کاخ گلستان تهران در حملات هوایی آمریکا و اسرائیل آسیب جدی دید
نادر افراسیابی ـ این رویداد هویت فرهنگی ملت را هدف قرار داد. جنبه دیگر به تناقض عملکرد جمهوری اسلامی برمیگردد که از یک سو از جامعه جهانی میخواهد فوراً از میراث فرهنگی در برابر حملات خارجی حفاظت کند و از سوی دیگر، در داخل کشور با تخریب گسترده بافتهای تاریخی، مرمتهای غیراصولی و بهرهبرداری سیاسی از این آثار، خود به تضعیف و فرسایش همان هویت ملی کمک کرده است. در بحبوحه تضعیف نهادهای بینالمللی و تغییر نظم جهانی، این پرسش مطرح میشود که آیا مرمت کاخ گلستان میتواند به الگویی از همکاری فراملی بدل شود، یا در میان تنشهای ژئوپلیتیکی و ناکارآمدی داخلی، خاموش و فراموش خواهد شد؟

کاخ گلستان تهران در حملات هوایی آمریکا و اسرائیل آسیب جدی دید
رضا صالحیامیری، وزیر میراث فرهنگی اعلام کرد که کاخ گلستان ثبتشده در فهرست جهانی یونسکو، در اثر پیامدهای موج انفجار ناشی از حملات هوایی نیروهای آمریکا و اسرائیل آسیب جدی دیده است.
این حادثه نگرانیهایی را در مورد سلامت فیزیکی این مکان تاریخی برانگیخته و بر پیامدهای گستردهتر برای حفظ میراث فرهنگی تأکید دارد. دولت ایران قصد دارد گزارش رسمی به یونسکو ارائه دهد و بر اهمیت حفاظت از میراث فرهنگی تأکید کند.
کاخ گلستان، واقع در مرکز تاریخی تهران، یکی از کهنترین و ارزشمندترین مجموعههای معماری ایران است که ریشه در دوران صفویه دارد و در دوره قاجار به اوج شکوفایی رسید. این مجموعه که به عنوان اقامتگاه سلطنتی و مرکز حکومت شاهان قاجار مورد استفاده قرار میگرفت، تلفیقی بینظیر از هنر سنتی ایرانی با عناصر معماری غربی را به نمایش میگذارد. از ویژگیهای برجسته آن میتوان به آینهکاریهای خیرهکننده تالار آینه، کاشیکاریهای پیچیده، شمسالعماره به عنوان بلندترین بنای آن زمان، و ایوان تخت مرمر اشاره کرد که هر یک شاهکاری از هنر و معماری عصر خود محسوب میشوند.
این اثر ارزشمند در سال ۲۰۱۳ میلادی بر اساس معیارهای دوم، سوم و چهارم یونسکو در فهرست میراث جهانی به ثبت رسید و نشاندهنده تبادل ارزشهای انسانی میان شرق و غرب، گواهی استثنایی بر تمدن قاجار، و نمادی از مدرنیزاسیون ایران در قرن نوزدهم است.
میراث فرهنگی در جنگها
حملات ظاهراً بخشهای مختلفی از کاخ را تحت تأثیر قرار داده، از جمله باغها و برخی عناصر تزئینی پیچیده که ساختمانها را آراستهاند. در حالی که یونسکو بر لزوم حفاظت از میراث فرهنگی در زمان درگیریهای مسلحانه تأکید دارد، این حادثه یادآوری تلخی از آسیبپذیری چنین مکانهایی در سراسر جهان است.
میراث فرهنگی به عنوان حافظه تاریخی و هویتساز یک ملت، همواره در زمان درگیریها و تنشها در معرض آسیبپذیری جدی قرار دارد. بناها، اشیاء و نمادهای فرهنگی، فراتر از ارزش مادی خود، تجسم روح جمعی، تاریخ مشترک و تعلق خاطر یک جامعه به شمار میروند. هنگامی که مکانهایی مانند کاخ گلستان هدف قرار میگیرند، در واقع رشتههای نامرئی پیونددهنده نسل امروز با گذشتگان قطع میشود.
جنگها و درگیریها در سراسر جهان آسیبهای جبرانناپذیری به میراث فرهنگی بشریت وارد کردهاند. در سال ۲۰۰۱، طالبان تندیسهای عظیم بودا در بامیان افغانستان را که قدمتی ۱۵۰۰ ساله داشتند و بلندترین تندیسهای بودا در جهان محسوب میشدند، با استفاده از مواد منفجره ویران کرد . گروه داعش نیز در سال ۲۰۱۵ معبد باستانی بل و معبد بعلشامین در پالمیرا سوریه را که به سده نخست میلادی بازمیگشت، با خاک یکسان کرد. در جریان جنگهای یوگسلاوی، شهر قدیمی دوبروونیک که از سال ۱۹۷۹ در فهرست یونسکو ثبت شده بود، در سالهای ۱۹۹۱ و ۱۹۹۲ بر اثر حملات توپخانهای به شدت آسیب دید و بیش از دو سوم بناهای تاریخی آن مورد اصابت قرار گرفت .همچنین در جنگ داخلی سوریه، مناره مسجد جامع حلب که در سده یازدهم میلادی ساخته شده بود، در سال ۲۰۱۳ فرو ریخت و کتابخانه ملی سارایوو در جریان محاصره این شهر در سال ۱۹۹۲ طعمه حریق شد و نزدیک به دو میلیون جلد کتاب را از دست داد.
آنچه در مورد کاخ گلستان مطرح شده، یک آسیب جانبی ناشی از درگیریها بوده است. با این حال، همین آسیبهای جانبی نیز در حقوق بینالملل به ویژه کنوانسیونهای لاهه و پروتکلهای آن، موضوعیت دارند و بر اساس این قوانین، طرفهای درگیر موظفاند از به کارگیری مکانهای فرهنگی برای اهداف نظامی خودداری کرده و تمام اقدامات ممکن را برای جلوگیری از آسیب غیرمستقیم به این گنجینهها انجام دهند. آنچه این وضعیت را حساستر میکند، قرار گرفتن کاخ گلستان در فهرست میراث جهانی یونسکو است که به آن جایگاهی فراملی میبخشد و جامعه بینالمللی را مسئول حفاظت از آن میکند. بنابراین، حتی اگر آسیب وارده عمدی نبوده باشد، مسئولیت طرفهای درگیر در قبال رعایت اصل تناسب و تمایز در انتخاب اهداف نظامی و جلوگیری از صدمات جانبی به میراث فرهنگی بشریت، همچنان به قوت خود باقی است.
پیگیری ایران از مجاری بینالمللی
ایران در واکنش به این حادثه، اعلام کرده است که پیگیریهای لازم را از مجاری بینالمللی به عمل خواهد آورد. گزارش رسمی که به یونسکو ارائه میشود، ضمن تشریح جزئیات و میزان خسارات وارده، خواستار توجه فوری جامعه جهانی برای جلوگیری از تکرار حملات علیه اماکن فرهنگی و تاریخی خواهد شد. دولت ایران امیدوار است که این گزارش بتواند حساسیتهای لازم را برای حفاظت از میراث فرهنگی نه فقط به عنوان گنجینههای ملی، بلکه به مثابه میراث مشترک تمام بشریت برانگیزد.
این وضعیت از آن جهت حائز اهمیت است که مرز باریکی بین حفظ میراث فرهنگی و مناقشات ژئوپلیتیکی منطقه را نمایان میسازد. اقدام ایران در پیگیری بینالمللی این موضوع میتواند منجر به نظارت دقیقتر بر عملیات نظامی در منطقه و توجه بیشتر به پیامدهای جانبی آن بر بناهای تاریخی شود. چنین رویکردی در نهایت میتواند زمینهساز تقویت هنجارهای بینالمللی برای حفاظت از میراث فرهنگی در زمان درگیریها باشد.
این نکته را نیز باید در نظر داشت که کارنامه جمهوری اسلامی در زمینه حفاظت از میراث فرهنگی همواره با نقدهای جدی مواجه بوده است. در داخل کشور، تخریب گسترده خانههای تاریخی در بافتهای قدیمی شهرها، مرمتهای غیراصولی که اصالت تاریخی بناها را خدشهدار کرده، تغییر کاربریهای نامناسب و واگذاری آثار تاریخی به بخش خصوصی بدون نظارت کافی، نمونههایی از رویکردی است که بعضاً اولویت را نه به حفظ اصالت، که به منافع اقتصادی یا سهلانگاری اداری داده است. در چنین شرایطی، طرح شکایت بینالمللی از سوی دولتی که خود در داخل عملکردی بحثانگیز در قبال میراث فرهنگی داشته، این ظن را تقویت میکند که حفاظت از این آثار گاه به ابزاری برای بهرهبرداری سیاسی و فشار دیپلماتیک بدل میشود، تا آنکه انعکاس دغدغهای واقعی برای پاسداشت هویت تاریخی کشور باشد.
چشمانداز تیره حمایت بینالمللی
از سوی دیگر چشمانداز تقویت هنجارهای بینالمللی در شرایط کنونی بسیار تیره و تار به نظر میرسد. با توجه به خروج یکجانبه و گسترده ایالات متحده از ۶۶ نهاد بینالمللی در ژانویه ۲۰۲۶ -که شامل سازمانهایی مانند یونسکو، شورای حقوق بشر و چارچوب سازمان ملل در مورد تغییرات اقلیمی میشود- و همچنین توقف تعهدات مالی این کشور به سازمان ملل، ستونهای نظم مبتنی بر قواعد چندجانبه به شدت تضعیف شده است . در چنین بستری، حملات اخیر به ایران بدون مجوز شورای امنیت، نه یک استثنا، بلکه نشانهای از عادیسازی نقض منشور ملل متحد (به ویژه ماده ۲ در منع توسل به زور تلقی میشود .
با این حال، نباید نتیجه گرفت که نظام چندجانبه به طور کامل از بین رفته است. تجربه تاریخی نشان داده که نهادهای بینالمللی علیرغم کارشکنی بزرگترین حامی خود، به حیات خود ادامه دادهاند. در واکنش به خلا ایجاد شده توسط آمریکا، قدرتهای میانی و بازیگران منطقهای مانند چین، روسیه و اتحادیه اروپا در حال افزایش سهم خود در تأمین مالی و حفظ این نهادها هستند و سازوکارهای جایگزینی مانند گروه بریکس و سازمان همکاری شانگهای وزن بیشتری مییابند. همچنین نهادهایی مانند یونسکو و ائتلاف بینالمللی حفاظت از میراث فرهنگی (ALIPH) با وجود فشارها، همکاریهای خود را برای حفاظت از میراث در معرض خطر تقویت کردهاند .اما واقعیت این است که در کوتاهمدت، افول هنجارهای بینالمللی و جایگزینی تدریجی «قدرت» به جای «قانون»، کشورهای کوچکتر و میراث فرهنگی مشترک بشریت را بیش از پیش آسیبپذیر ساخته است.
چشمانداز مرمت کاخ گلستان با توجه به ماهیت آسیبدیدگی و شرایط کنونی، با چالشها و ابهامات متعددی روبهرو است. از آنجا که گزارش رسمی آسیبها هنوز به طور کامل منتشر نشده، برآورد دقیق خسارات و زمان مورد نیاز برای ترمیم دشوار است. با این حال، تجربه مرمت بناهای تاریخی آسیبدیده از موج انفجار نشان میدهد که این فرآیند بسیار پیچیدهتر از بازسازی یک بنای معمولی است، چرا که موج انفجار میتواند آسیبهای ساختاری نامرئی ایجاد کند که در کوتاهمدت آشکار نمیشوند.
با وجود دشواریهای فراوان، نباید از یاد برد که تجارب بینالمللی موفقی در مرمت بناهای تاریخی آسیبدیده از جنگ وجود دارد که میتواند برای کاخ گلستان الهامبخش باشد. شهر قدیمی دوبروونیک که در جریان جنگهای یوگسلاوی در دهه ۱۹۹۰ بر اثر صدها گلوله توپخانه به شدت آسیب دیده بود، با حمایت گسترده یونسکو و همکاری متخصصان بینالمللی طی دو دهه مرمت شد و امروز دوباره شکوه پیشین خود را بازیافته است. این تجربه نشان میدهد که حتی آسیبهای عمیق ناشی از انفجار، از جمله ترکهای ساختاری پنهان در دیوارها و پیها، با مستندسازی دقیق، استفاده از فناوریهای نوین و بهرهگیری از دانش مرمتگران ماهر قابل ترمیم است. اگر ایران بتواند رویکردی حرفهای و شفاف در گزارشدهی به یونسکو در پیش بگیرد و همکاری فنی با این نهاد بینالمللی را نه به مثابه ابزاری سیاسی، بلکه به عنوان فرصتی برای انتقال دانش و جذب کمکهای تخصصی تلقی کند، کاخ گلستان نیز میتواند همچون دوبروونیک، فصل تازهای از حیات خود را آغاز کند.










نظرها
نظری وجود ندارد.