ارتباط ناشناخته. ارتباط بدون سانسور. ارتباط برقرار نمی‌شود. سایت اصلی احتمالاً زیر سانسور است. ارتباط با سایت (های) موازی برقرار شد. ارتباط برقرار نمی‌شود. ارتباط اینترنت خود را امتحان کنید. احتمال دارد اینترنت به طور سراسری قطع شده باشد. ادامه مطلب

گزارشی میدانی از آمستردام

سناریوهای پیروزی و شکست در سایه جنگ

در این یادداشت، نویسنده از یک گفت‌وگوی دوستانه در یک کافه در آمستردام روایت می‌کند؛ گفت‌وگویی که در روز جهانی زن و در سایهٔ جنگ و تحولات سیاسی ایران شکل می‌گیرد. پنج دوست هر کدام سناریوهای شکست و پیروزی را برای آیندهٔ ایران تصور می‌کنند؛ از پایان فوری جنگ تا نیروی حاکم در فردای پس از جنگ.

دیدگاه
این مقاله در بخش دیدگاه منتشر شده است. نظرهای مطرح‌شده در این بخش، دیدگاه نویسندگان را بازتاب می‌دهند و نه لزوماً دیدگاه تحریریه زمانه را. زمانه آمادگی دارد نظرهای در برابر این دیدگاه را نیز منتشر کند.

صفر

یکشنبه ۸ مارس، روز جهانی زن است. در میدان دام آمستردام تجمعی برگزار می‌شود، اما من نرفته‌ام. قطعیتی در درخواست «نه به جنگ» ندارم و شنیده‌ام که طرفداران جمهوری اسلامی هم می‌خواهند برای اعتراض به جنگ به آنجا بروند. از طرف دیگر، فراخوانی هم برای تجمع روبه‌روی سفارت آمریکا منتشر شده؛ می‌گویند این یکی برای تشکر از ترامپ است، بابت حمله نظامی. میلی به حمایت از جنگ هم ندارم و برای همین به این تجمع هم نرفتم.

تصمیم گرفتیم به جای رفتن به این دو تجمع، با چند نفر از دوستان دور هم جمع شویم.

پنج نفری در یک کافه نشستیم. هوا کمی گرم و آفتابی بود و داخل کافه نسبتاً شلوغ. پیش از اینکه چیزی سفارش بدهیم، حرف‌ به ایران و جنگ کشیده شد.

یکی از ما پیشنهادی داد: بیایید هرکدام به دو سوال جواب بدهیم.

سناریوی پیروزی برای مردم ایران، با توجه به وضعیت فعلی، چیست؟
و سناریوی شکست؟»

یک

نفر اول گفت: «بهترین سناریو این است که همین فردا جنگ تمام شود و یک حکومت متعادل‌تر در ایران شکل بگیرد.»

پرسیدیم: «فکر می‌کنی چنین چیزی محتمل است؟»

گفت: «اصلاً. صرفاً دارم رویاپردازی می‌کنم. نه نشانه‌ای از پایان جنگ دیده می‌شود و نه انگیزه‌ای از دو طرف برای پایان آن. آرزوی نسخه‌ای متعادل از جمهوری اسلامی را هم سال‌هاست کنار گذاشته‌ایم.»

بعد ادامه داد: «بدترین سناریو هم از بین رفتن زیرساخت‌ها و تکه‌تکه شدن ایران است.»

یکی از جمع گفت: «بعید است زیرساخت‌ها کاملاً نابود شوند؛ چون قرار است اهداف نظامی و سیاسی باقی بمانند.»

نفر اول پوزخند زد و گفت: «مگر زیرساختی در ایران هست که در دست سپاه، خاتم‌الانبیا و نیروهای امنیتی نباشد؟»

دو

نفر دوم گفت: «به نظر من بهترین سناریو این است که ایران هر چه زودتر تسلیم شود.»

گفتیم که این هم خیلی بعید به نظر می‌رسد. در تفکر جمهوری اسلامی، پیروزی در شکست و شهادت معنا پیدا می‌کند؛ گاهی به نظر می‌رسد از باخت و شهادت بیشتر از خودِ پیروزی لذت می‌برند.

او ادامه داد: «بدترین سناریو به نظر من این است که پهلوی با حمایت آمریکا در ایرانِ پس از جنگ مستقر شود، اما چند سال بعد دوباره نیروهای سپاه قدرت بگیرند؛ مثل طالبان در افغانستان.»

یکی از ما گفت: «بعید می‌دانم اصلاً پهلوی وارد ایران شود. شاید از بیرون کشور بخواهد دولت موقت تشکیل دهد و دوران گذار را هدایت کند.»

نفر دوم پرسید: «حتی اگر محافظت نیروهای آمریکایی را داشته باشد؟»

یکی از ما گفت: «در آن صورت ممکن است در بلندمدت مردم از او متنفر شوند.»

نفر دوم گفت: «شاید این تحلیل برای جامعه ایرانِ زمان پهلوی صدق می‌کرد، اما برای جامعه امروز نه. جامعه ایران آن‌قدر ضدآمریکایی نیست.»

سه

نفر سوم کمی صندلی‌اش را عقب کشید و گفت: «راستش دلم نمی‌خواهد به بدترین سناریو فکر کنم. ما خارج از ایران، در یک کافه و در روز تعطیل نشستیم و قرار است بدترین سناریوها را برای مردمی که در ایران زندگی می‌کنند تصور کنیم؟»

بعد از مکثی کوتاه گفت: «بهترین سناریو به نظر من این است که ترامپ حمله نظامی را متوقف کند و مدتی بگذارد جمهوری اسلامی به حال خودش باشد. اگر اصلاح شدند که شدند؛ اگر نه، چند سال دیگر دوباره ناوها را بیاورد و حمله کند.»

یکی از جمع گفت: «اما ترامپ گفته حوصله ندارد پنج سال دیگر دوباره به ایران حمله کند. ترجیح می‌دهد کار را یکسره کند.»

چهار

نفر چهارم گفت: «اگر قرار باشد همه حرف‌های ترامپ را جدی بگیریم، هیچ‌چیز دست به دست هم نمی‌دهد. ممکن است دقیقاً همان کاری را بکند که می‌گوید نمی‌خواهد بکند.

بهترین سناریو به نظر من این است که یک روایت سوم در ایران شکل بگیرد؛ نه وابسته به حکومتِ جنگ‌طلب و نه وابسته به طرفی که با جمهوری اسلامی می‌جنگد. نیرویی شبیه جنبش «زن، زندگی، آزادی». نیرویی که بتواند قوام جامعه را حفظ کند تا از دل این همه سختی عبور کند.

بدترین سناریو هم این است که کشورهای اروپایی و عربی مستقیماً وارد جنگ شوند.»

تقریبا متفق القول گفتیم که بعید می‌دانیم. هم ترامپ و هم نتانیاهو احتمالاً نمی‌خواهند پیروزی این جنگ به نام کشور دیگری نوشته شود. از طرف دیگر کشورهای عربی هم نمی‌خواهند مردم ایران را با خودشان دشمن کنند.

پنج

نفر پنجم بعد از کمی مکث گفت: «راستش تنها چیزی که با اطمینان بتوانم بیان کنم این هست که من هیچ سناریوی مشخصی به ذهنم نمی‌رسد. دوست داشتم می‌شد کاری کرد، اما چیزی به ذهنم نمی‌رسد.»

نفر پنجم، من هستم.

در همین زمینه:

این مطلب را پسندیدید؟ کمک مالی شما به ما این امکان را خواهد داد که از این نوع مطالب بیشتر منتشر کنیم.

آیا مایل هستید ما را در تحقیق و نوشتن تعداد بیشتری از این‌گونه مطالب یاری کنید؟

.در حال حاضر امکان دریافت کمک مخاطبان ساکن ایران وجود ندارد

توضیح بیشتر در مورد اینکه چطور از ما حمایت کنید

نظر بدهید

در پرکردن فرم خطایی صورت گرفته

نظرها

نظری وجود ندارد.