبع قدرت. لیبرالیسم معتقد است مشروعیت باید از روز اول از پایین به بالا بجوشد، نه اینکه در آینده‌ای نامعلوم به سیستم تزریق شود.

جایگزین لیبرال: «حکمرانی محلی و توزیع قدرت». واگذاری بخشی از اختیارات اجرایی در دوره گذار به انجمن‌ها و شوراهای منتخب شهری و روستایی تا حاکمیت مردم هم‌زمان با مرحله اضطراری در سراسر کشور تمرین و اجرا شود.

نتیجه‌گیری

ایراد برجسته در این است که سند «مرحله اضطراری» ثبات را از طریق «تمرکز و کنترل» می‌جوید، اما لیبرال‌دموکراسی ثبات را محصول «مشارکت و مهار قدرت» می‌داند. نادیده گرفتن زنان، اقلیت‌ها و نهادهای مدنی در این سند، نشان‌دهنده یک نگاه سنتی به قدرت است که با واقعیت‌های امروز جامعه ایران هماهنگی ندارد. برای جلوگیری از ظهور یک استبداد تازه، قدرت حتی در اضطرار باید محدود، شفاف، کثرت‌گرا و پاسخگو بماند. به‌جای جستجو برای یک «فرد دادگر»، ما بایستی یاد بگیریم که قوانین و نهادهایی را بنا کنیم که قدرت سیاستمداران ناصالح را مهار کند.

در همین زمینه:

این مطلب را پسندیدید؟ کمک مالی شما به ما این امکان را خواهد داد که از این نوع مطالب بیشتر منتشر کنیم.

آیا مایل هستید ما را در تحقیق و نوشتن تعداد بیشتری از این‌گونه مطالب یاری کنید؟

.در حال حاضر امکان دریافت کمک مخاطبان ساکن ایران وجود ندارد

توضیح بیشتر در مورد اینکه چطور از ما حمایت کنید

نظر بدهید

در پرکردن فرم خطایی صورت گرفته

نظرها

نظری وجود ندارد.