میثم آلمهدی: جنگ برای نیروهای انقلابی فاجعهبار است
زهرا باقریشاد ـ در شرایطی که جنگ فضای سیاسی و اجتماعی ایران را بیش از پیش امنیتی کرده، بسیاری از فعالان مدنی از تضعیف جنبشها و محدود شدن امکان کنش جمعی میگویند. میثم آلمهدی، فعال کارگری، در گفتوگو با رادیو زمانه از پیامدهای جنگ بر جنبشهای اجتماعی و چشمانداز مبارزه سخن میگوید.

نمایی از ویرانیهای گسترده در مناطق جوادیه و بریانک در نتیجه حملات آمریکا و اسرائیل در تهران، ایران در ۱۵ مارس ۲۰۲۶ ـ عکس:Fatemeh Bahrami/ منبع: AFP
بسیاری از فعالان جامعه مدنی بر این نظر هستند که جنگ، با فشردهتر کردن فضای سیاسی و اجتماعی، بستن فضا و امنیتی شدن آن، و کنترل بیشتر، ضربهی جدی به جنبشهای اجتماعی وارد میکند. در چنین شرایطی، طبیعتاً اولویتهای جامعه از مطالبات مدنی و حقوقی به بقا، امنیت و مسائل اورژانسی تغییر پیدا میکند. سرکوب، محدودیتهای ارتباطی و کاهش امکان تجمع، همهی اینها با هدف تضعیف سازماندهی و کنش جمعی انجام میشود. علاوه بر این، جنگ میتواند شکافها و قطبیسازیها را تشدید کند و همبستگی درون جنبشها را از بین ببرد. در نتیجه، بسیاری از جنبشهای اجتماعی یا به حاشیه رانده میشوند یا ناچار میشوند به توافق و بازتعریف خود در شرایطی بسیار دشوار دست بزنند.
در همین زمینه، میثم آلمهدی، فعال کارگری، در گفتوگو با رادیو زمانه به بررسی ابعاد مختلف جنگ و تأثیر آن بر جنبشهای اجتماعی پرداخته است.
جنگ را باید در دو بُعد دید
آلمهدی معتقد است برای فهم وضعیت کنونی، باید جنگ را در دو سطح تحلیل کرد: از یکسو عواملی که به وقوع جنگ انجامیده و از سوی دیگر پیامدهایی که این وضعیت بر جنبشهای مردمی تحمیل میکند. به گفته او، بُعد نخست را باید در چارچوب نزاعهای سیاسی و نقش نیروهایی دید که بهنوعی از تداوم بحران و جنگ منتفع میشوند.
او همچنین به نقش روایتسازی رسانهای اشاره میکند و میگوید تصویری که از «تمایل مردم ایران به جنگ» ساخته میشود، نهتنها در فضای داخلی بلکه در برخی رسانههای اروپایی نیز بازتاب یافته و خریداری میشود؛ روایتی که بهگفته او، بر پایه نابرابری ارزش جان انسانها در نظام جهانی شکل میگیرد.
جنگ رهاییبخش نیست
این فعال کارگری روایتهایی را که جنگ را بهعنوان ابزاری برای «رهایی» معرفی میکنند، رد میکند. به باور او، آنچه در عمل رخ داده، نه تضعیف که در مواردی حتی تقویت ساختار قدرت بوده است. او با اشاره به وضعیت رهبری جمهوری اسلامی، میگوید تمرکز بر حذف فیزیکی افراد، بدون توجه به ساختارها، تحلیلی سطحی از واقعیت ارائه میدهد.
در عین حال، آلمهدی بر اهمیت پاسخگویی تأکید میکند و توضیح میدهد که این مطالبه، از دل تجربه زیسته در خیابانهای ایران برآمده است. به گفته او، سخن گفتن امروزِ فعالان، بازتاب صدایی است که از بطن جامعه و نه از ساختارهای رسمی و رسانههای بینالمللی شکل گرفته است.
ما از متن خیابان آمدهایم
او با تأکید بر اینکه جنبشهای اجتماعی ایران از مسیرهای رسمی و قدرتهای بینالمللی عبور نکردهاند، میگوید این نیروها در بستر تجربههای واقعی و زیسته در خیابان شکل گرفتهاند. از نظر او، همین امر باعث شده که این جریانها بر حق پرسشگری و مطالبه پاسخ پافشاری کنند و خود را صرفاً دریافتکننده روایتهای بیرونی ندانند.
آلمهدی معتقد است نادیده گرفتن این صداها و تقلیل آنها به سوژههای منفعل، بخشی از همان رویکردی است که امکان شکلگیری کنش مستقل را محدود میکند.
مبارزه ادامه زندگی است
در بخش دیگری از این گفتوگو، او به بُعد عمیقتر مسئله، یعنی نسبت جنگ با زندگی و مبارزه روزمره، میپردازد. بهگفته او، مبارزه صرفاً یک کنش سیاسی مقطعی نیست، بلکه تداوم زندگی در شرایطی است که با انواع فشارها و محدودیتها همراه است.
او برای توضیح این موضوع به روند چندساله اعتراضات در ایران اشاره میکند: از اعتراضات خوزستان و اعتصابات کارگران نفت تا قیام ژینا و حضور گسترده زنان در خیابانها. به باور او، این رویدادها نشاندهنده یک فرآیند تدریجی و تکاملی در شکلگیری مطالبات و اعتمادبهنفس جمعی هستند.
جنگ میتواند انقلاب را به تأخیر بیندازد
در جمعبندی، آلمهدی تأکید میکند که جنگ میتواند روندهای اجتماعی را مختل و به تأخیر بیندازد، اما قادر به متوقف کردن آنها نیست. او معتقد است که نیروهای اجتماعی، بهویژه طبقه کارگر و نیروهای مترقی، در نهایت به سمت سازماندهی حرکت خواهند کرد.
در عین حال، او وضعیت کنونی را برای نیروهای اجتماعی و انقلابی پرهزینه و حتی «فاجعهبار» توصیف میکند؛ وضعیتی که در آن، هم فشارهای ناشی از جنگ و هم محدودیتهای داخلی، امکان کنش جمعی را بهشدت کاهش داده است.
فایل صوتیدگفتوگو را در زیر بشنوید:




نظرها
نظری وجود ندارد.