ارتباط ناشناخته. ارتباط بدون سانسور. ارتباط برقرار نمی‌شود. سایت اصلی احتمالاً زیر سانسور است. ارتباط با سایت (های) موازی برقرار شد. ارتباط برقرار نمی‌شود. ارتباط اینترنت خود را امتحان کنید. احتمال دارد اینترنت به طور سراسری قطع شده باشد. ادامه مطلب

عدالت انتقالی در ایران: نه انتقام‌جویی انقلابی، نه فراموشی به مصلحت

حسین رزاق، نویسنده و تحلیلگر سیاسی، در گفت‌وگو با ما نه تنها بر نقد «منطق جنگ» در سیاست ایران تأکید کرد، بلکه از پیچیدگی عدالت انتقالی در کشوری سخن گفت که میلیون‌ها نفر در آن با قرائتی اقتدارگرا از دین زیسته‌اند. او با تمایز قاطع میان جنبش‌های مدنی و خیزش‌های توده‌وار، جریان اپوزیسیون بیرون از کشور را مصداق بازتولید همان منطق انقلابی ۵۷ دانست و شرط گذار مسالمت‌آمیز را نه در وعده‌های حذف، بلکه در توانمندسازی جامعه مدنی برای مهار توده‌ها و هدایت آنها به سمت آینده‌ای مشترک تعریف کرد.

حسین رزاق در مقاله‌ای که با عنوان «از "حق و باطل" مجتبی تا "خیر و شر" رضا: سیاست ایران در منطق جنگ» در رادیو زمانه منتشر شده معتقد است سیاست در ایران به عرصه‌ای آخرالزمانی و جنگی مقدس تبدیل شده که در آن دو سوی منازعه (چه در قدرت و چه در اپوزیسیون) با زبانی مشابه، خود را نماینده «حق مطلق» و دیگری را نماینده «باطل محض» معرفی می‌کنند. این نگاه، جامعه را به دو قطبی مرگبار می‌کشاند و مردم را از جایگاه شهروند به پیاده‌نظام‌‌هایی برای «آخرین نبرد» تقلیل می‌دهد. او مبنای این پدیده را در گفتمان انقلابی سال ۱۳۵۷ می‌جوید که سیاست را از فرایندی انسانی به رسالتی قدسی تبدیل کرد و مخالفان را در جایگاه دشمن قرار داد.

از نگاه رزاق، تا زمانی که هدف سیاست «پیروزی نهایی یک روایت بر روایت دیگر» باشد و زبان آن زبان جنگ باقی بماند، حتی تغییر قدرت نیز به تغییر فرهنگ سیاسی نمی‌انجامد و تنها فرمانده جنگ عوض می‌شود. راه‌حل او «گذار» از گفتمان انقلاب به گفتمانی است که سیاست را به‌عنوان میدان مدیریت اختلافات بپذیرد. او بر «سکولاریسم» به معنای نفی هرگونه حقیقت مطلق سیاسی تأکید می‌کند و معتقد است جامعه‌ای زنده می‌ماند که تکثر را بپذیرد و به جای وعده رستگاری با حذف دیگری، به دنبال سازوکاری برای زندگی مشترک باشد.

اگر بخواهیم بحث عدالت را در چارچوب نقد رزاق مطرح کنیم، باید پرسید آیا سازوکارهایی که برای «عدالت انتقالی» طراحی می‌شوند، می‌توانند از دام همان منطق جنگ رهایی یابند یا خود به میدانی برای ادامه نزاع تبدیل خواهند شد؟ تجربه نشان داده هرگاه عدالت با زبان پیروزی و شکست تعریف شود، به جای التیام زخم‌ها، به انتقام‌گیری یا سرکوب تاریخی می‌انجامد. چالش اصلی در جامعه‌ای که دو سوی منازعه یکدیگر را «باطل مطلق» می‌پندارند، ایجاد سازوکاری است که بتواند میان مطالبه عدالت برای قربانیان و ضرورت مصالحه ملی تعادل برقرار کند؛ سازوکاری که نه در دام فراموشی گذشته بیفتد و نه به بهانه عدالت، آتش جنگ را شعله‌ورتر کند. اینجاست که پرسش اساسی رزاق معنا می‌یابد: آیا می‌توان بدون افتادن در دام «زبان جنگ»، به آینده‌ای مشترک اندیشید؟ با او گفت‌وگو کرده‌ایم. می‌شنوید:

برای دیدن محتوای نقل شده از سایت دیگر، کوکی‌های آن سایت را بپذیرید

کوکی‌های سایت‌ دیگر برای دیدن محتوای آن سایت‌ حذف شود

در پاسخ به پرسش ما درباره امکان تلفیق عدالت و مصالحه ملی، آقای رزاق بر پیچیدگی این مسئله در شرایط کنونی ایران تأکید کرد. او با اشاره به تجربه کشورهایی مانند آفریقای جنوبی، آرژانتین و کلمبیا، توضیح داد که این الگوها قابل نسخه‌برداری ساده برای ایران نیستند، زیرا جامعه ایران دارای بخش قابل‌توجهی از نیروهای مذهبی و وفادار به جمهوری اسلامی است که شمار آنها به چند میلیون نفر می‌رسد.

او هشدار داد که اگر در فردای پس از جمهوری اسلامی، این گروه‌ها به‌طور کامل از قدرت و زندگی جاری و ساری در جامعه حذف و به دادگاه سپرده شوند، با دوره‌های تازه‌ای از خشونت روبه‌رو خواهیم شد، زیرا این جریان‌ها اساساً بر مبنای خشونت و اقتدار تربیت شده‌اند.

رزاق پیشنهاد کرد که سازوکار عدالت انتقالی در ایران باید ترکیبی از محاکمه عاملان اصلی سرکوب و جنایت، همراه با نوعی بخشش مشروط برای رده‌های پایین‌تر باشد. او تأکید کرد که ابتدا باید حقیقت آنچه در دهه‌های گذشته رخ داده، از جمله کشتارها و شکنجه‌هایی که جمهوری اسلامی هرگز به‌صورت رسمی نپذیرفته، به عرصه عمومی آورده شود، سپس درباره مجازات رده‌های دوم و سوم، باید به مردم مراجعه کرد و اجازه داد در یک مجلس مؤسسان یا از طریق رأی عمومی، درباره میزان بخشش یا مجازات آنها تصمیم‌گیری شود. او این مسیر را جایگزین دو رویکرد افراطی می‌داند: یکی وعده بخشش عمومی به‌نام مصالحه ملی، و دیگری وعده اعدام همگانی و آویزان کردن مسئولان از تیرهای چراغ برق که در شبکه‌های اجتماعی به طور گسترده تبلیغ می‌شود.

در ادامه، رزاق به تفکیک مهمی میان جنبش‌های مدنی و جنبش‌های توده‌وار انقلابی پرداخت: او جنبش سبز و خیزش ۱۴۰۱ را نمونه‌هایی از مقاومت مدنی دانست که بر پایه جامعه مدنی و کنش‌گری مسالمت‌آمیز شکل گرفته بودند، حتی اگر بعداً با سرکوب مواجه شدند. در مقابل، جریانی را که امروز با رهبری رضا پهلوی و با حمایت نتانیاهو و ترامپ پیش می‌رود، مصداق همان منطق انقلابی و توده‌وار دانست که خشونت و مداخله نظامی را محور پیروزی می‌داند.

او تأکید کرد که فراخوان‌هایی مانند چهارشنبه‌سوری امسال که با درخواست حمایت از نیروهای خارجی همراه بوده، نشان می‌دهد این جریان در همان دوگانه‌های انقلابی ۵۷ گرفتار شده است.

در دقایق پایانی، رزاق درباره گذار مسالمت‌آمیز گفت که این نوع گذار زمانی ممکن می‌شود که جامعه مدنی قدرتمند و پخته باشد. او با وجود ضعف شدید جامعه مدنی در اثر سرکوب‌های جمهوری اسلامی، ابراز امیدواری کرد که کنش‌های مدنی در حال آگاهی‌بخشی به توده‌ها هستند. به باور او، اگر جامعه مدنی بتواند قدرت را بازپس گیرد، می‌تواند کنش‌های توده‌وار را نیز مهار کرده و به سمت گذاری مسالمت‌آمیز هدایت کند تا از خشونت، نابودی و ویرانی بیشتر جلوگیری شود.

گفت‌وگو را از طریق افزونه پخش‌کننده صدا هم می‌توانید بشنوید:

در همین زمینه:

این مطلب را پسندیدید؟ کمک مالی شما به ما این امکان را خواهد داد که از این نوع مطالب بیشتر منتشر کنیم.

آیا مایل هستید ما را در تحقیق و نوشتن تعداد بیشتری از این‌گونه مطالب یاری کنید؟

.در حال حاضر امکان دریافت کمک مخاطبان ساکن ایران وجود ندارد

توضیح بیشتر در مورد اینکه چطور از ما حمایت کنید

نظر بدهید

در پرکردن فرم خطایی صورت گرفته

نظرها

نظری وجود ندارد.