چنان نماند چنین نیز هم نخواهد ماند

ارتباط ناشناخته. ارتباط بدون سانسور. ارتباط برقرار نمی‌شود. سایت اصلی احتمالاً زیر سانسور است. ارتباط با سایت (های) موازی برقرار شد. ارتباط برقرار نمی‌شود. ارتباط اینترنت خود را امتحان کنید. احتمال دارد اینترنت به طور سراسری قطع شده باشد. ادامه مطلب

«جنگ جنگ یا بمب بمب» تا پیروزی به کدام بها؟!

حسین رزاق ـ وقتی هم‌زمان تنش در کل منطقه در حال اوج گرفتن است و زیرساخت‌های حیاتی در داخل ایران هدف قرار می‌گیرند، دیگر مسئله صرفاً این نیست که کدام طرف عقب می‌نشیند، بلکه این است که در پایان این مسیر، آیا اساساً چیزی برای باقی ماندن وجود خواهد داشت یا نه.

دیدگاه
این مقاله در بخش دیدگاه منتشر شده است. نظرهای مطرح‌شده در این بخش، دیدگاه نویسندگان را بازتاب می‌دهند و نه لزوماً دیدگاه تحریریه زمانه را. زمانه آمادگی دارد نظرهای در برابر این دیدگاه را نیز منتشر کند.

هرچه می‌گذرد، جنگ نه فروکش می‌کند و نه حتی در یک سطح ثابت می‌ماند، بلکه هر روز یک پله بالاتر می‌رود. در همین شرایط، ترامپ با همان اعتمادبه‌نفس همیشگی از پایان قریب‌الوقوع آن حرف می‌زند و جمهوری اسلامی هم از پیروزی قریب. اما آنچه در میدان دیده می‌شود، از پارس جنوبی تا عسلویه، از فجیره تا آرامکو، نه نشانه پایان، بلکه نشانه ورود به مرحله‌ای خطرناک‌تر از درگیری است؛ جایی که منطق «افزایش فشار برای شکستن طرف مقابل» به شکل عریان‌تری در حال اجراست.

اگر سال‌ها در جمهوری اسلامی، مانع اصلی هر توافق و مذاکره‌ای «هسته سخت قدرت» معرفی می‌شد، امروز دیگر آن‌ها مانع نیستند؛ آن‌ها عامل تعیین‌کننده اصلی در نظام به‌شمار می‌روند! اگر در سال‌های حکومت علی خامنه‌ای، فرمول آشنای مذاکره برای مذاکره، به قصد خریدن زمان، به امید فرجی از این ستون به آن ستون، راهبردی بود، حالا در پسا سیدعلی تغییر استراتژی رخ داده و کانون تصمیم‌گیری‌ها از تعادل بین هسته سخت و نرم قدرت خارج و فقط در کفه هسته سخت قدرت قرار گرفته است.

از نقطه حذف خامنه‌ای پدر به بعد، معادله تغییر کرد و برای خامنه‌ای پسر دیگر نه میز مذاکره وزنی تعیین‌کننده دارد و نه ملاحظه‌ای برای حفظ آن باقی مانده، بلکه استراتژی از «مدیریت بحران» به «زیستن در دل بحران» چرخیده است؛ جایی که هدف دیگر جلوگیری از جنگ نیست، بلکه دوام آوردن در آن است. در مقابل، ترامپ است که همچنان بر الگویی کلاسیک، یعنی فشار حداکثری پیش می‌رود، تا جایی که طرف مقابل، زیر بار هزینه‌های فزاینده، ناچار به عقب‌نشینی شود. بنا بر یک فرض قدیمی که می‌گوید اگر نظامی که مشروعیت مردمی‌اش را از دست داده با یک بحران موجودیتی مواجه شود، برای بقا تن به امتیاز خواهد داد. اما این‌بار در تهران این فرمول به شکل دیگری خوانده شده و فرض غالب این است که ترامپ نه تمایل و نه توان ورود به یک جنگ فرسایشی طولانی را دارد، نه می‌تواند تلفات بالا را تحمل کند و نه شرایط بازار جهانی انرژی اجازه چنین درگیری ممتدی را به او می‌دهد.

بر همین اساس، استراتژی جدید به‌جای «مذاکره برای مذاکره» بر «جنگ، جنگ تا پیروزی» بنا شده؛ جنگ حداکثری حتی برای چند روزی که بتواند هزینه‌ها را به‌طور معنادار افزایش دهد، بازارها را دچار شوک کند و واشنگتن را به نقطه‌ای برساند که ادامه جنگ دیگر تصمیمی عقلانی به نظر نرسد. دقیقاً در همین چارچوب است که تهدیدهایی مانند بستن تنگه هرمز، که مجتبی هم از اختفا بر آن تأکید می‌کند، معنا پیدا می‌کند؛ تأکیدی بر ابزاری برای تغییر محاسبات طرف مقابل، تا سایه «نه جنگ، نه صلح» از سر جمهوری اسلامی برداشته شود و نظام زیر آتش‌بسی شکننده دست‌وپا نزند.

با این حال، آمریکا هم به‌خوبی می‌داند که زمان نامحدود ندارد و وقتی زمان محدود باشد، منطق جنگ باید به سمت ضربات سریع‌تر، گسترده‌تر و پرهزینه‌تر حرکت کند. بنابراین سناریوی محتمل می‌تواند تلاش برای وارد کردن یک شوک تعیین‌کننده باشد؛ ضربه‌ای که بتواند معادله را ناگهان تغییر دهد، یعنی ساختن لحظه‌ای که در آن ادامه مسیر برای طرف مقابل بی‌معنا شود.

در نهایت، تقابل دو استراتژی «جنگ، جنگ تا پیروزی» و «بمب، بمب تا پیروزی» یک پرسش اساسی را پررنگ می‌کند: این پیروزی از هر سو دقیقاً به چه بهایی قرار است به‌دست بیاید؟ وقتی هم‌زمان تنش در کل منطقه در حال اوج گرفتن است و زیرساخت‌های حیاتی در داخل ایران هدف قرار می‌گیرند، دیگر مسئله صرفاً این نیست که کدام طرف عقب می‌نشیند، بلکه این است که در پایان این مسیر، آیا اساساً چیزی برای باقی ماندن وجود خواهد داشت یا نه. آیا جریان سیاسی در اپوزیسیونی که بال‌های بمب‌افکن‌های آمریکایی و اسرائیلی را بال‌های فرشتگانی برای آزادی در نظر گرفته‌اند، قرار است بر ویرانه‌های کشوری حکومت کند که تا سال‌ها درگیر بحران‌های زیرساختی در همین جنگ خواهد بود؟

از همین نویسنده:

این مطلب را پسندیدید؟ کمک مالی شما به ما این امکان را خواهد داد که از این نوع مطالب بیشتر منتشر کنیم.

آیا مایل هستید ما را در تحقیق و نوشتن تعداد بیشتری از این‌گونه مطالب یاری کنید؟

.در حال حاضر امکان دریافت کمک مخاطبان ساکن ایران وجود ندارد

توضیح بیشتر در مورد اینکه چطور از ما حمایت کنید

نظر بدهید

در پرکردن فرم خطایی صورت گرفته

نظرها

نظری وجود ندارد.