سایه سنگین باروت و آثار جنگ بر زنان و کودکان در منازعات
۱۶۸ کودک دبستانی در کلاس درس در میناب روز اول جنگ در نهم اسفند توسط آمریکا کشته شدند. تا امروز بیش از ۲۰۰ کودک در ایران قربانی حملات نظامی آمریکا و اسرائیل شدهاند، حملاتی که ادعا میشود نقطهزنی هستند. میلیونها کودک نیز با فشار روانی این جنگ دست بهگریباناند. مادران یا داغدیدهاند یا دلنگران. اکرم اسدی در این نوشته مینویسد: فارغ از مرزها و اختلافات سیاسی، تجربه جنگ برای یک کودک در هر نقطهای از جهان شباهتهای بسیاری دارد: صدای انفجار، اضطراب از دست دادن عزیزان و رؤیای ساده بازگشت به زندگی عادی. تاریخ شاید روایت جنگها را از نگاه قدرتها بنویسد، اما واقعیت انسانی آن، در زندگی زنانی ثبت میشود که برای حفظ خانواده تلاش میکنند و کودکانی که در میان آوارها، به دنبال آیندهای امنتر میگردند.

یک جفت صندل لاستیکی در داخل یک ساختمان مسکونی آسیب دیده پس از حمله هوایی در تهران، در ۱۲ مارس ۲۰۲۶ دیده میشود. منبع:AFP
در معادلات سیاسی و نظامی، معمولا آنچه که در سرخط اخبار قرار میگیرد، تعداد موشکها، قدرت تسلیحات و موازنه نیروها است. با این حال در پس تحلیلهای نظامی، لایهای انسانی و کمتر دیدهشده وجود دارد، آن هم زندگی روزمره میلیونها زن و کودکی است که ناخواسته در میانه بحرانهای مسلحانه گرفتار میشوند.
جنگ برای بسیاری از بازیگران سیاسی یک مسئله راهبردی است، اما برای کودکان و مادران اغلب به معنای فروپاشی امنیت، خانه و آینده است.
گزارشهای سازمانهای بینالمللی نشان میدهد که پیامدهای جنگ بیش از همه بر گروههای غیرنظامی، بهویژه زنان و کودکان، متمرکز میشود.
بر اساس گزارشهای یونیسف، بیش از ۴۷۳ میلیون کودک در جهان، یعنی بیش از یک کودک از هر شش کودک، در مناطق درگیر با جنگ یا خشونت زندگی میکنند. این رقم در مقایسه با دهه ۱۹۹۰ تقریبا دو برابر شده است.
این آمار تنها بخشی از واقعیتی است که در میدانهای جنگ جریان دارد، واقعیتی تلخ که در آن، کودکان نه تصمیمگیرندهاند و نه نقشی در منازعات دارند، اما بیشترین هزینه را میپردازند.
نسلی که در میان آژیرها بزرگ میشود
کودکان در جنگها با نوعی از ناامنی دائمی روبهرو میشوند که میتواند اثرات عمیق روانی بر رشد آنها بگذارد.
صدای انفجار، آژیر خطر و تصاویر خشونتآمیز محیط اطراف، سیستم عصبی کودک را در حالت هشدار مداوم قرار میدهد. این وضعیت میتواند به اختلالات خواب، اضطراب مزمن، شبادراری، مشکلات تمرکز و اختلال استرس پس از سانحه منجر شود.
بر اساس ارزیابیهای میدانی یونیسف، در برخی مناطق جنگی، بیش از ۷۰ درصد کودکان نشانههایی از اضطراب یا افسردگی ناشی از جنگ نشان میدهند.
در چنین شرایطی، مفهوم امنیت برای کودک تغییر میکند. جایی که باید خانه و خانواده منبع آرامش باشند، اغلب پناهگاهها یا ساختمانهای نیمهویران به تنها مکانهای امن تبدیل میشوند.
پیامد دیگر جنگ برای کودکان، اختلال در آموزش است. در بسیاری از مناطق درگیر، مدارس یا تخریب میشوند یا به پناهگاه و مراکز امدادی تبدیل میگردند. این وضعیت باعث میشود میلیونها کودک برای مدت طولانی از تحصیل محروم شوند.
طبق گزارشهای سازمانهای وابسته به سازمان ملل، کودکان در مناطق جنگی بسیار بیشتر از دیگر کودکان در معرض ترک تحصیل، سوءتغذیه و محرومیت از خدمات بهداشتی قرار دارند.
از دست دادن خانواده نیز یکی از تلخترین پیامدهای جنگ است. کودکانی که والدین خود را از دست میدهند یا از آنها جدا میشوند، بیشتر در معرض کار اجباری، سوءاستفاده یا قاچاق انسان قرار میگیرند. در بسیاری از بحرانهای انسانی، کودکان بخش بزرگی از جمعیت آواره را تشکیل میدهند.
بر اساس دادههای سازمان ملل، تا پایان سال ۲۰۲۳ بیش از ۴۷ میلیون کودک در جهان به دلیل جنگ و خشونت آواره شدهاند.
این جابهجاییهای اجباری نهتنها زندگی روزمره کودکان را مختل میکند، بلکه آینده آموزشی و اجتماعی آنها را نیز به خطر میاندازد.
زنان ستونهای پنهان بقا در بحران
در بسیاری از جوامع، زنان نقش اصلی در حفظ انسجام خانواده را بر عهده دارند. در زمان جنگ این مسئولیت چندین برابر میشود.
در جنگها و منازعات، زنان در حالی که خود تحت فشار روانی و شرایط ناامن زندگی میکنند، باید از کودکان، سالمندان و دیگر اعضای خانواده مراقبت کنند.
در شرایط جنگی، بسیاری از زنان ناچار میشوند همزمان نقشهای متعددی را ایفا کنند، از مراقبت از خانواده گرفته تا تأمین معاش. اقتصادهای درگیر جنگ معمولاً با رکود، بیکاری و افزایش قیمتها مواجه میشوند و همین امر فشار اقتصادی شدیدی بر خانوادهها وارد میکند.
در کنار این مسائل، دسترسی به خدمات درمانی نیز بهشدت محدود میشود. تخریب زیرساختهای پزشکی، کمبود دارو و محدود شدن دسترسی به بیمارستانها، سلامت زنان را در معرض خطر قرار میدهد.
زنان باردار در مناطق جنگی اغلب با خطرات جدی روبهرو هستند، زیرا دسترسی به مراقبتهای پیش از زایمان یا خدمات زایمان ایمن بهشدت کاهش مییابد.
در بسیاری از بحرانهای انسانی، زنان همچنین در معرض خطرات دیگری مانند خشونت مبتنی بر جنسیت یا سوءاستفاده قرار میگیرند. سازمانهای بینالمللی بارها هشدار دادهاند که ناامنی و جابهجایی اجباری میتواند این خطرات را افزایش دهد.
جنگ و تولد نسلهای آسیبدیده
پیامدهای جنگ تنها به زمان درگیری محدود نمیشود. کودکان و زنانی که سالها در معرض خشونت، ناامنی و فقر قرار گرفتهاند، با چالشهای بلندمدت روانی و اجتماعی مواجه خواهند بود.
تحقیقات نشان میدهد کودکانی که دوران رشد خود را در محیطهای جنگی سپری میکنند، بیشتر در معرض مشکلات روانی، افت تحصیلی و مشکلات اجتماعی در بزرگسالی قرار دارند. این مسئله میتواند روند بازسازی جوامع پس از پایان درگیریها را نیز دشوارتر کند.
علاوه بر این، جنگ اغلب باعث گسترش فقر و نابرابری میشود. در بسیاری از کشورهایی که درگیر جنگ هستند، نرخ فقر بهطور قابل توجهی بالاتر از کشورهای بدون درگیری است.
در چنین شرایطی، کودکان و زنان نخستین گروههایی هستند که با کمبود غذا، خدمات درمانی و آموزش روبهرو میشوند.
وقتی نسل جدیدی از کودکان در محیطی سرشار از ناامنی و اضطراب رشد کند، اثرات آن ممکن است برای دههها در ساختار اجتماعی باقی بماند.
آوارگی و زندگی در حاشیه جهان
یکی از پیامدهای رایج جنگ، جابهجایی گسترده جمعیت است. میلیونها زن و کودک ناچار میشوند خانههای خود را ترک کنند و در اردوگاهها یا کشورهای دیگر پناه بگیرند.
بر اساس آمارهای جهانی، کودکان حدود ۴۰ درصد جمعیت پناهندگان جهان را تشکیل میدهند و نزدیک به نیمی از آوارگان داخلی نیز کودک هستند.
زندگی در اردوگاههای موقت یا مناطق مرزی معمولاً با مشکلات متعددی همراه است: کمبود غذا، دسترسی محدود به خدمات بهداشتی، ازدحام جمعیت و ناامنی. در چنین شرایطی، زنان و کودکان بیشتر در معرض بیماری، سوءتغذیه و آسیبهای اجتماعی قرار میگیرند.
در برخی موارد، این آوارگی سالها ادامه پیدا میکند و نسل جدیدی از کودکان در اردوگاهها متولد میشوند، کودکانی که بخش بزرگی از زندگی خود را خارج از سرزمین اصلیشان سپری میکنند.
ضرورت توجه جهانی به پیامدهای انسانی جنگ
پیامدهای جنگ برای زنان و کودکان نشان میدهد که درگیریهای مسلحانه تنها یک مسئله نظامی یا سیاسی نیست، بلکه یک بحران انسانی گسترده است. آینده هر جامعه تا حد زیادی به سلامت جسمی و روانی نسل جدید آن وابسته است.
وقتی کودکان در فضای ترس، ناامنی و محرومیت رشد کنند، نهتنها زندگی فردی آنها بلکه ثبات اجتماعی و اقتصادی جوامع نیز در بلندمدت تحت تأثیر قرار میگیرد.
به همین دلیل بسیاری از نهادهای بینالمللی بر ضرورت حمایت از غیرنظامیان، ایجاد مسیرهای امن برای کمکهای انسانی و فراهم کردن خدمات آموزشی و روانی برای کودکان و زنان تأکید میکنند.
در نهایت، فارغ از مرزها و اختلافات سیاسی، تجربه جنگ برای یک کودک در هر نقطهای از جهان شباهتهای بسیاری دارد: صدای انفجار، اضطراب از دست دادن عزیزان و رؤیای ساده بازگشت به زندگی عادی.
تاریخ شاید روایت جنگها را از نگاه قدرتها بنویسد، اما واقعیت انسانی آن، در زندگی زنانی ثبت میشود که برای حفظ خانواده تلاش میکنند و کودکانی که در میان آوارها، به دنبال آیندهای امنتر میگردند.




نظرها
نظری وجود ندارد.