از مقر حزبی تا خانههای پناهندگان؛ الگوی حملات جمهوری اسلامی به احزاب کردستان
سیاوش شهابی ـ برای فهم حملات اخیر به اردوگاههای احزاب کرد ایرانی، باید از قاب صرفا نظامی بیرون آمد. در روزهای گذشته، هم الگوی حمله به مقرها ادامه یافته، هم فشار مستقیم بر خانوادهها و پناهندگان آشکارتر شده است. در چنین شرایطی، هر گزارشی که فقط از «موقعیتهای نظامی» حرف بزند و خانوادهها، خانهها، زنان، کودکان و زندگی معلق پناهندگان را از تصویر حذف کند، در واقع بخشی از حقیقت را حذف کرده است. حقیقت این است که در اقلیم کردستان عراق، جمهوری اسلامی فقط با رقبای سیاسی و نظامیاش نمیجنگد؛ سایه این حملات بر سر مردمی افتاده که سالهاست با تبعید، بیحقوقی و انتظار زیستهاند، و حالا حتی همان انتظار هم زیر آتش رفته است.

حمله نظامی به پناهگاههای کردهای کردستان عراق
در روزهایی که جنگ و تنش منطقهای بهانه تازهای برای گسترش دامنه عملیات جمهوری اسلامی در بیرون از مرزهای ایران فراهم کرده، یک واقعیت بیش از پیش خود را نشان میدهد: حمله به مقرها و اردوگاههای احزاب کرد ایرانی در اقلیم کردستان عراق، فقط یک اقدام نظامی علیه نیروهای مسلح نیست. این حملات، همزمان به فضای زیست خانوادهها، پناهندگان و غیرنظامیانی اصابت میکند که سالهاست در این اردوگاهها و پیرامون آنها زندگی میکنند.
تازهترین دادههای منتشرشده نشان میدهد که در بازه ۱۶ تا ۲۴ اسفند ۱۴۰۴، ۱۱۱ حمله پهپادی و گلولهباران علیه اقلیم کردستان عراق ثبت شده که ۴۳ مورد آن مستقیما اردوگاههای پناهندگان کرد ایرانی و مقرهای احزاب کرد ایرانی را هدف گرفته است. در همین بازه، ۱۳ غیرنظامی زخمی شدهاند و ۲۱ خانه غیرنظامی فقط بر اثر ترکش پهپادها و بقایای مهمات آسیب دیدهاند.
بر اساس گزارش تیم جامعه صلحبانان، در همان هفته، کنسولگریها، پایگاههای نظامی و تاسیسات مرتبط با دولت آمریکا ۳۹ بار هدف قرار گرفتند، اما در کنار آنها، اردوگاههای پناهندگان کرد ایرانی و مقرهای احزاب کردی نیز ۴۳ بار هدف حمله بودند. این یعنی اردوگاهها در عمل در همان نقشه آتش قرار گرفتهاند که اهداف رسمی نظامی و ژئوپلیتیک. وقتی چنین الگوی هدفگیری شکل میگیرد، دیگر نمیتوان با زبان ساده «درگیری امنیتی» درباره آن سخن گفت. اینجا با وضعیتی روبهرو هستیم که مرز میان هدف نظامی و محیط زندگی غیرنظامی عملا فروریخته است.
واحدهای نظامی احزاب کرد، بهعنوان نیروهای چریکی، عموما در مناطق کوهستانی و نزدیک مرز حضور دارند و بهطور مداوم جابهجا میشوند. بنابراین حمله به اردوگاهها و مقرهایی که در داخل شهرها یا در حاشیه زیستگاههای غیرنظامی قرار دارند، فقط با منطق تعقیب یک واحد رزمی توضیح داده نمیشود، هر چند در گزارشها، حملات به برخی سازههای نظامی و محل نگهداری مهمات اشاره شده است اما تمرکز حملات، روی مراکز غیرنظامی است.
وقتی خانههای خانوادگی، اردوگاههای پناهندگان و مناطق مسکونی در معرض آتش قرار میگیرند، هدف ناامن کردن محیط اجتماعی و فرسوده کردن زیست روزمره مردمی است که سالهاست در تبعید و بیثباتی زندگی کردهاند. این نتیجهای است که از کنار هم گذاشتن دادههای میدانی و الگوی حملات میتوان گرفت.
نمونه روشن این وضعیت را میتوان در اردوگاه کاوه در منطقه قوشتپه، نزدیک اربیل، دید. آسوشیتدپرس در گزارشی که ۲۹ اسفند منتشر شد، نوشت بیش از ۳۰۰ خانواده از کردهای عضو احزاب ایرانی در این اردوگاه زندگی میکنند و باگذشت چند دهه، هنوز هم شهروندی کامل، حقوق مدنی کامل، دسترسی عادی به خدمات و امکان مالکیت رسمی ندارند. آنها در حاشیه جامعه اقلیم زندگی میکنند و وضعیت حقوقی و اقتصادیشان همچنان معلق است. این فقط یک اردوگاه نیست، بلکه نتیجه انباشته چند دهه آوارگی و بیتابعیتی است.
اما همین جمعیت حاشیهنشین اکنون دوباره در معرض موج تازهای از ناامنی قرار گرفتهاند. گزارش آسوشیتدپرس نشان میدهد که ترس از حملات مداوم، اعضای احزاب کرد را وادار کرده خانوادههای خود را از اردوگاههای حزبی خارج و به جوامع اطراف منتقل کنند. پیش از آنکه نام کسی در فهرست کشتهها و مجروحان بیاید، خانوادهها دارند از ترس موج بعدی حمله، از محل زندگی خود کنده میشوند.
در خود کویه نیز نشانههای این فشار مستقیم بر محیط غیرنظامی دیده شده است. ۲۱ اسفند، روداو گزارش داد که یک حمله پهپادی به اردوگاه زوی سپی وابسته به حزب دموکرات کردستان ایران در حاشیه کویه، بخش مسکونی اردوگاه را هدف قرار داد. به نوشته این رسانه، محل اصابت خانهای غیرنظامی در اردوگاهی بوده که محل زندگی زنان، کودکان و دیگر غیرنظامیان است.
همان روز رسانههای دیگری هم به نقل از مقامهای محلی گزارش کردند که سه عضو یک خانواده در اثر حمله به خانهای در داخل این اردوگاه زخمی شدهاند. یک روز بعد نیز روداو از اصابت حدود پنج موشک به اردوگاه آزادی در کویه خبر داد؛ اردوگاهی که محل استقرار اعضا و خانوادههای حزب دموکرات کردستان ایران توصیف شده است. جدا از اختلافهای جزئی میان منابع درباره شمار تلفات، در یک نکته تردیدی نیست: خود فضاهای مسکونی و خانوادگی در مرکز اصابت قرار گرفتهاند.
ائتلاف احزاب کردی ایران در ۲۹ اسفند در بیانیهای از جمهوری اسلامی، دولت عراق و جامعه بینالمللی خواست حملات به پناهندگان و مقرهای حزبی را متوقف کنند. در این بیانیه تصریح شده که حملات موشکی و پهپادی ۲۱ روز گذشته، اردوگاهها و سایتهای سیاسی را هدف گرفته، جان غیرنظامیان را به خطر انداخته و چندین خانواده را وادار به فرار کرده است. ائتلاف همچنین خواهان تحقیق بینالمللی و افزایش حفاظت از پناهندگان شده است. اهمیت این موضع در آن است که برای خود احزاب نیز موضوع فقط دفاع از «مقر سیاسی» یا «نیروی رزمی» نیست؛ بلکه مسئله پناهنده، خانواده و غیرنظامی اکنون به شکل آشکار در مرکز پرونده قرار گرفته است.
این جابهجایی تمرکز، برای فهم سیاسی ماجرا تعیینکننده است. جمهوری اسلامی در سالهای گذشته بارها حمله به مواضع احزاب کرد ایرانی را با ادبیات امنیتی توجیه کرده است، اما آنچه در هفتههای اخیر رخ داده، نشان میدهد که نتیجه عملی این حملات فراتر از هدف قراردادن واحدهای مسلح است. وقتی خانهها از ترکش آسیب میبینند، وقتی خانوادهها از اردوگاهها منتقل میشوند، وقتی اردوگاهی که دههها محل زیست تبعیدیان بوده دوباره به منطقه خطر تبدیل میشود، با نوعی مجازات جمعی و سازمانیافته کردن ناامنی روبهرو هستیم.
فرماندهان نظامی در ایران به خوبی فرق میان یک نیروی آموزش دیده چریک با تجهیزات نظامی لجستیکی قابل رزم را با محل زیست یک خانواده معمولی تشخیص میدهند. در چنین وضعی، پناهندگان کرد ایرانی فقط قربانیان حاشیهای جنگی بزرگتر نیستند؛ آنها خود یکی از کانونهای انسانی این بحراناند.
آنچه این وضعیت را تلختر میکند، سابقه خود این جامعه است. ساکنان اردوگاههایی مانند کاوه، نه جمعیتی تازهوارد، بلکه بازماندگان چند نسل تبعیدند؛ مردمی که از انقلاب ۱۳۵۷ به این سو بهای ستم سیاسی، جنگ، سرکوب و بیتابعیتی را پرداختهاند. اکنون همان مردمی که دههها از حق شهروندی کامل، مالکیت و ثبات محروم ماندهاند، بار دیگر باید هزینه رقابتهای نظامی و منطق امنیتی دولتها را بپردازند. مسئله دیگر فقط «امنیت مرز» یا «نزاع با احزاب» نیست. مسئله، حق زیستن انسانهایی است که حتی پناهگاهشان هم دیگر پناهگاه نیست.
برای فهم حملات اخیر به اردوگاههای احزاب کرد ایرانی، باید از قاب صرفا نظامی بیرون آمد. در روزهای گذشته، هم الگوی حمله به مقرها ادامه یافته، هم فشار مستقیم بر خانوادهها و پناهندگان آشکارتر شده است. در چنین شرایطی، هر گزارشی که فقط از «موقعیتهای نظامی» حرف بزند و خانوادهها، خانهها، زنان، کودکان و زندگی معلق پناهندگان را از تصویر حذف کند، در واقع بخشی از حقیقت را حذف کرده است. حقیقت این است که در اقلیم کردستان عراق، جمهوری اسلامی فقط با رقبای سیاسی و نظامیاش نمیجنگد؛ سایه این حملات بر سر مردمی افتاده که سالهاست با تبعید، بیحقوقی و انتظار زیستهاند، و حالا حتی همان انتظار هم زیر آتش رفته است.





نظرها
نظری وجود ندارد.