ارتباط ناشناخته. ارتباط بدون سانسور. ارتباط برقرار نمی‌شود. سایت اصلی احتمالاً زیر سانسور است. ارتباط با سایت (های) موازی برقرار شد. ارتباط برقرار نمی‌شود. ارتباط اینترنت خود را امتحان کنید. احتمال دارد اینترنت به طور سراسری قطع شده باشد. ادامه مطلب

حمله هوایی پاکستان به افغانستان؛ تنشی مقطعی یا آغاز آرایش جدید امنیتی در منطقه؟

معین ارجمند ـ حمله اخیر پاکستان را باید در چارچوب رقابت‌های امنیتی گسترده‌تر در جنوب و غرب آسیا تحلیل کرد. اگر این تنش به روندی پایدار تبدیل شود، پیامدهای آن محدود به دو کشور نخواهد ماند و می‌تواند بر امنیت ایران، معادلات تقابل تهران ـ واشنگتن و توازن قدرت در خاورمیانه تأثیرگذار باشد.

دیدگاه
این مقاله در بخش دیدگاه منتشر شده است. نظرهای مطرح‌شده در این بخش، دیدگاه نویسندگان را بازتاب می‌دهند و نه لزوماً دیدگاه تحریریه زمانه را. زمانه آمادگی دارد نظرهای در برابر این دیدگاه را نیز منتشر کند.

حمله هوایی بامداد یکشنبه سوم اسفند ماه ۱۴۰۴ پاکستان به مناطقی در خاک افغانستان بار دیگر شکنندگی وضعیت امنیتی در جنوب آسیا را آشکار کرده است. هرچند مقام‌های پاکستانی این‌گونه عملیات‌ها را در چارچوب مقابله با گروه‌های مسلح مخالف اسلام‌آباد تعریف می‌کنند، اما تداوم چنین اقداماتی می‌تواند پیامدهایی فراتر از یک درگیری مرزی محدود داشته باشد.

از زمان بازگشت طالبان به قدرت در سال ۲۰۲۱، روابط کابل و اسلام‌آباد با بی‌اعتمادی متقابل همراه بوده است. پاکستان بارها مدعی شده برخی گروه‌های مسلح ضدپاکستانی در خاک افغانستان فعالیت دارند و طالبان نیز این ادعاها را رد یا مسئولیت آن را متوجه عوامل خارج از کنترل خود دانسته‌اند. حمله اخیر را می‌توان در چارچوب تلاش اسلام‌آباد برای افزایش فشار امنیتی و ارسال پیام بازدارنده به کابل تحلیل کرد.

با این حال، پرسش اصلی این است که اگر این درگیری‌ها ادامه یابد، منطقه با چه سناریوهایی روبه‌رو خواهد شد؟

در صورت تداوم حملات متقابل، مرز افغانستان و پاکستان می‌تواند به صحنه درگیری‌های کم‌شدت اما مداوم تبدیل شود؛ وضعیتی که نه به جنگ تمام‌عیار منتهی می‌شود و نه به ثبات پایدار. چنین الگوی فرسایشی معمولاً به افزایش هزینه‌های اقتصادی، بی‌ثباتی اجتماعی و تقویت بازیگران غیردولتی منجر می‌شود.

برای طالبان، ادامه حملات خارجی می‌تواند چالشی جدی در حوزه مشروعیت داخلی ایجاد کند. این گروه مشروعیت خود را بر «برقراری امنیت» بنا کرده و اگر نتواند از حملات فرامرزی جلوگیری کند، با فشارهای داخلی بیشتری مواجه خواهد شد.

بی‌ثباتی در افغانستان برای ایران صرفاً یک تحول خارجی نیست، بلکه موضوعی مرتبط با امنیت ملی این کشور است. مرزهای شرقی ایران در سال‌های گذشته همواره در معرض تهدیدهای ناشی از ناامنی افغانستان بوده‌اند.

در صورت گسترش درگیری میان کابل و اسلام‌آباد، چند پیامد محتمل است؛ افزایش تحرک گروه‌های مسلح در مناطق مرزی، احتمال شکل‌گیری موج جدید مهاجرت به سوی ایران و ضرورت بازآرایی بخشی از ظرفیت‌های امنیتی تهران به سمت شرق.

هم‌زمان با این تحولات، تنش‌های میان ایران و ایالات متحده آمریکا همچنان یکی از متغیرهای اصلی امنیت خاورمیانه است. هرگونه بی‌ثباتی در پیرامون ایران می‌تواند در چارچوب رقابت گسترده‌تر تهران و واشنگتن معنا پیدا کند.

اگر بحران افغانستان و پاکستان تشدید شود، ایران ممکن است ناچار شود تمرکز بیشتری بر امنیت مرزهای شرقی خود بگذارد؛ موضوعی که می‌تواند بر محاسبات منطقه‌ای تهران در سایر جبهه‌ها تأثیر بگذارد. از سوی دیگر، آمریکا گرچه حضور نظامی مستقیم در افغانستان ندارد، اما همچنان از ابزارهای اطلاعاتی و سیاسی برای مدیریت معادلات منطقه‌ای بهره می‌برد. تشدید بی‌ثباتی می‌تواند فضای رقابت غیرمستقیم میان تهران و واشنگتن را پیچیده‌تر کند.

سناریوهای پیش‌رو برای خاورمیانه

در سطح کلان، استمرار جنگ پاکستان و افغانستان می‌تواند سه مسیر را پیش‌روی منطقه قرار دهد:

نخست، مهار بحران از طریق میانجی‌گری و بازگشت به تنش کنترل‌شده؛ سناریویی که در آن درگیری‌ها محدود باقی می‌ماند. دوم، بی‌ثباتی زنجیره‌ای؛ وضعیتی که در آن ناامنی مرزی به موج مهاجرت، فعالیت گروه‌های مسلح و افزایش رقابت قدرت‌های منطقه‌ای منجر می‌شود. سوم، هم‌زمانی بحران‌ها؛ یعنی تشدید تنش در شرق ایران هم‌زمان با افزایش فشار در سایر جبهه‌های منطقه‌ای.

در چنین شرایطی، خاورمیانه وارد مرحله‌ای از چندبحرانی خواهد شد که احتمال خطای محاسباتی بازیگران را افزایش می‌دهد.

حمله اخیر پاکستان را باید در چارچوب رقابت‌های امنیتی گسترده‌تر در جنوب و غرب آسیا تحلیل کرد. اگر این تنش به روندی پایدار تبدیل شود، پیامدهای آن محدود به دو کشور نخواهد ماند و می‌تواند بر امنیت ایران، معادلات تقابل تهران ـ واشنگتن و توازن قدرت در خاورمیانه تأثیرگذار باشد.

منطقه در مقطعی قرار دارد که ویژگی آن نه جنگ‌های کلاسیک گسترده، بلکه درگیری‌های پراکنده، رقابت‌های نیابتی و فشارهای چندلایه ژئوپلیتیک است؛ وضعیتی که مدیریت آن بیش از هر زمان دیگری نیازمند دیپلماسی فعال و محاسبه‌گری دقیق است.

از همین نویسنده:

این مطلب را پسندیدید؟ کمک مالی شما به ما این امکان را خواهد داد که از این نوع مطالب بیشتر منتشر کنیم.

آیا مایل هستید ما را در تحقیق و نوشتن تعداد بیشتری از این‌گونه مطالب یاری کنید؟

.در حال حاضر امکان دریافت کمک مخاطبان ساکن ایران وجود ندارد

توضیح بیشتر در مورد اینکه چطور از ما حمایت کنید

نظر بدهید

در پرکردن فرم خطایی صورت گرفته

نظرها

نظری وجود ندارد.