ارتباط ناشناخته. ارتباط بدون سانسور. ارتباط برقرار نمی‌شود. سایت اصلی احتمالاً زیر سانسور است. ارتباط با سایت (های) موازی برقرار شد. ارتباط برقرار نمی‌شود. ارتباط اینترنت خود را امتحان کنید. احتمال دارد اینترنت به طور سراسری قطع شده باشد. ادامه مطلب

وقتی همه چیز سیاه و سفید به نظر می‌رسد

در زمان جنگ، جامعه‌ها اغلب به دوگانه‌های ساده فروکاسته می‌شوند: میهن‌پرست یا خائن، پیروزی یا شکست. جواد بکتاش در این مقاله می‌نویسد تجربه‌های تاریخی نشان می‌دهد واقعیت جنگ پیچیده‌تر از این تقسیم‌بندی‌هاست. حذف صداهای متفاوت نه هزینه‌ها را کم می‌کند و نه بحران را حل؛ برعکس، گفت‌وگوی انتقادی و چندصدایی تنها راهی است که می‌تواند تصمیم‌های پرهزینه سیاسی را قابل پرسش و پاسخ نگه دارد.

دیدگاه
این مقاله در بخش دیدگاه منتشر شده است. نظرهای مطرح‌شده در این بخش، دیدگاه نویسندگان را بازتاب می‌دهند و نه لزوماً دیدگاه تحریریه زمانه را. زمانه آمادگی دارد نظرهای در برابر این دیدگاه را نیز منتشر کند.

در میانه یک جنگ بحث‌برانگیز، جامعه خیلی زود دوقطبی می شود. بخشی می گویند دفاع از منافع ملی است؛ بخشی دیگر آن را اشتباهی پرهزینه و از نظر اخلاقی مسئله دار می‌دانند. این الگو تازه نیست. در اواخر دهه ۱۹۶۰ در آمریکا، دانشجویان علیه جنگ ویتنام به خیابان آمدند، گارد ملی وارد دانشگاه‌ها شد و چند کشته بر جا گذاشت. برخی مخالفان را «غیر میهن پرست» می‌نامیدند و منتقدانی از فاجعه‌ای انسانی هراس داشتند. شکاف فقط در سیاست نماند؛ وارد خانه‌ها و روابط انسانی شد.

اما تاریخ یک ویژگی مهم دارد: به ندرت قطعی و یک دست است. ممکن است نتیجه یک جنگ پرهزینه و حتی شکست آمیز باشد، اما این به تنهایی همه انگیزه‌های اولیه را بی معنا نمی‌کند. همان طور که نیت تصمیم گیران هم پیامدهای واقعی را توجیه نمی کند. تاریخ معمولاً در تنش میان نیت، ساختار قدرت و نتیجه شکل می‌گیرد. همین پیچیدگی است که قضاوت‌های سریع و مطلق را دشوار می‌کند.

مسئله فقط خود جنگ نیست؛ مسئله نحوه بحث درباره آن است. وقتی نقد یک سیاست به مسئله هویت تبدیل شود، «میهن پرست» یا «خائن»، گفت و گو عملاً متوقف می‌شود. سیاست شبیه مسابقه‌ای می‌شود که فقط دو جایگاه دارد: برد یا باخت. در چنین فضایی، پرسش‌های جدی مجال بروز پیدا نمی‌کنند.

تجربه‌های دیگر چه می‌گویند؟

اول، حذف صدای مخالف معمولاً هزینه را کاهش نمی‌دهد؛ آن را انباشته می‌کند. مخالفت می‌تواند نقش هشدار اولیه داشته باشد. انسداد گفت و گو اغلب بحران را به آینده منتقل می‌کند، جایی که باز کردن آن دشوارتر و پرهزینه‌تر خواهد بود.

دوم، چندصدایی الزاماً ضعف نیست. بریتانیا سال‌ها پس از مشارکت در جنگ عراق، گزارش مفصل «چیلکات» را منتشر کرد تا روند تصمیم گیری بررسی شود. این گزارش همه اختلاف‌ها را حل نکرد، اما یک پیام روشن داشت: تصمیم‌های بزرگ باید قابل بازخواست باشند. چندصدایی یعنی وجود سازوکاری برای ثبت روایت‌های مختلف، نه رسیدن به توافق کامل.

سوم، شفافیت حیاتی است. جنگ پرهزینه ترین ابزار سیاست است. اگر هدف روشن نباشد، اگر تعریف دقیقی از «پیروزی» وجود نداشته باشد، یا اگر راه خروج مشخص نشود، احتمال لغزش بسیار بالاست. مداخله آمریکا در عراق در سال ۲۰۰۳ قرار نبود جنگی طولانی باشد؛ اما شد. ابهام در برآورد هزینه‌ها و خوش‌بینی سیاسی، بعدها به بحران اعتماد عمومی انجامید.

اگر این بحث را به ایران امروز تعمیم دهیم، تصویر ناآشنا نیست. در فضای قطبی، هر متنی که از قطعیت فاصله بگیرد ممکن است متهم به بی موضعی شود. صادقانه باید گفت: وقتی فشار اقتصادی و سیاسی بالاست، جامعه موضع‌های روشن و سریع می‌خواهد. پیچیدگی، بسیج نمی‌کند.

اما حذف پیچیدگی، واقعیت را تغییر نمی‌دهد؛ فقط بحران را عقب می‌اندازد.

از منظر فلسفه سیاسی، این بحث سابقه‌ای طولانی دارد. نظریه «جنگ عادلانه» کوشیده است معیارهایی اخلاقی برای توجیه یا نقد جنگ ارائه دهد: علت عادلانه، تناسب، آخرین راه‌حل بودن و احتمال موفقیت. اختلاف‌ها اغلب دقیقاً بر سر تفسیر همین معیارها شکل می‌گیرد. چه چیزی «آخرین راه‌حل» است؟ چه سطحی از تلفات «متناسب» محسوب می‌شود؟ در بسیاری از جنگ‌های معاصر، هر دو سوی منازعه خود را به این سنت ارجاع داده‌اند، اما به نتایجی متفاوت رسیده‌اند.

در کنار این سنت، متفکرانی مانند هانا آرنت هشدار داده‌اند که سیاست وقتی به دوگانه‌های مطلق فروکاسته شود، توان داوری مستقل شهروندان تضعیف می‌شود. زبان بسیج‌کننده می‌تواند جایگزین تفکر انتقادی شود و پیچیدگیِ واقعیت را به روایت‌های ساده‌شده تقلیل دهد. تجربه‌های تاریخی نشان می‌دهد که چنین تقلیلی، گرچه در کوتاه‌مدت انسجام می‌آفریند، در بلندمدت هزینه‌های بیشتری تحمیل می‌کند.

در دهه‌های اخیر، مناقشه درباره نسبت حکومت و جامعه اغلب به دوگانه‌های تند فروکاسته شده است. ساختاری که خود را حامل حقیقتی قطعی می‌دانسته، چندصدایی را تهدید تلقی می‌کرده است. در مقابل، جامعه‌ای که برای حداقلی از آزادی و امکان بیان هزینه داده، حساس‌تر و بی اعتمادتر شده است. اپوزیسیون نیز تک‌صدا نیست؛ اما همین تنوع، به جای آن که نشانه پویایی تلقی شود، به‌عنوان ضعف معرفی می‌شود.

نتیجه این وضعیت، کاهش ظرفیت گفت و گوی واقعی است. اختلاف نظر به جای آن که منبع بهبود باشد، به ابزار بی‌اعتبارسازی تبدیل می‌شود.

حتی تأکید بر پیچیدگی هم ممکن است برای برخی کافی نباشد؛ شاید محافظه‌کارانه به‌نظر برسد. اما هدف، پاک کردن مرزهای اخلاقی یا بی‌تفاوتی نسبت به رنج نیست. هدف یادآوری این نکته است که تصمیم‌های بزرگ، به ویژه آن‌هایی که هزینه انسانی و اجتماعی دارند، بدون شنیدن صداهای متنوع، معمولاً پرهزینه‌تر تمام می‌شوند.

تاریخ به ما نمی‌گوید چه کسی همیشه «درست» است؛ بیشتر نشان می‌دهد که ساده‌سازی اغلب گران تمام می‌شود. شاید در دوره‌های حساس، پذیرش این واقعیت دشوار باشد. اما تجربه ملت‌های مختلف نشان داده است که جامعه‌ای که امکان گفت و گوی انتقادی را حفظ کند، شانس بیشتری برای تغییر کم هزینه‌تر دارد.

جهان پیچیده است. سیاست هم همین‌طور.

اصرار بر دیدن همه چیز در دو رنگ، معمولاً به معنای نادیده گرفتن طیفی است که سرنوشت واقعی در آن رقم می‌خورد. شاید مهمترین چاره، پذیرش همین پیچیدگی باشد: پرهیز از ساده‌سازی، اصرار بر پاسخ‌گویی و حفظ امکان گفت‌و‌گوی انتقادی. در شرایط عدم قطعیت، هیچ جامعه‌ای با حذف صداها قدرتمندتر نمی‌شود. تاریخ بیش از آن که میدان اثبات حقانیت مطلق باشد، عرصه سنجش تصمیم‌های انسانی در شرایط محدود و پرابهام است.

منابع پیشنهادی

Arendt, Hannah. On Violence.
Arendt, Hannah. Between Past and Future.
Walzer, Michael. Just and Unjust Wars.
Herring, George C. America’s Longest War: The United States and Vietnam, 1950 to 1975.
Appy, Christian G. American Reckoning: The Vietnam War and Our National Identity.
The Iraq Inquiry (Chilcot Report), 2016.
Ellsberg, Daniel. The Pentagon Papers.

بیشتر بخوانید:

این مطلب را پسندیدید؟ کمک مالی شما به ما این امکان را خواهد داد که از این نوع مطالب بیشتر منتشر کنیم.

آیا مایل هستید ما را در تحقیق و نوشتن تعداد بیشتری از این‌گونه مطالب یاری کنید؟

.در حال حاضر امکان دریافت کمک مخاطبان ساکن ایران وجود ندارد

توضیح بیشتر در مورد اینکه چطور از ما حمایت کنید

نظر بدهید

در پرکردن فرم خطایی صورت گرفته

نظرها

نظری وجود ندارد.