چنان نماند چنین نیز هم نخواهد ماند

ارتباط ناشناخته. ارتباط بدون سانسور. ارتباط برقرار نمی‌شود. سایت اصلی احتمالاً زیر سانسور است. ارتباط با سایت (های) موازی برقرار شد. ارتباط برقرار نمی‌شود. ارتباط اینترنت خود را امتحان کنید. احتمال دارد اینترنت به طور سراسری قطع شده باشد. ادامه مطلب

برون‌شد از دوگانگی کاذب: سازماندهی از پایین، تنها راه نیروهای مترقی

حسین نوش‌آذر ـ در شرایطی که آمریکا و جمهوری اسلامی هر دو به دنبال توافقی برای مدیریت بحران‌اند و ارتجاع منطقه‌ای نیز به مهار ایران کمک می‌کند، محمد‌رضا شالگونی، فعال سیاسی نام‌آشنا در گفت‌وگو با رادیوزمانه تأکید دارد که نیروهای مترقی نباید خود را میان «حمایت از نظام» یا «پذیرش سلطه خارجی» گیر بیندازند؛ بلکه باید با عبور از این دوگانه ساختگی، از طریق سازماندهی مستمر طبقات فرودست و تقویت تشکل‌های صنفی و مدنی، رویارویی فرسایشی خود را برای دستیابی به دموکراسی و عدالت اجتماعی پیش ببرند.

آنچه در هفته‌های اخیر در منطقه در جریان است، صحنه‌ای از بازتولید نظم سلطه با مشارکت بازیگران متعدد است. از یک سو، آمریکا با عقب‌نشینی از شعارهای «تسلیم بی‌قیدوشرط» و تغییر رژیم، عملاً نشان داده که هدف واقعی، تغییر رژیم نیست، بلکه دستیابی به توافقی است که هم دسترسی آمریکا به منابع نفتی ایران و هژمونی منطقه‌ای آن را تأمین کند و هم از ورود به یک جنگ زمینیِ پرهزینه و بی‌فرجام جلوگیری کند. از سوی دیگر، ارتجاع منطقه‌ای (عربستان، امارات، اسرائیل) با عادی‌سازی روابط و هماهنگی با واشنگتن، به دنبال مهار ایران به عنوان رقیب منطقه‌ای و تثبیت موقعیت خود در برابر هرگونه تغییر دموکراتیک ریشه‌ای است.

چشم‌انداز صلح در این شرایط چیست؟ آیا راهبرد نیروهای مترقی باید عبور از دوگانگی «دفاع از ایران» (تأیید نظام) و «دفاع از آمریکا» (پذیرش سلطه خارجی) باشد؟ چگونه می‌توان گفتمان و سازماندهی مستقلی حول مطالبات صلح، عدالت اجتماعی و دموکراسی را بازسازی کرد تا هزینه‌های توافقات نخبگانی بر دوش طبقات فرودست نیفتد؟ با محمد رضا شالگونی، فعال سیاسی نام‌آشنا گفت‌وگو کرده‌ام. می‌شنوید:

برای دیدن محتوای نقل شده از سایت دیگر، کوکی‌های آن سایت را بپذیرید

کوکی‌های سایت‌ دیگر برای دیدن محتوای آن سایت‌ حذف شود

دوگانگی‌های کاذب

آقای شالگونی با اشاره به آخرین تحولات منطقه معتقد است که از یک سو، آمریکا و اسرائیل توانایی‌های موشکی و پهپادی ایران را دست‌کم گرفته‌اند و از سوی دیگر، ایران نیز به دنبال فرسایشی کردن جنگ برای اعمال فشار بیشتر است. به باور او، هر دو طرف از امتیازاتی برخوردارند؛ جمهوری اسلامی در جهان عرب و میان مسلمانان به دلیل دفاع از آرمان فلسطین محبوبیت دارد، اما در عین حال در داخل ایران با انزجار عمومی مواجه است. با این حال، ادامه درگیری، پیروزی قاطع را برای هیچ‌کدام به ارمغان نخواهد آورد و حتی ممکن است به اشغال مناطقی مانند جزیره خارگ توسط آمریکا منجر شود.

شالگونی در ادامه تأکید می‌کند که نیروهای مترقی نباید خود را در دوگانگی کاذب «حمایت از ایران» (یعنی تأیید سیاست‌های جمهوری اسلامی) یا «حمایت از آمریکا» (یعنی پذیرش سلطه امپریالیستی) گرفتار کنند. او با اشاره به تجربه تاریخی نیروهای چپ و ضد امپریالیست یادآوری می‌کند:

ضد امپریالیسم به این معنا نیست که باید به هر قیمتی و با هر کاری برای مقابله با امپریالیسم دست به عمل زد. ضد امپریالیسم یعنی برای بهبود زندگی خود و دیگران، برای آزادی، برای حق حاکمیت ملی و در برابر امپریالیسمی که متجاوز است و به هر بهانه‌ای به تاخت و تاز می‌پردازد، مقابله کنید. به این معنا نیست که شما به هر قیمتی با یک رژیم تاریک‌اندیش کنار بیایید که می‌خواهد ما را به دوران جامعه شترنشینی و عقب‌ماندگی بازگرداند.

او جمهوری اسلامی را رژیمی می‌داند که با منطق «فاشیسم مذهبی» نه تنها کشور را به سمت نابودی کشانده، بلکه بزرگ‌ترین ضربه را به جنبش‌های مستقل و مدنی ایران وارد کرده است. به گفته وی، تحرکات اخیر و میانجی‌گری‌های صورت‌گرفته، در عمل فضای شکل‌گیری تشکل‌های صنفی و مدنیِ مستقل نظیر جنبش معلمان، کارگران و پرستاران را که پیش از این رو به گسترش بودند، مختل کرده است.

بر اساس این دیدگاه، راهبرد نیروهای مترقی نه در تقابل نظامی یا توافقات نخبگانی، بلکه در «سازمان‌یابی مستمر طبقات فرودست» از طریق تشکل‌های صنفی و مدنی تعریف می‌شود. او در این زمینه تأکید می‌کند:

ما باید از این جنگ فرسایشی ـ یا بهتر است بگوییم رویارویی‌های فرسایشی ـ استفاده کنیم و خودمان را سازمان دهیم. مردم را، به‌ویژه پایینی‌ها را، سازمان دهیم. آنگاه از همین بیداری ما آغاز می‌شود.

تمرکز بر رویارویی فرسایشی با جمهوری اسلامی

راهبرد پیشنهادی او برای نیروهای مترقی و جامعه مدنی، تمرکز بر «رویارویی فرسایشی» و سازمان‌دهی از پایین است. به باور وی، نقطه قوت جنبش‌های مردمی، اکثریت قاطع مردم ایران است که خواهان تغییر هستند، در حالی که نقطه ضعف جمهوری اسلامی، اقلیت سازمان‌یافته‌ای است که به قدرت تکیه دارد. او جنبش «زن، زندگی، آزادی» را نمونه‌ای از یک بیداری تاریخی می‌داند و تأکید می‌کند که به جای اقدامات آنی و شتاب‌زده، باید از طریق تقویت تشکل‌های صنفی و مدنیِ موجود، زمینه را برای دموکراسی و عدالت اجتماعی فراهم کرد و با تکیه بر نارضایتی عمیق عمومی ناشی از فقر و نابرابری، ساختار قدرت موجود را تضعیف کرد.

شالگونی با اشاره به جنبش‌های اخیر ایران تصریح می‌کند که این تشکل‌ها ـ مانند تشکل معلمان، کارگران حمل‌ونقل، پرستاران و جنبش «زن، زندگی، آزادی» «آینده‌سازان کشور» هستند. به باور او، این رویارویی فرسایشی سازمان‌یافته، برخلاف شعارهای شتاب‌زده «قیام در چند روز»، امکان می‌دهد تا نیروهای مستقل از پایین شکل بگیرند و با تکیه بر «اکثریت قاطع مردم ایران» که خواهان تغییرند، نظام موجود را از نفس بیندازند.  

در مجموع محمدرضا شالگونی با دقت، وضعیت کنونی را نه تقابل ساده‌ی «ایران در برابر آمریکا»، بلکه در معنای همگرایی منافع صاحبان قدرت در تهران و واشنگتن برای مدیریت بحران به هزینه‌ی طبقات فرودست می‌داند. در چنین شرایطی، راهبرد پیشنهادی او برای نیروهای مترقی مبتنی بر دو اصل است: نخست، عبور از دوگانگی کاذب «حمایت از ایران یا آمریکا» و اتخاذ موضعی مستقل که همزمان با امپریالیسم و با ساختار استبدادیِ داخلی مخالف باشد؛ دوم، تمرکز بر «رویارویی فرسایشی» از طریق سازمان‌دهی مستقل تشکل‌های صنفی و مدنی (مانند معلمان، کارگران، پرستاران و جنبش زن، زندگی، آزادی) که به باور او، تنها مسیر ممکن برای بازسازی قدرت از پایین و تحقق دموکراسی و عدالت اجتماعی است.

این مطلب را پسندیدید؟ کمک مالی شما به ما این امکان را خواهد داد که از این نوع مطالب بیشتر منتشر کنیم.

آیا مایل هستید ما را در تحقیق و نوشتن تعداد بیشتری از این‌گونه مطالب یاری کنید؟

.در حال حاضر امکان دریافت کمک مخاطبان ساکن ایران وجود ندارد

توضیح بیشتر در مورد اینکه چطور از ما حمایت کنید

نظر بدهید

در پرکردن فرم خطایی صورت گرفته

نظرها

نظری وجود ندارد.