ارتباط ناشناخته. ارتباط بدون سانسور. ارتباط برقرار نمی‌شود. سایت اصلی احتمالاً زیر سانسور است. ارتباط با سایت (های) موازی برقرار شد. ارتباط برقرار نمی‌شود. ارتباط اینترنت خود را امتحان کنید. احتمال دارد اینترنت به طور سراسری قطع شده باشد. ادامه مطلب

حمله به تأسیسات آب‌شیرین‌کن قشم: جنگ آب در خلیج فارس آغاز شده است؟

ساسان نویدی ـ آیا خلیج فارس در آستانه یک فاجعه انسانی ـ امنیتی قرار گرفته است؟ حمله به تأسیسات آب‌شیرین‌کن قشم که ایران آن را به آمریکا نسبت می‌دهد، با واکنش نظامی سریع سپاه پاسداران علیه پایگاه آمریکایی جفیر در بحرین مواجه شد. در شرایطی که تأمین آب ۱۸ استان ایران به این پروژه‌های راهبردی وابسته است و کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس نیز ۴۰ درصد آب شیرین جهان را تولید می‌کنند، به نظر می‌رسد منطقه وارد مرحله خطرناکی شده که در آن زیرساخت‌های حیاتی به هدفی راهبردی تبدیل شده‌اند.

بر اساس اظهارات مقامات ایرانی، تأسیسات آب‌شیرین‌کن شرکت مپنا در جزیره قشم، شامگاه ۶ مارس ۲۰۲۶/ ۱۵ اسفند ۱۴۰۴ هدف حمله نظامی قرار گرفته است. به گفته احمد نفیسی، معاون استاندار هرمزگان، این حمله به زیرساخت حیاتی که روزانه ۱۲ تا ۱۵ هزار مترمکعب آب مورد نیاز جزیره را تأمین می‌کرد، خسارت زده و در نتیجه تأمین آب حدود ۳۰ روستا با اختلال جدی مواجه شده است.

در واکنش به این رویداد، عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران در شبکه اجتماعی ایکس، این اقدام را «جنایت آشکار و از سر استیصال آمریکا» خواند و هشدار داد هدف قرار دادن زیرساخت‌های حیاتی ایران اقدامی بسیار خطرناک با پیامدهای سنگین است. به دنبال این حمله، سپاه پاسداران اعلام کرد که پایگاه آمریکایی جفیر در بحرین را هدف حملات موشکی قرار داده است.

پوشش رسانه‌های بین‌المللی از این رویداد عمدتاً مبتنی بر نقل قول از منابع ایرانی و فاقد تأیید مستقل از سوی مقامات آمریکایی است. بی‌بی‌سی این گزارش‌ها را «تأییدنشده» توصیف کرده و رسانه‌های غربی تصاویر یا شواهد مستقیمی از این حمله منتشر نکرده‌اند. در غیاب اظهارنظر رسمی پنتاگون، تمرکز اصلی پوشش خبری بر تشدید تنش‌ها و پاسخ‌های نظامی متقابل در منطقه معطوف شده است.

در شامگاه ۶ مارس ۲۰۲۶، حمله به تأسیسات آب‌شیرین‌کن قشم که ایران آن را به آمریکا و اسرائیل نسبت داد، حلقه اول زنجیره تشدید تنش را شکل داد. ساعاتی بعد، سپاه پاسداران در واکنش به این رویداد، پایگاه آمریکایی جفیر در بحرین را هدف موشک‌های خود قرار داد که همزمان با رهگیری موشک‌هایی در آسمان قطر، امارات و عربستان سعودی همراه بود. این حملات به خاک کشورهای عربی، آنها را بر آن داشت تا خواستار برگزاری نشست فوری و اضطراری اتحادیه عرب شوند که فردا (۸ مارس) به صورت ویدئوکنفرانس در سطح وزیران خارجه برای بررسی «تجاوز ایران به حاکمیت کشورهای عربی» تشکیل می‌شود.

طرح‌های راهبردی تأمین و انتقال آب از خلیج فارس

طرح‌های راهبردی تأمین و انتقال آب از خلیج فارس و دریای عمان که با عنوان کلی «طرح تأمین و انتقال آب به فلات مرکزی ایران» شناخته می‌شوند، مجموعه‌ای از پروژه‌های عظیم ملی هستند که توسط شرکت تأمین و انتقال آب خلیج فارس (واسکو) مدیریت و اجرا می‌شوند. این طرح‌ها که در پاسخ به کمبود آب برای مصارف شرب و صنعت در استان‌های مرکزی و شرقی کشور طراحی شده‌اند، شامل احداث تأسیسات آبگیری و نمک‌زدایی در سواحل جنوبی و خطوط لوله طویل برای انتقال آب شیرین‌سازی‌شده به مقاصد مصرف است. بر اساس مطالعات جامع آب کشور با افق ۱۴۲۵، برای جبران کسری آب مورد نیاز صنعت و شرب در مناطق فراساحلی، دو گزینه اصلی مطرح بود: خرید آب از کشور تاجیکستان یا شیرین‌سازی آب دریاهای جنوب که در نهایت گزینه دوم با این شرط که تمام هزینه‌ها توسط بخش خصوصی و صنایع خریدار آب تأمین شود، به تصویب رسید.

مهم‌ترین این خطوط انتقال شامل سه مسیر اصلی است: خط یکم با آبگیری از غرب بندرعباس به طول ۸۲۶ کیلومتر تا معادن گل‌گهر سیرجان و اردکان یزد با ظرفیت نهایی ۴۷۰ میلیون مترمکعب در سال، خط دوم نیز از غرب بندرعباس به طول ۹۷۰ کیلومتر تا صنایع استان کرمان و یزد با ظرفیت ۲۰۰ میلیون مترمکعب، و خط سوم که آبگیری آن از دریای عمان در محدوده روستای رمین در شرق چابهار انجام می‌شود و با ۱۳۴۲ کیلومتر طول، آب را به زاهدان، زابل، بیرجند و مشهد منتقل می‌کند. این خطوط مجموعاً ۳۷۰۰ کیلومتر طول دارند و برای تأمین آب ۱۸ استان کشور پیش‌بینی شده‌اند. شرکت واسکو با احداث بزرگ‌ترین سایت‌های نمک‌زدایی و ایستگاه‌های پمپاژ، زیرساخت قابل اتکایی برای تأمین آب پایدار صنایع معدنی و فولادی کشور مانند گل‌گهر، ملی مس و چادرملو فراهم آورده است.

تهدید به نابودی کامل و مرگ حتمی

دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا در تازه‌ترین پیام خود، صراحتاً اعلام کرده که اکنون مناطقی و گروه‌هایی از مردم که تا این لحظه هدف حملات نبوده‌اند، برای «نابودی کامل و مرگ حتمی» به دلیل «رفتار بد ایران» در دست بررسی جدی هستند. این ادبیات که با لحن پیروزمندانه همراه است، نشان می‌دهد آمریکا نه تنها به دنبال توقف حملات نیست، بلکه با فرض اینکه ایران را به زانو درآورده، به دنبال تسلیم یا فروپاشی کامل از طریق گسترش دامنه اهداف خود به مناطقی فراتر از تأسیسات نظامی و زیرساخت‌های حیاتی است. لحن این توییت که ایران را «قلدر سابق» و اکنون «بازنده خاورمیانه» خطاب می‌کند، فضای روانی و رسانه‌ای را برای مشروعیت‌بخشی به حملات گسترده‌تر علیه اهداف غیرنظامی فراهم می‌سازد. (در لحظه نوشتن این گزارش خبر رسیده که پالایشگاه تهران هدف قرار گرفته است. این خبر را اما در این لحظه مقامات ایرانی تأیید نکرده‌اند).

پیامدهای این رویکرد بسیار گسترده و خطرناک خواهد بود. نخست آنکه، حملات قبلی آمریکا و اسرائیل به تأسیسات غیرنظامی منجر به خسارات سنگینی شده است؛ به طوری که هلال احمر ایران اعلام کرده بیش از ۴۰۰۰ ساختمان غیرنظامی شامل ۳۶۴۶ واحد مسکونی و ۵۲۸ واحد تجاری تخریب یا آسیب دیده و سه بیمارستان نیز از مدار خارج شده‌اند. با گسترش دامنه اهداف، این آمار می‌تواند فاجعه‌بارتر شود. از سوی دیگر، استراتژی ایران در پاسخ به این تهدیدات، گسترش میدان نبرد به کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس بوده است. ایران با حمله به فرودگاه‌های دبی، ابوظبی، کویت و منامه و همچنین تأسیسات نفتی عربستان، عملاً نشان داده که در صورت هدف قرار گرفتن زیرساخت‌های حیاتی‌اش، کشورهای همسایه را نیز درگیر خواهد کرد. این «استراتژی زمین سوخته» می‌تواند منطقه را به سمت جنگی فراگیر سوق دهد که در آن ائتلاف عربی-آمریکایی علیه ایران شکل گرفته و غیرنظامیان در چندین کشور قربانی اصلی این درگیری گسترده خواهند بود.

زیرساخت‌های حیاتی آب و انرژی در سراسر منطقه

کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس دارای عظیم‌ترین تأسیسات آب‌شیرین‌کن در جهان هستند که برای بقای جمعیت و اقتصاد این منطقه حیاتی‌اند. عربستان سعودی میزبان تأسیسات راس الخیر است که با ظرفیت تولید روزانه بیش از یک میلیون مترمکعب آب شیرین و ۲۴۰۰ مگاوات برق، به عنوان بزرگترین تأسیسات ترکیبی آب‌شیرین‌کن جهان شناخته می‌شود و آب مورد نیاز ریاض و حفر الباطن را تأمین می‌کند. امارات متحده عربی نیز تأسیسات عظیم طویله در ابوظبی را در اختیار دارد که با ظرفیت تولید ۹۰۹,۲۱۸ مترمکعب در روز، بزرگترین نیروگاه آب‌شیرین‌کن به روش اسمز معکوس در جهان است و آب آشامیدنی حدود ۴.۵ میلیون نفر را تأمین می‌کند. در مجموع، کشورهای شورای همکاری خلیج فارس حدود ۴۰ درصد از آب شیرین‌شده جهان را تولید می‌کنند و بیش از ۴۰۰ تأسیسات آب‌شیرین‌کن در سراسر منطقه فعال است. کویت ۹۰ درصد، عمان ۸۶ درصد و عربستان ۷۰ درصد از آب آشامیدنی خود را از این تأسیسات تأمین می‌کنند، در حالی که قطر با ۱۰۹ تأسیسات و امارات با ۷۰ تأسیسات، بخش عمده نیاز آبی خود را از این طریق برآورده می‌سازند .

نابودی این تأسیسات حیاتی پیامدهای فاجعه‌باری برای منطقه خواهد داشت که فراتر از خسارت‌های اقتصادی و تجاری است. بر اساس اسناد فاش‌شده دیپلماتیک آمریکا، اگر تأسیسات جبیل در عربستان که بیش از ۹۰ درصد آب ریاض را تأمین می‌کند، هدف قرار گیرد، پایتخت عربستان «ظرف یک هفته باید تخلیه شود» و ساختار فعلی دولت سعودی بدون این تأسیسات قابل بقا نیست. چنین حملاتی می‌تواند بحران سریع امنیت انسانی را با تهدید آب آشامیدنی، برق، بهداشت و نظم عمومی به طور همزمان ایجاد کند. تحلیلگران هشدار می‌دهند که کشورهای عربی می‌توانند شوک‌های قیمتی، لغو پروازها و اختلال موقت انرژی را تحمل کنند، اما نمی‌توانند در برابر فروپاشی بزرگ در تأمین آب آشامیدنی مقاومت کنند. این وضعیت می‌تواند کشورهای حاشیه خلیج فارس را وادار کند تا امنیت آب را بهعنوان بقای ملی تلقی کرده و مستقیماً وارد درگیری شوند یا حمایت خود را از اقدامات تلافی‌جویانه گسترده‌تر تقویت کنند.

چشم‌انداز منطقه در ساعات و روزهای آینده بسیار تیره و خطرناک است و می‌توان آن را حرکت به سمت جنگی تمام‌عیار با اهداف نامحدود توصیف کرد. با توجه به پیام اخیر ترامپ که وعده «نابودی کامل و مرگ حتمی» برای مناطقی که تاکنون هدف نبوده‌اند داده، و از سوی دیگر، پاسخ ایران با حملات موشکی به پایگاه‌های آمریکایی و کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس، حلقه تشدید تنش به نقطه بی‌بازگشتی نزدیک شده است. نشست اضطراری اتحادیه عرب در قاهره می‌تواند نقطه عطفی باشد که در آن کشورهای عربی یا به سمت ائتلافی منسجم با آمریکا حرکت کنند و یا خواستار مهار بحران شوند، اما شواهد نشان می‌دهد حملات ایران به خاک آنها، موازنه را به نفع گزینه اول تغییر داده است. در این میان، آسیب‌پذیرترین بخش، زیرساخت‌های حیاتی آب و انرژی در سراسر منطقه است. نابودی هر یک از تأسیسات عظیم آب‌شیرین‌کن در خلیج فارس می‌تواند منجر به فاجعه‌ای انسانی، آوارگی میلیون‌ها نفر و فروپاشی تمامیت ارضی کشورهای هدف شود. به عبارت دیگر، منطقه در آستانه جنگی است که در آن نه تنها ارتش‌ها، بلکه غیرنظامیان و تمامیت زیست‌پذیری شهرها نیز به طور مستقیم هدف قرار گرفته‌اند و هرگونه محاسبه اشتباه می‌تواند خاورمیانه را برای دهه‌ها به جهنمی غیرقابل سکونت تبدیل کند.

این مطلب را پسندیدید؟ کمک مالی شما به ما این امکان را خواهد داد که از این نوع مطالب بیشتر منتشر کنیم.

آیا مایل هستید ما را در تحقیق و نوشتن تعداد بیشتری از این‌گونه مطالب یاری کنید؟

.در حال حاضر امکان دریافت کمک مخاطبان ساکن ایران وجود ندارد

توضیح بیشتر در مورد اینکه چطور از ما حمایت کنید

نظر بدهید

در پرکردن فرم خطایی صورت گرفته

نظرها

نظری وجود ندارد.